WEBVTT

00:00.000 --> 00:00.000
<b></b>

00:13.250 --> 00:15.450
<b><i>...با قطعیت می‌تونم بگم</i></b>

00:15.450 --> 00:18.330
<b><i>.که این یارو، هیولایی‌ـه که همتا نداره</i></b>

00:19.790 --> 00:23.750
<b>اوی... اون دیگه برای چی بود؟</b>

00:23.750 --> 00:26.870
<b>همین الان یه دختر گذاشتی بیاد توت، نه؟</b>

00:28.370 --> 00:31.200
<b>این کار تو که یه تغییر شکل عادی نبود، هست؟</b>

00:38.580 --> 00:40.870
<b>.هنوز وقتش نیست، شوایچی</b>

00:40.870 --> 00:42.910
<b>...فقط یه شانس داریم</b>

00:42.910 --> 00:46.120
<b>.بیا بیرون ببینمت کو</b>

00:49.830 --> 00:53.450
<b><i>!اگه بخوایم این کارو بکنیم، باید مطمئن باشیم که تیرمون خطا نمیره</i></b>

01:03.830 --> 01:05.910
<b>...اووف</b>

01:06.750 --> 01:09.450
<b>.چه اسباب بازی باحالی داری</b>

01:09.450 --> 01:11.200
<b>چی هست حالا؟</b>

01:16.000 --> 01:17.410
<b></b>

01:19.790 --> 01:21.330
<b>جانم؟</b>

01:25.250 --> 01:29.500
<b>.حله حالا فهمیدم... پس دو نفر بودین</b>

01:30.950 --> 01:34.500
<b>.خیلی بی‌رحمی، مادوکا</b>

01:34.500 --> 01:38.160
<b>.حالا رئیس هستی که باش، بزار ما هم یکمی حال کنیم</b>

02:02.460 --> 02:07.160
گـلـِیـپـنـیر

02:07.310 --> 02:13.080
گاهی وقتا مجبوری دست به کارهایی بزنی که خیالش رو هم نمی‌کردی

02:07.460 --> 02:13.230
Uso mitai na koto mo tsukitsukerareru

02:07.460 --> 02:13.230
嘘
 
み
た
い
 
な
 
こ
と
 
も
　
突
き
付
け
ら
れ
る

02:13.310 --> 02:18.510
چون آغوش حقیقت همیشه گرم و پذیرنده نیست

02:13.460 --> 02:18.660
Genjitsu wa yōsha naku aru

02:13.460 --> 02:18.660
現
実
 
は
 
容
赦
 
な
く
 
あ
る

02:19.010 --> 02:25.210
نشستن به امید آرزوهایی که به صدای پای گربه حرکت می‌کنن

02:19.160 --> 02:25.360
Kanaetai omoi wa neko no ashioto

02:19.160 --> 02:25.360
叶
え
た
い
 
\思
い
 
は

猫

の
 
足
音\

02:25.510 --> 02:31.180
کاری احمقانه‌ست، چون دور از نظر تو بهت نزدیک میشه چنگ می‌اندازه

02:25.660 --> 02:31.330
Shiranu ma ni shinobi ryōte tsume tateru

02:25.660 --> 02:31.330
知
ら
ぬ
 
間
 
に
　
忍
び
 
両
手
 
爪
 
た
て
る

02:31.810 --> 02:36.510
من با چشم‌های بسته به جستجو ادامه میدم

02:31.960 --> 02:36.660
Tesaguri de susumu keredo

02:31.960 --> 02:36.660
手
探
り
 
で
 
進
む
 
け
れ
ど


02:36.910 --> 02:42.310
.درحالی که هنوز فرق خوب و بد رو نمی‌دونم

02:37.060 --> 02:42.460
Seikai mo machigai mo ima wa wakaranai

02:37.060 --> 02:42.460
正
解
 
も
 
間
違
い
 
も
　
今
 
は
 
分
か
ら
な
い

02:42.910 --> 02:49.410
حتی اگه بهم بگن که پیشروی من جز گزینه‌های غیرمنصفانه چیزی نیست

02:43.060 --> 02:49.560
Zankoku na sentaku shika nai to shitte mo

02:43.060 --> 02:49.560
残
酷
 
な
 
選
択
 
し
か 

無
い
 
と
 
知
っ
て
 
も

02:49.510 --> 02:54.810
من اگه برای تو باشه این سختی‌ها رو به جون می‌خرم

02:49.660 --> 02:54.960
Sore ga kimi no tame nara ba seou

02:49.660 --> 02:54.960
そ
れ
 
が
 
君
 
の
 
た
め
 な
ら
 
ば
 
 背
負
う

02:52.000 --> 02:54.000
<b></b>

02:55.010 --> 03:01.310
خواسته دورنی‌م بهم میگه که باید با مانعی که سر راهم قرار گرفته روبرو بشم

02:55.160 --> 03:01.460
Yokubō no mama awasete Ugatsu iwa no ne

02:55.160 --> 03:01.460
欲
望
 
の
 
ま
ま
 
合
わ
せ
て
 
穿
つ
岩
 
の

根

03:01.310 --> 03:08.010
.از حالا به بعد ما دو نفر، یکی هستیم

03:01.460 --> 03:08.160
立
ち
向
か
う
,

こ
れ

か
ら

は

二
人

で

一
つ

03:01.560 --> 03:08.160
tachimukau, Kore kara wa futari de hitotsu

03:08.010 --> 03:08.010


03:08.010 --> 03:08.010


03:08.160 --> 03:08.160


03:26.750 --> 03:31.120
<b>،خب، فک کنم تا حالا دیگه باید دو هزاری‌تون افتاده باشه</b>

03:31.120 --> 03:34.160
<b>.که شما شانسی برای بردن ندارین</b>

03:35.080 --> 03:39.120
<b>با دوست‌هات سکه جمع می‌کنی، نه؟</b>

03:39.120 --> 03:44.700
<b>خب، نمی‌دونم دلیل‌تون برای جمع کردن سکه چیه، ولی</b>

03:46.540 --> 03:50.790
<b>.از امروز برای بنده سکه جمع می‌کنین</b>

03:50.790 --> 03:53.000
<b>!چرت و پرت نگو</b>

03:53.000 --> 03:56.080
<b>.خب، بزار اول صحبت‌هام تموم شه</b>

03:56.080 --> 03:59.500
<b>.تیم ما هدف ساده‌ای رو دنبال می‌کنه</b>

03:59.500 --> 04:03.500
<b>.سکه جمع می‌کنیم، تا من به قدرت برسم</b>

04:03.500 --> 04:09.450
<b>.و من با اون قدرت، آرزو‌های شما رو برآورده می‌کنم</b>

04:09.450 --> 04:13.330
<b>...حالا می‌خواد پول باشه، یا ماشین یا زن</b>

04:13.330 --> 04:16.700
<b>.هر چی دل تنگ‌تون خواست فقط لب تر کنید</b>

04:16.700 --> 04:20.450
<b>.من همه‌ش رو براتون فراهم می‌کنم</b>

04:21.120 --> 04:24.040
<b>.طرز فکر ساده‌ای داره</b>

04:24.040 --> 04:26.750
<b>.ساده هم خوبه دیگه</b>

04:26.750 --> 04:30.040
<b>.این دنیائه که بیش از حد پیچیده شده</b>

04:30.040 --> 04:36.450
<b>.از عمد پیچیده‌ش کردن تا آدم‌های منگل راه‌شون رو گم کنن</b>

04:36.450 --> 04:42.870
<b>.و من می‌خوام این دوست‌های احمقم رو به خوشبختی برسونم</b>

04:42.870 --> 04:45.580
<b>چون دوست‌های عزیزم منن، حالیته؟</b>

04:46.870 --> 04:53.410
<b>.ها الان یادم اومد، شما چند نفر حسابی به خدمت دوست‌مون موریتا رسیدین</b>

04:53.410 --> 05:00.120
<b>.من هم به عنوان رئیس نمی‌تونم بشینم و ببینم که یکی از افرادم رو لت‌ و پار می‌کنن</b>

05:00.120 --> 05:06.910
<b>.شرمنده اینو میگم ها، ولی یکی از شما باید بمیره</b>

05:08.370 --> 05:12.750
<b>.خودتون تصمیم بگیرید که کی رو می‌خواین پیش مرگ کنین</b>

05:12.750 --> 05:14.950
<b>.کشتنش با بنده</b>

05:14.950 --> 05:17.160
<b>...چی میگی پیری؟ کی همچین کاری می‌کنه</b>

05:17.160 --> 05:23.040
<b>.اگه هم خوشتون نیومد که، همه‌تون رو می‌کشم</b>

05:23.040 --> 05:24.580
<b>...حروم‌زاده</b>

05:24.580 --> 05:26.790
<b>...سوال</b>

05:26.790 --> 05:28.000
<b>چیه؟</b>

05:28.000 --> 05:32.330
<b>.همین الان خودت دو نفر از افراد ما رو با مشت زدی</b>

05:32.330 --> 05:38.330
<b>حالا اگه یکی از اونا مرده باشه، چی میشه؟</b>

05:41.790 --> 05:46.000
<b>.ماشالا خوب سوالی پرسیدی، دختر ککیِ من</b>

05:46.000 --> 05:49.910
<b>.ولی با این حال من باز هم می‌خوام که یکی رو انتخاب کنید</b>

05:49.910 --> 05:53.000
<b>...شاید بخواین اسمش رو بزارین راه و رسم ما</b>

05:53.000 --> 05:58.540
<b>.تا مطمئن بشیم که شما هم مثه ما یه مشت دهن‌سرویس می‌شید...</b>

05:59.540 --> 06:03.250
<b>،حالا چون چنین سوال خوبی پرسیدی ککیِ من</b>

06:03.250 --> 06:04.950
<b>.جایزه‌ت اینه که تو از دورخارجی</b>

06:04.950 --> 06:05.870
<b>ها؟</b>

06:05.870 --> 06:08.500
<b>،به چشمات که نگاه می‌کنم می‌فهمم</b>

06:08.500 --> 06:12.200
<b>.تو الانش هم یکی از مایی</b>

06:13.450 --> 06:17.910
<b>.یکم بهتون زمان میدم، حرفی چیزی دارین بزنین</b>

06:18.330 --> 06:23.290
<b>،با هم دیگه صادق باشید، تعارف معارف رو هم بذارین کنار</b>

06:23.290 --> 06:27.040
<b>.من از این جور آدم‌ها تو تیمم می‌خوام</b>

06:37.290 --> 06:41.540
<b>.ولی خدا رو شکر که هر دو شون زنده‌ان</b>

06:41.540 --> 06:44.910
<b>اونا دیگه کی ان؟</b>

06:44.910 --> 06:49.750
<b>.با وجود اینکه اینقدر بی‌رحم‌ـه، از اینکه دوستات براش عزیزن حرف میزنه</b>

06:49.750 --> 06:54.000
<b>.اگه اون براش دوستاش با ارزشن، برای ما هم دوستامون با ارزشن</b>

06:54.000 --> 06:57.790
<b>.خنده‌داره اینو می‌گم، ولی تو این مورد با هم شباهت داریم</b>

06:57.790 --> 07:00.910
<b>خب، شوایچی؟</b>

07:00.910 --> 07:03.120
<b>بوشون میاد؟</b>

07:03.120 --> 07:07.160
<b>.توی بستر رودخونه خشک شده‌ان که ۲۰۰ متر با ما فاصله داره</b>

07:07.160 --> 07:10.250
<b>.و فک کنم ما رو دید می‌زنن</b>

07:10.250 --> 07:11.950
<b>.پس حدسم درست بود</b>

07:11.950 --> 07:17.580
<b>...ولی شانس نداریم ها؟ همین اول گیر چنین آدم‌هایی بیافتیم</b>

07:17.580 --> 07:20.370
<b>خب حالا چی؟ چکار قراره بکنیم؟</b>

07:20.370 --> 07:23.080
<b>...مگه نمی‌دونی</b>

07:23.080 --> 07:24.830
<b>.من با اونا می‌جنگم</b>

07:27.790 --> 07:34.080
<b><i>.این درسته که نمی‌تونیم یکی از افرادمون رو قربانی کنیم</i></b>

07:34.080 --> 07:38.870
<b>.احمق شدی؟ عمرا بتونی ببری</b>

07:38.870 --> 07:44.080
<b>فقط یکی‌شون بود که ما رو به این روز دراورد، مگه نمی‌بینی چند نفرن؟</b>

07:44.080 --> 07:47.450
<b>!تازه نمی‌تونیم فرار کنیم! چشم‌هاتو باز کن مرد</b>

07:47.450 --> 07:49.580
<b>!اگه بجنگیم، همه‌مون می‌میریم</b>

07:49.580 --> 07:50.750
<b>!دهنت رو ببند، ایکِئوچی</b>

07:50.750 --> 07:52.250
<b>!نخیر نمی‌بندم</b>

07:52.250 --> 07:58.040
<b>!تو هم دیدی، نه؟ اونا واقعاً آدم‌کشن</b>

07:59.910 --> 08:02.000
<b>.ایکِئوچی-کون راس میگه</b>

08:03.200 --> 08:06.410
<b>.تنها راه‌مون اینه که یکی رو قربانی کنیم</b>

08:06.410 --> 08:07.620
<b>!کلیر</b>

08:07.620 --> 08:09.790
<b>خب، تو راه دیگه‌ای مدنظر نداری؟</b>

08:09.790 --> 08:14.950
<b>.خواسته‌های اونا خیلی واضح‌ست و جایی برای مذاکره کردن نمی‌ذاره</b>

08:14.950 --> 08:19.330
<b>.و ناگفته نمونه که اونا از ما خیلی قوی‌ترن</b>

08:19.330 --> 08:23.790
<b>.اگه باهاشون بجنگیم، شک نکنین که همه‌مون می‌میریم</b>

08:23.790 --> 08:28.910
<b>یکی قربانی بشه بهتر از اینه که  همه‌مون بمیریم، نه؟</b>

08:28.910 --> 08:32.250
<b>!آـ آره، همینه که اون میگه</b>

08:33.000 --> 08:35.660
<b>!ایکِئوچی خیلی جربزه داری ها</b>

08:35.660 --> 08:40.040
<b>ها؟ -
.پس خودت رو برای این احتمال که شاید تو انتخاب بشی آماده کردی -</b>

08:40.040 --> 08:43.080
<b>.واقعاً که خیلی جربزه داری</b>

08:43.080 --> 08:47.290
<b><i>...ها؟ چی شد؟</i></b>

08:47.290 --> 08:51.500
<b><i>...اگه بجنگیم، میدونم که همه می‌میریم</i></b>

08:51.500 --> 08:56.000
<b><i>،ولی اگه الان تصمیم بگیریم که یکی قربانی بقیه بشه</i></b>

08:56.000 --> 09:02.500
<b><i>پس اون کسی که با قربانی شدن موافقت کرد، همون کسی نخواهد بود که انتخاب میشه؟</i></b>

09:02.500 --> 09:06.500
<b><i>...این دختر که از دور خارج شده</i></b>

09:06.500 --> 09:09.910
<b><i>...پس اونی که انتخاب میشه</i></b>

09:09.910 --> 09:11.750
<b><i>منم؟...</i></b>

09:11.750 --> 09:14.450
<b>فک کنم حقیقت خیلی براش سنگین بود؟</b>

09:14.450 --> 09:17.200
<b>اگه  خودت آمادگی‌ش رو نداری، چرا بی‌حساب حرف می‌زنی؟</b>

09:17.200 --> 09:20.040
<b>...کلیر</b>

09:21.250 --> 09:25.540
<b><i>...در هر صورت، من که می‌میرم</i></b>

09:30.700 --> 09:34.950
<b>مادوکا، چته؟ تو فکری؟</b>

09:34.950 --> 09:40.910
<b>.نه... فقط... الان خیلی داره بهم خوش می‌گذره</b>

09:45.250 --> 09:51.620
<b>.فک نمی‌کردم یه آدم مثه من، چنین روز‌هایی رو هم به چشم ببینه</b>

09:52.540 --> 09:55.200
<b>،هر کاری می‌کردم، درست از آب در نمی‌اومد</b>

09:55.200 --> 09:58.450
<b>...با هیچ‌ آدمی هم نتونستم کنار بیام و دوست بشم</b>

09:58.450 --> 10:02.830
<b>...من که فقط نگاهم به زمین بود</b>

10:02.830 --> 10:09.410
<b>.ولی خب، با همین زمین نکاه کردن هم بود که سکه رو پیدا کردم...</b>

10:10.790 --> 10:12.580
<b>.ما همه‌مون مثه تو بودیم</b>

10:12.580 --> 10:18.160
<b>.هر کسی که اینجاست، واسه اینه که جایی د‌یگه‌ای نداره که بره</b>

10:18.160 --> 10:20.160
<b>...آره</b>

10:20.160 --> 10:24.450
<b>،این که دور و ور خودم یه مشت الدنگ بی‌کله جمع کردم</b>

10:24.450 --> 10:29.080
<b>.از هر چیز دیگه‌ای تو این زندگی کوفتی منو بیشتر خوشحال می‌کنه</b>

10:33.700 --> 10:38.080
<b>.چیزه... من یه ایده دارم</b>

10:38.080 --> 10:39.410
<b>.بگو می‌شنویم</b>

10:39.410 --> 10:44.580
<b>.اینکه من نامرئی بشم و رئیس‌شون رو به قتل برسونم</b>

10:44.580 --> 10:50.580
<b>.فک می کنم تا زمانی که تغییر شکل نداده باشه، از عهده‌ش برمیام</b>

10:50.580 --> 10:54.040
<b>.تو این هیری ویری هم شما فرار کنیم لطفاً</b>

10:54.040 --> 10:56.700
<b>...نمیشه، نمی‌تونیم تو رو تنهایی بذاریم و بریم که</b>

10:56.700 --> 11:01.910
<b>.آره، بد نمیگه. خوشم اومد</b>

11:01.910 --> 11:04.410
<b>.پس خانم کوچولو که همیشه قایم میشه، دل بزرگی داره</b>

11:04.410 --> 11:09.580
<b>.ولی اونا هم ممکنه یکی رو مثه ایکِئوچی داشته باشن که چشم‌هاش خوب کار کنه</b>

11:09.580 --> 11:12.830
<b>.صرفاً با نامرئی شدن که نمی‌تونی خاطرجمع باشی</b>

11:12.830 --> 11:13.950
<b>..ولی</b>

11:13.950 --> 11:22.040
<b>.کلیر راس میگه. و اگه اون یارو رو بکشی، نه فقط در ظاهر، در باطن هم مثله اونا تبدیل به هیولا میشی</b>

11:22.040 --> 11:24.250
<b>پس میگی چکار کنیم؟</b>

11:24.250 --> 11:31.500
<b><i>.فکر کن... فکر کن... شاید من بتونم اونا رو مشغول کنم تا بقیه فرار کنن</i></b>

11:31.500 --> 11:33.330
<b>ایسائو کجاست؟</b>

11:33.330 --> 11:36.120
<b>.گفت که می‌خواد تنها باشه</b>

11:42.540 --> 11:45.200
<b>زخمت... چطوره؟</b>

11:47.080 --> 11:49.040
<b>...من نمی‌تونم</b>

11:49.040 --> 11:51.410
<b>.من نمی‌تونم دوستم رو به قربانی شدن بفرستم</b>

11:51.410 --> 11:58.000
<b>...می‌دونم. من فقط می‌خواستم بقیه هم این حقیقت رو درک کنن</b>

11:58.000 --> 12:00.950
<b>.که شرایط الان ما چقدر خطرناکه...</b>

12:03.250 --> 12:06.040
<b>.من ناتوانم</b>

12:06.040 --> 12:10.330
<b>.تو چنین شرایطی کاری از دستم بر نمیاد</b>

12:10.870 --> 12:16.040
<b>.اصلاً هم اینطور نیست. قدرت تو خیلی فوق‌العاده‌ست</b>

12:17.290 --> 12:20.500
<b>.ازت می‌خوام که این رو اینجا رشد بدی</b>

12:21.290 --> 12:22.660
<b>اون که ـ ـ؟</b>

12:22.660 --> 12:24.540
<b>...خواهش می‌کنم</b>

12:24.540 --> 12:28.040
<b>.از قدرتت استفاده کن تا از همه محافظت کنی</b>

12:32.040 --> 12:33.620
<b>کلیر؟</b>

12:37.540 --> 12:41.450
<b>این چیه...؟<i></i></b>

12:42.750 --> 12:47.580
<b>. ممنون ایسائو-کون، که با درخواست عجیب من موافقت کردی</b>

12:47.580 --> 12:52.040
<b>ولی، می‌بینی چقدر قشنگن؟</b>

12:52.040 --> 12:55.370
<b>این گل‌ها چی ان دیگه؟</b>

12:55.370 --> 12:58.450
<b>.شوایچی، چه خوب موقع‌ای اومدی</b>

12:58.450 --> 13:01.410
<b>...چیزی نمونده که برای فرار کردن آماده بشیم</b>

13:01.410 --> 13:03.910
<b>میشه به بقیه هم بگی؟</b>

13:03.910 --> 13:05.540
<b>فرار؟</b>

13:05.540 --> 13:08.290
<b>.ممنون ایسائو-کون</b>

13:11.330 --> 13:14.700
<b>.باقی‌ش با من</b>

13:18.200 --> 13:21.540
<b>ایسائو.....کون؟</b>

13:26.250 --> 13:31.540
<b><i>!این گل‌ها اگه اشتباه نکنم... چه دختری‌ـه این</i></b>

13:31.540 --> 13:35.620
<b>!یوشیوکا... تو یکی رو به هر شکلی شده نجات میدم</b>

13:37.700 --> 13:42.370
<b><i>.از این گل‌های زیبا بود شومی استشمام می‌کنم</i></b>

13:42.370 --> 13:45.450
<b><i>...ولی، من همیشه می‌دونستم</i></b>

13:46.160 --> 13:51.080
<b><i>.که تصمیم‌هایی که کلیر می‌گیره، همیشه با دلیل و برهان‌ـه</i></b>

13:52.450 --> 13:56.620
<b>کلیر... من کاری از دستم برنمیاد؟</b>

13:59.160 --> 14:01.080
<b>.نه</b>

14:01.080 --> 14:07.410
<b>.آخه کاری که الان قراره بکنم، خیلی بده</b>

14:08.410 --> 14:12.830
<b>و چون تو پسرِ خیلی خوبی هستی، نمیشه، خب؟</b>

14:12.830 --> 14:14.120
<b>...کلیر</b>

14:14.120 --> 14:16.450
<b>...تا الان دیگه خوب برات جا افتاده</b>

14:16.450 --> 14:22.120
<b>.که این بالا تو کوهستان، آدم‌های زیادی هستن که گوششون به حرف حق بدهکار نیست</b>

14:22.120 --> 14:27.290
<b>.و وقتی  سر و کارت با چنین آدم‌هایی می‌افته، نمی‌تونی دست‌هات رو آلوده نکنی</b>

14:27.290 --> 14:29.700
<b>.و من هم برای همین کار‌ها اینجام</b>

14:31.330 --> 14:37.160
<b>.من کارهایی که تو یا بقیه دوست‌هامون نمی‌تونن انجام بدم رو گردن می‌گیرم</b>

14:37.160 --> 14:44.250
<b>،توانایی‌های فوق‌العاده، قدرت فرابشری... اینا چیز‌هایی نیستن که باید ازشون بترسی</b>

14:44.250 --> 14:48.700
<b>.اون چیزی که باید ازش بترسی، آدمی‌ـه که از اون قدرت اسفاده می‌کنه</b>

14:50.200 --> 14:53.080
<b>.بزار من این‌کار رو بکنم</b>

14:53.080 --> 14:58.330
<b>...حتی من هم می‌دونم که شرایط الان ما تا چه اندازه خطرناکه</b>

14:58.330 --> 15:02.370
<b>!و تصمیمم رو گرفتم که می‌خوام بقیه رو نجات بدم...</b>

15:02.790 --> 15:03.910
<b>.نمیشه</b>

15:03.910 --> 15:09.000
<b>.نمی‌خوام که تو بیشتر از این، به تنهایی بار گناهِ بقیه رو به دوش بکشی</b>

15:09.000 --> 15:12.830
<b>...،حتی اگه حرفم اشتباه باشه</b>

15:16.700 --> 15:20.700
<b>بدون که ما دو نفر، یکی هستیم، مگه نه؟</b>

15:25.040 --> 15:32.450
<b><i>،وقتی کسی به خاطر بقیه تصمیم به کاری می‌گیره</i></b>

15:32.450 --> 15:36.830
<b><i>.حتی پاک قلب‌ترین‌شون هم، به بی‌رحم‌ترینِ آدم‌ها تبدیل میشن</i></b>

15:36.830 --> 15:41.000
<b><i>.مطمئنم که برای اون هم همینطور بوده</i></b>

15:54.120 --> 15:57.950
<b>میگی فرار کردن؟ چرا چار چشمی حواست بهشون نبود؟</b>

15:57.950 --> 16:01.330
<b>.شرمنده، فکر نمی‌کردم فرار کنن</b>

16:01.330 --> 16:04.000
<b>...یه مدت که چشم ازشون برداشتم، دیدم که</b>

16:04.000 --> 16:04.580
<b></b>

16:04.580 --> 16:08.080
<b>!صب کنین، زود باشین فرار کنین</b>

16:08.080 --> 16:10.750
<b>!من به اونا پشت کردم</b>

16:12.790 --> 16:17.000
<b>!من و یه دختری به اسمِ یوشیوکا رو اجازه بده که به شما ملحق بشیم</b>

16:17.000 --> 16:20.910
<b>ها؟ چی واسه خودت می‌بافی؟</b>

16:23.700 --> 16:25.200
<b>!اوی، اونجا رو باش</b>

16:25.200 --> 16:25.910
<b></b>

16:25.910 --> 16:29.910
<b>!آتش! اونا جنگل رو به آتیش کشیدن</b>

16:29.910 --> 16:32.410
<b>آخرین تلاش‌هاشون‌ـه، ها؟</b>

16:32.410 --> 16:34.660
<b>.خیلی آتش‌سوزی بزرگی نیست</b>

16:36.290 --> 16:40.250
<b>ایسائو، گل‌هایی که اونجا رشد دادی چی بودن؟</b>

16:40.250 --> 16:41.870
<b>.خرزهره</b>

16:41.870 --> 16:44.660
<b>گیاه نادری‌ـه؟</b>

16:44.660 --> 16:47.750
<b>.نه، هر جایی رشد می‌کنه</b>

16:48.500 --> 16:52.910
<b>.گلی‌ـه که تو حیاط خونه‌ها یا توی پارک‌ها هم می‌رویه</b>

16:54.330 --> 16:57.450
<b>،ولی شاید همه ندونن</b>

16:58.200 --> 17:02.080
<b>.خرزهره، گیاه خیلی سمی‌ای ـه</b>

17:02.080 --> 17:05.660
<b>،و اون سم، فقط توی گل یا برگ‌هاش نیست</b>

17:05.660 --> 17:08.160
<b>.توی دودی که از سوزوندن‌ش هم بلند میشه هست</b>

17:10.500 --> 17:13.250
<b>!لعنتی، دیگه دیره</b>

17:13.250 --> 17:15.750
<b>چی داری زر زر می‌کنی؟</b>

17:15.750 --> 17:17.790
<b>!میگم که وضع خرابه</b>

17:17.790 --> 17:21.080
<b>.یکی از دوست‌هام از توانایی‌ش برای رشد دادن این گل‌ها استفاده کرد</b>

17:30.870 --> 17:34.910
<b>یکهو افتاد و مرد؟ چشه این یارو؟</b>

17:34.910 --> 17:37.660
<b>چی امر می‌کنی، مادوکا؟</b>

17:37.660 --> 17:39.660
<b>مگه خودت نمی‌دونی؟</b>

17:41.370 --> 17:43.580
<b>!همه‌شون رو بکشین</b>

17:55.450 --> 17:58.660
<b>یوشیوکا! آیهارا! حالتون خوبه؟</b>

18:01.700 --> 18:03.500
<b>!محکم بچسبین</b>

18:03.500 --> 18:05.000
<b>!داریم میریم ها</b>

18:08.120 --> 18:09.500
<b>!ممنون</b>

18:09.500 --> 18:11.410
<b>.باید هر چه زودتر از این جنگل خارج بشیم</b>

18:18.790 --> 18:21.450
<b>...صب کن ببینم</b>

18:23.870 --> 18:27.580
<b>...حالم خیلی خوش نیست</b>

18:28.620 --> 18:30.160
<b>...من هم</b>

18:32.450 --> 18:35.750
<b>... دارم بالا میارم</b>

18:40.200 --> 18:42.290
<b>!مادوکا! وضع خرابه</b>

18:42.290 --> 18:45.000
<b>!آتیش داره بزرگ و بزرگ‌تر میشه</b>

18:48.790 --> 18:51.040
<b>این دیگه چیه؟</b>

18:55.160 --> 18:59.120
<b>اون گل‌ها سمی‌ان؟</b>

18:59.700 --> 19:03.200
<b>!زود باشین در برین! هر کسی که می‌تونه راه بره فرار کنه</b>

19:03.200 --> 19:05.370
<b>.شما فرار کنین</b>

19:05.370 --> 19:08.750
<b>....چی میگی! اول باید رئیس که تو باشی فرار کنـ</b>

19:09.620 --> 19:11.750
<b>!چولمن</b>

19:11.750 --> 19:15.290
<b>فراموش... کردی... مگه؟</b>

19:15.290 --> 19:20.540
<b>...من در ... هر صورت</b>

19:23.200 --> 19:25.580
<b>!شما رو رها نمی‌کنم</b>

19:26.500 --> 19:27.700
<b>!مادوکا</b>

19:27.700 --> 19:29.330
<b>!من هم کمکت می‌کنم</b>

19:29.330 --> 19:31.000
<b>!من هم میام -
!منم هستم -
!واستا منم بیام -</b>

19:31.000 --> 19:32.870
<b>!بزار منم بیام</b>

19:49.200 --> 19:52.410
<b>از قبل این احتمال رو درنظر گرفته بودی که اون یارو</b>

19:52.410 --> 19:56.450
<b>قبل اینکه تو دود گیر کنه، مستقیم به این سمت میاد؟</b>

19:56.450 --> 19:58.160
<b>.آره</b>

19:58.160 --> 20:02.540
<b>.اگه قبل از دود به ما می‌رسید که کارمون تموم بود</b>

20:03.540 --> 20:07.660
<b>.ولی من کاری کردم که اینطور نشه</b>

20:08.700 --> 20:11.660
<b>.چون می‌دونستم اون یارو حتماً برای نجات دادن دوستاش باقی میمونه</b>

20:13.160 --> 20:14.830
<b>...بهت که گفتم</b>

20:14.830 --> 20:22.000
<b>،قدرت‌های فرابشری یا تونایی‌های فوق‌العاده خودشون عامل ترس نیستن</b>

20:22.000 --> 20:24.750
<b>.چیزی که باید ازش ترسید، آدم‌هایی‌ن که ازشون استفاده می‌کنن</b>

20:37.330 --> 20:42.660
<b>.کلیر، کم کم دارم ازت می‌ترسم</b>

20:42.660 --> 20:47.080
<b>،همون اول فک می‌کردم تو آدمی باشی که بشه راحت بهش اعتماد کرد</b>

20:47.080 --> 20:51.540
<b>.ولی الان اصلاً نمی‌دونم تو داری به چی فکر می‌کنی</b>

20:52.700 --> 20:55.790
<b>.النا که جای خود، اون  هم دیگه نمی‌دونم چه آدمی‌ـه</b>

20:55.790 --> 20:58.620
<b>.آخه سخته باور کنم که النا یه آدم‌کشه</b>

20:58.620 --> 21:04.750
<b>...تا الان فکر می‌کردم که این حرف خنده‌داره ولی الان</b>

21:04.750 --> 21:09.250
<b>.من هم مثه تو</b>

21:09.250 --> 21:16.450
<b>،اون روز من هم اصلاً نتونستم بفهمم که چرا خواهرم اون سکه رو به من داد</b>

21:17.700 --> 21:24.830
<b>...ولی از زمانی که شوایچی رو دیدم، یه جورایی داره برام روشن میشه</b>

21:24.830 --> 21:29.200
<b>.الان دارم می‌فهمم که خواهرم از من چی‌ می‌خواست...</b>

21:29.200 --> 21:33.410
<b>،خودش نمی‌تونست سنگینی گناه‌هاش رو تحمل کنه</b>

21:33.410 --> 21:37.450
<b>.ولی نمی‌تونست ازشون هم فرار کنه</b>

21:40.660 --> 21:43.950
<b>...کلیر</b>

21:43.950 --> 21:51.370
<b>.کاری‌ش نمیشه کرد
.آخه من تنها کسی‌م که می‌تونه خواهرم رو نجات بده</b>

21:59.000 --> 22:02.160
<b>.ای وای، چی عجب از این ورا</b>

22:02.160 --> 22:06.500
<b>خب؟ جمع کردن سکه‌ها خوب پیش میره؟</b>

22:19.700 --> 22:26.800
Nureta yubi wa tsuyayaka ni sasou

22:19.700 --> 22:26.800
濡
れ
た
 
指
 
は
　
艷
や
か
 
に
 
誘
う

22:19.700 --> 22:26.800
انگشت‌های خیسِ تو منو به سمت تو می‌کشند؛

22:27.000 --> 22:34.000
Nagusamete to tsubuyaita

22:27.000 --> 22:34.000
慰
め
て
 
と
 
呟
い
た

22:27.000 --> 22:34.000
،و زمزمه‌ی "به من آرامش بده" به گوشم می‌رسد

22:34.200 --> 22:49.300
湿
る
 
背
中
　
締
め
付
け
た
 
夜

22:34.200 --> 22:49.300
.در شبی که پشتت رو به من کردی تا چشم‌های نمدارت رو نبینم

22:34.600 --> 22:49.300
Shimeru senaka shimetsuketa yoru

22:50.300 --> 22:57.000
操
ら
れ
た
 
僕
 
の
 
理
性
 
な
ど

22:50.300 --> 22:57.000
من که بر فکر و منطق خودم کنترلی ندارم

22:50.550 --> 22:57.000
Ayatsurareta boku no risei nado

22:57.800 --> 23:04.600
捩
じ
伏
せ
た
 
官
能
 
に
 
這
う
 
君
 
の
 
肌

22:57.800 --> 23:04.600
رفته رفته این هوسِ سرکوب‌شده را به درون قلبم راه می‌دهم

22:57.900 --> 23:04.600
Nejifuseta kannou ni hau kimi no hada

23:05.000 --> 23:11.500
溶
け
る
 
よ
う
 
に
 
求
め
 
繋
い
で

23:05.000 --> 23:11.500
این هوس که دل‌هامون به یک ضرب بتپه  و ما با هم دیگه یکی بشیم

23:05.200 --> 23:11.500
Tokeru you ni motome tsunaide

23:11.600 --> 23:19.680
Sasayaita kimi no koe ni shitagai tsuzukete

23:11.600 --> 23:19.680
囁
い
た

君

の
 
声

に

従
\い

続
け
て

23:11.600 --> 23:19.680
و من بی‌اراده، با شنیدن صدای تو به حرکت در میام

23:20.000 --> 23:26.900
熱
 
を
 
帯
び
た
 
頬
 
を
 
赤
く
 
染
め
て

23:20.000 --> 23:26.900
گونه‌های تو که از گرمای تن‌هامون گل انداخته

23:20.180 --> 23:26.900
Netsu wo obita hoho wo akaku somete

23:27.300 --> 23:31.000
Hanaretakunai no to

23:27.300 --> 23:31.000
離
れ
た
く
な
い

の

と

23:27.300 --> 23:31.000
...به زبون بی‌زبونی به من میگن که دوست نداری حتی یه لحظه از من جدا باشی

23:31.000 --> 23:33.000


23:31.000 --> 23:41.000
<b>Mikazuki</b>

23:31.000 --> 23:41.000
<b>: مترجم</b>

23:31.000 --> 23:41.000
<b>کاری از تیم ترجمه تخصصی انیمه لیست 
 AnimDL.ir | @Animelist-ir</b>

23:33.000 --> 23:35.000


23:35.000 --> 23:37.000


23:44.540 --> 23:46.950
:قسمت 10
 +  بهایِ تصمیم +

23:46.950 --> 23:48.950


23:47.000 --> 23:49.000
<b></b>

23:48.910 --> 23:50.910
<b></b>

23:48.950 --> 23:50.950
<b></b>

23:48.950 --> 23:50.950
<b></b>

23:48.950 --> 23:50.950
<b></b>
