WEBVTT

00:00.000 --> 00:00.000
<b></b>

00:15.950 --> 00:18.620
<b>.خب، من پیمان رو بستم</b>

00:18.620 --> 00:21.500
<b>.حالا درمورد خواهرم بهم بگو</b>

00:26.580 --> 00:28.750
<b>.با هم دیگه توی یه کلاس بودیم</b>

00:29.580 --> 00:32.910
<b>توی همون مدرسه‌ای هم‌کلاس بودین که معلمی که بهش علاقه داشتی، توش خودکشی کرد؟</b>

00:32.910 --> 00:34.790
<b>.نه، یه جای دیگه</b>

00:34.790 --> 00:39.200
<b>.بعد از اون اتفاق، من به یه مدرسه دیگه رفتم</b>

00:39.200 --> 00:42.910
<b>.اونجا با النا آشنا شدم</b>

00:52.500 --> 00:54.700
<b>.واقعاً دختر خیلی خوبی بود</b>

00:58.160 --> 01:02.830
<b>،من که بعد از خودکشی معلمم و تغییر دادن مدرسه‌م سعی می‌کردم از بقیه فاصله بگیرم</b>

01:02.830 --> 01:06.200
<b>.ولی اون همیشه تلاشش رو می‌کرد تا سرِصحبت رو با من باز کنه</b>

01:08.160 --> 01:12.410
<b>.اون باعث شد تا کمتر احساس تنهایی کنم</b>

01:12.410 --> 01:15.830
<b>.احساس می‌کردم می‌تونم بهش اطمینان کنم</b>

01:15.830 --> 01:19.540
<b>...خب،  آره شاید تو کِیس من، خواسته‌های دیگه‌ای هم مدنظر داشتم</b>

01:19.540 --> 01:23.250
<b>.اصلاً برام اهمیتی نداره</b>

01:23.250 --> 01:27.370
<b>.برای همینه که سخته برام حرفات رو باور کنم</b>

01:27.370 --> 01:33.120
<b>.که النا آدم‌کشی‌ـه که علاوه بر پدر و مادرت، چندین نفر دیگه رو هم کشته</b>

01:51.300 --> 01:51.300


01:52.120 --> 01:56.120
گـلـِیـپـنـیر

01:56.400 --> 02:02.170
Uso mitai na koto mo tsukitsukerareru

01:56.400 --> 02:02.170
嘘
 
み
た
い
 
な
 
こ
と
 
も
　
突
き
付
け
ら
れ
る

01:56.400 --> 02:02.170
گاهی وقتا مجبوری دست به کارهایی بزنی که خیالش رو هم نمی‌کردی

02:02.400 --> 02:07.600
Genjitsu wa yōsha naku aru

02:02.400 --> 02:07.600
現
実
 
は
 
容
赦
 
な
く
 
あ
る

02:02.400 --> 02:07.600
چون آغوش حقیقت همیشه گرم و پذیرنده نیست

02:08.100 --> 02:14.300
Kanaetai omoi wa neko no ashioto

02:08.100 --> 02:14.300
叶
え
た
い
 
\思
い
 
は

猫

の
 
足
音\

02:08.100 --> 02:14.300
نشستن به امید آرزوهایی که به صدای پای گربه حرکت می‌کنن

02:14.600 --> 02:20.270
Shiranu ma ni shinobi ryōte tsume tateru

02:14.600 --> 02:20.270
知
ら
ぬ
 
間
 
に
　
忍
び
 
両
手
 
爪
 
た
て
る

02:14.600 --> 02:20.270
کاری احمقانه‌ست، چون دور از نظر تو بهت نزدیک میشه چنگ می‌اندازه

02:20.900 --> 02:25.600
Tesaguri de susumu keredo

02:20.900 --> 02:25.600
手
探
り
 
で
 
進
む
 
け
れ
ど


02:20.900 --> 02:25.600
من با چشم‌های بسته به جستجو ادامه میدم

02:26.000 --> 02:31.400
Seikai mo machigai mo ima wa wakaranai

02:26.000 --> 02:31.400
正
解
 
も
 
間
違
い
 
も
　
今
 
は
 
分
か
ら
な
い

02:26.000 --> 02:31.400
.درحالی که هنوز فرق خوب و بد رو نمی‌دونم

02:32.000 --> 02:38.500
Zankoku na sentaku shika nai to shitte mo

02:32.000 --> 02:38.500
残
酷
 
な
 
選
択
 
し
か 

無
い
 
と
 
知
っ
て
 
も

02:32.000 --> 02:38.500
حتی اگه بهم بگن که پیشروی من جز گزینه‌های غیرمنصفانه چیزی نیست

02:38.600 --> 02:43.900
Sore ga kimi no tame nara ba seou

02:38.600 --> 02:43.900
そ
れ
 
が
 
君
 
の
 
た
め
 な
ら
 
ば
 
 背
負
う

02:38.600 --> 02:43.900
من اگه برای تو باشه این سختی‌ها رو به جون می‌خرم

02:44.100 --> 02:50.400
Yokubō no mama awasete Ugatsu iwa no ne

02:44.100 --> 02:50.400
欲
望
 
の
 
ま
ま
 
合
わ
せ
て
 
穿
つ
岩
 
の

根

02:44.100 --> 02:50.400
خواسته دورنی‌م بهم میگه که باید با مانعی که سر راهم قرار گرفته روبرو بشم

02:50.400 --> 02:57.100
立
ち
向
か
う
,

こ
れ

か
ら

は

二
人

で

一
つ

02:50.400 --> 02:57.100
.از حالا به بعد ما دو نفر، یکی هستیم

02:50.500 --> 02:57.100
tachimukau, Kore kara wa futari de hitotsu

02:52.000 --> 02:54.000
<b></b>

02:57.100 --> 02:57.100


02:57.100 --> 02:57.100


02:57.100 --> 02:57.100


03:12.200 --> 03:15.410
<b>الهی بترکی. کی فقط دو هزار ین تو کیفش داره؟</b>

03:15.410 --> 03:20.080
<b>فکر نمی‌کنی کسی که این کیف رو انداخته هم توی این کوه‌ها دنبال سکه باشه؟</b>

03:20.080 --> 03:24.290
<b>.بندازش دور. بی‌خودی ذهن خودت رو مشغول نکن</b>

03:24.290 --> 03:28.120
<b>.ما دنبال شکار بزرگ‌تری هستیم</b>

03:28.120 --> 03:30.500
<b>چی؟</b>

03:30.500 --> 03:34.700
<b>.از کی تا حالا تو به من دستور میدی؟ می‌کشمت‌ ها</b>

03:36.250 --> 03:38.620
<b>.سوبارو، کافیه</b>

03:45.330 --> 03:49.410
<b>.من که حوصله‌م سر رفت. میرم خونه</b>

03:49.410 --> 03:52.620
<b>.از دستش ناراحت نشو. هنوز یه بچه‌ست</b>

03:52.620 --> 03:54.250
<b>.می‌دونم</b>

03:54.250 --> 04:01.450
<b>.نمی‌تونیم بدون کمک سوبارو هدف‌مون رو به سرانجام برسونیم</b>

04:05.910 --> 04:09.200
<b>.اینجا هم نیست. شاید جلوتر باشه</b>

04:09.200 --> 04:10.870
<b>.آره</b>

04:13.290 --> 04:15.080
<b>.ببین شوایچی-کون</b>

04:15.080 --> 04:19.620
<b>گفتی که توی این کوهستان آدم‌های خطرناک هم هستن، مگه نه؟</b>

04:19.620 --> 04:22.830
<b>تا حالا با اون آدم‌ها روبرو شدی؟</b>

04:29.450 --> 04:30.500
<b>.آره</b>

04:30.500 --> 04:34.450
<b>!پس دیدی‌شون؟ حالا اگه یکهو پیداشون بشه، چکار کنیم؟ به منم بگو</b>

04:34.450 --> 04:36.000
<b>...راستش، من هنوز</b>

04:36.000 --> 04:37.830
<b>.کشتمش</b>

04:43.080 --> 04:44.370
<b>چی؟</b>

04:45.620 --> 04:48.910
<b>،روزی که برای اولین بار به آپارتمان کلیر رفته بودم</b>

04:48.910 --> 04:51.580
<b>،یه دختر بی‌هوا به‌ ما حمله کرد</b>

04:51.580 --> 04:55.000
<b>...ما با همدیگه مبارزه کردیم و</b>

04:56.620 --> 04:58.160
<b>.دروغ میگی</b>

04:58.160 --> 05:03.660
<b>...تو... تو کسی نیستی که آدم بکشه</b>

05:03.660 --> 05:06.540
<b>آها! کار اون دختر بوده، درسته؟</b>

05:06.540 --> 05:09.750
<b>...مثله الان که من داخل تو ام، اون هم داخلت بوده و</b>

05:09.750 --> 05:14.120
<b>.نه، من کسی بودم که اون دختر رو کشتم</b>

05:14.120 --> 05:21.290
<b>.اون لحظه من جلوی کلیر رو نگرفتم. با اینکه می‌دونستم کلیر قراره چکار کنه</b>

05:27.290 --> 05:28.830
<b>چی شده؟</b>

05:28.830 --> 05:30.830
<b><i>...این بو</i></b>

05:32.160 --> 05:36.540
<b><i>یک نفر نیست، دو نفر ان؟ سه تا؟</i></b>

05:36.540 --> 05:42.040
<b><i>.نکنه، این‌ها همون دوست‌های خواهر کلیر‌ اند، که درموردشون می‌گفت</i></b>

05:42.040 --> 05:43.950
<b><i>،از روی بوشون هم میشه گفت</i></b>

05:43.950 --> 05:46.700
<b><i>!که سطح‌شون از ما خیلی بالاتره</i></b>

05:48.750 --> 05:52.370
<b><i>.قدر‌ت‌شون به اون حد زیاده... که از ناامیدی نمی‌تونی کاری بکنی</i></b>

05:54.250 --> 05:58.620
<b>.بوی کیف من... داره از طرف اون آدم‌ها میاد</b>

06:00.620 --> 06:05.410
<b>.چکار کنیم؟ اون تو کارت شناسایی منم هست</b>

06:05.410 --> 06:08.580
<b>اگه پاشون به خونه‌م برسه چی؟</b>

06:08.580 --> 06:14.790
<b>چیزه شوایچی-کون... این آدم‌ها که .... آدم بد نیستن؟</b>

06:16.160 --> 06:22.450
<b><i>،این قدرت... اگه دوست‌های اون دختر باشن که
...تنها یه حرکت اشتباه کافیه تا</i></b>

06:23.290 --> 06:29.700
<b>ببین، بهتر نیست به بابا و مامانم بگم که فرار کنن؟</b>

06:29.700 --> 06:31.750
<b>!یا دارم زیادی فکر می‌کنم؟</b>

06:34.250 --> 06:36.750
<b>.بریم دنبالشون</b>

06:36.750 --> 06:40.790
<b>...آخه چطور می‌تونیم؟ اگه ما رو بگیرن</b>

06:40.790 --> 06:47.080
<b>.مشکلی نیست. من حتماً در اون صورت نجاتت میدم</b>

06:50.540 --> 06:53.750
<b>.شرمنده، صحبت‌مون به درازا کشید</b>

06:53.750 --> 07:00.660
<b>.ولی پیمان بسته شد
.از حالا به بعد این دختر، کلیر، یکی از ماست</b>

07:00.660 --> 07:02.000
<b>.از همکاری با شما خوشحالم</b>

07:02.000 --> 07:05.660
<b>.پس پیمان بستی؟ خب حالا دیگه میشه با خیال راحت باهات صحبت کرد</b>

07:05.660 --> 07:09.540
<b>.من موراکامی یوتا ام
!۱۹سالمه و بی‌کار و بی‌عار</b>

07:09.540 --> 07:12.040
<b>....سرگرمی‌م موسیقی‌ـه و در حال حاضر دنبال دوست‌دختـ</b>

07:12.040 --> 07:14.580
<b>شوایچی کوش؟</b>

07:16.040 --> 07:19.540
<b>...دوست تو با دختر کلاه به سر، یوشیوکا، با هم دیگه یه جایی رفتن</b>

07:19.540 --> 07:22.250
<b>.و هنوز بر نگشتن</b>

07:22.250 --> 07:25.830
<b>خب چرا؟ یعنی همدیگه رو می‌شناختن؟</b>

07:25.830 --> 07:27.290
<b>.فک نمی‌کنم</b>

07:27.290 --> 07:30.580
<b>.شرمنده. باید جلوشون رو می‌گرفتم</b>

07:30.580 --> 07:35.370
<b>.ولی چون گفتن زودی بر می‌گردن، فک کردم میرن یه قدمی بزنن</b>

07:35.370 --> 07:38.700
<b>...اون دختر احمق! دیگه برام مهم نیست چی سرش میاد -</b>

07:38.700 --> 07:41.700
<b>...هوی، تو -
...اون دختر احمق! دیگه برام مهم نیست چی سرش میاد -</b>

07:41.700 --> 07:45.040
<b>می‌دونی شوایچیِ من کجاس؟</b>

07:48.830 --> 07:54.950
<b>.چقد باحال. اینکه می‌تونی فیلم هم ضبط کنی، پس جدی جدی یه دوربینی</b>

07:54.950 --> 07:56.700
<b>برای یه چشم‌چرون چی از این بهتر؟</b>

07:56.700 --> 08:00.500
<b>!نخیر! من فقط از فیلم ساختم خوشم میاد
...و دلیل اینکه رفتم دنبال‌شون این بود که</b>

08:00.500 --> 08:06.040
<b>.برام مهم نیست که چرا رفتی دنبال‌شون
.فقط می‌خوام بدونم شوایچی کجاست</b>

08:06.040 --> 08:08.040
<b>.باقی‌ش رو نشونم بده</b>

08:15.370 --> 08:20.830
<b>.همون‌جا بود که ضبط کردن رو پایان دادم
.و بعد از اون هم گم‌شون کردم</b>

08:20.830 --> 08:22.910
<b>.آها</b>

08:22.910 --> 08:27.160
<b>.شرمنده. من باید برم دنبال شوایچی</b>

08:27.160 --> 08:28.830
<b>.صب کن</b>

08:28.830 --> 08:33.830
<b>اونا هنوز برنگشتن و الان یک ساعتی میشه ازشون خبری نیست. که یعنی</b>

08:33.830 --> 08:37.660
<b>.احتمال اینکه توی دردسر افتاده باشن زیاده</b>

08:37.660 --> 08:41.080
<b>.مطمئناً اونقدر زرنگ هستی که اینو خودت فهمیده باشی</b>

08:41.080 --> 08:45.200
<b>.خب که چی؟ نخواستم مصدع اوقات شده باشم</b>

08:45.200 --> 08:48.750
<b>.منو باش فکر می‌کردم با ادب‌تر باشی</b>

08:48.750 --> 08:53.500
<b>.ولی خوشم اومد که دوست‌هات رو به حال خودشون رها نمی‌کنی</b>

08:53.500 --> 08:55.250
<b>.همراهت میایم</b>

08:55.250 --> 09:01.000
<b>.ولی محض اطلاعت ما تو جمع‌مون جنگجو بالفطره زیاد نداریم</b>

09:01.000 --> 09:07.160
<b>ولی خب یکی رو داریم. یوتا زحمت‌شو می‌کشی؟</b>

09:07.160 --> 09:08.040
<b>.حله آبجی</b>

09:08.040 --> 09:09.410
<b>ها؟</b>

09:09.410 --> 09:12.910
<b>مگه تو یه ایکبیری زشت نیستی که به پسر دخترکش تبدیل میشه؟</b>

09:12.910 --> 09:14.580
<b>به کی میگی ایکبیری؟</b>

09:14.580 --> 09:16.410
<b>...آخه اون دختر گفت</b>

09:16.410 --> 09:21.410
<b>.بهت که گفتم. ما درمورد هم‌پیمان‌هامون به غریبه‌ها چیزی نمی‌گیم</b>

09:21.410 --> 09:25.950
<b>.بازم میگم، سپردمش به شما
.این مشکل ما هم حساب میشه</b>

09:25.950 --> 09:31.950
<b>.یوشیوکا یکی از ماست
.تو هم همینطور کلیر</b>

09:35.160 --> 09:38.700
<b><i>.اون زمان هم همین‌طوری شد
.ضعفِ من باعث مرگ او شد</i></b>

09:39.950 --> 09:43.330
<b><i>.به اون حد ترسیده بودم،  که فقط به فکر نجات خودم بودم</i></b>

09:44.410 --> 09:47.790
<b><i>.ولی دیگه فرار نمی‌کنم</i></b>

09:47.790 --> 09:50.950
<b><i>.مهم نیست که حریف‌م کی باشه، یا چه اتفاقی بیافته</i></b>

09:53.250 --> 09:56.160
<b><i>.بو‌ها به دو مسیر تقسیم شدن</i></b>

09:56.410 --> 10:00.620
<b><i>!اونی که کیف همراه‌شه، تنهاست</i></b>

10:00.620 --> 10:02.790
<b>.شاید بشه یه کاریش کرد</b>

10:02.790 --> 10:05.200
<b>چی رو؟</b>

10:05.200 --> 10:06.830
<b>از من چیزی خواستی؟</b>

10:08.120 --> 10:11.040
<b><i>یه بچه؟ از کی تا حالا اونجا بوده؟</i></b>

10:11.040 --> 10:16.580
<b>اوی، تو الان با دیدن من گفتی بچه‌ام و خواستی منو مسخره کنی؟</b>

10:16.580 --> 10:19.830
<b>...ببین... من دنبال کیفم می‌گردم</b>

10:19.830 --> 10:22.160
<b>.رفتی رو مخم</b>

10:25.750 --> 10:27.700
<b>.تو که مگسی بیش نیستی</b>

10:29.790 --> 10:31.000
<b>ها ـ ـ</b>

10:37.120 --> 10:38.500
<b>.بمیر</b>

10:39.410 --> 10:45.540
<b><i>.مهم نیست که حریف‌م کی باشه، یا چه اتفاقی بیافته</i></b>

10:49.200 --> 10:55.620
<b><i>...من قول دادم... که نجاتت بدم</i></b>

10:57.450 --> 11:01.000
<b>.آقا، ننه. دیگه کافیه</b>

11:05.410 --> 11:07.660
<b>!خرد و خاکشیر شد</b>

11:15.500 --> 11:18.200
<b>هی، می‌خوای با من قرار بزاری؟</b>

11:18.200 --> 11:19.660
<b>.گمشو بابا</b>

11:19.660 --> 11:22.790
<b>!کلیرجون تو همونی که می‌خواستم</b>

11:22.790 --> 11:26.330
<b>.کی گفت بهم بگی کلیرجون؟ حالم رو بهم میزنی. برو خودت رو بکش</b>

11:26.330 --> 11:30.500
<b>و آره، این ظاهر اصلی توئه؟</b>

11:30.500 --> 11:35.120
<b>چرا از همون اول که مارو دیدی، صورتت رو مخفی نکردی؟</b>

11:36.250 --> 11:40.040
<b>.خب دلیلی برای مخفی کردنش ندارم</b>

11:40.040 --> 11:45.200
<b>.من خانواده یا کسی رو ندارم که بخوام برای صلاح اونا دست به مخفی‌کاری بزنم</b>

11:45.200 --> 11:49.080
<b>.ولی اون اول که دیدمت به نظرم یکمی ترسیده بودی</b>

11:49.080 --> 11:53.450
<b>.من فقط... نگران بودم</b>

11:53.450 --> 11:57.080
<b>.من تنها کسی‌م که بین دوست‌هامون می‌تونه بجنگه</b>

11:57.080 --> 12:03.160
<b>،نگران این بودم که اگه خدایی نکرده تقی به توقی بخوره
 .من تنهایی از پس محافظت کردن از بقیه برمیام یا نه</b>

12:07.330 --> 12:08.910
<b>.محاله</b>

12:10.580 --> 12:13.450
<b>.علی‌رغم ظاهرم من خیلی قوی‌ام</b>

12:13.450 --> 12:15.200
<b>.ولی باز هم نمیشد</b>

12:15.200 --> 12:20.790
<b>تو این کوهستان هیولاهای دیوانه‌وار قدرتمندی وجود داره که از تصورات تو خارجه</b>

12:22.290 --> 12:27.000
<b>.بویی که از تو بلند میشه به اندازه اونا مخوف نیست</b>

12:27.000 --> 12:28.620
<b><i>بو، ها؟</i></b>

12:28.620 --> 12:32.750
<b>خب پس چرا خواستی عضو تیم ضعیفی که ما باشیم بشی؟</b>

12:34.290 --> 12:39.660
<b>.مهم نبود با کی
.شما اتفاقی اولین تیمی بودین که دیدم</b>

12:39.660 --> 12:42.410
<b>.من فقط اطلاعات می‌خواستم</b>

12:42.410 --> 12:46.540
<b>.و تازه کنترل کردن یه مشت دلقک فک نمی‌کنم کار سختی باشه</b>

12:47.620 --> 12:51.370
<b>!آره همینه
!تو اینقدر باحالی که داره باورم میشه ما رو برای هم‌دیگه ساختن</b>

12:51.370 --> 12:53.950
<b>.خفه بابا. بمیر</b>

12:53.950 --> 12:58.160
<b>پس اون یارو که تبدیل به ماسکوت شده بود دوست‌پسرت‌ـه؟</b>

12:58.160 --> 12:59.080
<b>.نه</b>

12:59.080 --> 13:00.500
<b></b>

13:00.500 --> 13:05.410
<b>.اون برای من بیشتر از یه دوست‌پسرـه. نیمه‌ی دیگه‌ی وجود منه</b>

13:10.830 --> 13:14.750
<b>.شوایچی و من، دو نفر ولی یکی هستیم</b>

13:14.750 --> 13:18.160
<b><i>.منتطرم بمون شوایچی. الان میام پیشت</i></b>

13:23.870 --> 13:28.290
<b>.مگس سمج. ارزش زمان هدر دادن هم نداشت</b>

13:32.750 --> 13:35.250
<b><i>،هی شوایچی</i></b>

13:37.370 --> 13:41.700
<b><i>.شاید این ظاهر تو دلیل دیگه‌ای داره که نمی‌دونی</i></b>

13:45.580 --> 13:47.370
<b><i>...فکرش کلافه‌ت می‌کنه</i></b>

13:53.040 --> 13:56.580
<b><i>که چرا ما تا این حد ضعیف‌یم؟</i></b>

13:58.910 --> 14:02.290
<b><i>تو هم کلافه شدی، نه؟</i></b>

14:07.790 --> 14:11.000
<b><i>!چه ایده جالبی</i></b>

14:11.000 --> 14:15.910
<b><i>.اجازه بدی یکی داخلت بشه، تا ضعف و کاستی تو رو جبران کنه</i></b>

14:19.160 --> 14:21.660
<b>این دیگه چیه؟</b>

14:36.080 --> 14:37.660
<b>چی شده؟</b>

14:37.660 --> 14:42.000
<b>.نگران سوبارو ام
.میرم دنبالش</b>

14:42.000 --> 14:47.040
<b>.فک نمی‌کنم کسی این اطراف باشه که بتونه حریف سوبارو بشه</b>

14:47.040 --> 14:52.000
<b>.راس میگی. ولی خب او هنوز یه بچه‌ست</b>

14:56.370 --> 15:00.040
<b>اون فریاد چی بود دیگه؟</b>

15:00.040 --> 15:01.790
<b>.بیا بریم</b>

15:05.000 --> 15:08.950
<b>!شوخی‌ت گرفته؟ چه معرکه</b>

15:08.950 --> 15:11.830
<b>تغییر شکل دادی، نه؟</b>

15:11.830 --> 15:13.450
<b>.ولی هنوز برای من همون مگسی</b>

15:15.330 --> 15:17.540
<b>.خب چه بهتر</b>

15:17.540 --> 15:20.120
<b>.حوصله‌م سر رفته بود</b>

15:21.250 --> 15:22.750
<b>.هم‌بازی‌ت میشم</b>

15:37.200 --> 15:41.000
<b>ای بابا. تو هم مثلِ من از نوع کمیابی؟</b>

15:42.950 --> 15:44.450
<b>...ولی</b>

15:48.500 --> 15:52.080
<b>!من از تو کمیاب‌ترم</b>

15:55.950 --> 15:59.660
<b><i>...خشمم ... داره بیشتر میشه</i></b>

16:00.790 --> 16:06.500
<b><i>.تا حالا از اتفاقی که برام افتاده تا این حد خشمگین نشده بودم</i></b>

16:16.870 --> 16:18.500
<b><i>من؟</i></b>

16:21.790 --> 16:24.580
<b><i>من کی هستم؟</i></b>

16:26.080 --> 16:29.410
<b>من کاگایا شوایچی ام؟</b>

16:29.410 --> 16:33.120
<b>من یوشیوکا چیهیرو ام؟</b>

16:33.120 --> 16:36.870
<b><i>.نه. من هیچ‌کدومشون نیستم</i></b>

16:36.870 --> 16:40.620
<b><i>.ولی همه چیز رو درموردش می‌دونم</i></b>

16:40.620 --> 16:45.500
<b><i>.هر کاری که تا حالا کرده. چه نوع آدمی بوده</i></b>

16:45.500 --> 16:47.120
<b><i>...و برای همین هم</i></b>

16:49.450 --> 16:50.950
<b><i>!باید تقاص پس بده</i></b>

16:53.620 --> 16:58.790
<b><i>...یوشیوکا-سان رو مثلِ یه تیکه آشغال مچاله کرد و دور انداخت</i></b>

17:14.910 --> 17:17.290
<b><i>!و برای همینه که خشمم بالا گرفته</i></b>

17:20.620 --> 17:23.330
<b><i>.یوشیوکا-سان هم همین حس رو داره</i></b>

17:23.330 --> 17:26.580
<b><i>!اون با من مثلِ آشغال رفتار کرد. برای همین ما خشمگین ایم</i></b>

17:28.330 --> 17:29.790
<b><i>...و الان</i></b>

17:39.370 --> 17:42.700
<b><i>!دیگه نمیشه جلوی خشم رو گرفت</i></b>

17:46.750 --> 17:52.160
<b><i>!من این پسر رو می‌خوام بکشم</i></b>

17:53.160 --> 17:56.000
<b>!بمیر</b>

18:00.750 --> 18:02.290
<b>چی؟</b>

18:05.790 --> 18:07.870
<b>...دخالت نکن، النا. این یارو</b>

18:07.870 --> 18:13.160
<b>.سوبارو، تو نقش مهمی برای ایفا کردن داری</b>

18:13.160 --> 18:17.200
<b>.نمی‌خوام که از قدرتت به این شکل استفاده کنی</b>

18:19.540 --> 18:21.250
<b>.باشه بابا</b>

18:35.500 --> 18:38.040
<b><i>.خودشه</i></b>

18:38.040 --> 18:39.620
<b><i>.دشمن منه</i></b>

18:40.410 --> 18:43.000
<b><i>...سعی کرد من و کلیر رو بکشه</i></b>

18:43.700 --> 18:46.330
<b><i>.و منو به هیولا تبدیل کرده</i></b>

18:48.250 --> 18:49.830
<b><i>!باید جلوش رو بگیرم</i></b>

18:51.870 --> 18:57.790
<b><i>من این فرد رو می‌شناسم؟</i></b>

18:57.790 --> 19:00.330
<b><i>...نه</i></b>

19:01.620 --> 19:08.250
<b><i>این... خاطرات شوایچی-کون ـه؟</i></b>

19:14.580 --> 19:18.870
<b><i>!باید شکست‌ش بدم</i></b>

19:18.870 --> 19:22.660
<b><i>!باید این زنِ خبیث رو نابود کنم</i></b>

19:32.750 --> 19:34.250
<b><i>ها؟</i></b>

19:37.040 --> 19:39.290
<b>چرا...؟</b>

19:53.540 --> 19:56.160
<b>.آی، آی<i></i></b>

19:56.160 --> 20:00.450
<b>.آه من خوبم. نیازی نیست بترسی<i></i></b>

20:00.450 --> 20:02.160
<b>.خیلی ممنونم<i></i></b>

20:02.160 --> 20:06.620
<b>شما کسی هستی که این سکه رو پیدا کرده، نه؟<i></i></b>

20:08.750 --> 20:11.330
<b>.یه کسی هست که می‌خوام باهاش باشم</b>

20:11.330 --> 20:14.580
<b>نکنه دارید درمورد او صحبت می‌کنی؟</b>

20:14.580 --> 20:16.790
<b>.درسته</b>

20:16.790 --> 20:22.620
<b>...ولی اگه من باهاش باشم</b>

20:22.620 --> 20:28.580
<b>...من دیگه... نمی‌تونم... یه بار دیگه</b>

20:28.580 --> 20:32.370
<b>پس این مسیری‌ـه که شما انتخاب کردی؟</b>

20:42.620 --> 20:44.250
<b>یه رویا؟</b>

20:44.250 --> 20:50.660
<b>.اولین باره چنین چیزی رو تجربه می‌کنم
بخاطر این کالبده؟</b>

20:50.660 --> 20:52.660
<b>کی می‌دونه از اون موقع</b>

20:52.660 --> 20:56.620
<b>...چه مدت زمانی گذشته</b>

20:56.620 --> 21:02.700
<b>.همون‌طور که فصل‌ها یکی پس از دیگری میان، آدم‌ها هم رفته رفته تغییر می‌کنن</b>

21:02.700 --> 21:10.200
<b>.واقعاً که حیرت‌ برانگیزه
.باید ببینم که تا آخر داستان چطور پیش میره</b>

21:10.200 --> 21:13.250
<b>می‌شناسی‌شون؟</b>

21:13.250 --> 21:14.950
<b>.نه</b>

21:14.950 --> 21:21.410
<b>.اصلاً برام مهم نیست، ولی دیگه نبینم تو کارم دخالت کنی</b>

21:21.410 --> 21:25.330
<b>...چون اگه دوباره ببینم‌شون، حتی اگه تو هم سعی کنی جلوم رو بگیری</b>

21:25.330 --> 21:29.830
<b>.باشه. اگه تونستی امتحان کن</b>

21:29.830 --> 21:31.660
<b>،حتی اگه خودم کشته بشم</b>

21:31.660 --> 21:38.700
<b>.من اجازه ندارم تا این به سرانجام نرسیده، بمیرم...
.اصلا و ابدا</b>

21:39.450 --> 21:42.540
<b>.شرمنده، نفهمیدم چی میگم</b>

21:51.660 --> 21:54.660
<b>این چیه؟</b>

21:54.660 --> 21:57.330
<b>اینجا چه اتفاقی افتاده؟</b>

21:57.830 --> 22:02.450
<b>!اون واستا. ما که هنوز نمی‌دونیم دشمن این اطراف هست یا نه</b>

22:02.450 --> 22:04.160
<b>!شوایچی</b>

22:19.700 --> 22:26.800
Nureta yubi wa tsuyayaka ni sasou

22:19.700 --> 22:26.800
濡
れ
た
 
指
 
は
　
艷
や
か
 
に
 
誘
う

22:19.700 --> 22:26.800
انگشت‌های خیسِ تو منو به سمت تو می‌کشند؛

22:27.000 --> 22:34.000
Nagusamete to tsubuyaita

22:27.000 --> 22:34.000
慰
め
て
 
と
 
呟
い
た

22:27.000 --> 22:34.000
،و زمزمه‌ی "به من آرامش بده" به گوشم می‌رسد

22:34.200 --> 22:49.300
湿
る
 
背
中
　
締
め
付
け
た
 
夜

22:34.200 --> 22:49.300
.در شبی که پشتت رو به من کردی تا چشم‌های نمدارت رو نبینم

22:34.600 --> 22:49.300
Shimeru senaka shimetsuketa yoru

22:50.300 --> 22:57.000
操
ら
れ
た
 
僕
 
の
 
理
性
 
な
ど

22:50.300 --> 22:57.000
من که بر فکر و منطق خودم کنترلی ندارم

22:50.550 --> 22:57.000
Ayatsurareta boku no risei nado

22:57.800 --> 23:04.600
捩
じ
伏
せ
た
 
官
能
 
に
 
這
う
 
君
 
の
 
肌

22:57.800 --> 23:04.600
رفته رفته این هوسِ سرکوب‌شده را به درون قلبم راه می‌دهم

22:57.900 --> 23:04.600
Nejifuseta kannou ni hau kimi no hada

23:05.000 --> 23:11.500
溶
け
る
 
よ
う
 
に
 
求
め
 
繋
い
で

23:05.000 --> 23:11.500
این هوس که دل‌هامون به یک ضرب بتپه  و ما با هم دیگه یکی بشیم

23:05.200 --> 23:11.500
Tokeru you ni motome tsunaide

23:11.600 --> 23:19.680
Sasayaita kimi no koe ni shitagai tsuzukete

23:11.600 --> 23:19.680
囁
い
た

君

の
 
声

に

従
\い

続
け
て

23:11.600 --> 23:19.680
و من بی‌اراده، با شنیدن صدای تو به حرکت در میام

23:20.000 --> 23:26.900
熱
 
を
 
帯
び
た
 
頬
 
を
 
赤
く
 
染
め
て

23:20.000 --> 23:26.900
گونه‌های تو که از گرمای تن‌هامون گل انداخته

23:20.180 --> 23:26.900
Netsu wo obita hoho wo akaku somete

23:27.300 --> 23:31.000
Hanaretakunai no to

23:27.300 --> 23:31.000
離
れ
た
く
な
い

の

と

23:27.300 --> 23:31.000
...به زبون بی‌زبونی به من میگن که دوست نداری حتی یه لحظه از من جدا باشی

23:31.000 --> 23:33.000


23:31.000 --> 23:41.000
<b>Mikazuki</b>

23:31.000 --> 23:41.000
<b>: مترجم</b>

23:31.000 --> 23:41.000
<b>کاری از تیم ترجمه تخصصی انیمه لیست 
 AnimDL.ir | @Animelist-ir</b>

23:33.000 --> 23:35.000


23:35.000 --> 23:37.000


23:44.410 --> 23:46.910
:قسمت۸
سایه‌های خاطرات

23:46.910 --> 23:48.910
<b></b>

23:47.000 --> 23:49.000
<b></b>

23:48.910 --> 23:50.910
<b></b>
