WEBVTT

00:00.000 --> 00:00.000
<b></b>

00:08.830 --> 00:10.700
<b>.ما ضعیف‌ایم</b>

00:10.700 --> 00:13.250
<b>بین توانایی مبارزه ما و گردآوران شیطانی</b>

00:13.250 --> 00:16.000
<b>.تفاوت زیادی وجود داره</b>

00:16.000 --> 00:18.790
<b>.ولی ما نباید ناامید بشیم</b>

00:19.660 --> 00:23.000
<b>.هدف گروه ما مثلِ بقیه گروه‌ها نیست</b>

00:23.000 --> 00:26.540
<b>ما برای جمع کردن سکه‌ها به منظور مذاکره کردن با اون فضایی</b>

00:26.540 --> 00:29.790
<b>.برای پایان دادن به این بازی احمقانه، گرد هم اومدیم</b>

00:29.790 --> 00:32.000
<b>.ما به تک تک کسایی که بخوان به ما کمک کنن نیاز داریم</b>

00:32.000 --> 00:34.330
<b>.صبر کن</b>

00:34.330 --> 00:37.450
<b>مطمئنی میشه بهش اعتماد کرد؟</b>

00:37.450 --> 00:38.750
<b>...اگه آدم خطرناکی باشه</b>

00:38.750 --> 00:40.500
<b>،اجازه بده معرفی‌شون کنم</b>

00:44.040 --> 00:46.120
<b>.همکار‌های جدیدمون رو</b>

01:00.500 --> 01:05.000
گـلـِیـپـنـیر

01:05.110 --> 01:10.880
گاهی وقتا مجبوری دست به کارهایی بزنی که خیالش رو هم نمی‌کردی

01:05.260 --> 01:11.030
Uso mitai na koto mo tsukitsukerareru

01:05.260 --> 01:11.030
嘘
 
み
た
い
 
な
 
こ
と
 
も
　
突
き
付
け
ら
れ
る

01:11.110 --> 01:16.310
چون آغوش حقیقت همیشه گرم و پذیرنده نیست

01:11.260 --> 01:16.460
Genjitsu wa yōsha naku aru

01:11.260 --> 01:16.460
現
実
 
は
 
容
赦
 
な
く
 
あ
る

01:16.810 --> 01:23.010
نشستن به امید آرزوهایی که به صدای پای گربه حرکت می‌کنن

01:16.960 --> 01:23.160
Kanaetai omoi wa neko no ashioto

01:16.960 --> 01:23.160
叶
え
た
い
 
\思
い
 
は

猫

の
 
足
音\

01:23.310 --> 01:28.980
کاری احمقانه‌ست، چون دور از نظر تو بهت نزدیک میشه چنگ می‌اندازه

01:23.460 --> 01:29.130
Shiranu ma ni shinobi ryōte tsume tateru

01:23.460 --> 01:29.130
知
ら
ぬ
 
間
 
に
　
忍
び
 
両
手
 
爪
 
た
て
る

01:29.610 --> 01:34.310
من با چشم‌های بسته به جستجو ادامه میدم

01:29.760 --> 01:34.460
Tesaguri de susumu keredo

01:29.760 --> 01:34.460
手
探
り
 
で
 
進
む
 
け
れ
ど


01:34.710 --> 01:40.110
.درحالی که هنوز فرق خوب و بد رو نمی‌دونم

01:34.860 --> 01:40.260
Seikai mo machigai mo ima wa wakaranai

01:34.860 --> 01:40.260
正
解
 
も
 
間
違
い
 
も
　
今
 
は
 
分
か
ら
な
い

01:40.710 --> 01:47.210
حتی اگه بهم بگن که پیشروی من جز گزینه‌های غیرمنصفانه چیزی نیست

01:40.860 --> 01:47.360
Zankoku na sentaku shika nai to shitte mo

01:40.860 --> 01:47.360
残
酷
 
な
 
選
択
 
し
か 

無
い
 
と
 
知
っ
て
 
も

01:47.310 --> 01:52.610
من اگه برای تو باشه این سختی‌ها رو به جون می‌خرم

01:47.460 --> 01:52.760
Sore ga kimi no tame nara ba seou

01:47.460 --> 01:52.760
そ
れ
 
が
 
君
 
の
 
た
め
 な
ら
 
ば
 
 背
負
う

01:52.810 --> 01:59.110
خواسته دورنی‌م بهم میگه که باید با مانعی که سر راهم قرار گرفته روبرو بشم

01:52.960 --> 01:59.260
Yokubō no mama awasete Ugatsu iwa no ne

01:52.960 --> 01:59.260
欲
望
 
の
 
ま
ま
 
合
わ
せ
て
 
穿
つ
岩
 
の

根

01:59.110 --> 02:05.810
.از حالا به بعد ما دو نفر، یکی هستیم

01:59.260 --> 02:05.960
立
ち
向
か
う
,

こ
れ

か
ら

は

二
人

で

一
つ

01:59.360 --> 02:05.960
tachimukau, Kore kara wa futari de hitotsu

02:05.810 --> 02:05.810


02:05.810 --> 02:05.810


02:05.960 --> 02:05.960


02:17.500 --> 02:19.950
 - چند روز قبل -

02:21.200 --> 02:23.410
<b>تو دیگه کی هستی؟</b>

02:23.410 --> 02:27.080
<b>شماره‌مو از کجا گیر اوردی؟</b>

02:27.080 --> 02:31.660
<b>تو به وسیله هیولاای به اسمِ سودو مدام تهدید می‌شدی، نه؟</b>

02:37.160 --> 02:39.580
<b>یکی از دوستاشی؟</b>

02:39.580 --> 02:42.120
<b>.نه</b>

02:42.120 --> 02:44.700
<b>.من طرف تو ام</b>

02:44.700 --> 02:47.450
<b>.صبر کن، الان یه چیزخوب برات می‌فرستم</b>

02:47.450 --> 02:49.290
<b>.پس ادامه صحبت‌مون میمونه برای بعد</b>

02:52.000 --> 02:54.000
<b></b>

03:01.080 --> 03:03.370
<b>تو... چی می‌خوای؟</b>

03:03.370 --> 03:07.870
<b>.خب، اگه امکانش باشه دوست دارم عضو گروه شما بشم</b>

03:10.330 --> 03:12.700
<b>.اها. باشه</b>

03:14.290 --> 03:15.660
<b>چی میگه؟</b>

03:19.000 --> 03:21.250
<b>می‌تونیم داخل گروه‌شون بشیم یا نه؟</b>

03:21.250 --> 03:23.040
<b>.آره</b>

03:23.040 --> 03:26.830
<b>.هنوز نمی‌دونم هدف‌شون از جمع کردن سکه‌ها چی‌ می‌تونه باشه</b>

03:26.830 --> 03:28.790
<b>.ولی ما به اطلاعات نیاز داریم</b>

03:28.790 --> 03:30.450
<b>بهشون درمورد سانبه-سان گفتی؟</b>

03:30.450 --> 03:31.410
<b>.نه</b>

03:31.410 --> 03:32.620
<b>چرا خب؟</b>

03:32.620 --> 03:34.700
<b>.خودم ازش پرسیدم</b>

03:34.700 --> 03:39.410
<b>.من بعد از دیدن قدرت شما دو نفر، قسم خوردم که بهتون کمک کنم</b>

03:39.410 --> 03:43.500
<b>برای حفظ جون تو یا شوایچی، من زندگی‌مو به خطر می‌ندازم</b>

03:43.500 --> 03:48.200
<b>.ولی من دلیلی برای کمک کردن به گروهی که هیچی ازشون نمی‌دونم، نمی‌بینم</b>

03:48.200 --> 03:53.200
<b>.خوش به حالت، مگه نه؟ بنظر خیلی از تو خوشش اومده</b>

03:53.200 --> 03:55.830
<b>.به نظر من هم اینطور بهتره</b>

03:55.830 --> 03:59.790
<b>.در هر حال، الان من به مهره‌هایی نیاز دارم تا بتونم به این بازی ادامه بدم</b>

03:59.790 --> 04:03.540
<b>.برای همین هم وجود اون آدما ضروریه</b>

04:03.540 --> 04:08.500
<b>کلیر تو فکر می‌کنی که خواهرت هم اونجا باشه؟ توی اون کوهستان؟</b>

04:08.500 --> 04:10.410
<b>.آره</b>

04:10.410 --> 04:14.120
<b>.و به احتمال زیاد خواهرم هم‌دست هم داره</b>

04:15.120 --> 04:18.540
<b>.از اون جایی روی خط با کی داشت حرف میزد</b>

04:18.540 --> 04:25.580
<b><i>.خواهر کلیر... اون خودش گفت که کسی بوده که منو به هیولا تبدیل کرده</i></b>

04:25.580 --> 04:30.450
<b><i>.و همین‌طور گفت  که اون باید کسی می‌بوده که داخل من میشده</i></b>

04:30.450 --> 04:36.700
<b><i>منظورش از اون حرف چی می‌تونه باشه؟ دنبال چیه؟</i></b>

04:36.700 --> 04:43.410
<b>تو مطمئنی که دیدار من و تو اتفاقی نبوده؟</b>

04:43.410 --> 04:47.120
<b>اتفاقی نبوده. مگه بهت نگفتم</b>

04:52.330 --> 04:56.160
<b>"که سرنوشت ما رو به هم رسونده"</b>

05:00.450 --> 05:02.410
<b>.خوب شد که اومدی</b>

05:02.410 --> 05:06.080
<b>.خب قبل هر چی، به حالت انسانی‌ت برگرد</b>

05:06.080 --> 05:07.830
<b></b>

05:07.830 --> 05:11.370
<b>.چی میگی برا خودت؟ اینطور توافق نکرده بودیم</b>

05:11.370 --> 05:17.950
<b>.هر کسی که وارد گروه ما میشه، برای حفظ این راز باید پیمان خاصی رو با بقیه ببنده</b>

05:17.950 --> 05:20.790
<b>پیمان مخصوص؟</b>

05:20.790 --> 05:27.330
<b>.برای بستن این پیمان لازمه که به حالت انسانی‌ت برگردی</b>

05:27.330 --> 05:32.000
<b>.اگه هم پشیمون شدی، لزومی نداره که این کار رو بکنی. فقط نمی‌تونی عضو گروه ما هم بشی</b>

05:34.910 --> 05:38.290
<b>.بزار یکمی فکر کنم</b>

05:42.330 --> 05:43.580
<b>چکار کنیم کلیر؟</b>

05:43.580 --> 05:45.580
<b>.صب کن شوایچی</b>

05:45.580 --> 05:46.500
<b>...ولی</b>

05:46.500 --> 05:48.910
<b>!بهت میگم صبر کن</b>

05:48.910 --> 05:51.200
<b>داره چکار می‌کنه؟</b>

05:52.700 --> 05:56.040
<b>.باشه. وارد پیمان میشم</b>

05:57.950 --> 06:01.000
<b>.ولی فقط من یکی‌ام که وارد پیمان میشه</b>

06:01.830 --> 06:03.580
<b>تو یکی؟</b>

06:03.580 --> 06:08.540
<b>.من مثلِ بقیه‌ شما رازی ندارم که بخوام مخفی کنم</b>

06:08.540 --> 06:11.330
<b>.و زندگی‌ای هم ندارم که از بر هم خوردنش ترسی داشته باشم</b>

06:13.250 --> 06:14.750
<b>!از توش آدم در اومد</b>

06:14.750 --> 06:16.750
<b>یعنی چی...؟</b>

06:16.750 --> 06:20.000
<b>.و در ضمن، من یه آدم معمولی ام</b>

06:20.000 --> 06:22.830
<b>.گردآور این لباس‌ست</b>

06:22.830 --> 06:26.620
<b>به لباس تبدیل میشه و یکی رو داخلش راه میده؟</b>

06:26.620 --> 06:29.580
<b>.تا حالا آدم به این عجیبی ندیدم</b>

06:29.580 --> 06:32.580
<b>اول من وارد پیمان میشم</b>

06:32.580 --> 06:37.160
<b>.و اگه قابل‌ اطمینان بود، این پسر هم وارد میشه</b>

06:37.160 --> 06:41.450
<b>یه آدم معمولی هم می‌تونه وارد پیمان بشه یا نه؟</b>

06:41.450 --> 06:44.290
<b>.مشکلی نیست. بیا دنبالم</b>

06:45.370 --> 06:47.540
<b>...کلیر، اگه من هم بیام بهتر</b>

06:47.540 --> 06:51.620
<b>.ببخش ولی فعلاً کارها رو بسپار به من. خواهش می‌کنم</b>

06:56.250 --> 07:01.620
<b>.نمی‌دونستم. پس بعضی‌ها هم با اینکه تبدیل‌شده‌اند، ظاهرشون فرقی نمی‌کنه</b>

07:01.620 --> 07:03.450
<b>چرا چنین فکری می‌کنی؟</b>

07:03.450 --> 07:07.580
<b>.چون ماسک رو صورتت‌ـه. بقیه‌تون هم همینطور</b>

07:07.580 --> 07:11.080
<b>.یکی کلاه کاسکت سرش بود، یکی دیگه ملافه کشیده بود رو خودش</b>

07:11.080 --> 07:12.870
<b>چون نمی‌خوان کسی صورتشون رو ببینه، نه؟</b>

07:12.870 --> 07:17.080
<b>.ولی یک مرد هم بود که صورتش رو نپوشونده بود</b>

07:17.080 --> 07:21.830
<b>راس میگی. بعد از تبدیل شدن به اون شکل در اومده بود دیگه؟</b>

07:21.830 --> 07:24.910
<b>حتماً در اصل یه ایکبیری بد قیافه‌ست که تبدیل به یه خوش‌تیپ دخترکش شده، مگه نه؟</b>

07:30.080 --> 07:31.500
<b></b>

07:31.500 --> 07:34.870
<b>میشه... میشه نازت کنم؟</b>

07:36.160 --> 07:38.160
<b>ها؟</b>

07:38.160 --> 07:42.330
<b>خب. این پیمان که میگی از چه قراره؟</b>

07:42.330 --> 07:45.330
<b>.ما برای حفظ رازمون قسم می‌خوریم</b>

07:45.330 --> 07:47.910
<b>.آره، این حرف‌ها رو قبلاً هم شنیدم</b>

07:47.910 --> 07:50.160
<b>سوالم اینه که من دقیقاً باید ـ</b>

07:51.200 --> 07:58.120
<b>دقیقاً، ها؟ بخوام ساده بگم اینه که</b>

07:59.410 --> 08:03.000
<b>.من این قدرت رو دارم که بقیه رو به مخفی نگه داشتن راز، وفادار نگه دارم</b>

08:12.000 --> 08:14.200
<b>!یوشیوکا! نزدیک اون جونور نشو</b>

08:14.200 --> 08:16.290
<b>چرا تخم کردی پسر؟</b>

08:16.290 --> 08:19.700
<b>.مشکلی پیش نمیاد بابا. نه از سمتِ کسی که چنین قیافه مسخره‌ای داره</b>

08:19.700 --> 08:21.790
<b>و تازه مگه خودت نبودی که اوردی‌شون اینجا؟</b>

08:25.370 --> 08:26.290
<b>!بفرمایید</b>

08:26.290 --> 08:27.910
<b>!آخ جون</b>

08:31.080 --> 08:33.580
<b>!چقدر نرمه و نازه</b>

08:33.580 --> 08:37.830
<b>این چیه دیگه؟ الان چه واکنشی باید نشون بدم؟</b>

08:39.120 --> 08:44.580
<b>.درست فهمیدم. تو آدم مهربونی هستی</b>

08:46.910 --> 08:53.290
<b>.راستش رو بخوای، من می‌تونم احساسات حیوانات را درک کنم</b>

08:53.290 --> 08:57.040
<b>!چیزه... من آدم‌ام بابا</b>

08:59.950 --> 09:04.080
<b>.حقیقتش من به تو اعتماد ندارم</b>

09:04.080 --> 09:09.540
<b>.این چه حرفیه. خودت خواستی که یکی از ما بشی</b>

09:09.540 --> 09:13.290
<b>.تو هم گفتی که برای حفظ این راز باید وارد یه پیمان بشم</b>

09:13.290 --> 09:15.000
<b>و آره، واسه چی لخت کردی؟</b>

09:15.000 --> 09:16.620
<b>.بیخیالش</b>

09:16.620 --> 09:19.580
<b>،اینکه یه قریبه، که ما باشیم، تونسته به اینجا راه پیدا کنه</b>

09:19.580 --> 09:22.330
<b>چطور مطمئنی که راز حفظ میشه؟</b>

09:22.330 --> 09:27.910
<b>.حالا گیریم من یکی از اون گردآور‌های شیطانی بودم. الان تکه بزرگه‌تون گوش‌تون می‌بود</b>

09:27.910 --> 09:31.120
<b>پس اینکه تو یکی از آشناهای ایکه‌اوچی هستی، دروغ‌ـه؟</b>

09:31.120 --> 09:34.500
<b>با اون پسر چکار کردی؟
ازش آتو گرفتی؟</b>

09:34.500 --> 09:37.620
<b>تهدیدش کردی تا شما رو به اینجا بیاره؟</b>

09:37.620 --> 09:39.290
<b>!این یه رازه</b>

09:39.290 --> 09:46.450
<b>.ولی تو هنوز نمی‌دونی که ما چند نفریم و اینکه هر کدوم از ما چه قدرتی داره</b>

09:46.450 --> 09:51.660
<b>واقعاً هوس کردی با گروهی که اینقدر کم درموردش می‌دونی دعوا راه بندازی؟</b>

09:51.660 --> 09:56.000
<b>حالا اگه ایکه‌اوچی درمورد توانایی‌های شما پیش من دهن‌لقی کرده باشه؟</b>

09:56.000 --> 10:00.500
<b>.امکان نداره. می‌دونی چرا؟ چون هنوز زنده‌ست</b>

10:01.330 --> 10:05.830
<b>داری میگی اگه راز رو برملا می‌کرد، می‌مرد؟</b>

10:05.830 --> 10:10.250
<b>.من از آدمایی که نمی‌تونن یه حرف رو پیش خودشون نگه دارن، متنفرم</b>

10:13.250 --> 10:16.830
<b>.و در ضمن این تویی که راحت نمیشه بهش اعتماد کرد</b>

10:16.830 --> 10:20.540
<b>گردآور هم نیستی پس چرا داری دنبال سکه‌ها می‌گردی؟</b>

10:20.540 --> 10:24.790
<b>و نزدیک شدن به ما هم بخشی از نقشه‌ته؟</b>

10:24.790 --> 10:28.700
<b>خب، از اولش هم نمی‌خواستم مخفی‌ش کنم پس بهت میگم</b>

10:28.700 --> 10:30.450
<b>میشه گوشی‌م رو بیارم؟</b>

10:30.450 --> 10:31.870
<b>.خواهش می‌کنم</b>

10:31.870 --> 10:33.330
<b>... نازی نازی نازی نازی نازی  -</b>

10:33.330 --> 10:35.620
<b>چیزه... میشه ـ
... نازی نازی نازی نازی نازی  -</b>

10:35.620 --> 10:38.620
<b>... نازی نازی نازی نازی نازی  -</b>

10:39.700 --> 10:42.120
<b>کلیر. پیمان بستن تموم شد؟</b>

10:42.120 --> 10:45.500
<b>هنوز نه. حالا میشه گوشی‌م رو بدی؟</b>

10:45.500 --> 10:48.120
<b>.بیا</b>

10:48.120 --> 10:49.750
<b>.مرسی</b>

10:56.580 --> 11:01.040
<b>.داریم دنبال این دختر می‌گردیم. مثلِ شما اونم یه هیولاست</b>

11:01.040 --> 11:06.290
<b>.اون کسی‌ـه که والدینم رو کشت، و پسری که همراه‌مه رو به هیولا تبدیل کرد</b>

11:06.290 --> 11:07.700
<b>من می‌خوام پیداش کنم ــ</b>

11:07.700 --> 11:10.330
<b>این آوکی الناست؟</b>

11:10.330 --> 11:13.410
<b>خواهرم رو می‌شناسی؟</b>

11:13.410 --> 11:17.660
<b>عجب، پس تو خواهر کوچیکه النایی؟</b>

11:17.660 --> 11:19.290
<b>.گفتم به هم شباهت دارین</b>

11:19.290 --> 11:22.540
<b>جوابم رو بده! اون الان تو این کوهستان‌ـه؟</b>

11:22.540 --> 11:24.000
<b>اون برای چی داره ــ</b>

11:24.000 --> 11:28.160
<b>.خب باشه. بهت میگم</b>

11:28.160 --> 11:32.450
<b>.تو مُخت خوب کار می‌کنه و دل و جربزه داری</b>

11:32.450 --> 11:35.580
<b>.و از این‌ها مهم‌تر، تو زیبایی</b>

11:35.580 --> 11:38.830
<b>.اگه یکی از ما بشی، بهت میگم</b>

11:40.290 --> 11:42.120
<b>.باشه</b>

11:44.290 --> 11:46.540
<b>.خیلی خب. پس مراسم رو شروع می‌کنم</b>

11:46.540 --> 11:48.250
<b>.دراز بکش</b>

11:49.580 --> 11:53.370
<b>.تو ظاهرت با یه آدم معمولی خیلی تفاوتر نداره</b>

11:54.950 --> 11:57.870
<b>،و با این قدرت حفظ رازت</b>

11:57.870 --> 12:01.910
<b>.اصلاً شبیه هیولاهایی نیستی که تا حالا دیدم</b>

12:01.910 --> 12:06.160
<b>.و تو هم نباید فرض کنی که هر کسی در موردظاهرش کمپلکسی چیزی داره</b>

12:06.160 --> 12:10.580
<b>.و اگه نمی‌دونی، بدون که آدم های زیادی هستن که از نداشتن روحیه و شکست در رابطه‌هاشون رنج می‌برن</b>

12:14.700 --> 12:16.750
<b>.من یکی رو دوست داشتم</b>

12:18.870 --> 12:21.700
<b>.طرف معلم بود</b>

12:21.700 --> 12:24.620
<b>،کسی که تا اون زمان به درست‌کار بودن معروف بود</b>

12:24.620 --> 12:26.830
<b>،به خاطر رابطه‌مون به تردید افتاد</b>

12:26.830 --> 12:29.450
<b>.و خیلی طول نکشید تا از من فاصله بگیره</b>

12:31.160 --> 12:35.500
<b>و منِ ساده در این مورد با دوستی که</b>

12:35.500 --> 12:38.910
<b>...تصور می‌کردم راز‌نگه‌داره مشورت کردم</b>

12:49.000 --> 12:53.250
<b>.من از آدم هایی که نمی‌تونن راز نگه‌ دارن متنفرم</b>

12:55.000 --> 12:57.910
<b>میشه یه چیزی بپرسم؟</b>

12:59.080 --> 13:03.790
<b>اون معلم مرد بود یا زن؟</b>

13:04.910 --> 13:06.830
<b>.زن بود</b>

13:16.290 --> 13:18.160
<b>!چی باحال</b>

13:18.160 --> 13:22.000
<b>پس با بینی‌ت میتونه مثله سگ‌ها بو رو دنبال کنی؟</b>

13:22.000 --> 13:22.910
<b>.آره</b>

13:22.910 --> 13:25.660
<b>!حیوون‌ها خیلی فوق‌العاده‌ن</b>

13:25.660 --> 13:28.370
<b>.گفتم که، من یه انسانم</b>

13:30.000 --> 13:33.410
<b>.چقدر طولش دادن</b>

13:33.410 --> 13:37.200
<b>برای این پیمان چه کاری می‌کنین؟</b>

13:37.200 --> 13:43.160
<b>.شرمنده، نمی‌تونم درمورد راز دوست‌هام چیزی بگم</b>

13:43.160 --> 13:46.500
<b>.ولی هر سوالی درمورد خودم داری رو با خوشحالی جواب میدم</b>

13:46.500 --> 13:50.830
<b>!چون اگه درمورد خودم صحبت کنم که رازی رو برملا نکردم</b>

13:50.830 --> 13:56.500
<b>خب پس... چرا می‌خوای سکه‌ها رو جمع کنی؟</b>

13:56.500 --> 14:03.700
<b>چرا ها... من اصلاً درمورد قدرت‌های فوق‌العاده‌ای که اون آقا فضایی درموردشون صحبت می‌کرد علاقه‌ای ندارم</b>

14:03.700 --> 14:10.080
<b>،ولی می‌دونی، اگه این قدرت بیوفته دست‌ کسایی که خیلی می‌خوانش</b>

14:10.080 --> 14:14.830
<b>.من نمی‌دونم چه اتفاقی برای خانواده‌م یا مدرسه‌م می‌افته</b>

14:14.830 --> 14:19.450
<b>.درمورد که فکر می‌کنم، می‌ترسم. ولی می‌دونم که دست روی دست هم نمی‌تونم بذارم</b>

14:20.660 --> 14:25.790
<b>...عجیبه نه؟ یه آدمِ ترسو و ضعیفی مثلِ من از این حرفا بزنه</b>

14:25.790 --> 14:28.660
<b><i>.این دختر هم مثلِ منه</i></b>

14:28.660 --> 14:34.700
<b><i>.خودش می‌دونه که ضعیفه ولی نمی‌تونه اطرافیانش رو تنها بذاره</i></b>

14:34.700 --> 14:37.330
<b>.انگار داره خیلی بهش خوش می‌گذره</b>

14:41.950 --> 14:46.330
<b>آها راستی همین الان گفتی که بینی‌ت خیلی قوی‌ـه، نه؟</b>

14:46.330 --> 14:49.620
<b>پس میشه کمکم کنی یه چیزی رو که گم کردم، پیدا کنم؟</b>

14:49.620 --> 14:52.160
<b>.اگه بدونم چه بویی میده فک کنم بتونم کمکت کنم</b>

14:52.160 --> 14:57.200
<b>.می‌دونم من یه جایی توی این کوهستان کیف پولم رو گم کردم</b>

14:57.200 --> 14:59.330
<b>کارت شناسایی‌ت رو هم اون تو داشتی؟</b>

14:59.330 --> 15:04.580
<b>...آره. برای همین اگه بیوفته دستِ آدم بدا</b>

15:12.410 --> 15:14.950
<b>حالت خوبه؟</b>

15:14.950 --> 15:20.200
<b>.شرمنده، وقتی تبدیل میشم قوای جسمانی‌م تحلیل میره</b>

15:20.200 --> 15:23.450
<b>ها؟ یعنی الان تبدیل شدی؟</b>

15:23.450 --> 15:26.540
<b>.با یه آدم عادی که خیلی فرقی نداری</b>

15:26.540 --> 15:30.790
<b>یکمی فرق دارم، ولی قول بده که نخندی، خب؟</b>

15:35.660 --> 15:37.700
<b>!ها! عجیب غریب</b>

15:39.870 --> 15:44.450
<b>!نه اینطور نیست! من فقط خیلی حیوون‌ها رو دوست دارم</b>

15:44.450 --> 15:46.620
<b>!و در آینده هم می‌خوام یه دام‌پزشک بشم</b>

15:46.620 --> 15:50.580
<b>.برای همین با خودم گفتم بد نمیشه اگه درمورد حیوون‌ها بیشتر بدونم</b>

15:50.580 --> 15:54.620
<b>!ولی هیچ وقت خیال نکردم که قراره خودم تبدیل به یک حیوون بشم</b>

15:54.620 --> 15:57.830
<b>واقعاً که اون آقا‌فضایی‌ـه حسابی سر به سرم گذاشته، نه؟</b>

15:57.830 --> 16:02.080
<b>.فهمیدم بابا! ولی من خودم تنهایی میرم دنبال کیفت</b>

16:02.080 --> 16:05.540
<b>.نمیشه که، آخه اون کیف منه</b>

16:11.250 --> 16:13.080
<b>.اینو ببین</b>

16:20.040 --> 16:23.580
<b>.من تنهایی می‌تونم سریع‌تر کیفت رو پیدا کنم</b>

16:25.660 --> 16:29.160
<b>.باید عجله کنم، تا قبل اینکه دست یکی دیگه بهش برسه</b>

16:30.200 --> 16:35.040
<b>.و تازه اگه تو با من بیای، بوها با هم قاطی میشن و جستجو دشوار میشه</b>

16:36.580 --> 16:40.330
<b>خب، اگه بیام داخلت چی؟</b>

16:40.330 --> 16:41.500
<b>چی؟</b>

16:41.500 --> 16:45.620
<b>.آره دیگه، میدونی اگه من داخالت باشم که بوی من بیرون نمیاد</b>

16:45.620 --> 16:48.830
<b>.و تازه اون داخل دیگه سرعتت رو کم نمی‌کنم</b>

16:48.830 --> 16:51.000
<b>!نه، نمیشه که</b>

16:51.000 --> 16:55.660
<b>چرا؟ اون دختر... دوست‌دخترت از دستت عصبانی میشه؟</b>

16:55.660 --> 16:58.330
<b>!نه کلیر که دوست‌دخترم نیست</b>

16:58.330 --> 17:01.950
<b>...آخه لباست کثیف میشه و</b>

17:01.950 --> 17:03.410
<b>!پس درشون میارم</b>

17:05.370 --> 17:07.580
<b>!صبر کن</b>

17:07.580 --> 17:09.250
<b>!بس کن</b>

17:09.250 --> 17:11.080
<b>!بزار بیام داخل</b>

17:12.120 --> 17:14.540
<b>!یوشیوکا</b>

17:14.540 --> 17:15.950
<b>از اینجا؟</b>

17:15.950 --> 17:18.910
<b>...اره همونجاست ولی صب کن</b>

17:23.290 --> 17:24.830
<b>.دارم میام داخل</b>

17:24.830 --> 17:27.200
<b>!واستا</b>

17:27.200 --> 17:31.160
<b>.لطفاً تکون نخور. این بهترین فرصتی‌ـه که داریم</b>

17:31.160 --> 17:33.540
<b>یعنی می‌خوای منو تو این جنگل تنها بذاری؟</b>

17:35.290 --> 17:37.450
<b>...پس با اجازه</b>

17:38.080 --> 17:40.120
<b>...یوشیوکا</b>

17:45.250 --> 17:48.000
<b>!بـ بس کن</b>

17:49.950 --> 17:52.120
<b>!اینکار رو نکن</b>

18:06.580 --> 18:10.000
<b>خب، من چکار کنم؟</b>

18:10.000 --> 18:14.620
<b>.برای شروع، آروم حرکت کن</b>

18:16.080 --> 18:17.950
<b>.باشه</b>

18:24.750 --> 18:29.120
<b>!ببخشید، شبیه حرکت دادن بدن خودم نیست</b>

18:29.120 --> 18:30.580
<b>دردت اومد؟</b>

18:30.580 --> 18:34.250
<b>.نه خوبم، آروم باش</b>

18:34.250 --> 18:37.370
<b>.من حرکت می‌کنم. تو کاری نکن</b>

18:39.500 --> 18:42.830
<b><i>.می‌دونستم مثلِ زمانی نیست که با کلیرم</i></b>

18:42.830 --> 18:45.120
<b><i>.برای کلیر از همون اول آسون بود</i></b>

18:46.500 --> 18:50.120
<b>الان هم داری درموردش فکر می‌کنی؟</b>

18:51.000 --> 18:55.870
<b>.یه جورایی می‌تونم احساسات تو رو درک کنم</b>

18:55.870 --> 18:58.540
<b>...پس تو واقعاً اون دختر رو</b>

18:58.540 --> 19:01.250
<b>...نه! اینطور نیست</b>

19:08.000 --> 19:13.200
<b>ببین این همون مراسمی بود که می‌گفتی؟</b>

19:13.200 --> 19:19.910
<b>،نمی‌خوام بگم که از آدم‌هایی مثل تو بدم میاد
در هر حال عشق به شکل‌های مختلفی نمایان میشه</b>

19:19.910 --> 19:25.500
<b>ولی فکر نمی‌کنی بهتر باشه این کارها رو بذاریم برای وقتی که همیدیگه رو بهتر شناختیم؟</b>

19:28.450 --> 19:30.250
<b>.منو ببخش</b>

19:35.120 --> 19:37.080
<b>!نزدیک بودا</b>

19:38.040 --> 19:41.750
<b>.پس مراسم رسمی رو شروع می‌کنم</b>

19:41.750 --> 19:44.790
<b>.این یک گلوبنده که  از موهای من درست شده</b>

19:44.790 --> 19:47.370
<b>.اینو دور گردنت می‌بندم</b>

19:47.370 --> 19:52.950
<b>.نگران نباش. بلافاصله با پوستت یکی میشه و کسی نمی‌تونه اینو روی گردنت ببینه</b>

19:52.950 --> 19:56.580
<b>.ولی، در واقع هنوز سرجاشه</b>

19:56.580 --> 20:00.330
<b>خب. حالا این چطور منو به عهدم وفادار نگه میداره؟</b>

20:00.330 --> 20:01.790
<b>.خیلی ساده‌ست</b>

20:01.790 --> 20:05.370
<b>،اگه تو راز ما رو برملا کنی</b>

20:05.370 --> 20:09.450
<b>یا خودت ذره‌ای احساس کنی که به ما خیانت کردی</b>

20:09.450 --> 20:15.290
<b>.این گلوبند به احساس درونی تو واکنش نشون میده و سرت رو از تنت جدا می‌کنه</b>

20:15.290 --> 20:20.330
<b>.قدرت تو خیلی به خصوص‌ـه... اصلاً شبیه قدرت هیولاهایی نیست که تا حالا دیدم</b>

20:20.330 --> 20:24.950
<b>.تفاوت سر اینه که من از اول به وضوح می‌دونستم که چی می‌خوام</b>

20:24.950 --> 20:27.700
<b>کسایی که خواسته و هدف واضحی در هنگام تبدیل شدن ندارن</b>

20:27.700 --> 20:31.910
<b>.به شکلی در میان که در ناخودآگاه خود برای خودشون متصور شدن</b>

20:31.910 --> 20:35.120
<b>من به حرف‌های اون فضایی به دقت گوش دادم</b>

20:35.120 --> 20:40.370
<b>.خواسته واضحی رو در نظر گرفتم و وقتی تبدیل شدم به این شکل در اومدم</b>

20:40.370 --> 20:45.120
<b>.این خواسته که کسانی رو که رازنگهدار نیستن رو، به مجازات برسونم</b>

20:46.790 --> 20:52.080
<b>یه بار دیگه ازت می‌پرسم. تو درمورد خواهر من اطلاعات داری؟</b>

20:52.080 --> 20:54.250
<b>.آره</b>

20:54.250 --> 20:57.250
<b>.باشه. پس ادامه بده</b>

21:07.250 --> 21:11.790
<b>.خب پس من لباس‌هات رو میزارم داخل کلاه و یه جایی قایم‌شون می‌کنم</b>

21:11.790 --> 21:13.950
<b>.چون اگه همراه‌مون ببریم‌شون بوش قاطی میشه</b>

21:16.580 --> 21:17.500
<b>ها؟</b>

21:17.500 --> 21:22.250
<b>چرا لباس زیرت اینجاست؟ نکنه لختِ مادرزاد رفتی داخل؟</b>

21:22.250 --> 21:25.040
<b>!آخه خودت گفتی که لباسام کثیف میشه</b>

21:25.040 --> 21:27.080
<b>مـ مگه دیوانه شدی؟</b>

21:27.080 --> 21:29.910
<b>!دیوانه نیستم، فقط این شرایط‌ـه که یکمی غیرعادی‌ـه</b>

21:29.910 --> 21:32.080
<b>پس خودت چی؟ چرا الان خوشحال شدی؟</b>

21:32.080 --> 21:33.290
<b>!خوشحال نیستم بابا</b>

21:33.290 --> 21:37.160
<b>!چرا خیلی هم هستی! من می‌تونم احساس کنم چه حالی داری</b>

21:43.750 --> 21:47.580
<b>.بیا مسخره بازی رو تمومش کنیم و هر چه زودتر بریم سراغ کیفت بگردیم</b>

21:47.580 --> 21:49.160
<b>.باشه</b>

22:05.290 --> 22:08.000
<b>سوبارو چی شده؟</b>

22:08.000 --> 22:11.200
<b>!کیف پول گیرم اومد. ای جونمی شانس</b>

22:19.700 --> 22:26.800
Nureta yubi wa tsuyayaka ni sasou

22:19.700 --> 22:26.800
濡
れ
た
 
指
 
は
　
艷
や
か
 
に
 
誘
う

22:19.700 --> 22:26.800
انگشت‌های خیسِ تو منو به سمت تو می‌کشند؛

22:27.000 --> 22:34.000
Nagusamete to tsubuyaita

22:27.000 --> 22:34.000
慰
め
て
 
と
 
呟
い
た

22:27.000 --> 22:34.000
،و زمزمه‌ی "به من آرامش بده" به گوشم می‌رسد

22:34.200 --> 22:49.300
湿
る
 
背
中
　
締
め
付
け
た
 
夜

22:34.200 --> 22:49.300
.در شبی که پشتت رو به من کردی تا چشم‌های نمدارت رو نبینم

22:34.600 --> 22:49.300
Shimeru senaka shimetsuketa yoru

22:50.300 --> 22:57.000
操
ら
れ
た
 
僕
 
の
 
理
性
 
な
ど

22:50.300 --> 22:57.000
من که بر فکر و منطق خودم کنترلی ندارم

22:50.550 --> 22:57.000
Ayatsurareta boku no risei nado

22:57.800 --> 23:04.600
捩
じ
伏
せ
た
 
官
能
 
に
 
這
う
 
君
 
の
 
肌

22:57.800 --> 23:04.600
رفته رفته این هوسِ سرکوب‌شده را به درون قلبم راه می‌دهم

22:57.900 --> 23:04.600
Nejifuseta kannou ni hau kimi no hada

23:05.000 --> 23:11.500
溶
け
る
 
よ
う
 
に
 
求
め
 
繋
い
で

23:05.000 --> 23:11.500
این هوس که دل‌هامون به یک ضرب بتپه  و ما با هم دیگه یکی بشیم

23:05.200 --> 23:11.500
Tokeru you ni motome tsunaide

23:11.600 --> 23:19.680
Sasayaita kimi no koe ni shitagai tsuzukete

23:11.600 --> 23:19.680
囁
い
た

君

の
 
声

に

従
\い

続
け
て

23:11.600 --> 23:19.680
و من بی‌اراده، با شنیدن صدای تو به حرکت در میام

23:20.000 --> 23:26.900
熱
 
を
 
帯
び
た
 
頬
 
を
 
赤
く
 
染
め
て

23:20.000 --> 23:26.900
گونه‌های تو که از گرمای تن‌هامون گل انداخته

23:20.180 --> 23:26.900
Netsu wo obita hoho wo akaku somete

23:27.300 --> 23:31.000
Hanaretakunai no to

23:27.300 --> 23:31.000
離
れ
た
く
な
い

の

と

23:27.300 --> 23:31.000
...به زبون بی‌زبونی به من میگن که دوست نداری حتی یه لحظه از من جدا باشی

23:31.000 --> 23:41.000
<b>کاری از تیم ترجمه تخصصی انیمه لیست 
 AnimDL.ir | @Animelist-ir</b>

23:31.000 --> 23:41.000
<b>: مترجم</b>

23:31.000 --> 23:41.000
<b>Mikazuki</b>

23:31.000 --> 23:33.000


23:33.000 --> 23:35.000


23:35.000 --> 23:37.000


23:44.160 --> 23:46.910
:قسمت ۷
 + دگردیسی +

23:46.910 --> 23:48.910
<b></b>

23:48.910 --> 23:50.910
<b></b>

23:49.000 --> 23:51.000
<b></b>
