WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
<b>هدیه     :مترجم</b>

00:00.000 --> 00:10.000
<b>رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند</b>

00:00.000 --> 00:10.000
<b>@AioSub    |    @MixFlixTopcom</b>

00:01.800 --> 00:03.020
<b>ازتون ممنونم</b>

00:04.650 --> 00:08.520
<b>شنیدم آقای کامیل و السی مجازات نمی‌شن</b>

00:09.270 --> 00:11.900
<b>چیزی نیست که لازم باشه براش تشکر کنی</b>

00:12.210 --> 00:15.600
<b>،بازم. شنیدم سیاست پیشرفت فقرا</b>

00:15.600 --> 00:19.540
<b>تحت نظارت شما پیش می‌ره، شاهزاده تئودور</b>

00:21.160 --> 00:24.000
<b>برادرم ازم پرسید
.که می‌خوام انجام‌ـش بدم یا نه</b>

00:24.000 --> 00:28.290
<b>،پس، این یعنی هر دوتون
به مسائل رسمی رسیدگی می‌کنین؟</b>

00:29.490 --> 00:32.030
<b>خب، فکر کنم همین‌طورـه</b>

00:32.780 --> 00:36.550
<b>،خب، فقط واسه گفتن همچین چیزی
خودت رو توی زحمت ننداختی که بیای اینجا، نه؟</b>

00:37.390 --> 00:40.430
<b>درواقع، یه درخواست ازتون دارم</b>

00:43.020 --> 00:43.670
<b>چیه؟</b>

00:44.310 --> 00:48.190
<b>چیزی‌ـه که برای برادرتون هم ضروری خواهد بود</b>

00:48.650 --> 00:53.190
<b>چیکار کنم؟ نمی‌دونم زن داداشم چی می‌گه</b>

00:53.600 --> 00:56.130
<b>لطفا، شاهزاده تئودور</b>

02:30.560 --> 02:32.350
<b>تدارکات کامل شده</b>

02:34.580 --> 02:36.510
<b>من دیگه می‌رم</b>

02:36.780 --> 02:37.720
<b>!بله، بانوی من</b>

02:42.230 --> 02:45.070
<b>نامه‌ای رسمی از پادشاهی کویولز رسیده</b>

02:57.870 --> 02:58.710
<b>بیا داخل</b>

03:01.200 --> 03:03.930
<b>اوضاع‌تون چطورـه، شاهزاده آرنولد؟</b>

03:03.930 --> 03:07.790
<b>،ممنونم با وجود این که انقدر سرتون شلوغ‌ـه
واسه من وقت گذاشتین</b>

03:08.080 --> 03:10.290
<b>چه کاری تو رو به اینجا کشونده؟</b>

03:10.290 --> 03:14.280
<b>اونقدر نگران به نظر میای
که معلومه واسه دیدن قیافه‌ی نامزدت نیومدی</b>

03:20.620 --> 03:23.800
<b>،اعلی حضرت
یه اتاق توی ویلا واسه‌تون آماده شده</b>

03:24.160 --> 03:24.950
<b>چی؟</b>

03:25.690 --> 03:29.280
<b>،اگه وقت دارین
می‌تونم الان اتاق رو نشون‌تون بدم؟</b>

03:29.280 --> 03:32.310
<b>واسه چی همچین کاری انقدر مضطربت کرده؟</b>

03:32.610 --> 03:36.060
<b>خدمتکارهام مشتاقانه
و با پشتکار روش کار کردن</b>

03:36.060 --> 03:38.910
<b>،این مسئله واسه اون‌ها
بیش‌تر مثل یه امتحان فارغ التحصیلی‌ـه</b>

03:39.570 --> 03:44.280
<b>،با این حال، می‌تونم بااطمینان بگم
اتاقی که آماده کردن خیلی دوست داشتنی‌ـه</b>

03:45.360 --> 03:49.790
<b>فکر می‌کردم دوست داشتی
که تنهایی توی اون ویلا زندگی کنی</b>

03:49.790 --> 03:51.400
<b>!معلومه که نه</b>

03:51.400 --> 03:55.170
<b>،می‌خوام اون‌جا
با شما زندگی کنم شاهزاده آرنولد</b>

03:56.520 --> 03:57.730
<b>که این‌طور</b>

03:58.400 --> 04:01.300
<b>انگار دوباره یه نقشه‌ی سرگرم‌کننده ریختی</b>

04:01.300 --> 04:03.590
<b>!یه جور می‌گین انگار آدم افتضاحی‌ام</b>

04:04.030 --> 04:05.050
<b>خیلی خب</b>

04:05.400 --> 04:07.510
<b>طبق نقشه‌ـت پیش می‌رم</b>

04:07.510 --> 04:09.680
<b>به لطف تو، روحیه‌ـم بهتر شد</b>

04:10.590 --> 04:12.430
<b>روحیه‌تون؟</b>

04:12.430 --> 04:13.480
<b>بیا بریم</b>

04:19.520 --> 04:21.190
<b>ممنونم</b>

04:25.390 --> 04:27.530
<b>اعلی حضرت، این اتاق خواب شخصی‌تون‌ـه</b>

04:28.080 --> 04:31.050
<b>نظرتون چیه؟ اتاق مجللی‌ـه، مگه نه؟</b>

04:31.050 --> 04:32.830
<b>خیلی تاثرگذارـه</b>

04:33.060 --> 04:36.710
<b>این ویلا، سال‌هاست که متروکه بوده</b>

04:36.960 --> 04:39.170
<b>تو فقط سه هفته‌ـست که اینجا اومدی</b>

04:39.170 --> 04:40.910
<b>تو همچین زمان کمی، خیلی بهش رسیدی</b>

04:40.910 --> 04:42.580
<b>!ممنونم</b>

04:42.580 --> 04:44.840
<b>،همه‌چی رو از ابتدا به تازه‌کارها یاد دادی
مگه نه؟</b>

04:44.840 --> 04:48.970
<b>،بله. وقتی حرفه‌ای رو یاد بگیرن
می‌تونن هرجایی زندگی‌شون رو تامین کنن</b>

04:48.970 --> 04:50.990
<b>و یه چیز دیگه هم بدست میارن</b>

04:52.480 --> 04:53.480
<b>غرور</b>

04:54.010 --> 04:57.550
<b>وقتی کارشون رو تموم می‌کنن
،و یکی ازشون تعریف می‌کنه</b>

04:57.550 --> 04:58.880
<b>بهشون حس غرور می‌ده</b>

04:59.510 --> 05:02.190
<b>،چنین غروری باعث می‌شه یه فرد
بهترین بهره رو از خودش ببره</b>

05:02.700 --> 05:06.570
<b>استعدادش رو داری که به مردم عزت نفس بدی</b>

05:10.280 --> 05:12.980
<b>،وقتی ازت تعریف می‌کنم
همچین قیافه‌ای به خودت می‌گیری؟</b>

05:14.270 --> 05:17.320
<b>دارین سربه‌سرم می‌ذارین، مگه نه؟</b>

05:17.320 --> 05:19.420
<b>،ممکنه این‌طور به نظر نیاد
ولی یه تعریف از ته قلبه</b>

05:19.910 --> 05:21.570
<b>خب، واسه‌تون خیلی بد شد</b>

05:21.570 --> 05:25.970
<b>،حتی اگه دروغ باشه
تعریف کردن‌تون خیلی خوش‌حالم می‌کنه</b>

05:28.650 --> 05:32.620
<b>توی کل ویلا، این اتاق بهترین نور رو داره</b>

05:38.080 --> 05:40.590
<b>،وقتی پنجره رو باز می‌کنین
باد حس فوق‌العاده‌ای داره</b>

05:40.590 --> 05:42.820
<b>پس واسه یه چرت بعد از ظهر عالی‌ـه، مگه نه؟</b>

05:43.180 --> 05:45.580
<b>هیچ‌وقت در طول روز به اتاقم برنمی‌گردم</b>

05:46.140 --> 05:48.450
<b>این اتاق کنار اتاق توـه، درسته؟</b>

05:48.450 --> 05:52.580
<b>،بله. فکر کردم این‌جوری
برای نگهبان‌ها راحت‌تر باشه</b>

05:52.800 --> 05:54.000
<b>و همچنین برای من</b>

05:54.000 --> 05:54.770
<b>چی؟</b>

05:54.770 --> 05:57.700
<b>چون پیشاپیش رفتار بی‌پروات رو می‌بینم</b>

05:57.700 --> 06:01.460
<b>،قصد دارم وقتم رو به بطالت بگذرونم
پس کار بی‌پروایی نمی‌کنم</b>

06:02.960 --> 06:04.460
<b>...به هر حال، نه اون‌قدر</b>

06:04.460 --> 06:05.630
<b>احمق</b>

06:06.140 --> 06:07.750
<b>آزادی هر کار می‌خوای بکنی</b>

06:07.750 --> 06:10.320
<b>،ولی هیچ کاری
به بی‌پروایی کار اون روزت انجام نده</b>

06:10.320 --> 06:11.930
<b>خیلی متاسفم</b>

06:13.010 --> 06:17.050
<b>،حالا که حرفش شد، یادتون‌ـه اون روز عصر
توی مهمونی راجع به چی حرف زدیم؟</b>

06:17.050 --> 06:17.850
<b>منظورت چیه؟</b>

06:18.420 --> 06:21.480
<b>گفتین دوست دارین
که مبارزه کردن با من رو امتحان کنین</b>

06:23.470 --> 06:26.790
شاید ارزشش رو داشته باشه
که یه روز باهات مبارزه کنم

06:26.790 --> 06:29.280
!خیلی خوش‌حال می‌شم

06:29.940 --> 06:32.240
<b>درسته، همچین حرفی زدیم</b>

06:32.240 --> 06:33.750
<b>یه بار هم برام کافی‌ـه</b>

06:33.750 --> 06:35.620
<b>بهم آموزش می‌دین؟</b>

06:35.620 --> 06:40.370
<b>روش‌های مخصوص آموزشی که اعلی‌حضرت
و شوالیه‌ها استفاده می‌کنن رو بهم یاد بدین</b>

06:41.340 --> 06:43.630
<b>چی باعث می‌شه بگین اون روش‌ها خاص‌ان؟</b>

06:44.330 --> 06:48.800
<b>،از وقتی به قصر اومدم
چندین بار تمرین همه رو تماشا کردم</b>

06:48.800 --> 06:53.510
<b>ولی مشخصه که حرکات اعلی‌حضرت
و شوالیه‌های سلطنتی، با بقیه فرق می‌کنه</b>

06:56.680 --> 06:57.680
<b>خیلی خب</b>

06:57.680 --> 07:00.350
<b>چی؟ مطمئن‌این؟</b>

07:00.970 --> 07:05.110
<b>هرچی نباشه، بهت قول دادم هر کاری
که آرزوش رو داشتی، انجام بدم</b>

07:05.110 --> 07:08.320
<b>خب... ممنونم</b>

07:08.880 --> 07:10.860
<b>فوق‌العاده خوش‌حالم کردین</b>

07:11.400 --> 07:12.740
<b>خوش‌حال؟</b>

07:13.220 --> 07:20.750
<b>،تا جای که می‌دونم، کار با شمشیرتون
زیباترین و قدرتمندترین در تموم دنیاست</b>

07:22.030 --> 07:23.990
<b>توی تموم دنیا، ها؟</b>

07:24.760 --> 07:27.000
<b>!البته که اینجوری شنیدم</b>

07:27.590 --> 07:32.320
<b>،مهارتی که فقط برای کشتن مردم‌ـه
نمی‌تونه زیبا باشه</b>

07:32.770 --> 07:33.890
<b>...اعلی‌حضرت</b>

07:35.480 --> 07:37.670
<b>من زودتر به محل تمرین می‌رم</b>

07:37.670 --> 07:39.500
<b>لباسی بپوش که بتونی توش حرکت کنی</b>

07:43.370 --> 07:46.600
<b>همیشه این‌جوری تمرین می‌کنین؟</b>

07:46.600 --> 07:48.400
<b>همیشه نه</b>

07:48.400 --> 07:52.150
<b>،وقتی یه عادت بد پیدا کنی
دیگه کاری ازت ساخته نیست</b>

07:52.150 --> 07:56.960
<b>بند بازو و پا برای کمک به خوب تقلید کردن
از شرایط میدان نبردـه</b>

07:56.960 --> 07:59.660
<b>،طوری که حتی اگه یه عضو هم از دست بدی
بتونی به مبارزه ادامه بدی</b>

08:00.210 --> 08:02.290
<b>این آموزش برای همینه، مگه نه؟</b>

08:03.330 --> 08:06.290
<b>مثل همیشه نگرش‌ـت تاثیرگذارـه</b>

08:06.740 --> 08:09.300
<b>،حتی اگه بازوم هم کنده بشه
به تکون دادن شمشیرم ادامه می‌دم</b>

08:09.300 --> 08:12.050
<b>،حتی اگه پام بشکنه
به پیشروی ادامه می‌دم</b>

08:12.050 --> 08:14.330
<b>،و حتی اگه باید دوتا چشم‌هام رو از دست بدم</b>

08:14.330 --> 08:17.550
<b>،تا آخرین لحظه دنبال راهی
برای از بین بردن دشمنم خواهم بود</b>

08:18.000 --> 08:21.360
<b>،انجام چنین کاری
منجر به راهی برای زنده موندنم می‌شه</b>

08:21.960 --> 08:26.770
<b>،شنیدم هدف راه یه شوالیه
بدست آوردن شرافت و زیبایی‌ـه</b>

08:27.530 --> 08:31.380
<b>،اگرچه، راهی برای زنده موندن پیدا می‌کنن
مهم نیست که مبارزه‌شون چقدر ناخوشایند باشه</b>

08:31.380 --> 08:33.460
<b>برای زنده موندن‌ـه که دشمنان‌شون رو می‌کشن</b>

08:34.110 --> 08:36.950
<b>طرز فکر اعلی‌حضرت همینه، درسته؟</b>

08:38.100 --> 08:40.450
<b><i>تعجبی نداره که بهش باختم</i></b>

08:40.450 --> 08:42.110
<b>نگران نباش</b>

08:42.110 --> 08:46.960
<b>قصد ندارم حریفی
که برای ازدواجش آماده می‌شه رو زخمی کنم</b>

08:49.500 --> 08:54.090
<b>اگه ببرم، به یه سوالم جواب می‌دیدین؟
هر سوالی که می‌خواد باشه؟</b>

08:55.010 --> 09:01.350
<b>در قبالش، اگه ببازم یه آرزوی اعلی‌حضرت
رو برآورده می‌کنم، هیچی که می‌خواد باشه</b>

09:02.870 --> 09:04.100
<b>خیلی خب</b>

09:04.300 --> 09:06.820
<b>پس، اگه اجازه بدین</b>

09:07.350 --> 09:08.500
<b>!شروع کنین</b>

09:11.540 --> 09:14.260
<b><i>،هرچی ضربات‌مون بیش‌تر طول بکشه
به ضرر من تموم می‌شه</i></b>

09:20.080 --> 09:21.560
<b><i>!یه حمله از جلو</i></b>

09:26.970 --> 09:29.370
<b>چی شد؟ همه‌ش همین بود؟</b>

09:30.540 --> 09:32.750
<b><i>مرکز تعادلم ناپایدارـه</i></b>

09:32.750 --> 09:36.260
<b><i>غریزه‌ـم باعث می‌شه وقتی می‌تونم
از بازوی چپم استفاده کنم، این‌جوری حرکت کنم</i></b>

09:36.920 --> 09:40.760
<b><i>...اگه مرکز تعادلم رو تنظیم کنم
می‌تونم ناحیه‌ی دسترسیم رو تغییر بدم</i></b>

09:41.700 --> 09:43.430
<b><i>!باید نزدیک‌تر بشم</i></b>

09:45.600 --> 09:47.850
<b>!حرکاتت کسل‌کننده‌ـست
!فقط به قدرتت تکیه نکن</b>

09:48.450 --> 09:49.860
<b>!حرکات پات داره بی‌دقت می‌شه</b>

09:50.230 --> 09:51.860
<b>از چابکی‌ـت استفاده کن</b>

09:52.270 --> 09:53.440
<b>!دورتر شو</b>

09:54.360 --> 09:55.490
<b>یه قدم دیگه</b>

09:55.490 --> 09:56.110
<b>هنوز نرسیدی</b>

09:56.110 --> 09:57.110
<b>دیدی؟</b>

09:59.820 --> 10:01.810
<b><i>واقعا تاثیرگذارـه</i></b>

10:01.810 --> 10:03.720
<b><i>،توی این ضربات کم</i></b>

10:03.720 --> 10:06.830
<b><i>بهم می‌گه دقیقا روی چی کار کنم
تا پیشرفت کنم</i></b>

10:09.830 --> 10:14.810
<b>فقط یکم از مبارزه‌ی اعلی‌حضرت
...و بانو ریشه می‌گذره، ولی</b>

10:14.810 --> 10:18.590
<b>،حق با توـه. توی یه چشم بهم زدن
حرکاتش پیشرفت کرد</b>

10:26.220 --> 10:27.740
<b><i>!بعدش، از بالا میاد</i></b>

10:34.650 --> 10:37.390
<b><i>دقیقا همون حرکته</i></b>

10:38.000 --> 10:42.140
<b><i>،ولی حتی اگه بفهمم چه اتفاقی قرارـه بیفته
بدنم نمی‌تونه بهش برسه</i></b>

10:43.370 --> 10:47.280
<b>قبل‌تر، گفتی شمشیرم قدرتمندترین‌ـه، درسته؟</b>

10:47.880 --> 10:52.670
<b>ولی حرکت الان‌ـت برای کسی بود
که یکی قدرتمندتر از من می‌شناسه</b>

10:53.600 --> 10:57.990
<b>،حتی وقتی باهام مبارزه می‌کنی هم
به اون شخص فکر می‌کنی، مگه نه؟</b>

10:59.700 --> 11:00.910
<b>حسودیم شد</b>

11:02.720 --> 11:04.960
<b>دیگه داره حسودیم می‌شه</b>

11:06.160 --> 11:07.640
<b>شوخی می‌کنین</b>

11:08.110 --> 11:14.560
<b>،همون‌طور که بهتون گفتم، شاهزاده آرنولد
شما قدرتمندترین آدمی هستین که می‌شناسم</b>

11:15.480 --> 11:20.580
<b><i>،واقعیته. شاهزاده‌ی پنج سال آینده
حتی از الان‌ـش قوی‌تر بود</i></b>

11:20.580 --> 11:22.720
<b><i>ظالم و فوق‌العاده ترسناک بود</i></b>

11:25.230 --> 11:26.100
<b>بیا سمتم</b>

11:27.300 --> 11:29.290
<b>یکم بیش‌تر روی من تمرکز کن</b>

11:48.780 --> 11:49.520
<b>!هنوز کارم تموم نشده</b>

12:04.680 --> 12:06.310
<b>خیلی تاثیرگذارـه</b>

12:06.310 --> 12:08.830
<b>قصد نداشتم حتی یه قدم هم حرکت کنم</b>

12:10.010 --> 12:14.080
<b>انگار به خاطر من یکم خودتون رو محدود کردین</b>

12:14.580 --> 12:17.590
<b>با این حال، ظاهرا خیلی دست کم گرفتمت</b>

12:18.700 --> 12:21.120
<b>واسه آموزش‌تون ممنونم</b>

12:22.560 --> 12:26.340
<b>یه کاری که بخوام رو انجام می‌دی، درسته؟</b>

12:26.340 --> 12:28.840
<b>بله. هر کاری دوست دارین بهم بگین</b>

12:28.840 --> 12:30.350
<b>زیر قولم نمی‌زنم</b>

12:31.560 --> 12:34.720
<b>،پس از امروز تا دو روز
بعد از ظهرهات رو خالی کن</b>

12:34.720 --> 12:35.980
<b>می‌ریم به شهر</b>

12:35.980 --> 12:39.770
<b>به شهر؟ که چیکار کنیم؟</b>

12:39.770 --> 12:41.260
<b>وقتش برسه بهت می‌گم</b>

12:44.010 --> 12:46.110
<b>چی شده؟ بلند شو وایستا</b>

12:49.990 --> 12:51.620
<b>...خب</b>

12:52.220 --> 12:54.970
<b>می‌خوام یکم بیش‌تر همین‌جوری بمونم</b>

12:54.970 --> 12:57.250
<b>لطفا برین و بدون من برگردین</b>

12:57.250 --> 12:58.160
<b>چرا؟</b>

13:00.480 --> 13:05.880
<b>...حقیقت اینه که
دست و پاهام دارن به خاطر مبارزه‌مون می‌لرزن</b>

13:06.360 --> 13:07.530
<b>چی؟</b>

13:07.530 --> 13:10.140
<b>انگار بدنم نمی‌کشید</b>

13:10.570 --> 13:13.070
<b>پس یکم بیش‌تر استراحت می‌کنم</b>

13:15.090 --> 13:16.270
<b>اعلی‌حضرت؟</b>

13:16.900 --> 13:20.400
<b>،فقط از روی دستکش لمس‌ـت می‌کنم
پس مشکلی نداره، درسته؟</b>

13:21.030 --> 13:21.480
<b>چی؟</b>

13:21.480 --> 13:22.980
<b>!چی؟ صبر کنین، اعلی‌حضرت</b>

13:31.030 --> 13:32.640
<b>دست‌وپا نزن، میفتی</b>

13:32.640 --> 13:34.490
<b>...خب آخه این</b>

13:34.490 --> 13:35.410
<b>نمی‌تونی وایستی، درسته؟</b>

13:35.410 --> 13:38.290
<b>!می‌تونم وایستم! وایمیستم
!لطفا بذارینم زمین</b>

13:38.290 --> 13:40.890
<b>نمی‌تونم برگردم
و نامزدم رو تنها بذارم، می‌تونم؟</b>

13:40.890 --> 13:43.630
<b>...ممکنه درست باشه، ولی</b>

13:45.520 --> 13:48.740
<b>دارم فکر می‌کنم
که می‌خواستی چی ازم بپرسی؟</b>

13:48.740 --> 13:49.260
<b>چی؟</b>

13:49.660 --> 13:54.110
<b>گفتی اگه ببری باید به یه سوال جواب بدم، نه؟</b>

13:54.110 --> 13:56.270
<b>واقعا فکر می‌کنین
که این‌جوری می‌تونم ازتون بپرسم؟</b>

13:57.310 --> 13:58.270
<b>می‌خندین؟</b>

13:58.580 --> 14:02.020
<b>!می‌دونستم
از تماشای واکنش‌هام لذت می‌برین، مگه نه؟</b>

14:02.020 --> 14:03.180
<b>می‌برم؟</b>

14:03.780 --> 14:05.910
<b>پس، تولدتون کی‌ـه؟</b>

14:05.910 --> 14:08.030
<b>بیست و هشتم دوازدهمین ماه</b>

14:08.030 --> 14:10.970
<b>!پس توی زمستون به دنیا اومدین
علایق‌تون چیه؟</b>

14:10.970 --> 14:12.160
<b>علاقه‌ی خاصی ندارم</b>

14:12.160 --> 14:14.250
<b>از چه چیزهایی خوش‌تون میاد، اعلی‌حضرت؟</b>

14:14.250 --> 14:16.050
<b>هرگز بهش فکر نکردم</b>

14:16.050 --> 14:17.840
<b>چه جور زنی رو ترجیح می‌دین؟</b>

14:17.840 --> 14:20.270
<b>و با این سوال، دنبال چی هستی؟</b>

14:32.490 --> 14:33.850
<b>ارباب اولیور</b>

14:34.330 --> 14:36.170
<b>خب، خب. بانو ریشه</b>

14:36.170 --> 14:38.320
<b>دارین می‌رین دفتر؟</b>

14:38.320 --> 14:42.860
<b>،بله. ممنونم که چنین اتاق معرکه‌ای
برای اعلی‌حضرت آماده کردین</b>

14:43.200 --> 14:44.180
<b>حرفش هم نزنین</b>

14:44.650 --> 14:46.480
<b>راستی، شاهزاده کجاست؟</b>

14:47.030 --> 14:50.790
<b>در واقع، دیشب یهویی مجبور شدن
که فرماندهی نگهبانی شب رو به عهده بگیرن</b>

14:50.790 --> 14:52.120
<b>پس هنوز نخوابیدن</b>

14:52.120 --> 14:53.170
<b>چی؟</b>

14:53.170 --> 14:57.200
<b>ازشون خواهش کردم که چرت بزنن
ولی ایشون وظایف رسمی خودشون رو دارن</b>

14:57.200 --> 14:59.520
<b>اصلا استراحت نمی‌کنن</b>

15:03.910 --> 15:06.380
<b>لطفا استراحت کنین، اعلی‌حضرت</b>

15:06.380 --> 15:09.040
<b>اولیور بازم حرف اضافی زد، مگه نه؟</b>

15:09.040 --> 15:11.130
<b>،شب بیدار موندن
روی بدن‌تون عوارض خودش رو می‌ذاره</b>

15:11.540 --> 15:13.140
<b>به هر حال نمی‌تونم بخوابم</b>

15:13.610 --> 15:17.950
<b>،در طول روز، همه نوع حضور مردم
توی قصر رو حس می‌کنم</b>

15:20.350 --> 15:21.520
<b>خیلی خب</b>

15:24.050 --> 15:27.840
<b>پس براتون لالایی می‌گم
.تا بخوابین، شاهزاده آرنولد</b>

15:28.720 --> 15:29.500
<b>چی؟</b>

15:36.960 --> 15:42.490
<b>،کنارتون می‌مونم
پس نگران نباشین، فقط استراحت کنین</b>

15:44.130 --> 15:48.340
<b>گاهی حرف‌هایی می‌زنی که با عقل جور درنمیاد</b>

15:48.340 --> 15:53.540
<b>اگه من اینجا باشم، فکر نمی‌کنم
که با حضورهای دورتر حواس‌تون پرت بشه</b>

15:53.540 --> 15:55.080
<b>درست می‌گی</b>

15:55.080 --> 15:57.890
<b>پس لطفا، یکم استراحت کنین</b>

16:23.600 --> 16:25.430
<b>انگار جواب نمی‌ده</b>

16:29.070 --> 16:30.800
<b>کنارتون دراز بکشم؟</b>

16:38.990 --> 16:40.460
<b>مزاحمتم رو ببخشین</b>

16:53.800 --> 16:56.440
<b>داری چیکار می‌کنی؟</b>

16:56.980 --> 17:01.890
<b>،تقلید ضربان قلب
روشی برای آرامش قلب و ذهن‌ـه</b>

17:03.520 --> 17:08.140
<b><i>،توی زندگیم به عنوان خدمتکار
اغلب عادت داشتم واسه بانوم همچین کاری کنم</i></b>

17:08.840 --> 17:12.960
<b>،اگه واسه یه بچه این کار رو بکنی
زود می‌خوابه</b>

17:13.450 --> 17:14.970
<b>یه بچه؟</b>

17:18.030 --> 17:21.810
<b>احتمالا تنها کسی هستی
که این‌جوری باهام رفتار می‌کنه</b>

17:44.410 --> 17:46.270
<b>اگه کنجکاوی، هر کار دوست داری بکن</b>

18:02.390 --> 18:03.520
<b>بس کن</b>

18:04.370 --> 18:05.680
<b>...تو واقعا</b>

18:05.680 --> 18:09.270
<b>متاسفم. باید قلقلک‌تون اومده باشه</b>

18:11.020 --> 18:14.220
<b>،اگه قرار بود چنین کاری کنیم
باید دستکش می‌پوشیدم</b>

18:14.730 --> 18:18.560
<b>اگه می‌پوشیدم، می‌تونستم جبران کنم</b>

18:18.560 --> 18:23.370
<b>،این‌جوری هم نیست که لمس با دستکش
!یا از روی لباس، مشکل نداشته باشه</b>

18:24.310 --> 18:25.400
<b>شوخی کردم بابا</b>

18:32.480 --> 18:36.400
<b><i>اعلی‌حضرت خیلی صادق و وظیفه‌شناس هستن</i></b>

18:38.680 --> 18:41.410
<b><i>...حالا من، برعکس</i></b>

18:46.600 --> 18:47.640
<b>لطفا انجام‌ـش بدین</b>

18:49.840 --> 18:50.860
<b>چیکار کنم؟</b>

18:51.710 --> 18:53.690
<b>احساس کردم منصف نبودم</b>

18:54.390 --> 18:56.860
<b>،اگه باعث می‌شه
،اعلی‌حضرت حس بهتری داشته باشن</b>

18:56.860 --> 18:59.950
<b>...پس باید بهم دست بزنین و انتقام بگیرین</b>

18:59.950 --> 19:02.540
<b>از قصد این کار رو می‌کنی؟</b>

19:02.540 --> 19:03.870
<b>!واقعا که، اعلی‌حضرت</b>

19:08.010 --> 19:12.300
<b>واسه انتقام... رحم می‌کنم
و به واکنش‌ـت بسنده می‌کنم</b>

19:14.800 --> 19:16.290
<b>زن عجیبی هستی</b>

19:16.290 --> 19:18.640
<b>،قصدی از کنار من خوابیدن نداری</b>

19:18.640 --> 19:21.650
<b>،ولی وقتی انقدر نزدیکیم
چشم‌توچشم شدن‌مون ناراحتت می‌کنه</b>

19:23.290 --> 19:25.600
<b>می‌خواستم جذب‌تون کنم</b>

19:25.600 --> 19:26.470
<b>جذب؟</b>

19:26.900 --> 19:29.610
<b>این قصر، میدون جنگ نیست</b>

19:29.610 --> 19:31.480
<b>خونه‌ی اعلی‌حضرته، درسته؟</b>

19:31.480 --> 19:36.860
<b>،واسه همین می‌خواستم یکم هم که شده
احساس آرامش کنین تا بتونین بخوابین</b>

19:37.450 --> 19:40.780
<b>پس تا وقتی خوابم ببره اینجا بمون</b>

19:42.110 --> 19:45.610
<b>خیلی لذت‌بخش‌تر از یه اتاق خالی‌ـه</b>

19:48.080 --> 19:49.420
<b>خیلی خب</b>

20:04.680 --> 20:05.980
<b>بیدار شدی؟</b>

20:11.560 --> 20:13.900
<b>...اعلی‌حضرت</b>

20:16.960 --> 20:19.150
<b>شاهزاده آرنولد، چرا اینجایین؟</b>

20:19.150 --> 20:22.530
<b>یادت نیست خودت بودی که اومدی توی تخت؟</b>

20:24.100 --> 20:26.550
<b>تونستین بخوابین؟</b>

20:26.550 --> 20:29.180
<b>اولین چیزی که می‌خوای بدونی، اینه؟</b>

20:30.530 --> 20:32.400
<b>در هر صورت، من رو ببخشین</b>

20:32.400 --> 20:34.790
<b>.زود از اتاق‌تون می‌رم بیرون
لطفا نگران نباشین</b>

20:34.210 --> 20:34.790
<b>صبر کن</b>

20:35.020 --> 20:35.630
<b>ها؟</b>

20:36.030 --> 20:36.740
<b>...چی</b>

20:39.040 --> 20:40.300
<b>!ببخشید، اعلی‌حضرت</b>

20:40.790 --> 20:43.400
<b>فقط واسه یه مدت، ساکت بمون</b>

20:47.050 --> 20:47.820
<b>بیا تو</b>

20:50.660 --> 20:51.680
<b>چی شده؟</b>

20:52.100 --> 20:56.190
<b>گزارش دریافت کردیم. خوابیده بودین؟</b>

20:56.190 --> 20:59.430
<b>پس بانو ریشه باهاتون صحبت کردن</b>

20:59.430 --> 21:03.200
<b>،اگه راحت می‌تونین
،توی اتاق جدیدتون وقت بگذرونین</b>

21:03.200 --> 21:04.450
<b>پس عالی‌ـه</b>

21:04.450 --> 21:07.320
<b>مختصرش کن. همین‌جا بهش گوش می‌دم</b>

21:07.870 --> 21:09.500
<b>هرجور امر بفرمایید</b>

21:12.830 --> 21:15.120
<b>پس، برمی‌گردم سر کار</b>

21:15.120 --> 21:17.110
<b>لطفا مطمئن بشین که کامل استراحت می‌کنین</b>

21:17.110 --> 21:18.580
<b>غرغر نکن</b>

21:18.580 --> 21:20.350
<b>فهمیدم، زودباش و برو</b>

21:20.350 --> 21:21.340
<b>بله، البته</b>

21:21.840 --> 21:23.590
<b>خب پس، شب بخیر</b>

21:29.820 --> 21:30.840
<b>می‌تونی بیای بیرون</b>

21:31.270 --> 21:33.350
<b>می‌دونم</b>

21:33.800 --> 21:35.820
<b>...می‌دونم، ولی</b>

21:44.980 --> 21:47.290
<b>خوش برگشتین، بانو ریشه</b>

21:47.290 --> 21:49.120
<b>ممنونم السی</b>

21:49.380 --> 21:52.090
<b>یه بسته از شرکت بازرگانی آریا رسیده</b>

21:52.920 --> 21:54.060
<b>ممنون</b>

22:01.920 --> 22:04.660
<b><i>از فردا، قرارـه سرم خیلی شلوغ بشه</i></b>

22:07.600 --> 22:12.390
<b>،این یه برنامه‌ی آموزشی ده روزه
برای شما نامزدهای شوالیه خواهد بود</b>

22:13.040 --> 22:15.140
<b>به پیشرفتتون امید زیادی دارم</b>

22:15.390 --> 22:16.520
<b>!بله، قربان</b>

22:16.520 --> 22:19.520
<b></b>

22:18.630 --> 22:38.630
<b>هدیه     :مترجم</b>

22:18.630 --> 22:38.630
<b>ارائه‌ای از رسانه‌ی آیوفیلم</b>

22:18.630 --> 22:38.630
<b>@AioSub    |    @MixFlixTopcom</b>
