WEBVTT

00:00.000 --> 00:00.000
<b></b>

00:18.080 --> 00:20.370
<b>.می‌دونستم، پس توی عکس ظاهر نمیشه</b>

00:20.370 --> 00:25.450
<b>.با ماشین آلات پس نمیشه پیداشون کرد
.فقط موجودات زنده‌اند که می‌تونن موجودیت این سکه‌ها رو درک کنن</b>

00:25.450 --> 00:29.160
<b>.بنظر می‌رسه برای پیدا کردن اینا، به کمک انسان‌ها نیاز دارم</b>

00:30.410 --> 00:33.540
<b>.مشکلی نیست، نگران نباشید</b>

00:33.540 --> 00:37.870
<b>.ساکنین این کُره، همه‌شون آدم‌های خوبی هستند</b>

00:39.660 --> 00:42.540
<b>.شک ندارم که همه شما رو پیدا می‌کنن</b>

00:58.100 --> 01:02.000
گـلـِیـپـنـیر

01:02.310 --> 01:08.080
گاهی وقتا مجبوری دست به کارهایی بزنی که خیالش رو هم نمی‌کردی

01:02.460 --> 01:08.230
Uso mitai na koto mo tsukitsukerareru

01:02.460 --> 01:08.230
嘘
 
み
た
い
 
な
 
こ
と
 
も
　
突
き
付
け
ら
れ
る

01:08.310 --> 01:13.510
چون آغوش حقیقت همیشه گرم و پذیرنده نیست

01:08.460 --> 01:13.660
Genjitsu wa yōsha naku aru

01:08.460 --> 01:13.660
現
実
 
は
 
容
赦
 
な
く
 
あ
る

01:14.010 --> 01:20.210
نشستن به امید آرزوهایی که به صدای پای گربه حرکت می‌کنن

01:14.160 --> 01:20.360
Kanaetai omoi wa neko no ashioto

01:14.160 --> 01:20.360
叶
え
た
い
 
\思
い
 
は

猫

の
 
足
音\

01:20.510 --> 01:26.180
کاری احمقانه‌ست، چون دور از نظر تو بهت نزدیک میشه چنگ می‌اندازه

01:20.660 --> 01:26.330
Shiranu ma ni shinobi ryōte tsume tateru

01:20.660 --> 01:26.330
知
ら
ぬ
 
間
 
に
　
忍
び
 
両
手
 
爪
 
た
て
る

01:26.810 --> 01:31.510
من با چشم‌های بسته به جستجو ادامه میدم

01:26.960 --> 01:31.660
Tesaguri de susumu keredo

01:26.960 --> 01:31.660
手
探
り
 
で
 
進
む
 
け
れ
ど


01:31.910 --> 01:37.310
.درحالی که هنوز فرق خوب و بد رو نمی‌دونم

01:32.060 --> 01:37.460
Seikai mo machigai mo ima wa wakaranai

01:32.060 --> 01:37.460
正
解
 
も
 
間
違
い
 
も
　
今
 
は
 
分
か
ら
な
い

01:37.910 --> 01:44.410
حتی اگه بهم بگن که پیشروی من جز گزینه‌های غیرمنصفانه چیزی نیست

01:38.060 --> 01:44.560
Zankoku na sentaku shika nai to shitte mo

01:38.060 --> 01:44.560
残
酷
 
な
 
選
択
 
し
か 

無
い
 
と
 
知
っ
て
 
も

01:44.510 --> 01:49.810
من اگه برای تو باشه این سختی‌ها رو به جون می‌خرم

01:44.660 --> 01:49.960
Sore ga kimi no tame nara ba seou

01:44.660 --> 01:49.960
そ
れ
 
が
 
君
 
の
 
た
め
 な
ら
 
ば
 
 背
負
う

01:50.010 --> 01:56.310
خواسته دورنی‌م بهم میگه که باید با مانعی که سر راهم قرار گرفته روبرو بشم

01:50.160 --> 01:56.460
Yokubō no mama awasete Ugatsu iwa no ne

01:50.160 --> 01:56.460
欲
望
 
の
 
ま
ま
 
合
わ
せ
て
 
穿
つ
岩
 
の

根

01:56.310 --> 02:03.010
.از حالا به بعد ما دو نفر، یکی هستیم

01:56.460 --> 02:03.160
立
ち
向
か
う
,

こ
れ

か
ら

は

二
人

で

一
つ

01:56.560 --> 02:03.160
tachimukau, Kore kara wa futari de hitotsu

02:03.010 --> 02:03.010


02:03.010 --> 02:03.010


02:03.160 --> 02:03.160


02:27.450 --> 02:30.000
<b>.امروز خیلی یکشنبه‌ست</b>

02:30.000 --> 02:33.870
<b>خیلی رو از کجا اوردی؟
میشه توضیح بدی؟</b>

02:33.870 --> 02:37.330
<b>.چیه بابا؟ منو باش می‌خواستم حالو هوا رو برات آرامش‌بخش کنم</b>

02:37.330 --> 02:40.330
<b>حالا کی حال و هوای آرامش‌بخش خواست؟</b>

02:40.330 --> 02:42.450
<b>.این حرف‌ها رو بزار برای بعد، بیا زودتر شروع کنیم</b>

02:44.080 --> 02:48.660
<b>.باشه بابا، اصلاً صبور نیستی ها، شوایچی</b>

02:49.950 --> 02:51.580
<b>!ایـــــــســــــــت</b>

02:51.580 --> 02:52.750
<b>ها؟</b>

02:52.000 --> 02:54.000
<b></b>

02:52.750 --> 02:55.250
<b>چرا داری لخت می‌کنی؟</b>

02:55.250 --> 03:00.450
<b>.چرا؟ چون الان می‌خوام بیام داخلت</b>

03:00.450 --> 03:02.080
<b>...خودت گفتی دیگه</b>

03:02.080 --> 03:07.410
<b>.که چرا تبدیل میشم؟ و این چه ربطی به سکه‌ها می‌تونه داشته باشه</b>

03:07.410 --> 03:10.120
<b>. که دوست داری بدونی چرا</b>

03:10.120 --> 03:13.330
<b>ولی تحقیق کردن در این مورد</b>

03:13.330 --> 03:17.950
<b>.یعنی مواجهه شدن دوباره با هیولاهایی مثل اون دختر</b>

03:19.870 --> 03:22.870
<b>واسه همین، الان که فرصت هست باید ببینیم که دوتایی</b>

03:22.870 --> 03:26.790
<b>.چه کارهایی از دستمون برمیاد</b>

03:26.790 --> 03:30.200
<b>.اگه روالی که زود باش و تبدیل شو به هاپویی</b>

03:30.200 --> 03:34.540
<b>ها، باشه میشم... ولی هاپویی چی بود دیگه؟</b>

03:35.330 --> 03:38.200
<b>ولی من هنوز نفهمیدم که چرا لازمه که تو لخت کنی؟</b>

03:38.200 --> 03:40.160
<b>ها، اینو میگی؟</b>

03:40.160 --> 03:46.870
<b>.راستش رو بخوام بگم، داخل تو... عین جهنم گرمه</b>

03:46.870 --> 03:51.290
<b>،آره می‌دونم که تو یه لباسی و باید هم گرم باشی، و اگه الان زمستون هم بود که چه بهتر</b>

03:51.290 --> 03:53.000
<b>.ولی الان چله تابستونه</b>

03:53.000 --> 03:56.080
<b>.حتی لباس زیرم هم خیسِ عرق میشه</b>

03:56.080 --> 04:00.750
<b>.تازه،  مایع زنج و لزجت رو که نگو</b>

04:00.750 --> 04:05.000
<b>...خب آره راس میگی، ولی باز هم دلیل نمیشه که بخوای لخت بیای تو من</b>

04:05.000 --> 04:08.410
<b>چی میشه مگه؟ تا اینجاش که رفتیم، دیگه خجالت چرا؟</b>

04:08.410 --> 04:10.410
<b>تا اینجاش" دیگه کجاست؟"</b>

04:10.410 --> 04:11.910
<b>!بیا یکی بشیم</b>

04:11.910 --> 04:14.370
<b>!یا صاحب صبر</b>

04:17.750 --> 04:20.000
<b>.این دیگه چیه؟ خیلی ضایع‌ست</b>

04:20.000 --> 04:22.750
<b>.ولـ ولی دیگه الان مشکلی نیست</b>

04:22.750 --> 04:26.330
<b>.مایو شنات خیس بشه هم مشکلی نداره، تازه راحت هم شسته میشه</b>

04:26.330 --> 04:29.750
<b>ترجیح میدی که با لباش شنای مدرسه بیام توت تا لخت؟</b>

04:29.750 --> 04:31.200
<b>.پسر، تو یه تخته‌ت کمه</b>

04:31.200 --> 04:33.620
<b>!اصلاً هم اینطور نیست</b>

04:34.370 --> 04:36.750
<b>خب، تو حاضری؟</b>

04:36.750 --> 04:38.500
<b>...آره</b>

04:42.700 --> 04:45.830
<b>.هنوزم که هیچی این تو نیست. خالیه</b>

04:45.830 --> 04:47.120
<b>.اها</b>

04:47.120 --> 04:49.700
<b>.خب، دارم میام تو</b>

04:54.080 --> 04:56.790
<b>.مشکلی نیست، شوایچی</b>

04:56.790 --> 05:01.950
<b>.ریلکس کن، قول میدم دردت نیاد</b>

05:06.750 --> 05:11.250
<b><i>.این احساس، درست مثل همون موقع‌ست</i></b>

05:11.250 --> 05:16.950
<b><i>.خیلی واضح می‌تونم وجودش رو در خودم احساس کنم</i></b>

05:16.950 --> 05:20.120
<b>.اضطرابت رو حس می‌کنم</b>

05:20.120 --> 05:22.750
<b>.انگار بدن خودم ـه</b>

05:22.750 --> 05:26.540
<b>.عجیبه ولی حس می‌کنم حرکاتی رو که قبلاً نمی‌تونستم انجام بدم، الان می‌تونم انجام بدم</b>

05:26.540 --> 05:28.700
<b>تو چی؟</b>

05:28.700 --> 05:31.330
<b>می‌تونی حرکت کنی؟</b>

05:31.330 --> 05:33.120
<b>.بزار ببینم</b>

05:36.250 --> 05:41.160
<b>.این چیه دیگه؟ بدنم داره خودش حرکت می‌کنه. حالم بهم خورد</b>

05:41.160 --> 05:43.620
<b>.خب، پس نمی‌دونی من چی می‌کشم</b>

05:43.620 --> 05:47.120
<b>حالا، شوایچی
اون استکان رو می‌تونی بلند کنی؟</b>

05:47.120 --> 05:49.410
<b>آره، مثل آب خوردن ـ</b>

05:49.410 --> 05:53.450
<b>....چی شد؟ الان دیگه نمی‌تـ</b>

05:53.450 --> 05:55.330
<b>.من دارم جلوت رو می‌گیرم</b>

05:55.330 --> 05:56.580
<b>ها؟</b>

05:56.580 --> 06:01.330
<b>.انگار من در حرکت دادن این بدن کنترل بیشتری دارم</b>

06:01.330 --> 06:04.540
<b>.خب، حالا دست چپ با من، راست با تو</b>

06:04.540 --> 06:07.870
<b>.بزار ببینیم که کی می‌تونه سریع تر اون استکان رو برداره</b>

06:07.870 --> 06:09.910
<b>.باشه</b>

06:09.910 --> 06:14.160
<b>!حاضری؟ سه، دو، یک</b>

06:14.160 --> 06:15.750
<b>!قِلی قِلی قِلقلک</b>

06:15.750 --> 06:16.830
<b>!!هاـ کلر نکن</b>

06:16.830 --> 06:18.330
<b>...زود باش گنده‌بک</b>

06:18.330 --> 06:19.830
<b>!نه،.... اونجا رو دیگه نه</b>

06:19.830 --> 06:22.410
<b>اینجا؟ گفتی اینجا؟</b>

06:32.540 --> 06:34.580
<b>.حالا بهتر شد</b>

06:34.580 --> 06:38.080
<b>.واقعاً که یه تخته‌ت کمه</b>

06:38.080 --> 06:42.660
<b>شوایچی، یکی از اون‌ها از تو یخچال برام میاری؟</b>

06:42.330 --> 06:43.500
<b>.حله</b>

06:45.160 --> 06:47.580
<b>اینا رو گذاشتی خنک شن؟</b>

06:47.580 --> 06:50.750
<b>.ها؟ تو تابستون خوش میاد</b>

06:55.450 --> 06:58.910
<b>.خب، حالا مشکل بعدی</b>

06:58.910 --> 07:01.410
<b>مشکل؟</b>

07:01.410 --> 07:04.910
<b>.این تو لباس فرم آبجی‌م ـه</b>

07:04.910 --> 07:08.830
<b>بار اولی که رفتم داخلت... متوجه شدم</b>

07:08.830 --> 07:11.410
<b>.که چه قدرت بویایی‌ای داری</b>

07:11.410 --> 07:14.450
<b>حتی تو تاریکی هم، با بینی‌م</b>

07:14.450 --> 07:17.250
<b>.طوری دقیق می‌دونستم که هر چیزی کجاست، که انگار دارم می‌بینم‌شون</b>

07:17.250 --> 07:20.330
<b>این که هیچی، حتی چیزایی هم که ازت دوره</b>

07:20.330 --> 07:24.620
<b>.و بوی افراد مختلف رو هم می‌تونی از هم تمیز بدی</b>

07:24.620 --> 07:29.040
<b>.با این بینی، می‌تونیم آبجی‌مو پیدا کنیم</b>

07:29.040 --> 07:31.950
<b>،این شاید به نظر هدف شخصی من باشه</b>

07:31.950 --> 07:35.370
<b>،ولی با این وضع که در مورد هیولا‌ها اطلاعات دیگه‌ای نداریم</b>

07:37.000 --> 07:42.080
<b>.شوایچی، پیدا کردن خواهرم برای تو هم می‌تونه مهم باشه</b>

07:43.450 --> 07:45.330
<b><i>...خواهر کلیر</i></b>

07:46.370 --> 07:50.620
<b><i>.والدینش رو می‌کشه، و ناپدید میشه</i></b>

07:52.450 --> 07:55.500
<b>میشه یه چیزی بپرسم؟</b>

07:55.500 --> 07:57.750
<b>چی؟</b>

07:57.750 --> 08:02.870
<b>تو خودت دیدی که خواهرت پدر و مادرت رو بکشه؟</b>

08:05.200 --> 08:07.040
<b>...ندیدم، ولی</b>

08:10.250 --> 08:14.830
<b>،شش ماه پیش، وقتی داشتم از مدرسه به خونه بر می‌گشتم</b>

08:14.830 --> 08:18.250
<b>.روبروی خودم، هیولایی رو دیدم که با خواهرم شباهت داشت</b>

08:19.540 --> 08:23.040
<b>آبجی... اون تویی؟</b>

08:24.410 --> 08:26.160
<b>.درسته</b>

08:26.160 --> 08:29.830
<b>.و کنارش هم جسد والدینم رو دیدم</b>

08:29.830 --> 08:33.500
<b>تو خودت بودی چه فکر می‌کردی؟</b>

08:35.620 --> 08:40.660
<b>.حتی با اینکه ضعیفه، ولی می تونم حس کلیر رو درک احساس کنم</b>

08:40.660 --> 08:45.580
<b>این احساس... اضطراب ـه؟ سردرگمی ـه؟</b>

08:45.580 --> 08:49.200
<b>...یا شاید کلیر هنوز فک می‌کنه که خواهرش</b>

08:50.540 --> 08:52.160
<b><i>شوایچی</i></b>

08:52.160 --> 08:57.700
<b>.می‌دونم
 <i>...آره. من باید بفهمم</i></b>

08:58.660 --> 09:04.830
<b><i>.که چرا چنین شکلی به خودم می‌گیرم
.چرا اون فرد به من حمله کرد</i></b>

09:07.120 --> 09:11.580
<b><i>.و... دلیلِ جرم‌هایی که مرتکب شدیم</i></b>

09:15.200 --> 09:17.620
<b><i>...این بو</i></b>

09:25.950 --> 09:28.450
<b><i>!بویِ خون ـه</i></b>

09:28.450 --> 09:31.870
<b><i>...و تازه بویِ خونِ یک نفر یا دوتا هم نیست</i></b>

09:31.870 --> 09:34.620
<b><i>یعنی چند نفر قربانی شدن؟</i></b>

09:36.250 --> 09:37.790
<b><i>.خیلی خوش‌خیال بودم</i></b>

09:41.160 --> 09:45.580
<b><i>،اصلاً اهمییتی نداره که کلیر خودش دیده یا نه</i></b>

09:45.580 --> 09:48.120
<b><i>.این خیلی واضح‌ست</i></b>

09:48.120 --> 09:51.120
<b><i>کسی که والدینِ کلیر رو کشته</i></b>

09:53.500 --> 09:55.660
<b><i>!این هیولاست</i></b>

09:58.660 --> 10:02.290
<b>،خب، تا حدی می‌دونستم که باید خودم رو برای چی آماده کنم</b>

10:02.290 --> 10:06.290
<b>.ولی شرایط از اون چیزی که انتظار داشتم بدترـه</b>

10:08.620 --> 10:13.080
<b>شوایچی، چکار کنیم؟</b>

10:13.080 --> 10:17.250
<b>.می‌ریم دنبالش بگردیم. دو تایی با هم</b>

10:18.410 --> 10:20.790
<b>.خوش اومدین</b>

10:20.790 --> 10:25.040
<b>.غذا و آب و کارتِ حافظه</b>

10:25.040 --> 10:28.790
<b>ها راستی، توالت مسافرتی هم بخریم؟</b>

10:28.790 --> 10:31.410
<b>.تا حالا بپّای کسی نرفتم، نمی‌دونم چی لازم میشه</b>

10:31.410 --> 10:33.580
<b>.فک نکنم دیگه کار به اونجا برسه</b>

10:33.580 --> 10:37.370
<b>.خب، حالا اگه هم رسید، بطری آب معدنی هم کار رو راه میندازه</b>

10:39.450 --> 10:42.830
<b>برای هر کدوم‌مون یکی خوبه؟</b>

10:47.200 --> 10:48.080
<b>چته؟</b>

10:48.080 --> 10:50.410
<b>.ها... هیچی</b>

10:51.080 --> 10:53.870
<b>.خیلی ممنون</b>

10:53.870 --> 10:55.660
<b>این رو براتون گرم کنم؟</b>

10:55.660 --> 10:57.950
<b>.اه، خیلی لطف می‌کنید</b>

10:57.950 --> 11:02.120
<b>این رو هم میشه باهاش گرم کنید؟
.ولی لطفاً اول بازش کن</b>

11:02.120 --> 11:04.500
<b>.متوجه شدم</b>

11:04.500 --> 11:06.660
<b>مگه نگفتی خنک‌ش کیف میده؟</b>

11:06.660 --> 11:10.160
<b>.طعم افراش رو گرم کنی بهتره</b>

11:18.120 --> 11:19.790
<b>نمی خوری؟</b>

11:19.790 --> 11:22.330
<b>...اون بو، هنوز</b>

11:22.330 --> 11:25.620
<b>.ولی با شکم خالی که نمی‌تونی بپّا واستی</b>

11:25.620 --> 11:28.120
<b>.خب اون که آره</b>

11:28.120 --> 11:30.910
<b>.ولی خیلی جای تعجب داره</b>

11:30.910 --> 11:35.660
<b>.زمانی که بوی خواهرم رو استشمام کردی، حتی من هم احساس ترس کردم</b>

11:35.660 --> 11:39.370
<b>.ولی با این وجود تو گفتی که با هم دیگه دنبال بگردیم</b>

11:39.370 --> 11:42.040
<b>می‌خوای بگی که بهم نمیاد از این کارها بکنم؟</b>

11:42.040 --> 11:46.120
<b>.نه بابا، خیلی کارت باحال بود</b>

11:48.870 --> 11:49.910
<b>.کلیر</b>

11:49.910 --> 11:51.580
<b>بله؟</b>

11:51.580 --> 11:55.950
<b>اگه خواهرت رو پیدا کردیم، چکار می‌کنی؟</b>

11:57.080 --> 12:02.870
<b>آره، من فقط می خوام ازش بپرسم</b>

12:04.330 --> 12:10.660
<b>.که چرا هیولا شد
یا چرا پدر و مادر رو کشت؟</b>

12:10.660 --> 12:12.330
<b>...و</b>

12:12.330 --> 12:14.950
<b>و؟</b>

12:14.950 --> 12:17.580
<b>.هیچی، مهم نیست</b>

12:17.580 --> 12:20.750
<b>تو چی؟ تو چه خانواده‌ای داری؟</b>

12:20.750 --> 12:25.700
<b>.خانواده منو میگی؟ ما خانوادگی خیلی با هم وقت نمی‌گذرونیم</b>

12:26.580 --> 12:29.950
<b>.والدینم اکثر اوقات سر کارن و خیلی هم خونه نمیان</b>

12:29.950 --> 12:32.700
<b>.و من هم که همش میرفتم کلاس فوق‌العاده</b>

12:34.290 --> 12:36.700
<b>،خب معمولی که آره، خانواده‌ی معمولی‌ای دارم</b>

12:36.700 --> 12:40.580
<b>.برای همین هم خیلی دوست ندارم درگیر این قضایا بشن</b>

12:40.580 --> 12:41.700
<b>.عجب</b>

12:44.660 --> 12:46.040
<b></b>

12:47.120 --> 12:48.370
<b>چی شده؟</b>

12:48.370 --> 12:51.540
<b>.ها... هیچی</b>

12:58.330 --> 13:00.660
<b>.امروز روز سوم ـه</b>

13:00.660 --> 13:06.040
<b>،خیلی از مردم تو این ایستگاه رفت‌وآمد دارن و مدرسه خواهرم هم نزدیک ـه</b>

13:06.040 --> 13:08.700
<b>.ولی تا الان که پیشرفت‌مون صفر بوده</b>

13:08.700 --> 13:10.910
<b>.شاید حسِ شیشم‌ام اشتب کرده</b>

13:10.910 --> 13:13.330
<b>!شوایچی، آب بده</b>

13:13.330 --> 13:15.750
<b>.دیگه چیزی نمونده</b>

13:17.870 --> 13:22.370
<b>.من فکر می‌کنم که خواهرم هنوز تو این شهره</b>

13:22.370 --> 13:25.700
<b>،حتی اگه یه هیولا هم باشه
باز هم خیلی برای یه دختر دبیرستانی سخته که</b>

13:25.700 --> 13:29.000
<b>.تنهایی توی شهری زندگی کنه که کسی رو نمی‌شناسه</b>

13:29.000 --> 13:31.160
<b>فکر می‌کنی کسی کمکش می‌کنه؟</b>

13:31.160 --> 13:33.660
<b>.اینطور حدس می‌زنم</b>

13:33.660 --> 13:37.120
<b>،ولی اگه کسی با خواهرم در ارتباط باشه</b>

13:37.120 --> 13:39.870
<b>.حتماً بوی خواهرم رو میده</b>

13:39.870 --> 13:44.660
<b>و اگه بوی خواهرم باشه، تو می‌تونی پیداش کنی، مگه نه؟</b>

13:45.330 --> 13:48.290
<b><i>.آره، من باید پیداش کنم</i></b>

13:48.290 --> 13:52.700
<b><i>.این تنها سرنخی‌ـه که دارم که می‌تونه من رو به حقیقت برسونه</i></b>

13:54.620 --> 13:57.870
<b><i>.حتی اگه طرف یه هیولا باشه</i></b>

13:58.580 --> 13:59.950
<b>...مشکلی نیست</b>

14:02.410 --> 14:04.370
<b>.من حتماً پیداش می‌کنم</b>

14:07.910 --> 14:11.120
<b>!همینه! دوتایی اون فاحشه رو پیدا می‌کنیم</b>

14:11.120 --> 14:13.330
<b>چی؟ خواهرت یه فاحشه‌ست؟</b>

14:13.330 --> 14:16.750
<b>.ها؟ خب من چی می‌دونم</b>

14:16.750 --> 14:19.040
<b>!ولی محض اطلاعت من باکره‌م</b>

14:19.040 --> 14:20.950
<b>!من که نپرسیدم</b>

14:22.700 --> 14:24.830
<b>.خب، فک کنم برای امروز کافی باشه</b>

14:24.830 --> 14:28.160
<b>فردا می‌خوای طرفای بازار خرید رو بگردیم؟</b>

14:28.160 --> 14:30.330
<b>.اونجا هم آدم زیاده</b>

14:30.330 --> 14:31.870
<b>بازار، ها؟</b>

14:31.870 --> 14:33.080
<b>چیه؟</b>

14:33.080 --> 14:37.660
<b>.هیچی؟ یادم اومد که یه فیلمی هست که می‌خوام ببینم</b>

14:37.660 --> 14:40.370
<b>.شرمنده، اصلاً به موضوع ربطی نداره</b>

14:40.370 --> 14:41.910
<b>.الان وقت این کارها نیست که</b>

14:41.910 --> 14:47.410
<b>.می‌تونیم یه سر بریم. ولی فیلم ترسناک نباشه ها</b>

14:47.410 --> 14:50.950
<b>.من خیلی از فیلم‌های ترسناک خوشم نمیاد</b>

14:55.540 --> 14:57.160
<b>واقعاً مشکلی نداری؟</b>

14:57.160 --> 15:00.290
<b>.هر از گاهی هم تفریح کردن ضرر نداره</b>

15:14.250 --> 15:17.870
<b>چی شده؟ یکهو تبدیل شدی؟</b>

15:19.250 --> 15:21.160
<b>.یکی اینجاست</b>

15:22.370 --> 15:28.870
<b>پس یکی رو پیدا کردی که بوی خواهرم رو میده؟ پسره، یا دختر؟</b>

15:28.870 --> 15:32.870
<b>.دختره. محل انتظار ایستگاه</b>

15:39.790 --> 15:44.040
<b>.پس اگه دختره، باید یکی از هم کلاسی های آبجی م باشه</b>

15:44.040 --> 15:45.540
<b>اونجا نیست</b>

15:47.160 --> 15:50.040
<b><i>این دیگه چه بویی‌ـه؟</i></b>

15:50.040 --> 15:55.290
<b><i>...حتی با وجود این فاصله... تنها استشمام کردنش</i></b>

15:55.290 --> 15:57.410
<b><i>.داره بدنم رو سنگین می‌کنه</i></b>

16:09.540 --> 16:13.290
<b>.نشد دیگه، شوایچی</b>

16:13.290 --> 16:16.950
<b>.اون که هم‌کلاسی آبجی‌م نیست</b>

16:16.950 --> 16:19.830
<b>...اون</b>

16:19.830 --> 16:21.950
<b>.خودِ آبجی‌م‌ـه</b>

16:23.120 --> 16:28.660
<b><i>اون... خواهرِ کلیر ـه؟</i></b>

16:28.660 --> 16:30.790
<b>.بیا بریم، شوایچی</b>

16:32.410 --> 16:36.000
<b>صبر کن کلیر، بریم که چکار کنیم؟</b>

16:36.000 --> 16:39.790
<b>.چکار کنیم؟ می‌ریم که بگیریمش</b>

16:39.790 --> 16:41.200
<b>بگیریمش؟</b>

16:41.200 --> 16:45.040
<b>.اول، با اسلحه‌ تو بهش شلیک می‌کنیم تا حرکت نکنه</b>

16:45.040 --> 16:47.330
<b>شلیک می‌کنیم؟ همین‌جور بی‌هوا؟</b>

16:48.540 --> 16:52.620
<b>.شوایچی، اون چندین نفر رو کشته</b>

16:52.620 --> 16:54.540
<b>.اون یه آدم‌کشه</b>

16:54.540 --> 16:56.910
<b>.و با این وجود هنوز خواهرت‌ـه</b>

16:56.910 --> 16:58.250
<b>خب که چی؟</b>

16:58.250 --> 17:03.370
<b>پس... میشه بزاری من خودم تنهایی این کار رو بکنم؟</b>

17:03.370 --> 17:04.500
<b>.نمیشه</b>

17:04.500 --> 17:05.620
<b>!چی؟</b>

17:05.620 --> 17:09.790
<b>فراموش کردی، بهت که گفتم</b>

17:11.200 --> 17:15.120
<b>.ما دو نفر، یکی هستیم</b>

17:19.450 --> 17:23.830
<b>.فهمیدی شوایچی؟ فقط همین یه فرصت رو داریم</b>

17:23.830 --> 17:27.910
<b>کلیر، چرا لااقل اول باهاش صحبت نکنی؟</b>

17:27.910 --> 17:29.330
<b>.خواهرین، ناسلامتی</b>

17:29.330 --> 17:33.370
<b>با کسی که والدینم رو کشته صحبت کنم؟</b>

17:33.370 --> 17:37.120
<b>.پاهاش رو هدف می‌گیریم، من شلیک می‌کنم</b>

17:37.120 --> 17:39.200
<b>ها؟</b>

17:39.200 --> 17:43.370
<b>.همین که زمین افتاد، بهش ضربه بزن و بی‌هوشش کن</b>

17:43.370 --> 17:46.000
<b>.بعد خیلی فوری بلندش می کنیم و فرار</b>

17:46.000 --> 17:48.500
<b><i>چطور...؟</i></b>

17:48.500 --> 17:52.120
<b><i>چطور می‌تونه اینقدر آروم باشه؟</i></b>

17:53.290 --> 17:56.540
<b><i>،داره با کسی که والدینش رو کشته روبرو میشه</i></b>

17:56.540 --> 18:00.540
<b><i>!می خواد خواهر خودش رو با تیر بزنه</i></b>

18:01.250 --> 18:06.160
<b><i>.من الان از کلیر هیچ احساسی رو حس نمی‌کنم</i></b>

18:06.160 --> 18:07.500
<b><i>...انگار</i></b>

18:14.580 --> 18:16.000
<b><i>...کاملاً ... </i></b>

18:16.000 --> 18:18.200
<b><i>!احساستش رو از بین برده</i></b>

18:22.620 --> 18:24.250
<b>!نه</b>

18:43.620 --> 18:46.080
<b><i>.نمی‌ تونم حرکت کنم</i></b>

18:46.080 --> 18:49.120
<b><i>.داره منو لمس می‌کنه، می‌تونم احساسش کنم</i></b>

18:49.120 --> 18:52.620
<b><i>!در مقابلش من شانسی ندارم</i></b>

18:54.330 --> 18:57.330
<b>...اصلاً باورم نمیشه که بهم شلیک کنی</b>

18:57.330 --> 18:59.370
<b><i>!...وای نه! الان ـه که منو بکشه</i></b>

18:59.370 --> 19:04.410
<b>!چیزه... منو ببخش</b>

19:04.410 --> 19:09.330
<b>من به این خیلی عادت ندارم ... پس باشه؟</b>

19:11.000 --> 19:16.330
<b>.ببخشید... یکم بهم زمان بده تا فکر کنم</b>

19:16.330 --> 19:21.450
<b>!وای نه، الان باید چکار کنم؟ اصلاً نمی‌دونم الان باید چی بگم</b>

19:22.120 --> 19:24.250
<b>!وای نه! الان حتماً داره با خودش میگه که تو حرف زدن مشکل دارم</b>

19:24.250 --> 19:25.830
<b>!چکار کنم؟</b>

19:25.830 --> 19:28.410
<b><i>ایـ این دختر چشه؟</i></b>

19:28.410 --> 19:32.580
<b>.مـ من خوبم، مـ می‌فهمم</b>

19:32.580 --> 19:35.410
<b>تو اومدی که منو بکشی، نه؟</b>

19:35.410 --> 19:39.250
<b>ولی، میشه لطفاً یه جای دیگه این کار رو بکنی؟</b>

19:39.250 --> 19:43.080
<b>.می‌دونی، جایی که برای بقیه مزاحمت ایجاد نشه</b>

19:50.870 --> 19:53.620
<b><i>این دختر چشه بابا؟</i></b>

19:53.620 --> 19:58.200
<b><i>.اصلاً شبیه فرد توی عکس، یا اون کسی نیست که کلیر توصیفش کرد</i></b>

19:58.200 --> 20:01.750
<b><i>این دختر واقعاً یه آدم‌کشه؟</i></b>

20:03.120 --> 20:09.040
<b>ولی... چـ چطور منو پیدا کردی؟</b>

20:09.040 --> 20:12.330
<b>نکنه از کسی چیزی شنیدی؟</b>

20:13.200 --> 20:16.500
<b>!مـ منو ببخشید
.داشتم با خودم حرف می‌زدم</b>

20:16.500 --> 20:19.910
<b>.دارم باز پر‌حرفی می‌کنم</b>

20:19.910 --> 20:22.700
<b><i>.فک کنم می‌تونم با این آدم صحبت کنم</i></b>

20:22.700 --> 20:26.870
<b><i>.این مثلِ اون دختر قبلی یکباره بهمون حمله نکرد</i></b>

20:26.870 --> 20:33.000
<b><i>!و با وجود اینکه به طرفش شلیک کردیم، این‌قدر خوش‌رفتاری می‌کنه</i></b>

20:33.000 --> 20:40.660
<b>.من می‌دونم، که چرا می‌خوای منو بکشی. کاملاً</b>

20:40.660 --> 20:43.660
<b>.و تازه می‌دونم که تو کی هستی</b>

20:44.660 --> 20:49.750
<b>.آره، همه‌ش تقصیر من بود</b>

20:49.750 --> 20:55.500
<b>متوجه شده؟ که داخل شوایچی من ام؟</b>

20:55.500 --> 21:02.040
<b>.من ضعیف بودم، برای همین هم تو رو گرفتار این ‌قضایا کردم</b>

21:03.450 --> 21:09.950
<b>.برای همین هم... اگه به دست تو باشه، من مشکلی ندارم بمیرم</b>

21:10.450 --> 21:13.950
<b>!من خیلی متاسفم ام</b>

21:13.950 --> 21:16.540
<b>!متاسفم، شوایچی-کون</b>

21:20.790 --> 21:24.910
<b>.من کسی بودم که تو رو به این شکل در آورد</b>

21:28.910 --> 21:31.250
<b>منظورت چیه؟</b>

21:33.540 --> 21:43.250
<b>صبر کن ببینم... الان ... صدای یه دختر رو شنیدم... نه؟</b>

21:45.830 --> 21:51.580
<b>نکنه... الان داخل تو یه دختر ـه؟</b>

21:52.370 --> 21:54.200
<b>!کثافت</b>

21:54.200 --> 21:56.290
<b>!حال به هم زن</b>

21:56.910 --> 21:59.330
<b>!از اون تو بیا بیرون</b>

22:03.910 --> 22:06.620
<b>...اون جا</b>

22:06.620 --> 22:10.080
<b>!به من تعلق داره...</b>

22:19.700 --> 22:26.800
Nureta yubi wa tsuyayaka ni sasou

22:19.700 --> 22:26.800
濡
れ
た
 
指
 
は
　
艷
や
か
 
に
 
誘
う

22:19.700 --> 22:26.800
انگشت‌های خیسِ تو منو به سمت تو می‌کشند؛

22:27.000 --> 22:34.000
Nagusamete to tsubuyaita

22:27.000 --> 22:34.000
慰
め
て
 
と
 
呟
い
た

22:27.000 --> 22:34.000
،و زمزمه‌ی "به من آرامش بده" به گوشم می‌رسد

22:34.200 --> 22:49.300
湿
る
 
背
中
　
締
め
付
け
た
 
夜

22:34.200 --> 22:49.300
.در شبی که پشتت رو به من کردی تا چشم‌های نمدارت رو نبینم

22:34.600 --> 22:49.300
Shimeru senaka shimetsuketa yoru

22:50.300 --> 22:57.000
操
ら
れ
た
 
僕
 
の
 
理
性
 
な
ど

22:50.300 --> 22:57.000
من که بر فکر و منطق خودم کنترلی ندارم

22:50.550 --> 22:57.000
Ayatsurareta boku no risei nado

22:57.800 --> 23:04.600
捩
じ
伏
せ
た
 
官
能
 
に
 
這
う
 
君
 
の
 
肌

22:57.800 --> 23:04.600
رفته رفته این هوسِ سرکوب‌شده را به درون قلبم راه می‌دهم

22:57.900 --> 23:04.600
Nejifuseta kannou ni hau kimi no hada

23:05.000 --> 23:11.500
溶
け
る
 
よ
う
 
に
 
求
め
 
繋
い
で

23:05.000 --> 23:11.500
این هوس که دل‌هامون به یک ضرب بتپه  و ما با هم دیگه یکی بشیم

23:05.200 --> 23:11.500
Tokeru you ni motome tsunaide

23:11.600 --> 23:19.680
Sasayaita kimi no koe ni shitagai tsuzukete

23:11.600 --> 23:19.680
囁
い
た

君

の
 
声

に

従
\い

続
け
て

23:11.600 --> 23:19.680
و من بی‌اراده، با شنیدن صدای تو به حرکت در میام

23:20.000 --> 23:26.900
熱
 
を
 
帯
び
た
 
頬
 
を
 
赤
く
 
染
め
て

23:20.000 --> 23:26.900
گونه‌های تو که از گرمای تن‌هامون گل انداخته

23:20.180 --> 23:26.900
Netsu wo obita hoho wo akaku somete

23:27.300 --> 23:31.000
Hanaretakunai no to

23:27.300 --> 23:31.000
離
れ
た
く
な
い

の

と

23:27.300 --> 23:31.000
...به زبون بی‌زبونی به من میگن که دوست نداری حتی یه لحظه از من جدا باشی

23:31.000 --> 23:33.000


23:31.000 --> 23:41.000
<b>Mikazuki</b>

23:31.000 --> 23:41.000
<b>: مترجم</b>

23:31.000 --> 23:41.000
<b>کاری از تیم ترجمه تخصصی انیمه لیست 
 AnimDL.ir | @Animelist-ir</b>

23:33.000 --> 23:35.000


23:35.000 --> 23:37.000


23:44.330 --> 23:47.000
:قسمت ۴
+ ای کاش من فرد دیگری بودم +

23:47.000 --> 23:49.000
<b></b>

23:47.000 --> 23:49.000
<b></b>

23:48.910 --> 23:50.910
<b></b>

23:48.950 --> 23:50.950
<b></b>

23:48.950 --> 23:50.950
<b></b>

23:48.950 --> 23:50.950
<b></b>

23:49.000 --> 23:51.000
<b></b>
