WEBVTT

00:00.000 --> 00:00.000
<b></b>

00:07.080 --> 00:10.370
موسسه آموزشی یامادا

00:07.080 --> 00:10.370
.پذیرای دانش‌آموزان جدید می‌باشد

00:15.790 --> 00:18.870
<b>...ببخشید،... امروز اولین روز من در اینجاست</b>

00:18.870 --> 00:22.750
<b>.شما باید کاگایا‌-کون باشی. از دیدارت خوشبختم</b>

00:22.750 --> 00:25.370
<b>.قبلاً والدینت در این مورد به من گفتند</b>

00:28.160 --> 00:28.950
<b>ها؟</b>

00:28.950 --> 00:33.080
<b>،توی مسیرم به سوپر مارکتی رسیدم که تا حالا ندیده بودم</b>

00:33.080 --> 00:36.410
<b>.و بین محصولات‌شون طعم‌ها و مزه‌هایی داشتند که تا حالا تو مغازه نزدیک محل زندگی‌م ندیده بودم</b>

00:36.410 --> 00:39.660
<b>.و والدین من هر دو همیشه سر کارند</b>

00:39.660 --> 00:43.750
<b>.می‌تونم بهت دستور پخت چندتا غذای ساده رو یاد بدم</b>

00:43.750 --> 00:45.410
<b>.اگه خودت خواستی</b>

00:45.410 --> 00:46.290
<b>چی؟</b>

00:46.290 --> 00:49.000
<b>!اینجا آشپزخونه هم داریم</b>

00:49.000 --> 00:50.910
<b>مگه اینجا مدرسه نیست؟</b>

00:50.910 --> 00:55.040
<b>آره. تو همین مدرسه. عجیب‌ـه، نه؟</b>

01:00.000 --> 01:03.750
<b>.بنظر بچه‌ها دارن از راه می‌رسن. بیا باهاشون آشنا شو</b>

01:09.750 --> 01:13.370
<b>...شوایچی... شوایچی</b>

01:14.040 --> 01:18.200
<b>شوایچی! حالت خوبه؟ می‌دونی من کی ام؟</b>

01:18.200 --> 01:19.500
<b>من خواب می‌دیدم؟</b>

01:19.500 --> 01:20.910
<b></b>

01:20.910 --> 01:26.910
<b>...انگار داشتم یه خواب عجیب می‌دیدم
.یا شاید خیالاتی شدم</b>

01:26.910 --> 01:29.410
<b>.هیچی یادم نمیاد</b>

01:29.410 --> 01:31.120
<b>اها راستی! یوشیوکا-سان کجاست؟</b>

01:31.120 --> 01:32.790
<b>.ااینجام</b>

01:32.790 --> 01:35.250
<b>میشه خیلی زل نزنی؟</b>

01:35.250 --> 01:39.790
<b>.اه، عینکت رو نزدی پس فک کنم ایرادی نداشته باشه</b>

01:39.790 --> 01:41.540
<b>عینک؟</b>

01:41.540 --> 01:46.250
<b>!ای بابا، مگه فراموش کردی؟ وقتی داشتیم دنبال کیفم می‌گشتیم بهم گفتی</b>

01:46.250 --> 01:48.200
<b>.که اینطور</b>

01:48.200 --> 01:50.450
<b>اه، به هوش اومدی بالاخره؟</b>

01:50.450 --> 01:52.620
<b>.پیداشون کردم. پیش آدم</b>

01:51.300 --> 01:51.300


01:54.120 --> 01:59.000
<b>.و از شانس تو کیف پولت رو هم پیدا کردم. توی اون گودال افتاده بود</b>

01:59.000 --> 02:01.080
<b>و شما ...؟</b>

02:01.080 --> 02:06.160
<b>خب، بقیه صحبت‌ها باشه وقتی که برگشتیم پیش رفقا، حله؟</b>

02:20.160 --> 02:24.160
گـلـِیـپـنـیر

02:24.400 --> 02:30.170
Uso mitai na koto mo tsukitsukerareru

02:24.400 --> 02:30.170
嘘
 
み
た
い
 
な
 
こ
と
 
も
　
突
き
付
け
ら
れ
る

02:24.400 --> 02:30.170
گاهی وقتا مجبوری دست به کارهایی بزنی که خیالش رو هم نمی‌کردی

02:30.400 --> 02:35.600
Genjitsu wa yōsha naku aru

02:30.400 --> 02:35.600
現
実
 
は
 
容
赦
 
な
く
 
あ
る

02:30.400 --> 02:35.600
چون آغوش حقیقت همیشه گرم و پذیرنده نیست

02:36.100 --> 02:42.300
Kanaetai omoi wa neko no ashioto

02:36.100 --> 02:42.300
叶
え
た
い
 
\思
い
 
は

猫

の
 
足
音\

02:36.100 --> 02:42.300
نشستن به امید آرزوهایی که به صدای پای گربه حرکت می‌کنن

02:42.600 --> 02:48.270
Shiranu ma ni shinobi ryōte tsume tateru

02:42.600 --> 02:48.270
知
ら
ぬ
 
間
 
に
　
忍
び
 
両
手
 
爪
 
た
て
る

02:42.600 --> 02:48.270
کاری احمقانه‌ست، چون دور از نظر تو بهت نزدیک میشه چنگ می‌اندازه

02:48.900 --> 02:53.600
Tesaguri de susumu keredo

02:48.900 --> 02:53.600
手
探
り
 
で
 
進
む
 
け
れ
ど


02:48.900 --> 02:53.600
من با چشم‌های بسته به جستجو ادامه میدم

02:52.000 --> 02:54.000
<b></b>

02:54.000 --> 02:59.400
Seikai mo machigai mo ima wa wakaranai

02:54.000 --> 02:59.400
正
解
 
も
 
間
違
い
 
も
　
今
 
は
 
分
か
ら
な
い

02:54.000 --> 02:59.400
.درحالی که هنوز فرق خوب و بد رو نمی‌دونم

03:00.000 --> 03:06.500
Zankoku na sentaku shika nai to shitte mo

03:00.000 --> 03:06.500
残
酷
 
な
 
選
択
 
し
か 

無
い
 
と
 
知
っ
て
 
も

03:00.000 --> 03:06.500
حتی اگه بهم بگن که پیشروی من جز گزینه‌های غیرمنصفانه چیزی نیست

03:06.600 --> 03:11.900
Sore ga kimi no tame nara ba seou

03:06.600 --> 03:11.900
そ
れ
 
が
 
君
 
の
 
た
め
 な
ら
 
ば
 
 背
負
う

03:06.600 --> 03:11.900
من اگه برای تو باشه این سختی‌ها رو به جون می‌خرم

03:12.100 --> 03:18.400
Yokubō no mama awasete Ugatsu iwa no ne

03:12.100 --> 03:18.400
欲
望
 
の
 
ま
ま
 
合
わ
せ
て
 
穿
つ
岩
 
の

根

03:12.100 --> 03:18.400
خواسته دورنی‌م بهم میگه که باید با مانعی که سر راهم قرار گرفته روبرو بشم

03:18.400 --> 03:25.100
立
ち
向
か
う
,

こ
れ

か
ら

は

二
人

で

一
つ

03:18.400 --> 03:25.100
.از حالا به بعد ما دو نفر، یکی هستیم

03:18.500 --> 03:25.100
tachimukau, Kore kara wa futari de hitotsu

03:25.100 --> 03:25.100


03:25.100 --> 03:25.100


03:25.100 --> 03:25.100


03:41.620 --> 03:44.620
<b>.و به این ترتیب تو هم یکی از ما شدی</b>

03:44.620 --> 03:47.410
<b>،حالا شوایچی، دوباره ازت می‌پرسم</b>

03:47.410 --> 03:52.250
<b>هیچی از قبل بی‌هوش شدنت به یاد نداری؟</b>

03:52.250 --> 03:53.290
<b>.نه</b>

03:53.290 --> 03:55.080
<b>یوشیوکا، تو چی؟</b>

03:55.080 --> 03:57.120
<b>...ها؟ نه</b>

03:59.120 --> 04:00.870
<b>،همین که وارد جنگل شدیم</b>

04:00.870 --> 04:07.500
<b>...با پسری روبرو شدیم که کیف یوشیوکا رو به دست داشت، و فک می‌کنم یکی از دوست‌های خواهر کلیر باشه</b>

04:07.500 --> 04:11.410
<b>و اون پسر به یکباره تبدیل به هیولا شد، و ما رو تو دست‌هاش گرفت</b>

04:11.410 --> 04:15.200
<b>...و بعدش... احساس می‌کنم که ما رو له کرد</b>

04:16.950 --> 04:19.120
<b>.همه‌ش همین یادم مونده</b>

04:19.120 --> 04:22.000
<b>و الان چطور شما دو نفر سالم و سلامت اینجا این؟</b>

04:22.000 --> 04:25.750
<b>فقط یک نفر بود؟
اون زنیکه اونجا نبود؟</b>

04:25.750 --> 04:28.250
<b>...آره... فک نکنم</b>

04:28.250 --> 04:30.330
<b>!تقصیر توئه</b>

04:30.330 --> 04:32.910
<b>!می‌دونستی که اونا خطرناکن</b>

04:32.910 --> 04:35.790
<b>با این حال خودسرانه رفتار کردی و یوشیوکا رو هم تو خطر قرار دادـ</b>

04:35.790 --> 04:37.700
<b>!بس کن، ایکِئوچی-کون</b>

04:37.700 --> 04:42.870
<b>.حق با اونه. کار هایی که اون کرده بیش از حد خطرناک بوده</b>

04:42.870 --> 04:47.580
<b>.و با این اوصاف... من که با این پسر حال می‌کنم</b>

04:49.040 --> 04:52.700
<b>.لااقل بیشتر از کسی که دوستاشو تنها می‌ذاره بهم حال میده</b>

04:52.700 --> 04:54.080
<b>...نخیر، من که</b>

04:54.080 --> 04:57.370
<b>.حالا که حال دوتاشون خوبه. کیف پولش رو هم پس گرفته</b>

04:57.370 --> 05:01.000
<b>خدا رو شکر که به خیر ختم شد. مگه نه؟</b>

05:02.410 --> 05:05.200
<b>.موراکامی یوتا ام. از آشنایی‌ت خوش‌حالم</b>

05:05.200 --> 05:06.830
<b>.کاگایا شوایچی هستم</b>

05:06.830 --> 05:08.750
<b>.یه حسی میگه قراره رقیب‌های خوبی برای هم باشیم</b>

05:08.750 --> 05:09.700
<b>چی؟</b>

05:09.700 --> 05:12.040
<b></b>

05:12.040 --> 05:15.750
<b>.ا از دیدارت خوش‌حالم شوایچی-کون</b>

05:15.750 --> 05:18.160
<b>.من کاسوگا ایسائو ام</b>

05:18.160 --> 05:19.120
<b></b>

05:19.120 --> 05:21.950
<b>!اِ وا! نکنه خودم رو ناجور معرفی کردم؟</b>

05:21.950 --> 05:24.750
<b>.نه اصلاً، فقط تصور می‌کردم درشت‌ هیکل‌تر باشی</b>

05:24.750 --> 05:29.660
<b>،آره... خودم می‌دونم شکلی که به خودم می‌گیرم، عظیم‌الجثه‌ست
.ولی راستش من جنگجوی خوبی نیستم</b>

05:29.660 --> 05:32.750
<b>.حقیقتش اینه که من از گل و گیاه خوشم میاد</b>

05:32.750 --> 05:35.290
<b>،ولی ایسائو خیلی معرکه‌ست</b>

05:35.290 --> 05:39.950
<b>.می‌تونه هر جایی که می‌خواد گل برویونه و خاک رو به شکلی که دوست داره دربیاره</b>

05:39.950 --> 05:41.410
<b>!اها راستی</b>

05:48.200 --> 05:50.410
<b>.اینا برای توست</b>

05:50.410 --> 05:53.330
<b>.اه... ممنونم</b>

05:53.330 --> 05:56.540
<b>،ببخش اگه اشتباه گرفتم</b>

05:56.540 --> 06:00.790
<b>شوایچی-کون تو وقتی بچه بودی به مدرسه یامادا می‌رفتی؟</b>

06:00.790 --> 06:03.540
<b>آره. از کجا فهمیدی؟</b>

06:03.540 --> 06:06.120
<b>...من اون نزدیکیا زندگی می‌کردم</b>

06:06.120 --> 06:11.620
<b>.و چندین باری شد که دیدم با دوست‌هات وقت می‌گذرونی</b>

06:11.620 --> 06:14.000
<b>...ولی قسمت نشد باهاتون صحبت کنم</b>

06:14.000 --> 06:18.580
<b>.ولی بنظر میومد خیلی بهتون خوش می‌گذره... و من حسودیم میشد</b>

06:18.580 --> 06:23.040
<b>.عجب. من که تو مدرسه با کسی نبودم</b>

06:23.040 --> 06:24.200
<b></b>

06:24.200 --> 06:27.120
<b>.من یکی تنها دانش‌آموز مدرسه تقویتی یامادا بودم</b>

06:27.120 --> 06:29.250
<b>شاید با گروه دیگه‌ای منو اشتباه گرفتی؟</b>

06:29.250 --> 06:34.500
<b>...ها؟ واقعاً که عجیبه. ولی آره راس میگی</b>

06:34.500 --> 06:39.200
<b>.اگه خودت اینطور میگی که آره حتماً من اشتباه می‌کنم</b>

06:40.160 --> 06:42.950
<b>آیهارا. تو چرا نمیای سلام احوال‌پرسی کنی؟</b>

06:42.950 --> 06:45.540
<b>.نمی‌خواد</b>

06:45.540 --> 06:48.910
<b><i>صداش که صدای دختر بود. ولی</i></b>

06:48.910 --> 06:51.750
<b>خجالت دیگه برای چیه؟</b>

06:51.750 --> 06:52.830
<b></b>

06:52.830 --> 06:55.120
<b>.بیا دیگه، آیهارا</b>

06:55.120 --> 06:56.660
<b></b>

06:56.660 --> 06:58.120
<b>. معرفی می‌کنم: آیهارا میکو هستن</b>

06:58.120 --> 07:02.120
<b>!خدا نکشش، مگه نه؟ نیم‌وجبی می‌تونه نامرئی بشه</b>

07:02.120 --> 07:07.790
<b>.ای کاش من هم چنین قدرتی داشتم. اون وقت می‌تونستم تا جایی که دلم می‌خواد شیطونی بکنم</b>

07:07.790 --> 07:10.750
<b>!شک نکن یکی از بهترین تونایی‌هاست</b>

07:10.750 --> 07:12.160
<b>.ها... آره</b>

07:12.160 --> 07:15.040
<b><i>.احساس می‌کنم این دختر رو قبلا یه جایی دیدم</i></b>

07:15.040 --> 07:16.290
<b>.خوش‌ اومدین</b>

07:16.290 --> 07:18.040
<b>ها؟ -
ها؟ -</b>

07:18.040 --> 07:19.450
<b>براتون گرمش کنم؟</b>

07:19.450 --> 07:22.750
<b>!ها! تو اون دختر تو سوپر مارکتی -
!ها! تو اون دختر تو سوپر مارکتی -</b>

07:22.750 --> 07:25.500
<b>حالا راضی شدی؟</b>

07:25.500 --> 07:27.080
<b><i>!غیبش زد</i></b>

07:27.080 --> 07:29.950
<b>.جا داره که منم خودم رو معرفی کنم</b>

07:29.950 --> 07:34.330
<b>.کویاناگی سایاکا ام. رهبر این تیم</b>

07:34.330 --> 07:35.290
<b>!یه لِزبین به تمام معنا</b>

07:35.290 --> 07:37.000
<b>! لزـ</b>

07:37.000 --> 07:38.950
<b>.بریم سر بحث‌مون</b>

07:38.950 --> 07:41.330
<b>:احتمال میدم اتفاق از این قرار باشه</b>

07:41.330 --> 07:45.040
<b>.شما دو تا به دست اون پسر افتادین و از هوش رفتین</b>

07:45.040 --> 07:49.290
<b>.و در اون لحظه گروه دیگه‌ای از راه می‌رسه و با هم دیگه درگیر میشن</b>

07:49.290 --> 07:54.290
<b>.در این بین، شما دوتا به کلی فراموش می‌شین و نجات می‌یابید</b>

07:54.290 --> 07:56.080
<b>.شاید همین باشه</b>

07:56.080 --> 08:01.540
<b>.ولی تو این شکی نیست که اونجا یه درگیری بزرگ به پا شده</b>

08:01.540 --> 08:06.040
<b>.یحتمل درگیری بین دوتا تیم بزرگ یا یه چنین چیزی</b>

08:06.040 --> 08:07.950
<b>گفتی خواهر بزرگت چی شده کلیر؟</b>

08:07.950 --> 08:10.620
<b>.شاید اون هم با دوست‌هاش اومده باشه اینجا</b>

08:10.620 --> 08:13.080
<b>!آآره! حتماً همینطوره</b>

08:13.080 --> 08:15.750
<b>.آره، درسته</b>

08:15.750 --> 08:21.410
<b>.ظاهرا جنگ سر سکه‌ها از اون چیزی که فک می‌کردیم داغ‌تره</b>

08:21.410 --> 08:23.950
<b>!ولی گزینه‌ای به نام فرار کردن نداریم</b>

08:23.950 --> 08:27.830
<b>.اصلاً نباید اجازه بدیم سکه‌ها دست چنین آدم‌های خطرناکی بیافته</b>

08:27.830 --> 08:30.450
<b>.چون اول آخر، هدف جمع کردن سک‌هاست</b>

08:30.450 --> 08:33.620
<b>.قدرت که تنها معیار تعیین‌کننده نیست</b>

08:33.620 --> 08:37.410
<b>.ما هم روش مبارزه خودمون رو داریم</b>

08:39.950 --> 08:41.250
<b>میشه یه چیزی بپرسم؟</b>

08:41.250 --> 08:42.200
<b>چی؟</b>

08:42.200 --> 08:47.580
<b>شما همه‌تون قدرت‌هاتون رو به ما نشون دادین. حالا برای نشون دادن صداقت‌مون توی این پیمان</b>

08:47.580 --> 08:50.290
<b>.حالا ما قدرت‌مون رو به شما نشون میدیم</b>

08:51.000 --> 08:52.660
<b>تو که مشکلی نداری شوایچی؟</b>

08:52.660 --> 08:54.660
<b>.اه، نه</b>

09:10.290 --> 09:12.200
<b>.عجب قدرتی بابا</b>

09:35.870 --> 09:38.620
<b>.خب، آره یه همچین چیزی</b>

09:38.620 --> 09:44.540
<b>.درسته، اگه تو طرف ما باشی قدرت ما بسیار بالا میره</b>

09:44.540 --> 09:47.500
<b>چی میگی، یوتا؟ می‌تونی تو  مبارزه شکست‌شون بدی؟</b>

09:47.500 --> 09:52.620
<b>.هاها، چی بگم والا. خیلی به خودم مطمئن نیستم</b>

09:52.620 --> 09:55.290
<b>خب چرا امتحان نکنیم؟</b>

09:55.290 --> 09:59.040
<b>.نه بیخیال. سرم که درد نمی‌کنه دستمال ببندم</b>

09:59.700 --> 10:02.160
<b><i>...این جای پنجه‌ها</i></b>

10:02.160 --> 10:05.500
<b>.واقعاً که دوست‌های قدرتمندی به حمع‌مون اضافه شدن</b>

10:05.500 --> 10:09.410
<b>.خورشید داره غروب می‌کنه. برای امروز کافیه</b>

10:11.580 --> 10:13.330
<b>.واستا ببینم</b>

10:14.500 --> 10:19.620
<b>تو می‌دونی، مگه نه؟
تو می‌دونی اونجا چه اتفاقی افتاد؟</b>

10:19.620 --> 10:24.700
<b>.من هم مثل شوایچی-کون، چیزی یادم نمیاد</b>

10:24.700 --> 10:26.580
<b>.دروغ میگی</b>

10:26.580 --> 10:32.620
<b>نکنه عصبانی شدی که من رفتم داخل شوایچی-کون؟</b>

10:33.700 --> 10:36.700
<b>.شوخی‌ش هم خنده‌دار نیست. تو کجا من کجا</b>

10:36.700 --> 10:41.410
<b>.شوایچی به من نیاز داره. بدون من نمیشه</b>

10:41.410 --> 10:47.410
<b>.اگه من نباشم، شوایچی کسی نیست که بتونه تنهایی بجنگه یا به کسی صدمه بزنه</b>

10:47.410 --> 10:53.120
<b>.پس درست فک می کردم. تو و شوایچی-کون خیلی با هم متفاوت‌این</b>

10:53.120 --> 10:56.370
<b>.تو و او نمی‌تونین یکی بشین</b>

11:03.290 --> 11:06.290
<b><i>...حتماً از دستم دلخوره</i></b>

11:06.290 --> 11:10.750
<b><i>.ازم دلخوره که بدون اون به سمتِ خطر رفتم</i></b>

11:10.750 --> 11:13.120
<b>...شوایچی</b>

11:13.120 --> 11:15.950
<b>گرسنه‌ت نیست؟</b>

11:16.910 --> 11:18.500
<b>.این خیلی خوبه</b>

11:18.500 --> 11:22.790
<b>.غذا خوردن تو چنین جاهایی هم کیف خودش رو داره</b>

11:22.790 --> 11:26.950
<b>خب؟ می‌خوای به من چیزی بگی، نه؟</b>

11:26.950 --> 11:32.620
<b>کدوم بهتر بود،‌ من یا اون دختره؟</b>

11:32.620 --> 11:37.410
<b>رفت داخلت، مگه نه؟
اون هم لخت؟</b>

11:37.410 --> 11:39.790
<b>...اینطوری نبود! یه جورایی چاره دیگه‌ای نداشت</b>

11:39.790 --> 11:45.040
<b>چاره‌ دیگه‌ای نداشت؟ پس به همین دلیل گذاشتی من هم بیام داخلت؟</b>

11:45.040 --> 11:47.040
<b>...خب</b>

11:47.040 --> 11:48.410
<b>.ببین</b>

11:48.410 --> 11:55.700
<b>...اگه تو بخوای، من می‌تونم کاری کنم که از این بیشتر حال کنی</b>

11:58.000 --> 12:00.660
<b>.آره، به همین خیال باش! شوخی کردم بابا</b>

12:00.660 --> 12:03.790
<b>.از دهن میوفته. زود باش بخور</b>

12:08.500 --> 12:13.830
<b><i>.من می‌دونم. اون دختر دروغ میگه</i></b>

12:13.830 --> 12:18.120
<b><i>،یوتا میگه که اون به دلیل درگیری بین دو تیم بوده</i></b>

12:18.120 --> 12:22.750
<b><i>.ولی اگه اینطور بود، باید از این بیشتر ردِ پا و اثر خون دیده میشد</i></b>

12:22.750 --> 12:26.870
<b><i>یعنی اون پیداش شده و برای متوقف کردن اونا وارد درگیری شده؟</i></b>

12:26.870 --> 12:29.830
<b>...نه... ولی</b>

12:29.830 --> 12:32.700
<b><i>.شما دوتا نمی‌تونین یکی بشین</i></b>

12:57.500 --> 13:00.200
<b>آبوکاوا-کون، خودتی؟</b>

13:00.200 --> 13:01.950
<b>اینجا چکار می‌کنی؟</b>

13:01.950 --> 13:04.250
<b>کاگایا! تو چطور؟</b>

13:04.250 --> 13:08.370
<b>.قدم می‌زنم. هوا خیلی گرم بود، خوابم نمی‌برد</b>

13:09.410 --> 13:12.290
<b>.فک کنم ماشین بهش زده</b>

13:12.290 --> 13:15.200
<b>،من هم قدم می‌زدم که پیداش کردم</b>

13:15.200 --> 13:18.410
<b>.می‌دونی که، چیزی نیست که بتونی به حال خودش رهاش کنی</b>

13:20.000 --> 13:20.830
<b>.کمکت می‌کنم</b>

13:20.830 --> 13:22.660
<b>ها؟ -
بدش من -</b>

13:22.660 --> 13:25.120
<b>.زحمت نکش بابا. تنهایی هم میتونم</b>

13:25.120 --> 13:26.500
<b>...ولی</b>

13:30.160 --> 13:32.450
<b>چیزی شده، کاگایا؟</b>

13:32.450 --> 13:33.660
<b>.هیچی نیست</b>

13:33.660 --> 13:38.080
<b>.ولی پسر دروغ نباشه بدون عینکت انگار یه آدم دیگه جلو روم واستاده</b>

13:38.080 --> 13:40.370
<b>جـ جدی؟</b>

13:42.540 --> 13:44.620
<b>!مگه خر شدی؟ گیر میافتی ها</b>

13:44.620 --> 13:45.950
<b>.جدی میگم بابا، جدی</b>

13:45.950 --> 13:48.450
<b>!اه، داشِ‌مون آبوکاواست که</b>

13:48.450 --> 13:49.370
<b>می‌شناسی‌شون؟</b>

13:49.370 --> 13:51.450
<b>.آره، یه جورایی</b>

13:51.450 --> 13:53.830
<b>.برای کمکت ممنون</b>

13:53.830 --> 13:57.250
<b>اون چیه دیگه؟ کله‌ صبحی این بیرون چکار داری؟</b>

13:57.250 --> 13:59.950
<b>.خوب موقعی‌ پیدات شد. برو یه چیزی بگیر بزنم به تن</b>

13:59.950 --> 14:03.000
<b>ها؟ داری یه بچه دبیرستانی رو تلکه می‌کنی؟</b>

14:04.290 --> 14:07.040
ـ   روز بعد    پس از اتمام ساعات درسی   ـ

14:08.080 --> 14:12.000
<b><i>اون لاشه... نکنه...؟</i></b>

14:12.000 --> 14:14.370
<b><i>نه چی با خودت فکر و خیال می‌کنی؟</i></b>

14:14.370 --> 14:20.250
<b><i>.ولی آبوکاوا-کون اون شب، اصلاً آبوکاوا-کون همیشگی نبود</i></b>

14:20.250 --> 14:22.200
<b>!ای زرشک</b>

14:22.200 --> 14:24.830
<b>چت شده باز؟</b>

14:29.830 --> 14:32.540
<b>.خب، درست شد</b>

14:32.540 --> 14:34.290
<b>!دستت درد نکنه</b>

14:34.290 --> 14:36.660
<b>اها، راستی. میفونه-سان</b>

14:36.660 --> 14:39.250
<b>ها؟ چی شده؟</b>

14:39.250 --> 14:40.700
<b>.هیچی</b>

14:43.410 --> 14:47.450
<b>.اگه چیزی اذیتت می‌کنه تعارف نکن و بهم بگو</b>

14:47.450 --> 14:49.120
<b>.ممنون</b>

14:54.000 --> 14:57.120
<b>!ای خدا ریشه کنش کنه! باز با یه دختر دیگه‌ست</b>

14:57.120 --> 15:00.750
<b>!ظاهر معصومانه‌ای داره ولی از باطن خرابه</b>

15:00.750 --> 15:02.910
<b>!نزدیک بودا</b>

15:02.910 --> 15:05.540
<b>...حله. همین که یوشیوکا و بقیه این رو ببینن</b>

15:09.830 --> 15:12.500
<b>!چته؟ کاری داری بگو</b>

15:12.500 --> 15:15.330
<b>اون دختر ککی کنارت نباشه صدات در نمیاد؟</b>

15:15.330 --> 15:18.080
<b>تو کسی نیستی که سودو رو کشته، نه؟</b>

15:18.080 --> 15:22.700
<b>.توی عکس جسدش با یه شیٍ تیز به دو نیم شده بود</b>

15:22.700 --> 15:27.620
<b>.ولی دیروز که روش مبارزه‌ت رو دیدم متوجه تفاوتش شدم</b>

15:27.620 --> 15:30.540
<b>بگو ببینم، چه نقشه‌ای داری؟</b>

15:30.540 --> 15:32.040
<b><i>درمورد سانبه-سان بهشون گفتی؟</i></b>

15:32.040 --> 15:34.620
<b><i>.نه</i></b>

15:34.620 --> 15:37.160
<b>.راس میگی. کار من نبود</b>

15:37.160 --> 15:39.500
<b>،توی جنگل اتفاقی جسدش رو پیدا کردیم</b>

15:39.500 --> 15:43.000
<b>.و کلیر هم از جسدش تلفنش رو برداشت</b>

15:43.000 --> 15:44.910
<b>دروغ که نمیگی، ها؟</b>

15:44.910 --> 15:48.410
<b>.ولی چه بخوای چه نخوای تو هم وارد پیمان کویاناگی شدی</b>

15:48.410 --> 15:51.370
<b>.تو دیگه نمی‌تونی به ما خیانت کنی</b>

15:51.370 --> 15:54.620
<b>چی می‌گفت برای خودش، "شما کمک بزرگی برای تیم ها هستین"؟
!باد نَبَرتون یه وقت</b>

15:54.620 --> 15:57.910
<b>!تو که حتی اگه کسی باهات نباشه نمی‌تونی بجنگی</b>

15:57.910 --> 16:00.160
<b>!درست میگی</b>

16:00.160 --> 16:05.750
<b><i>.برای همین هم من می‌تونم کارهایی رو بکنم که تکی نمیشه کرد</i></b>

16:06.950 --> 16:10.200
<b><i>.فک کنم برای همین، من به این شکل در میام</i></b>

16:10.200 --> 16:14.160
<b><i>.قدرت من برای من نیست</i></b>

16:14.160 --> 16:18.750
<b><i>.این قدرت برای محافظت از کسایی‌ست که قدرتی ندارن</i></b>

16:20.450 --> 16:26.750
<b><i>.و مطمئنم که حتماً.... برای استفاده‌ی یه کسی تو این داستان‌ـه</i></b>

16:34.580 --> 16:38.370
<b>النا، گوشی‌ت رفت رو مخم. کجایی بابا؟</b>

16:40.830 --> 16:41.830
<b>کیه؟</b>

16:41.830 --> 16:43.870
<b>،سلام</b>

16:43.870 --> 16:46.120
<b>.یوشیوکا چیهیرو هستم</b>

16:46.120 --> 16:48.540
<b>.من یکی از آشنا‌های شوایچی-کون ام</b>

16:50.370 --> 16:52.500
<b>الو، الو؟</b>

16:52.500 --> 16:57.750
<b>.شرمنده، ولی من با کسایی که نمی‌شناسم دوست ندارم صحبت کنم</b>

16:57.750 --> 16:59.080
<b>.بعداً خودم بهت زنگ می‌زنم</b>

16:59.080 --> 17:01.200
<b>چی؟ صبـ ـ</b>

17:01.200 --> 17:03.290
<b>نائوتو بود؟</b>

17:03.290 --> 17:09.830
<b>.نه. سوبارو، من یه سر میرم بیرون. تو هم دیگه بگیر بخواب</b>

17:09.830 --> 17:12.200
<b>.با بچه که طرف نیستی</b>

17:14.540 --> 17:17.040
<b>بله! ببینید من ـ</b>

17:17.040 --> 17:22.080
<b>تو همون دختری بودی که با شوایچی یکی شد؟</b>

17:22.080 --> 17:28.620
<b>می‌دونستم... پس شما می‌دونستی که اون چی بود؟</b>

17:28.620 --> 17:33.580
<b>.تو اون لحظه من و شوایچی-کون واقعاً یکی شدیم</b>

17:33.580 --> 17:40.080
<b>...افکار و بدن‌هامون
.حتی خاطرات‌مون هم درهم آمیخته شدن</b>

17:40.080 --> 17:43.830
<b>.تبدیل شدیم به چیزی که نه من بود نه شوایچی-کون</b>

17:43.830 --> 17:46.750
<b>بهم بگید، اون چی بود؟</b>

17:46.750 --> 17:53.620
<b>.اون یه قدرتی‌ـه که... فقط شوایچی-کون داره و مخصوص به خودشه</b>

17:53.620 --> 17:58.200
<b>،با یک نفر دیگه پیوند می‌خوره
...و قدرت‌هاشون ترکیب میشن</b>

17:58.200 --> 18:02.790
<b>.قدرتی که کمک می‌کنه از حد و اندازه خودشون فراتر برن تا به هدفی که دارن برسن</b>

18:02.790 --> 18:05.410
<b>.قدرتی بسیار کارآمدیه</b>

18:05.410 --> 18:09.200
<b>.البته تا زمانی که هدف‌شون یکی باشه</b>

18:09.200 --> 18:12.250
<b>این حرف‌ها به کنار، شماره‌مو از کجا اوردی؟</b>

18:12.250 --> 18:14.790
<b>.حتی به کلیر هم نداده بودمش</b>

18:14.790 --> 18:18.000
<b>.خب... از شوایچی-کون گرفتمش</b>

18:21.040 --> 18:22.870
<b>.باورم نمیشه</b>

18:22.870 --> 18:28.040
<b>.امکان نداره که شوایچی-کون این شماره‌ رو به خاطر داشته باشه</b>

18:28.040 --> 18:34.950
<b>.یه بار دیگه از این چرت و پرت‌ها بگی، خونت رو می‌ریزم</b>

18:34.950 --> 18:39.950
<b>.وقتی با شوایچی-کون یکی شدم، خاطراتش رو دیدم و متوجه یه چیزی شدم</b>

18:41.910 --> 18:46.750
<b>...که توی خاطراتش، بخش‌هایی به شکل سایه وجود داره
.سایه‌هایی از خاطراتی که به طرز مرموزانه ای پاک شد‌ه‌اند</b>

18:46.750 --> 18:47.900
لللللل

18:46.750 --> 18:47.900
<b>.امروز با               وقت گذروندیم
</b>

18:47.250 --> 18:51.000
<b>.احتمالا خودش اینو هنوز نفهمیده</b>

18:47.910 --> 18:49.160
<b>از لباسـ                 خوشم اومد.           خوشحال بود
.خیلی به من و        خوش‌ گذشت.            هم گفت که واقعاً         ـه</b>

18:47.910 --> 18:49.160
للللللللل

18:47.910 --> 18:49.160
للل

18:47.910 --> 18:49.160
للل

18:47.910 --> 18:49.160
للللل

18:47.910 --> 18:49.160
للللل

18:49.160 --> 18:50.370
<b>خیلی مهربونه.             تو مسیر برگشت به خونه          می‌گفت که   
با من درمورد            صحبت کرد.        من نمی‌دونستم      
</b>

18:49.160 --> 18:50.370
للللل

18:49.160 --> 18:50.370
للل

18:49.160 --> 18:50.370
للللل

18:49.160 --> 18:50.370
لللل

18:49.160 --> 18:50.370
للللل

18:50.370 --> 18:51.660
<b>وقتی با           رفته بودیم بیرون، من   
.با          این کار رو کردم. ولی           فکر نمی‌کنم به خاطرش باشه
</b>

18:50.370 --> 18:51.660
للللل

18:50.370 --> 18:51.660
لللل

18:50.370 --> 18:51.660
لللل

18:50.370 --> 18:51.660
للللل

18:50.370 --> 18:51.660
للللل

18:51.660 --> 18:52.910
<b>.وقتی دستِ            رو گرفتم،                خجالت‌زده شده بود
</b>

18:51.660 --> 18:52.910
لللللمم

18:51.660 --> 18:52.910
للللل

18:51.660 --> 18:57.120
<b>.زمانیکه یه فرد دیگه از خارج به خاطراتش نگاه می‌کنه متوجه این موضوع میشه</b>

18:52.910 --> 18:54.160
<b>این 
با                و                هم</b>

18:52.910 --> 18:54.160
للللللللللللل

18:52.910 --> 18:54.160
للللل

18:52.910 --> 18:54.160
لللللللل

18:52.910 --> 18:54.160
للللل

18:52.910 --> 18:54.160
للللل

18:54.160 --> 18:55.370
<b>ـد
بعـ              کرد                  موقـ
</b>

18:54.160 --> 18:55.370
لللللللللللللللل

18:54.160 --> 18:55.370
للللللللل

18:54.160 --> 18:55.370
للللللل

18:54.160 --> 18:55.370
لللللللللللللللل

18:54.160 --> 18:55.370
لللللللللللللللل

18:55.370 --> 18:57.120
<b></b>

18:57.120 --> 19:03.750
<b>...سایه‌های خاطراتش
،نمی‌دونم چطور و چرا پاک خاطراتش پاک شدن</b>

19:03.750 --> 19:04.950
<b>...فقط</b>

19:04.950 --> 19:09.540
<b>.ظاهر تو و اون سایه‌ها خیلی به هم شباهت دارن</b>

19:09.540 --> 19:12.950
<b>حتی اگه خاطراتش پاک شده باشن هم، فضاهایی</b>

19:12.950 --> 19:15.940
<b>.تو قلبِ شوایچی-کون هست که نمیشه خالی بمونن</b>

19:13.540 --> 19:15.950
<b>.دلم برای            تنگ شده</b>

19:13.540 --> 19:15.950
للللل

19:16.620 --> 19:19.500
<b>،توی همه‌شون نبودن، خیلی پراکنده شده بودن</b>

19:19.500 --> 19:22.410
<b>،ولی بعد اینکه تو رو جای اون سایه‌ها قرار دادم</b>

19:22.410 --> 19:26.750
<b>.تونستم خاطرات پاک‌شده شوایچی-کون رو ببینم</b>

19:26.750 --> 19:30.950
<b>.به شوایچی-کون یا فرد دیگه‌ای در این مورد چیزی نگفتم</b>

19:30.950 --> 19:34.950
<b>.اون از زمانی که با هم یکی شدیم چیزی یادش نمیاد</b>

19:34.950 --> 19:39.450
<b>!ولی من می‌دونم! تو آدم بدی نیستی</b>

19:39.450 --> 19:43.830
<b>!آخه در نظر شوایچی-کون، کسی نمی‌تونه جای تو رو بگیره</b>

19:43.830 --> 19:48.830
<b>!خواهش می‌کنم بیا با هم همکاری کنیم! ما با هم دیگه می‌تونیم به این درگیری‌ها پایان بدیم</b>

19:48.830 --> 19:51.120
<b>.اون قدرتی که آدم‌فضایی درموردش حرف میزد</b>

19:51.120 --> 19:54.330
<b>اگه اون قدرت فوق‌العاده دستِ کسی بیافته میدونـ ـ</b>

19:54.330 --> 19:58.250
<b>تو تا حالا با چند تا گردآور مواجه شدی؟</b>

19:58.250 --> 19:59.750
<b></b>

19:59.750 --> 20:03.660
<b>.تعداد سکه‌هایی که ‌فضایی گفته باید جمع کنی، ۱۰۰ تاست</b>

20:03.660 --> 20:07.660
<b>فک می‌کنی جمع کردن این تعداد سکه غیرممکنه؟</b>

20:07.660 --> 20:09.120
<b>منظورت چیه؟</b>

20:09.120 --> 20:13.870
<b>حالا اگه کسی باشه که این تعداد سکه جمع کرده باشه چی؟</b>

20:13.870 --> 20:19.000
<b>و حالا اگه جهان به خاطر اون فرد در شرف تخریب باشه چی؟</b>

20:19.870 --> 20:25.450
<b>.شرمنده. من نمی‌تونم با شما همکاری کنم</b>

20:25.450 --> 20:30.620
<b>.شوایچی-کون و من دیگه دنبال یک هدف نیستیم</b>

20:33.660 --> 20:36.250
<b>با کی حرف میزدی؟</b>

20:36.250 --> 20:37.500
<b>.مکالمه شخصی بود</b>

20:37.500 --> 20:39.370
<b>شخصی‌ست ها؟</b>

20:39.370 --> 20:44.120
<b>.اها به گوشم رسیده که امروز یه گردآور از چنگ‌ ما قصر در رفته</b>

20:44.120 --> 20:49.000
<b>،سوبارو میگه که خیلی قدرتمند بود، ولی به یکباره بی‌هوش میشه</b>

20:49.000 --> 20:52.870
<b>.و سوبارو همین که می‌خواسته کارش رو تموم کنه، تو جلوش رو می‌گیری</b>

20:52.870 --> 20:56.160
<b>این هم شخصی حساب میشه؟</b>

20:56.160 --> 20:57.250
<b>...النا</b>

20:57.250 --> 20:59.160
<b>.می‌دونم چی می‌خوای بگی</b>

20:59.160 --> 21:02.200
<b>.می‌دونم وظیفه‌م چیه</b>

21:02.200 --> 21:06.120
<b>.ما برای جمع‌ کردن سکه اینجا اومدیم</b>

21:06.120 --> 21:11.080
<b>... ،و اگه کسی سد راه‌مون بشه، مهم نیست که کی باشه</b>

21:11.080 --> 21:13.120
<b>.نابودش می‌کنیم</b>

21:29.620 --> 21:31.200
<b>.فقط ۵ تا</b>

21:31.200 --> 21:37.870
<b>.این تعداد سکه‌هایی‌ست که ما تو این دو ماه که به این کوهستان اومدیم، تونستیم جمع کنیم</b>

21:37.870 --> 21:42.120
<b>.با این روند، دست و پا هم بشکنیم، به ۱۰۰ تا نمی‌رسه</b>

21:42.120 --> 21:44.950
<b>.ولی یه چیزی دست‌گیرم شده</b>

21:44.950 --> 21:48.540
<b>اگه مکان‌هایی که اولین سکه‌هامون رو اونجا پیدا کردیم، به هم وصل کنیم</b>

21:48.540 --> 21:55.000
<b>.و با در نظر گرفتن سکه‌هایی که اینجا تو کوهستان پیدا کردیم، یه چیزی روشن میشه</b>

21:56.660 --> 22:01.080
<b>.مسیر سفینه‌ی سقوط کرده</b>

22:01.080 --> 22:05.660
<b>.آره. چیزی که ما دنبال‌شیم، خود سفینه‌ست</b>

22:05.660 --> 22:07.750
<b>،احتمالاً اگه به اونجا برسیم</b>

22:07.750 --> 22:10.700
<b>.می‌تونیم ۱۰۰ تا سکه جمع کنیم</b>

22:19.700 --> 22:26.800
Nureta yubi wa tsuyayaka ni sasou

22:19.700 --> 22:26.800
濡
れ
た
 
指
 
は
　
艷
や
か
 
に
 
誘
う

22:19.700 --> 22:26.800
انگشت‌های خیسِ تو منو به سمت تو می‌کشند؛

22:27.000 --> 22:34.000
Nagusamete to tsubuyaita

22:27.000 --> 22:34.000
慰
め
て
 
と
 
呟
い
た

22:27.000 --> 22:34.000
،و زمزمه‌ی "به من آرامش بده" به گوشم می‌رسد

22:34.200 --> 22:49.300
湿
る
 
背
中
　
締
め
付
け
た
 
夜

22:34.200 --> 22:49.300
.در شبی که پشتت رو به من کردی تا چشم‌های نمدارت رو نبینم

22:34.600 --> 22:49.300
Shimeru senaka shimetsuketa yoru

22:50.300 --> 22:57.000
操
ら
れ
た
 
僕
 
の
 
理
性
 
な
ど

22:50.300 --> 22:57.000
من که بر فکر و منطق خودم کنترلی ندارم

22:50.550 --> 22:57.000
Ayatsurareta boku no risei nado

22:57.800 --> 23:04.600
捩
じ
伏
せ
た
 
官
能
 
に
 
這
う
 
君
 
の
 
肌

22:57.800 --> 23:04.600
رفته رفته این هوسِ سرکوب‌شده را به درون قلبم راه می‌دهم

22:57.900 --> 23:04.600
Nejifuseta kannou ni hau kimi no hada

23:05.000 --> 23:11.500
溶
け
る
 
よ
う
 
に
 
求
め
 
繋
い
で

23:05.000 --> 23:11.500
این هوس که دل‌هامون به یک ضرب بتپه  و ما با هم دیگه یکی بشیم

23:05.200 --> 23:11.500
Tokeru you ni motome tsunaide

23:11.600 --> 23:19.680
Sasayaita kimi no koe ni shitagai tsuzukete

23:11.600 --> 23:19.680
囁
い
た

君

の
 
声

に

従
\い

続
け
て

23:11.600 --> 23:19.680
و من بی‌اراده، با شنیدن صدای تو به حرکت در میام

23:20.000 --> 23:26.900
熱
 
を
 
帯
び
た
 
頬
 
を
 
赤
く
 
染
め
て

23:20.000 --> 23:26.900
گونه‌های تو که از گرمای تن‌هامون گل انداخته

23:20.180 --> 23:26.900
Netsu wo obita hoho wo akaku somete

23:27.300 --> 23:31.000
Hanaretakunai no to

23:27.300 --> 23:31.000
離
れ
た
く
な
い

の

と

23:27.300 --> 23:31.000
...به زبون بی‌زبونی به من میگن که دوست نداری حتی یه لحظه از من جدا باشی

23:31.000 --> 23:33.000


23:31.000 --> 23:41.000
<b>Mikazuki</b>

23:31.000 --> 23:41.000
<b>: مترجم</b>

23:31.000 --> 23:41.000
<b>کاری از تیم ترجمه تخصصی انیمه لیست 
 AnimDL.ir | @Animelist-ir</b>

23:33.000 --> 23:35.000


23:35.000 --> 23:37.000


23:44.200 --> 23:46.950
:قسمت ۹
 +  ادعّاهای وارده +

23:46.950 --> 23:48.950
<b></b>

23:47.000 --> 23:49.000
<b></b>

23:48.910 --> 23:50.910
<b></b>

23:48.950 --> 23:50.950
<b></b>
