WEBVTT

00:00.000 --> 00:00.000
<b></b>

00:11.790 --> 00:13.700
<b>...اونجا</b>

00:14.870 --> 00:17.540
<b>!متعلق به منه</b>

00:25.950 --> 00:27.080
<b>چی؟</b>

00:27.080 --> 00:29.500
<b>...نه نه نه نه</b>

00:29.500 --> 00:32.250
<b>نه، چطور ممکنه؟</b>

00:32.250 --> 00:34.830
<b>...من نمی‌خواستم اینطور بشه</b>

00:34.830 --> 00:38.870
<b>!شوایچی-کون، شوایچی-کون، یه چیزی بگو</b>

00:38.870 --> 00:42.660
<b>!شوایچی-کون! شوایچی-کون! خواهش می‌کنم یه چیزی بگو</b>

00:42.660 --> 00:44.950
<b>!شوایچی-کون، جواب منو بده</b>

00:44.950 --> 00:47.830
<b>!شوایچی-کون! شوایچی-کون</b>

01:06.500 --> 01:11.000
گـلـِیـپـنـیر

01:11.310 --> 01:17.080
گاهی وقتا مجبوری دست به کارهایی بزنی که خیالش رو هم نمی‌کردی

01:11.460 --> 01:17.230
Uso mitai na koto mo tsukitsukerareru

01:11.460 --> 01:17.230
嘘
 
み
た
い
 
な
 
こ
と
 
も
　
突
き
付
け
ら
れ
る

01:17.310 --> 01:22.510
چون آغوش حقیقت همیشه گرم و پذیرنده نیست

01:17.460 --> 01:22.660
Genjitsu wa yōsha naku aru

01:17.460 --> 01:22.660
現
実
 
は
 
容
赦
 
な
く
 
あ
る

01:23.010 --> 01:29.210
نشستن به امید آرزوهایی که به صدای پای گربه حرکت می‌کنن

01:23.160 --> 01:29.360
Kanaetai omoi wa neko no ashioto

01:23.160 --> 01:29.360
叶
え
た
い
 
\思
い
 
は

猫

の
 
足
音\

01:29.510 --> 01:35.180
کاری احمقانه‌ست، چون دور از نظر تو بهت نزدیک میشه چنگ می‌اندازه

01:29.660 --> 01:35.330
Shiranu ma ni shinobi ryōte tsume tateru

01:29.660 --> 01:35.330
知
ら
ぬ
 
間
 
に
　
忍
び
 
両
手
 
爪
 
た
て
る

01:35.810 --> 01:40.510
من با چشم‌های بسته به جستجو ادامه میدم

01:35.960 --> 01:40.660
Tesaguri de susumu keredo

01:35.960 --> 01:40.660
手
探
り
 
で
 
進
む
 
け
れ
ど


01:40.910 --> 01:46.310
.درحالی که هنوز فرق خوب و بد رو نمی‌دونم

01:41.060 --> 01:46.460
Seikai mo machigai mo ima wa wakaranai

01:41.060 --> 01:46.460
正
解
 
も
 
間
違
い
 
も
　
今
 
は
 
分
か
ら
な
い

01:46.910 --> 01:53.410
حتی اگه بهم بگن که پیشروی من جز گزینه‌های غیرمنصفانه چیزی نیست

01:47.060 --> 01:53.560
Zankoku na sentaku shika nai to shitte mo

01:47.060 --> 01:53.560
残
酷
 
な
 
選
択
 
し
か 

無
い
 
と
 
知
っ
て
 
も

01:53.510 --> 01:58.810
من اگه برای تو باشه این سختی‌ها رو به جون می‌خرم

01:53.660 --> 01:58.960
Sore ga kimi no tame nara ba seou

01:53.660 --> 01:58.960
そ
れ
 
が
 
君
 
の
 
た
め
 な
ら
 
ば
 
 背
負
う

01:59.010 --> 02:05.310
خواسته دورنی‌م بهم میگه که باید با مانعی که سر راهم قرار گرفته روبرو بشم

01:59.160 --> 02:05.460
Yokubō no mama awasete Ugatsu iwa no ne

01:59.160 --> 02:05.460
欲
望
 
の
 
ま
ま
 
合
わ
せ
て
 
穿
つ
岩
 
の

根

02:05.310 --> 02:12.010
.از حالا به بعد ما دو نفر، یکی هستیم

02:05.460 --> 02:12.160
立
ち
向
か
う
,

こ
れ

か
ら

は

二
人

で

一
つ

02:05.560 --> 02:12.160
tachimukau, Kore kara wa futari de hitotsu

02:12.010 --> 02:12.010


02:12.010 --> 02:12.010


02:12.160 --> 02:12.160


02:50.200 --> 02:52.410
<b>!ای حروم‌زاده</b>

02:52.000 --> 02:54.000
<b></b>

03:06.700 --> 03:10.750
<b>.پس تو بودی کلیر</b>

03:12.080 --> 03:17.290
<b>بگو ببینم... چرا تو داخلِ شوایچی-کون بودی؟</b>

03:18.500 --> 03:22.830
<b>.تا... تو رو بکشم</b>

03:22.830 --> 03:28.080
<b>.چطور می‌تونی چنین حرفی بزنی؟ من تنها خواهرت هستم</b>

03:28.080 --> 03:34.540
<b>چرا...؟ چرا پدر و مادر رو کشتی؟</b>

03:34.540 --> 03:36.950
<b>خبرا رو ندیدی؟</b>

03:36.950 --> 03:41.580
<b>.پلیس می‌گفت که اون اتفاقی بوده که بر اثر نشت گاز افتاده</b>

03:41.580 --> 03:43.750
<b>!چرا؟</b>

03:43.750 --> 03:47.660
<b>.می‌دونستم که اگه دوباره ببینمت ناراحتی پیش میاد</b>

03:49.500 --> 03:55.080
<b>.الان نیازی نبود که جلوی شوایچی-کون پای این صحبت‌ها رو وسط بکشی</b>

03:56.450 --> 03:58.870
<b>.چون آدم‌های بدی بودن</b>

03:58.870 --> 04:02.080
<b>.همیشه خیلی به من و تو سخت می‌گرقتند</b>

04:02.080 --> 04:05.910
<b>".حواست به رفتار وحرف‌زدنت باشه، آبروی خانواده در میونه"</b>

04:05.910 --> 04:10.620
<b>پدر که مسئول دولتی بود همیشه این حرف رو به ما میزد، ولی 
.دور  از نگاه بقیه کار‌های بدی می‌کرد</b>

04:10.620 --> 04:15.120
<b>.و مامان هم با یکی از کارکنان جوان‌تر شرکت‌ش رابطه داشت</b>

04:15.120 --> 04:20.290
<b>:خودت هم یکبار گفتی
"!که یک روز خودم دوتاشون رو می‌کشم"</b>

04:21.290 --> 04:25.870
<b>.پس من هم برای تو... این کار رو کردم</b>

04:26.500 --> 04:33.830
<b>من دیگه اون خواهر ضعیف و نِق نِقویی که تو همیشه باید 
.ازش محافظت می‌کردی، نیستم</b>

04:33.830 --> 04:36.080
<b>.من قوی شدم</b>

04:36.080 --> 04:41.540
<b>.از حالا به بعد، من از تو محافظت می‌کنم</b>

04:42.250 --> 04:46.450
<b>هنوز اون سکه‌ای که بهت دادم، پیشت هست؟</b>

04:46.450 --> 04:49.410
<b>.انداختم‌ش دور</b>

04:49.410 --> 04:53.370
<b>.باشه، یکی دیگه بهت میدم</b>

04:54.500 --> 04:59.370
<b>.این سکه رو بگیر و برو به هتل متروکه حاشیه بزرگراه</b>

05:03.000 --> 05:05.330
<b>.بله، خودم هستم</b>

05:06.500 --> 05:10.200
<b>.بله، آره</b>

05:10.200 --> 05:12.620
<b>.فهمیدم</b>

05:12.620 --> 05:15.660
<b>.منو ببخش کلیر، یه کاری برام پیش اومد</b>

05:15.660 --> 05:19.580
<b>از اون سکه به خوبی استفاده کن، خب؟</b>

05:19.580 --> 05:21.330
<b>.جدی میگم</b>

05:35.290 --> 05:41.450
<b>.منو ببخش، شوایچی، که کار به اینجا رسید</b>

05:41.450 --> 05:45.750
<b>.ولی، من هنوز سر قولم هستم</b>

05:54.870 --> 05:57.000
<b>...نَـ</b>

05:57.000 --> 05:59.910
<b>!نَکن، کلیر</b>

06:00.910 --> 06:03.870
<b>!خودت رو نکش</b>

06:04.910 --> 06:07.540
<b>شوایچی؟</b>

06:07.540 --> 06:09.500
<b>تو... زنده‌ای؟</b>

06:09.500 --> 06:14.040
<b>...خب، نمی‌دونم که به این حالت زنده بودن می‌گن یا نه</b>

06:14.040 --> 06:18.000
<b>!ولی کلیر، تو نباید بمیری</b>

06:18.000 --> 06:20.870
<b>...اون قول</b>

06:21.540 --> 06:25.330
<b>!خیلی احمقی</b>

06:25.330 --> 06:29.410
<b>الان وقتِ اینه که نگران یکی دیگه باشی؟</b>

06:29.410 --> 06:32.250
<b>...کلیر! خفه‌م کردی</b>

06:35.790 --> 06:38.290
هتل مایتوس

06:38.290 --> 06:39.700
شبحِ گُریزان

06:44.950 --> 06:46.250
<b>ها؟</b>

06:49.410 --> 06:51.540
<b>تو دیگه کی ای؟</b>

06:51.540 --> 06:54.120
<b>!وای! طفلکی حتماً درد داره</b>

06:54.120 --> 06:55.750
<b>ها؟ -
ها؟ -</b>

06:57.540 --> 06:59.910
<b>چه بلایی سرت اومد؟</b>

06:59.910 --> 07:01.370
<b>...صبر کن</b>

07:04.750 --> 07:09.160
<b>ای بابا! چرا نمیگی که سکه همراه‌ت داری؟</b>

07:09.160 --> 07:11.040
<b>.خب، بزار یه نگاهی بهش بندازم</b>

07:11.040 --> 07:13.040
<b>!نزدیک‌تر نیا</b>

07:13.040 --> 07:18.080
<b>.واستا کلیر، این مرد در مورد سکه ها می‌دونه</b>

07:19.160 --> 07:21.330
<b>می‌تونی درست‌ش کنی؟</b>

07:21.330 --> 07:24.120
<b>.تا وضع‌ش رو نبینم که چیری مشخص نمیشه</b>

07:24.120 --> 07:25.330
<b>...کلیر</b>

07:25.330 --> 07:29.450
<b>.خیالِ خامی به سرت بزنه، کارت بی‌جواب نمی‌مونه</b>

07:35.450 --> 07:37.750
<b></b>

07:37.750 --> 07:43.290
<b>.مشکلی نیست. میشه درست‌ش کرد. این پسر هنوز زنده‌ست</b>

07:44.790 --> 07:48.790
<b>.خب پس، سکه رو به من بدید</b>

07:48.790 --> 07:51.500
<b>.اینو؟ نمیشه</b>

07:51.500 --> 07:55.120
<b>.برای اینکه درست‌ش کنم، به سکه احتیاج دارم</b>

07:55.700 --> 07:58.750
<b>واقعاً می‌تونی شوایچی رو درست کنی؟</b>

07:58.750 --> 08:00.540
<b>.بله</b>

08:05.620 --> 08:09.950
<b>.بیا! این رو بنوش</b>

08:09.950 --> 08:11.950
<b>این دیگه چیه؟</b>

08:11.950 --> 08:15.500
<b>...توضیح‌ش سخته</b>

08:15.500 --> 08:18.910
<b>نوعی از میکروب‌های کنترل‌شده
...با مکانیسیم‌های مولکولی</b>

08:18.910 --> 08:24.580
<b>.تئوری‌ای که گفتم رو فراموش کنید
.اگه اینو بنوشه، گردنش دوباره متصل میشه</b>

08:24.580 --> 08:28.330
<b>شوایچی، نظرت چیه؟</b>

08:28.330 --> 08:31.410
<b>.باشه، می‌خورمش</b>

08:31.410 --> 08:33.450
<b>.ولی، واقعاً خدا رو شکر</b>

08:33.450 --> 08:39.290
<b>.چون اگه تو این وضع به حالت اولیه‌ت بر می‌گشتی، می‌مردی</b>

08:39.290 --> 08:40.700
<b>!پس حقیقت داره</b>

08:42.750 --> 08:45.950
<b>.خب، محکم سر جا نگه‌ش دارین</b>

08:45.950 --> 08:48.410
<b>.وگرنه، کج و مووج متصل میشه</b>

09:02.040 --> 09:06.080
<b>ببین، من اگه بیام بیرون اشکالی نداره؟</b>

09:06.080 --> 09:07.830
<b>.نه، اشکال نداره</b>

09:07.830 --> 09:11.290
<b>.شرمنده، شوایچی. یه دیقه اجازه بده</b>

09:11.290 --> 09:13.120
<b>.باشه</b>

09:25.790 --> 09:27.330
<b></b>

09:27.330 --> 09:28.790
<b>چیه؟</b>

09:28.790 --> 09:33.580
<b>.چی بگم، از اونچه تصور می‌کردم بدنِ زیباتری داری</b>

09:33.580 --> 09:37.580
<b>.تو هم همینطور. حسابی خوش‌تیپی</b>

09:37.580 --> 09:40.080
<b>این کالبد رو میگی؟</b>

09:40.080 --> 09:46.700
<b>من فقط مناسب‌ترین بدن رو برای 
.پذیرفته‌شدن در این سیاره به کار گرفتم</b>

09:46.700 --> 09:49.830
<b>.ما شکلِ پایداری نداریم</b>

09:49.830 --> 09:51.000
<b></b>

09:51.000 --> 09:52.450
<b>منظورت چیه؟</b>

09:52.450 --> 09:58.790
<b>بله؟ پس به گوشِ‌تون نخورده؟
!من همونی‌ام که مردم بهش میگن آدم‌فضایی</b>

09:58.790 --> 10:00.160
<b>چی؟ - -
ها؟ -</b>

10:00.160 --> 10:03.250
<b>.منو باش فکر می‌کردم قبل از اینکه بیاین اینجا، یکی بهتون گفته</b>

10:03.250 --> 10:08.080
<b>پس می‌خواستین که محرمیت اطلاعات شخصی من حفظ بشه، ها؟</b>

10:12.040 --> 10:13.790
<b>به چی ذل زدی؟</b>

10:13.790 --> 10:17.120
<b>،خب، درسته که من از این سیاره نیستم</b>

10:17.120 --> 10:21.540
<b>.ولی از جنبه‌ی فیزیکی، من یه انسانِ از جنسِ نر هستم</b>

10:21.540 --> 10:25.660
<b>...پس اگه اجازه بدی، سرِ انگشتی</b>

10:33.200 --> 10:34.790
<b>!چی کار می‌کنی؟</b>

10:34.790 --> 10:37.000
<b>!ها، چیه، دستِ خودم نبود</b>

10:37.000 --> 10:43.000
<b>!به من اطمینان کنین. من آدم‌فضاییِ بدی نیستم</b>

10:44.330 --> 10:50.160
<b>.آها! بزارین تشریح کنم
اسم‌تون کلیر بود دیگه؟</b>

10:50.160 --> 10:53.040
<b>!لطفاً یکی از مو‌های اونجاتون رو به من بدین</b>

10:53.040 --> 10:53.870
<b>چـ ...؟</b>

10:53.870 --> 10:55.120
<b>.هنوز در نیومدن</b>

10:55.120 --> 10:56.080
<b>جان؟</b>

10:56.080 --> 10:56.660
<b>.شوخی کردم</b>

10:56.660 --> 10:58.330
<b>!شوخی بود؟</b>

10:58.330 --> 11:03.950
<b>.یه تارِ مو از سرم رو هم به کسی که نمی‌شناسم نمیدم</b>

11:03.950 --> 11:06.330
<b>.باشه، مشکلی نیست</b>

11:06.330 --> 11:09.290
<b>.پس از مویی که زمان لگد خوردن از سرتون کندم، استفاده می‌کنم</b>

11:10.410 --> 11:17.040
<b>یه سوال: تو از خودت
خوشت میاد؟ یا بدت میاد؟</b>

11:17.040 --> 11:22.660
<b>.سوال بی‌فایده‌ای پرسیدی
.تو در اینکه چه کسی هستی، دستی نداری</b>

11:22.660 --> 11:26.450
<b>،و اگه باز هم نتونستی به هر شکلی ذره‌ای از خودت خوشت بیاد</b>

11:26.450 --> 11:28.290
<b>.بهتره که بمیری</b>

11:29.040 --> 11:34.870
<b>.که اینطور. ولی بعضی از انسان‌ها هم دوست دارن که به کس دیگه‌ای تبدیل بشن</b>

11:34.870 --> 11:38.370
<b>.فک می‌کنم هر کسی از این فکرها به سرش بزنه</b>

11:38.370 --> 11:42.660
<b>.البته اگه کسانی رو که خیلی خودشیفته هستن، کنار بذاریم</b>

11:42.660 --> 11:45.580
<b>...اصلاً به خیالت نزده</b>

11:47.160 --> 11:49.830
<b>که به آدم دیگه‌ای تبدیل بشی؟...</b>

11:52.540 --> 11:54.580
<b>ذره‌ای هم دلت نخواسته؟</b>

11:56.660 --> 12:03.370
<b>تفکر تبدیل شدن به کسی 
...که همیشه می‌خواستی</b>

12:03.370 --> 12:05.450
<b>.به فردی برتر از الان تو</b>

12:10.750 --> 12:13.540
<b>.خیلی بدن خوبی داری</b>

12:15.540 --> 12:19.660
<b>.از امروز، از این بدن استفاده می‌کنم</b>

12:19.660 --> 12:21.500
<b>اصلاً دلت نمی‌خواد؟</b>

12:21.500 --> 12:25.200
<b>که به کسی متفاوت و برتر از الان خودت تبدیل شی؟</b>

12:25.200 --> 12:31.540
<b>.من قادرم که زندگی تو رو به روش‌هایی که مطمئناً توجه تو رو جلب می کنه، تغییر بدم</b>

12:31.540 --> 12:35.040
<b>.برای نمونه مثلِ این دوستت</b>

12:35.040 --> 12:40.080
<b><i>آیا این فرد کسی بوده که منو به این شکل در آورده؟</i></b>

12:40.080 --> 12:42.790
<b>چطور شوایچی رو به یه هیولا تبدیل کردی؟</b>

12:42.790 --> 12:47.080
<b>.با دارو. درست شبیه همونی که چند دقیقه قبل نوشید</b>

12:47.080 --> 12:50.370
<b>ولی، بنظرت بی‌رحمانه نیست که بهش میگی هیولا؟</b>

12:50.370 --> 12:55.750
<b>!این همون شکلی‌ست که خودش خواسته بود ـ  کالبد ایده‌آل این پسره</b>

12:55.750 --> 13:00.870
<b>این دارو مصر‌ف‌کننده‌ش رو به
.هر شکل و هیبتی که بخواد در میاره</b>

13:00.870 --> 13:02.540
<b>!حتماً داری شوخی می‌کنی</b>

13:02.540 --> 13:05.580
<b>،من هیج‌وقت نخواستم که به چنین شکلی دربیام</b>

13:05.580 --> 13:09.450
<b>!و تازه اصلاً هم یادم نمیاد که چنین دارویی خورده باشم</b>

13:09.450 --> 13:13.830
<b><i>.من کسی بودم که تو رو به این شکل در آورد</i></b>

13:13.830 --> 13:18.250
<b>!ولی چه ایده جالبی</b>

13:18.250 --> 13:23.620
<b>،اینکه اجازه بدی کسی داخلت بشه
.تا ضعف و کاستی تو رو جبران کنه</b>

13:23.620 --> 13:28.410
<b>.واقعاً که خلاقیتِ انسان‌ها فراتر از تصورات منه</b>

13:29.500 --> 13:34.200
<b>.بنظر میرسه که سر چشمه این دردسر‌ها خود تویی</b>

13:35.040 --> 13:39.250
<b>.قبول می‌کنم که تو از این سیاره نیستی</b>

13:39.250 --> 13:41.950
<b>.ولی دیگه از تقلید ظاهر من دست بردار...</b>

13:41.950 --> 13:44.910
<b>.اطلاعات شخصی منو داری افشا می‌کنی</b>

13:44.910 --> 13:50.580
<b>.ای چقدر بد. آخه خیلی از این بدن خوشم اومده بود</b>

13:54.790 --> 13:57.330
<b>.الان دیگه می‌تونی به حالت اولت برگردی</b>

14:05.700 --> 14:07.620
<b>...آه، کلـ</b>

14:11.700 --> 14:15.750
<b>کلیر، چت شده؟</b>

14:18.290 --> 14:22.790
<b>.ما در حال برگشت به سیاره‌مون بودیم</b>

14:22.790 --> 14:26.700
<b>،چون کالبد جسمانی برای سفر های طولانی موجب زحمت بود</b>

14:26.700 --> 14:31.870
<b>.ما ذهن و دانش خودمون رو در قالب سکه‌هایی ذخیره کردیم</b>

14:31.870 --> 14:35.040
<b>.که همون سکه‌هایی‌ست که دیدین</b>

14:35.040 --> 14:39.500
<b>ولی سفینه ما که فرسوده شده بود، به یکباره از کار افتاد</b>

14:39.500 --> 14:42.660
<b>.در نهایت در این سیاره سقوط کرد</b>

14:42.660 --> 14:46.950
<b>.و همزاد‌های من به واسطه این اتفاق، در فواصل دور و نزدیک از سفینه پراکنده شدند</b>

14:48.660 --> 14:53.870
<b>،تعمیر کردن سفینه و جستجو برای همزاد‌هام، خارج از قدرت و توانایی منه</b>

14:53.870 --> 14:58.450
<b>.پس از شما می‌خواهم در ردیف "گردآورانی" قرار بگیرید که در جستجوی دوستان من هستند</b>

14:59.620 --> 15:04.160
<b>.و البته لطف‌تون جبران میشه
.در ابتدا با یک سکه</b>

15:04.160 --> 15:07.040
<b>.با اون من بهتون دارویی رو می‌دهم که به شما قدرت تبدیل شدن رو میده</b>

15:07.040 --> 15:09.750
<b>،ولی، این همه‌ش نیست</b>

15:09.750 --> 15:14.040
<b>!اگه ۱۰۰ سکه جمع کنید، قادر خواهید بود کاری از این هم خارق‌العاده‌تر بکنید</b>

15:14.040 --> 15:16.410
<b>کارِ خارق‌العاده؟</b>

15:18.250 --> 15:20.160
<b>از مانگا خوشتون میاد؟</b>

15:20.160 --> 15:21.540
<b>مانگا؟</b>

15:21.540 --> 15:24.370
<b>.انیمه یا فیلم هم همینطور</b>

15:24.370 --> 15:26.950
<b>اونا خیلی جالب ان، مگه نه؟</b>

15:26.950 --> 15:30.330
<b>.من از وقتی اومدم اینجا نتونستم ازشون دل بکنم</b>

15:30.330 --> 15:32.830
<b>آخه، جالب نیست بنظرتون؟</b>

15:32.830 --> 15:35.950
<b>اینکه تبدیل به یه غول بشی و یک شهر رو با خاک یکسان کنی؟</b>

15:35.950 --> 15:39.500
<b>.اینکه با قدرت خودت یه سیاره رو نابود کنی ـ  هر کاری از دستتون برمیاد</b>

15:40.200 --> 15:45.620
<b>بنطرتون باحال نیست که تو هم بتونی به چنین انسانی تبدیل بشی؟</b>

15:48.200 --> 15:50.080
<b>.یه سوال دیگه</b>

15:50.080 --> 15:51.580
<b>چه سوالی؟</b>

15:51.580 --> 15:55.620
<b>شوایچی، تا به حال از این سکه‌ها پیدا نکردی؟</b>

15:55.620 --> 15:57.080
<b>.نه</b>

15:57.080 --> 16:02.620
<b>.شوایچی، هیچی از اینکه چرا هیولا شده به یاد نداره</b>

16:02.620 --> 16:08.250
<b>شاید یه کسی این دارو رو به خوردش داده
یا چه چنین چیزی، تو در این مورد چیزی نمی‌دونی؟</b>

16:08.250 --> 16:13.500
<b>مثلاً یه کسی مثل دختری که از من دو سال بزرگ‌تره و تو ارتباط برقرار کردن مشکل داره؟</b>

16:13.500 --> 16:17.370
<b>عجب، مگه چنین آدم‌های بدی هم داریم؟</b>

16:17.370 --> 16:22.040
<b>.ولی خب در هرحال، شرکت کردن‌تون در این کار، به تصمیم خودتونه</b>

16:22.950 --> 16:24.250
<b><i>...اون سکه</i></b>

16:27.870 --> 16:31.870
<b><i>.در ازای قدرت، همه‌ چیزت رو ازت می‌گیره</i></b>

16:33.540 --> 16:37.950
<b>.چه خوب. درموردش فکر می‌کنم</b>

16:39.790 --> 16:43.870
<b>!ولی خدا رو شکر که این صندل‌ها رو پیدا کردم</b>

16:43.870 --> 16:48.250
<b>تو اصلاً خواهرم رو نمی‌شناسی، نه شوایچی؟</b>

16:48.250 --> 16:51.040
<b>،از نظر مدرسه‌ای با تو توی یه پایه‌ی‌ تحصیلی‌ـه</b>

16:51.040 --> 16:55.250
<b>،ولی اون دختر همیشه به مدرسه‌های خصوصی تو نواحی مختلف می‌رفته</b>

16:55.250 --> 16:58.290
<b>.پس پی بردن به ارتباط قبلی شما راحت نمی‌تونه باشه</b>

16:59.540 --> 17:03.540
<b>.ولی کارِ خودِ هرزه‌ش بود</b>

17:03.540 --> 17:08.700
<b>...نمی‌دونم دقیقاً چطور، ولی مطمئناً خودش چنین دارویی رو به</b>

17:08.700 --> 17:11.000
<b>!تو نباید اینکار ور بکنی، کلیر -
ها؟ --</b>

17:11.000 --> 17:14.330
<b>،تو نباید از سکه استفاده کنی</b>

17:14.330 --> 17:18.080
<b>یکی دیگه هم... داری، مگه نه؟</b>

17:18.080 --> 17:20.950
<b>.شرایط همین‌طور داره بد و بدتر میشه</b>

17:20.950 --> 17:24.450
<b>.تو این دو هفته گذشته، من دو بار تقریباً کشته شده بودم</b>

17:24.450 --> 17:27.620
<b>...و تو هم که یه فرد معمولی ای. اگه از این بیشتر</b>

17:27.620 --> 17:29.080
<b>.اصلاً هم اینطور نیست</b>

17:29.080 --> 17:30.370
<b>!چی؟</b>

17:30.370 --> 17:33.870
<b>.شرایط الان برای من خیلی هم بهتر از گذشته‌ست</b>

17:33.870 --> 17:37.120
<b>.خیلی بهتر از قبل اون موقع که خواهرم والدینم رو کشت</b>

17:37.120 --> 17:42.540
<b>.آره... بدترین حال و روزم مال وقتی بود که خواهرم گذاشت و رفت</b>

17:42.540 --> 17:45.910
<b>.به هر کسی در این مورد می‌گفتم، کسی حرفم رو باور نمی‌کرد</b>

17:45.910 --> 17:50.250
<b>.و فک می‌کردم تو این دنیا دیگه جایی برای من وجود نداره</b>

17:50.250 --> 17:54.700
<b>.ولی اینا همه‌ش بعد از اینکه تو رو دیدم، تغییر کرد</b>

17:54.700 --> 17:57.580
<b>.انگار زندگی‌م رنگِ دوباره‌ای گرفته</b>

17:57.580 --> 18:02.540
<b>.و اونجا... تونستم جایی رو که بهش تعلق دارم پیدا کنم</b>

18:03.410 --> 18:08.410
<b>،خیلی جالبه! یه آدم‌فضایی‌ هست که بهت قدرت فرابشری میده</b>

18:08.410 --> 18:11.580
<b>.تازه خواهرم هم پاش تو این قضایا گیره</b>

18:11.580 --> 18:15.250
<b>!تا حالا اینقد قلبم از هیجان تند تند نزده بود</b>

18:15.250 --> 18:19.160
<b>.خیالت راحت. از سکه استفاده نمی‌کنم</b>

18:20.830 --> 18:24.000
<b>.من تو رو دارم</b>

18:24.000 --> 18:29.450
<b><i>.من و کلیر خیلی با هم فرق داریم</i></b>

18:33.330 --> 18:36.450
<b>!وای پسر، مردم از خنده</b>

18:40.500 --> 18:41.620
<b>ها؟</b>

18:41.620 --> 18:44.330
<b>اوی یارو، میزنی و در میری؟</b>

18:49.500 --> 18:53.000
<b>چرا... تو... اینقدر قوی ای؟</b>

18:53.000 --> 18:56.160
<b>سلام کاگایا، چکار می‌کنی؟</b>

18:56.160 --> 18:58.580
<b>!اوه، آبوکاوا-سنپای</b>

18:58.580 --> 18:59.870
<b></b>

19:00.700 --> 19:03.700
<b>ها؟ عینکت چی شد؟</b>

19:03.700 --> 19:05.660
<b>.الان لنز می‌زنم</b>

19:05.660 --> 19:08.910
<b>کاگایا-کون این اواخر بنظرت عوض نشده؟</b>

19:08.910 --> 19:10.330
<b>کجاش؟</b>

19:10.330 --> 19:14.870
<b>.یه جورایی حالت و رفتارش مثلِ آدم بزرگا شده</b>

19:25.370 --> 19:27.080
<b>چیزی شده، میفونه-سان؟</b>

19:27.080 --> 19:29.830
<b>ها؟ از کجا فهمیدی...؟</b>

19:29.830 --> 19:33.040
<b>.آخه دیدم داری از پله‌ها میای بالا</b>

19:33.040 --> 19:34.540
<b></b>

19:34.540 --> 19:38.250
<b>.می‌خواستم دفترت رو بهت پس بدم</b>

19:38.250 --> 19:39.660
<b>.اها</b>

19:40.830 --> 19:45.830
<b>.یکی از دختر‌ها کلاس‌مون داشت می‌گفت، که تو الان باحال شدی</b>

19:46.950 --> 19:50.000
<b>...ولی، بنظر من عینک هم خیلی بهت میمومد</b>

19:50.000 --> 19:52.750
<b>...میفونه-سان</b>

19:52.750 --> 19:56.700
<b>اگه امروز قرار بود زمین نابود بشه، چکار می‌کردی؟</b>

19:56.700 --> 19:59.290
<b>چی؟ اها این یکی از اون سوال‌هاست</b>

19:59.290 --> 20:03.330
<b>،مثل این که میگن
"کدوم یک وسیله رو با خودت به یه جزیره بدون سکنه می‌بری؟"</b>

20:03.330 --> 20:05.160
<b>.نه</b>

20:05.160 --> 20:09.580
<b>مثلاً اگه فردی که به اطرافیانش اهمیتی نمیده</b>

20:09.580 --> 20:13.040
<b>،به یکباره خیلی قدرت‌مند بشه</b>

20:13.040 --> 20:19.580
<b>.به حدی قدرتمند بشه که بتونه این شهر و یا حتی این دنیا رو نابود کنه</b>

20:19.580 --> 20:23.790
<b>.اصلاً هم تعجبی نداره که جهان همین‌جوری به پایان برسه</b>

20:23.790 --> 20:26.200
<b>.بدون هیچ اخطاری</b>

20:26.200 --> 20:30.620
<b>.اگه اون روز، همین امروز باشه هم تعجبی نداره</b>

20:30.620 --> 20:36.620
<b>،خب، چیزه. من که واقعا نمی‌دونم چکار می‌کردم</b>

20:36.620 --> 20:43.540
<b>،ولی خب، اگه من توی اون شرایط بودم
.حتماً نگران پدر و مادرم میشدم</b>

20:43.540 --> 20:45.750
<b>...و همینطور همه‌ی همکلاسی‌هام</b>

20:45.750 --> 20:47.950
<b>و سعی‌م رو می‌کردم که جلوی آدم بده رو بگیرم</b>

20:47.950 --> 20:51.120
<b>.و نزارم هیچ اتفاق بدی بیافته</b>

20:51.120 --> 20:54.000
<b>.آره. این جوابی‌ـه که همه میدن</b>

20:54.000 --> 20:55.080
<b>چی؟</b>

20:55.080 --> 20:59.870
<b>.ممنون. می‌خواستم اینو از زبون یکی بشنوم</b>

21:01.700 --> 21:03.500
<b>.فعلاً</b>

21:13.120 --> 21:17.370
<b><i>این فقط یه حدس‌ـه، ولی تصورش سخته که تمام حرفایی که </i></b>

21:17.370 --> 21:20.870
<b><i>.اون آدم‌فضایی زده بود، درست باشه</i></b>

21:20.870 --> 21:26.910
<b><i>.الان توی سایه‌های این شهر، داستان بزرگی در حال اتفاق افتادنه</i></b>

21:26.910 --> 21:32.910
<b><i>.و به احتمال زیاد من... شخصیت اصلی این داستان نیستم</i></b>

21:34.120 --> 21:36.910
<b><i>!ولی، فرار هم نمی‌کنم</i></b>

21:39.620 --> 21:44.200
<b>.سفینه یه جایی توی اون کوه سقوط کرده</b>

21:44.200 --> 21:47.290
<b>...احتمالش زیاده که تعدادی سکه پیدا کنی ولی</b>

21:47.290 --> 21:50.910
<b>.روبرو شدن با دشمن هم به همون اندازه محتمله</b>

21:51.790 --> 21:56.750
<b>.چیزی نمیشه شوایچی. تو زنده میمونی</b>

21:56.750 --> 21:58.870
<b>.چون من با تو ام</b>

22:03.330 --> 22:05.830
<b>خب، بریم یا نه؟</b>

22:19.700 --> 22:26.800
Nureta yubi wa tsuyayaka ni sasou

22:19.700 --> 22:26.800
濡
れ
た
 
指
 
は
　
艷
や
か
 
に
 
誘
う

22:19.700 --> 22:26.800
انگشت‌های خیسِ تو منو به سمت تو می‌کشند؛

22:27.000 --> 22:34.000
Nagusamete to tsubuyaita

22:27.000 --> 22:34.000
慰
め
て
 
と
 
呟
い
た

22:27.000 --> 22:34.000
،و زمزمه‌ی "به من آرامش بده" به گوشم می‌رسد

22:34.200 --> 22:49.300
湿
る
 
背
中
　
締
め
付
け
た
 
夜

22:34.200 --> 22:49.300
.در شبی که پشتت رو به من کردی تا چشم‌های نمدارت رو نبینم

22:34.600 --> 22:49.300
Shimeru senaka shimetsuketa yoru

22:50.300 --> 22:57.000
操
ら
れ
た
 
僕
 
の
 
理
性
 
な
ど

22:50.300 --> 22:57.000
من که بر فکر و منطق خودم کنترلی ندارم

22:50.550 --> 22:57.000
Ayatsurareta boku no risei nado

22:57.800 --> 23:04.600
捩
じ
伏
せ
た
 
官
能
 
に
 
這
う
 
君
 
の
 
肌

22:57.800 --> 23:04.600
رفته رفته این هوسِ سرکوب‌شده را به درون قلبم راه می‌دهم

22:57.900 --> 23:04.600
Nejifuseta kannou ni hau kimi no hada

23:05.000 --> 23:11.500
溶
け
る
 
よ
う
 
に
 
求
め
 
繋
い
で

23:05.000 --> 23:11.500
این هوس که دل‌هامون به یک ضرب بتپه  و ما با هم دیگه یکی بشیم

23:05.200 --> 23:11.500
Tokeru you ni motome tsunaide

23:11.600 --> 23:19.680
Sasayaita kimi no koe ni shitagai tsuzukete

23:11.600 --> 23:19.680
囁
い
た

君

の
 
声

に

従
\い

続
け
て

23:11.600 --> 23:19.680
و من بی‌اراده، با شنیدن صدای تو به حرکت در میام

23:20.000 --> 23:26.900
熱
 
を
 
帯
び
た
 
頬
 
を
 
赤
く
 
染
め
て

23:20.000 --> 23:26.900
گونه‌های تو که از گرمای تن‌هامون گل انداخته

23:20.180 --> 23:26.900
Netsu wo obita hoho wo akaku somete

23:27.300 --> 23:31.000
Hanaretakunai no to

23:27.300 --> 23:31.000
離
れ
た
く
な
い

の

と

23:27.300 --> 23:31.000
...به زبون بی‌زبونی به من میگن که دوست نداری حتی یه لحظه از من جدا باشی

23:31.000 --> 23:41.000
<b>: مترجم</b>

23:31.000 --> 23:41.000
<b>Mikazuki</b>

23:31.000 --> 23:41.000
<b>کاری از تیم ترجمه تخصصی انیمه لیست 
 AnimDL.ir | @Animelist-ir</b>

23:31.000 --> 23:33.000


23:33.000 --> 23:35.000


23:35.000 --> 23:37.000


23:44.330 --> 23:47.000
:قسمت ۵
 <b>+</b> دشمنان دیوانه <b>+</b>

23:47.000 --> 23:49.000
<b></b>

23:47.000 --> 23:49.000
<b></b>

23:48.910 --> 23:50.910
<b></b>

23:48.950 --> 23:50.950
<b></b>

23:48.950 --> 23:50.950
<b></b>

23:48.950 --> 23:50.950
<b></b>

23:49.000 --> 23:51.000
<b></b>
