WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
‫ مترجمین: mmli_sm و PulSeDeaD

00:00.000 --> 00:10.000
کاری از تیم ترجمه انیمه لیست
‫AnimDL.ir | @AnimeList_ir

00:13.030 --> 00:18.870
‫اوساماکه: جایی که دوست دوران بچگی، نمیبازه


01:29.980 --> 01:34.990
‫سی و هفتمین جشنواره فرهنگی دبیرستان
‫هوزومینو

01:45.210 --> 01:48.000
‫هی. آماده ای؟

01:48.000 --> 01:49.070
‫آره.

01:53.790 --> 01:54.540
جدی؟

01:56.340 --> 01:58.500
‫مارو-کون، من نگرانم.

01:59.320 --> 02:00.980
‫نگران چی؟

02:00.980 --> 02:05.930
‫نگرانم که اتفاقی که امروز قراره
‫سرت بیاد، به قدری بهت شوک وارد کنه، که اشکت در بیاد.

02:06.290 --> 02:09.160
‫منم میتونم چنین چیزی رو در مورد
‫تو بگم، سنپای.

02:14.000 --> 02:14.870
‫راستش رو بخوای...

02:15.380 --> 02:20.830
‫اولش فکر میکردم این انتقامی که
‫میخوای بگیری، خیلی احمقانه باشه.

02:20.830 --> 02:21.570
‫هی!

02:22.350 --> 02:24.400
‫منظورم اینه که، کاری که اون کرد
‫واقعا توجیهی داره؟

02:25.690 --> 02:27.510
‫الان داری این رو میپرسی؟!

02:28.760 --> 02:32.380
‫ولی خب از طرف دیگه، وقتی پای عشق اول
‫به میون میاد، کاری از دستت بر نمیاد.

02:32.860 --> 02:36.390
‫این یه نفرینه، واسه همین انتقام گرفتن
‫منطقی بنظر میرسه.

02:36.860 --> 02:38.230
‫پس واسه همین بهتره که برنده بشی.

02:38.230 --> 02:40.350
‫معلومه، خودت هم میدونی که میشم!

02:47.330 --> 02:50.070
‫تا وقتی که نوبتمون بشه، وقت آزاد
‫زیادی داریم، واسه همین...

02:50.070 --> 02:54.080
‫جدی؟ مگه کوری نمیبینی که فقط
‫پنج تا سفارش گرفتیم؟

02:54.080 --> 02:56.220
‫د-داشتم به همین موضوع رسیدگی
‫میکردم!

02:56.970 --> 02:58.890
‫خب؟ تیپم چطوره؟

02:59.430 --> 03:01.560
‫راستش رو بگم؟ خیلی خوشگل شدی.

03:01.560 --> 03:04.540
‫یه کاری میکنی که سرخ بشم و 
‫بی اختیار این کار رو بکنم.

03:04.540 --> 03:05.380
‫خدایا!

03:07.100 --> 03:08.680
‫مارو...

03:08.920 --> 03:14.130
‫گناهکار!

03:13.020 --> 03:14.640
‫مارو، سعی کن درک کنی!

03:14.640 --> 03:16.890
‫این باعث میشه که قلب گودو،
‫خیلی بیشتر از تو بشکنه!

03:19.020 --> 03:20.200
‫آخ...

03:26.300 --> 03:28.260
‫گروه کاچی هنوز نرسیده.

03:28.680 --> 03:32.340
‫این حرف دیگه از کجا اومد؟! من نه دنبال
‫کاچی بودم، نه چیزی!

03:32.340 --> 03:33.490
‫جدی؟

03:33.860 --> 03:37.110
‫بگذریم، یکی اومده تو رو ببینه.

03:45.110 --> 03:46.180
اون کیه؟

03:51.160 --> 03:52.000
‫اوم...

03:52.320 --> 03:53.700
‫شما کی هستین؟

03:54.360 --> 03:56.180
‫سو-چان، مدتی میشد که ندیده بودمت.

03:56.490 --> 03:58.050
‫سو-چان؟

03:58.750 --> 04:01.890
‫وایسا ببینم، تو...شیرویی؟!

04:02.310 --> 04:05.830
‫آره. خوشحالم که فهمیدی.

04:06.210 --> 04:08.540
‫وای، شیرو، واقعا خودتی؟

04:08.540 --> 04:11.550
‫خیلی وقت بود که ندیده بودمت! 
‫چه خبر؟

04:11.550 --> 04:12.410
‫صبر کن!

04:13.120 --> 04:16.260
‫نزدیکتر... نیا.

04:16.260 --> 04:18.310
‫چی؟ اوه، شرمنده.

04:18.850 --> 04:21.650
‫شیرو، خیلی خوشحالم که اومدی.

04:21.840 --> 04:23.140
‫خیالم راحت شد.

04:23.540 --> 04:25.740
‫فکر میکردم که ناراحت میشی.

04:25.970 --> 04:27.840
‫معلومه که نه!

04:27.840 --> 04:30.170
‫خب، تو بازیگری رو رها کردی،

04:30.170 --> 04:32.130
‫و دیگه به ملاقاتم نیومدی.

04:33.210 --> 04:37.510
‫واسه همین فکر کردم که یا من رو فراموش کردی
‫یا دیگه از من خوشت نمیاد.

04:37.510 --> 04:41.090
‫اوه... نه اینطور نیست. کلی اتفاق واسم
‫افتاد.

04:41.460 --> 04:46.150
‫متاسفم. میدونم که بهت قول دادم 
‫که توی یکی از داستان هایی که مینویسی بازی کنم.

04:49.190 --> 04:50.340
‫شیرو؟

04:53.490 --> 04:55.300
‫تو یادت مونده.

04:55.660 --> 04:56.300
‫ها؟

04:56.300 --> 04:58.290
‫هیچی... فراموش کن.

04:58.700 --> 05:02.040
‫تو چه کار میکنی؟ میری مدرسه؟

05:02.040 --> 05:06.510
‫آره. مدتی بعد از رفتنت شروع کردم
‫که دوباره به مدرسه برم.

05:06.510 --> 05:08.780
‫جدی؟ خوشحال شدم شنیدم.

05:09.560 --> 05:13.170
‫تصمیم گرفتم که تا وقتی که دوباره
‫تو رو ببینم، آدم قوی‌تری بشم.

05:13.500 --> 05:16.830
‫به طوری که، اونقدر توی مدرسه و ورزش 
‫سخت تلاش کنم، که از شر همه ضعف هام خلاص بشم.

05:16.830 --> 05:20.520
‫ولی کاری که بیشترین تلاشم رو براش کردم،
‫داستان نویسی بود.

05:20.520 --> 05:22.740
‫و بالاخره سال گذشته، با اون کار بود
‫که شناخته شدم.

05:23.000 --> 05:25.590
‫چی؟ کارت رو با رمان نویسی شروع کردی؟

05:25.910 --> 05:27.600
‫آره، یه همچین چیزی.

05:27.600 --> 05:29.130
‫عالیه!

05:29.130 --> 05:30.200
‫ممنون.

05:31.670 --> 05:34.390
‫توی این همه مدت، فقط میخواستم
‫که به سطح تو برسم.

05:34.740 --> 05:37.260
‫میخواستم شهرت تو رو بدست بیارم.

05:37.940 --> 05:41.310
‫خیلی سخت تلاش کردم و همه جور تحقیقی
‫کردم، تا تو بهم بگی که من خیلی ماهرم.

05:41.560 --> 05:43.170
‫ماهر؟

05:51.520 --> 05:52.680
‫کاچی؟!

05:53.100 --> 05:54.330
‫درسته.

05:55.500 --> 05:57.310
‫من شیروئم.

05:57.310 --> 06:01.730
‫وقتی که پدرم من رو "شیرو" صدا زد،
‫تو به اشتباه فکر کردی که اون اسممه.

06:01.730 --> 06:02.410
‫اوه...

06:02.960 --> 06:05.240
‫توی اون همه مدت، دلم خیلی 
‫میخواست که ببینمت...

06:05.600 --> 06:07.490
‫ولی قبلا تو رو دیده بودم.

06:08.560 --> 06:11.650
‫سو-چان، من جایزه آکوتامی رو برنده شدم.

06:11.650 --> 06:15.550
‫الان به قدری کارم تو نوشتن داستان خوبه
‫که میتونی توش بازی کنی!

06:16.570 --> 06:19.380
‫خب؟ تو هم فکر میکنی که من الان ماهرم؟

06:19.870 --> 06:23.240
‫خیلی تلاش کردم، چون وقتی فکر میکردی 
‫که من یه پسرم، خیلی آزارم میداد.

06:23.770 --> 06:26.750
‫الان حتی دارن عکس هام رو توی
‫روزنامه ها پخش میکنن.

06:27.110 --> 06:28.070
‫میدونستی؟

06:29.030 --> 06:31.270
‫آره... معلومه.

06:31.970 --> 06:32.990
‫ولی...

06:46.050 --> 06:48.540
‫من خیلی غمگین و آزرده بودم...

06:49.640 --> 06:52.630
‫متاسفم! من اصلا خبر نداشتم!

06:52.630 --> 06:56.040
‫طوری نیست. تو قولی رو که دادی
‫یادت نرفته.

06:56.040 --> 06:57.150
‫کاچی...

06:57.150 --> 06:58.000
‫سو-چان...

06:58.460 --> 07:00.790
‫میشه دوباره بهت بگم "سو-چان"؟

07:00.790 --> 07:02.420
‫اوه...م-معلومه...

07:02.420 --> 07:05.450
‫میشه ازت بخواه که من رو 
‫"شیرو" صدا نزنی؟

07:05.450 --> 07:07.690
‫حالا که میدونی من دخترم و اینا.

07:07.690 --> 07:09.530
‫ب-باشه. چی باید صدات کنم؟

07:10.670 --> 07:11.780
‫شیرو.

07:12.190 --> 07:12.740
‫ها؟

07:12.930 --> 07:18.090
‫همیشه وقتی که شیدا-سان رو "کورو"
‫صدای میکردی، دیوونم میکرد.

07:18.090 --> 07:21.300
‫اگه اون کوروئه، پس من میخوام شیرو باشم.

07:21.570 --> 07:24.300
‫باشه. فهمیدم. از این به بعد
‫"شیرو" صدات میزنم.

07:24.300 --> 07:26.000
‫باشه، سو-چان.

07:26.000 --> 07:27.420
‫ولی صبر کن، کاچی...

07:27.420 --> 07:28.560
‫شیرو!

07:28.560 --> 07:29.700
‫اوه، ببخشید.

07:30.020 --> 07:33.840
‫شیرو، چی باعث شد که الان بیای و
‫این چیز ها رو بگی؟

07:34.270 --> 07:37.550
‫اون روزی رو یادته که بهم گفتی
‫که چرا با بازیگر کودک بودن، خداحافظی کردی؟

07:37.550 --> 07:38.180
‫آره.

07:38.670 --> 07:41.750
‫اصلا خبر نداشتم که چنین اتفاق بدی
‫برات افتاده بود.

07:42.720 --> 07:46.860
‫و با این حال، توی دلم هنوز 
‫تو رو مقصر میدونستم.

07:47.170 --> 07:49.620
‫متوجه شدم که اشتباه از من بوده.

07:49.620 --> 07:52.060
‫واسه همین تصمیم گرفتم که خودم بهت بگم.

07:52.870 --> 07:56.150
‫بعدش هم، امروز روزیه که تو دوباره
‫به صحنه نمایش برمیگردی.

07:56.150 --> 07:57.870
‫آره، همینطوره.

07:58.350 --> 08:00.020
‫منتظر دیدن من باش.

08:00.020 --> 08:03.740
‫بازی من و نمایشنامه ای که تو نوشتی،
‫قراره به همدیگه برسن!

08:04.190 --> 08:06.570
‫مشکلی پیش نمیاد! مطمئنم!

08:07.210 --> 08:08.530
‫میخواستم که...

08:09.160 --> 08:11.380
‫این رو خیلی وقت پیش از دهن خودت بشنوم.

08:22.950 --> 08:26.140
‫حس میکردم که اون بچه توی عکس تو باشی
‫کاچی-سان.

08:26.750 --> 08:30.620
‫قراره از این به بعد من رو
‫"شیرو" صدا کنه.

08:30.880 --> 08:33.740
‫این به معنی برد یا باخت برای هیچکس نیست.

08:33.740 --> 08:37.320
‫اگه فکر میکنی که یعنی تو بردی،
‫آدم کوته نظری هستی.

08:38.830 --> 08:41.580
<b><i>‫گربه تابی نارنجی دربرابر سگ شیبا اینو</i></b>

08:43.460 --> 08:46.280
‫هیچوقت فکرش رو نمیکردم که کاچی
‫شیرو باشه.

08:46.750 --> 08:48.630
‫هی، هارو!

08:48.630 --> 08:50.820
‫اگه وقت برای هدر کردن داری، میخوای
‫دور جشنواره یه قدمی بزنیم؟

08:50.820 --> 08:52.370
‫به گوشت خورد، مگه نه؟

08:52.370 --> 08:53.770
‫منظورت چیه؟

08:53.770 --> 08:55.060
‫میدونی منظورم چیه.

08:55.450 --> 08:58.550
‫پس من "کورو" میشم و کاچی-سان، "شیرو"؟

08:58.880 --> 09:01.270
‫باعث میشه که بنظر بیاد من تو سایه ام.

09:01.460 --> 09:03.280
‫وایسا ببینم، تو که حسودیت نمیشه، میشه؟

09:03.280 --> 09:05.430
‫چی...معلومه که نه!

09:05.430 --> 09:08.610
‫اساسا اون کسی که درحال حاضر با تو 
‫قرار میذاره، منم.

09:08.610 --> 09:10.890
‫حتی به اون بازنده به دید به رقیب نگاه نمیکنم.

09:11.280 --> 09:13.520
‫اصلا از شیرو خوشت نمیاد، آره؟

09:13.570 --> 09:18.160
<b>‫شیرو...</b>

09:14.360 --> 09:17.720
‫دقیقا نمیدونم که چرا از اسمش
‫خوشم نمیاد!

09:18.370 --> 09:19.790
‫به چی میخندی؟!

09:20.030 --> 09:25.670
‫داشتم به این فکر میکردم که من تنها کسی هستم
‫که تاحالا اینجوری سرش داد زدی.

09:26.040 --> 09:28.340
‫پس تو اینطوری درخواست توجه میکنی، آره؟

09:29.740 --> 09:30.900
‫چی؟ وایسا!

09:30.900 --> 09:32.210
‫نزدیکم نیا!

09:33.340 --> 09:34.880
‫این حرف رو به من میزنی؟

09:35.380 --> 09:39.260
‫تویی که همیشه حرفای خیلی خیلی
‫خجالت آور تری میزنی!

09:39.260 --> 09:41.900
‫بهت گفته بودم، نمیتونم تحمل کنم که 
‫کسی بهم سر کوفت بزنه.

09:41.900 --> 09:43.730
‫از لحاظ روحی آماده نیستم.

09:43.730 --> 09:46.960
‫مطمئن نیستم که تو اون زبردستی و خونسردی رو
‫برای اینکه مثل یه خواهر بزرگتر باشی، داشته باشی.

09:46.960 --> 09:48.850
‫خفه شو! خفه شو!

09:49.450 --> 09:53.190
‫باشه ببخشید. دیگه چیزی نمیگم که تو
‫رو دست پاچه کنه.

09:54.690 --> 09:57.680
‫ولی وقتی که تنهاییم...میتونی.

09:57.680 --> 09:58.830
‫خودت هم میدونی که چی میخوای؟

09:58.820 --> 10:01.780
‫سی و هفتمین جشنواره فرهنگی دبیرستان
‫هوزومینو

09:58.830 --> 10:00.490
‫جفتش رو!

10:10.670 --> 10:13.630
<b>‫نودل اودون</b>

10:14.990 --> 10:17.000
‫داره نوبت مراسم اختتامیه میرسه.

10:17.350 --> 10:18.130
‫آره.

10:19.780 --> 10:21.050
‫تقریبا وقتشه.

10:21.320 --> 10:22.060
‫آره.

10:23.100 --> 10:27.160
‫نمیدونم که بعد از این، برای
‫انتقام میخوای چه کار کنی...

10:27.160 --> 10:29.560
‫ولی میخوام این رو بدونی.

10:29.860 --> 10:33.430
‫من مخالف ایده بازیگری دوباره تو بودم.

10:33.430 --> 10:36.400
‫ولی اگه دلت روشنه و مایلی که
‫انجامش بدی،

10:36.400 --> 10:37.440
‫میخوام حمایتت کنم.

10:37.740 --> 10:40.530
‫ازت می‌خوام بدون این‌که نگران چیزی باشی هر کاری که می‌خوای انجام بدی.

10:41.360 --> 10:42.330
‫کورو...

10:46.860 --> 10:47.630
‫هارو...

10:53.360 --> 10:56.110
‫رابطه‌ی ما، الان از اول تنظیم شده.

10:56.110 --> 10:59.120
‫از الان هر کاری که می‌کنی به من ربطی نداره.

11:01.960 --> 11:05.820
‫حتی اگه از کاچی-سان بخوای باهات قرار بذاره، بهم ربطی نداره.

11:10.990 --> 11:14.070
‫چرا داری مجبورم می‌کنی که همه اینا رو تحمل کنم؟

11:15.990 --> 11:18.530
‫حتی اگه برات مثل خواهر بزرگترم...

11:19.690 --> 11:20.320
‫متاسفم!

11:20.980 --> 11:21.960
‫کورو!

11:27.310 --> 11:29.280
من تماشات میکنم، باشه؟

11:39.080 --> 11:40.140
‫متاسفم.

11:40.970 --> 11:45.970
‫‫اوساماکه: کمدی رمانتیکی که دوست دوران بچگی نمی‌بازه

11:40.970 --> 11:45.970
<b>‫\h قسمت سوم 
‫من انتقامم رو گرفتم.</b>

11:45.970 --> 11:50.930
<b>‫محل برگزاری جشنواره‌ی اعتراف</b>

11:47.160 --> 11:48.750
‫عضله‌ای!

11:48.750 --> 11:50.690
‫تو خیلی بزرگی! بزرگی!

11:51.090 --> 11:53.390
‫نفر بعدی هاگیوارا ریو-کونه!

11:54.330 --> 11:58.680
‫من برنامه‌ریزی کرده بودم که اگه امسال، برنده مسابقه تنیس بین مدرسه ای بشم
‫اعتراف کنم.

11:59.770 --> 12:01.650
‫اما نکردم!

12:04.240 --> 12:06.570
‫از کلاس ۳-سی مومویاما-کون!

12:07.020 --> 12:08.620
‫خب. شروع کن.

12:09.830 --> 12:11.990
‫یکی هست که دوسش دارم.

12:14.330 --> 12:16.710
‫تاکه‌ناکا کانائه-سان!

12:17.190 --> 12:20.660
‫از وقتی که با هم تو کمیته‌ی جشنواره‌ی ورزشی کار می‌کردیم...

12:21.710 --> 12:24.390
‫من دوستت داشتم!

12:26.510 --> 12:29.310
‫لطفا باهام قرار بذار!

12:30.760 --> 12:32.420
‫گناهکار!

12:30.760 --> 12:32.970
‫تاکه‌ناکا! تاکه‌ناکا!

12:30.760 --> 12:33.020
‫برو! برو!

12:34.320 --> 12:35.930
‫باعث افتخار منه!

12:44.820 --> 12:46.280
<b>‫تقریبا وقتشه.</b>

12:44.820 --> 12:46.280
<b>‫ممنونم.</b>

12:46.490 --> 12:48.210
‫انگاری وقتش فرا رسیده.

12:48.210 --> 12:49.890
‫خب؟ فکر می‌کنی میتونی ببری؟

12:50.900 --> 12:55.290
‫از بچگی همیشه قبل از بازیگری، خودم رو تغییر می‌دادم.

12:56.140 --> 12:57.870
‫وقتی اون تغییر انجام بشه،

12:58.190 --> 13:00.240
‫می‌تونم یه قهرمان یا هر چیز دیگه ای که می‌خوام بشم.

13:01.220 --> 13:03.260
‫حالا، بیاید با ورودش به صحنه بهش خوش‌آمد بگیم!

13:06.500 --> 13:09.960
‫همون‌طور که همتون میدونید، آخرین شرکت کننده‌ی ما...

13:10.190 --> 13:11.970
‫آبه میتسورو-کونه!

13:13.720 --> 13:16.140
‫سلام، من آبه میتسورو هستم.

13:16.750 --> 13:20.750
‫من اینجام تا احساساتم درباره‌ی یه خانم جوان و خاص رو
‫باهاتون به اشتراک بزارم.

13:21.110 --> 13:22.880
‫اما من تو صحبت کردن خوب نیستم،

13:23.320 --> 13:25.860
‫پس، دوست دارم که با موسیقی و رقص بهش بگم.

13:29.600 --> 13:30.860
‫کاچی شیروکوسا-سان،

13:31.150 --> 13:33.030
‫این آهنگ برای توئه.

13:34.090 --> 13:35.470
‫از "مار اسیدی"...

13:36.540 --> 13:38.690
<b>‫هفتمین جشنواره‌ی اعتراف</b>

13:37.040 --> 13:38.270
‫به نام "ستاره کودک".

15:00.980 --> 15:03.140
‫فکر کردم که دیگه نمیتونی رو صحنه بیای.

15:03.140 --> 15:05.370
‫بعد از اون حادثه‌ای که برات اتفاق افتاد؟

15:06.160 --> 15:08.780
‫من نمی‌تونم از حادثه های گذشته شکایت کنم.

15:09.110 --> 15:11.120
‫وقتی دارم سعی می‌کنم جلوی دختری که دوسش دارم، خوب به نظر بیام.

15:14.270 --> 15:15.900
‫این همون چیزیه که می‌خواستم ببینم.

15:40.160 --> 15:53.050
‫مارو! مارو! مارو!

15:43.730 --> 15:46.120
‫انگاری که اصل جنسی!

15:50.330 --> 15:51.560
‫انجامش داد!

15:51.750 --> 15:53.410
‫فهمیدید دیگه، نه؟

15:53.410 --> 15:55.150
‫این پسر اصل جنسه!

15:55.150 --> 15:58.650
‫مارو سوئه‌هارو از کلاس ۲-بی، یکی از اعضای باشگاه سرگرمی!

15:58.650 --> 16:01.030
‫اما الان زمان اینه که بریم سر اصل مطلب...

16:01.210 --> 16:03.800
‫اعتراف مارو سوئه‌هارو!

16:06.820 --> 16:08.490
‫کاچی شیروکوسا-سان...

16:10.270 --> 16:12.130
‫نه، این درست نیست.

16:12.740 --> 16:13.440
‫شیرو...

16:14.610 --> 16:15.420
‫بله؟

16:15.990 --> 16:19.900
‫من عاشقت بودم.

16:20.340 --> 16:21.220
‫هان؟

16:21.590 --> 16:25.690
‫وقتی شنیدم که شروع کردی به قرار گذاشتن با سنپای کردی،

16:25.690 --> 16:27.170
‫شُک بزرگی بهم وارد شد.

16:27.690 --> 16:31.630
‫من به خاطر رقابت با آبه-سنپای الان روی صحنه اومدم،

16:32.600 --> 16:35.290
‫و می‌خواستم از دوتاتون انتقام بگیرم.

16:35.710 --> 16:37.110
‫سو-چان؟

16:37.530 --> 16:39.040
‫اما حالا می‌فهمم که

16:39.570 --> 16:42.070
‫کی از همه برام مهم تره.

16:51.510 --> 16:52.780
‫شیدا کوروها...

17:00.260 --> 17:09.020
‫من عاشقتم!

17:19.820 --> 17:20.960
‫اوه؟

17:24.340 --> 17:26.820
‫کورو! من بالاخره میبینمش!

17:26.820 --> 17:29.200
‫تو همیشه طرف من بودی!

17:29.630 --> 17:32.740
‫داشتن تو بود که نجاتم داد!

17:35.470 --> 17:36.950
‫به خاطر همه چیز متاسفم!

17:36.950 --> 17:39.440
‫از الان احتمالا برات دردسر های بیشتری درست کنم،

17:39.780 --> 17:41.910
‫اما من بهت نیاز دارم!

17:42.320 --> 17:45.910
‫کورو، من عاشقتم! لطفا باهام قرار بذار!

18:00.640 --> 18:01.540
‫نه.

18:04.190 --> 18:04.810
‫هان؟

18:05.650 --> 18:06.470
‫نخیر!

18:07.270 --> 18:08.380
‫اوه، اوه...

18:08.380 --> 18:09.220
‫صبر کن...

18:09.530 --> 18:10.530
‫جدی میگی؟

18:11.510 --> 18:12.840
‫کاملا جدی ام!

18:20.410 --> 18:25.370
‫آخه چراا؟؟!!

18:25.370 --> 18:29.330
‫سی و هفتمین جشنواره فرهنگی دبیرستان هوزومینو.

18:31.090 --> 18:34.300
‫سنپای، تو عمدا نقش آدم بده رو بازی می‌کردی؟

18:35.060 --> 18:36.300
‫چرا می‌پرسی؟

18:36.900 --> 18:39.740
‫"ستاره کودک" بهترین آهنگ سوئه‌هارو هستش.

18:39.740 --> 18:42.010
‫منطقی نیستش که تو ازش استفاده کنی.

18:42.480 --> 18:45.840
‫اوه؟ انگاری به تیزی حرفایی که پشت سرت میزنن هستی.

18:46.040 --> 18:47.690
‫درسته.

18:48.090 --> 18:50.150
‫اما سوئه‌هارو هم احمقه.

18:50.150 --> 18:50.820
‫درسته.

18:51.360 --> 18:53.900
‫گرفتم اصل داستان درباره‌ی چی بود،

18:54.210 --> 18:57.150
‫اما چرا تصمیم گرفتی نقش آدم بده رو بازی کنی؟

18:57.770 --> 19:01.610
‫شیروکوسا-چان مثل خواهر برام میمونه.

19:02.230 --> 19:05.950
‫شیروکوسا-چان از خیلی وقت پیش عاشق مارو-کون بوده.

19:06.330 --> 19:08.290
‫حتی بعد از وقتی که دیگه همدیگه رو ندیدن.

19:08.760 --> 19:13.430
‫اما بعد گفت خیلی دوستش داره، به قدری که میخواد کاری کنه
‫که اون رو عاشقش کنه.

19:13.430 --> 19:14.890
‫بعدم بهش بگه نه.

19:14.890 --> 19:16.800
‫اوه، فهمیدم.

19:17.010 --> 19:19.510
‫پس کلی تلاش کرد که خوب به نظر برسه،

19:19.510 --> 19:22.060
‫اما مارو-کون بهش اعتراف نکرد.

19:22.670 --> 19:24.320
‫و در حین همه این اتفاقا،

19:24.320 --> 19:27.430
‫شیدا سان اول به مارو-کون اعتراف کرد.

19:28.010 --> 19:30.260
‫این‌که قبول نکرد، رفع نگرانی میشد،

19:30.260 --> 19:32.880
‫اما هنوز اونقدر به هم نزدیک بودن که نتونه خیالش کاملا راحت بشه.

19:33.360 --> 19:35.610
‫و وقتی که نگران بود که چیکار باید بکنه،

19:35.610 --> 19:40.020
‫بدون این‌که فکر کنه، دروغ گفت که ما داریم با هم قرار میذاریم.

19:40.020 --> 19:42.480
‫میتونست حرفشو بعدا پس بگیره...

19:42.480 --> 19:44.890
‫منم بهش اینو گفتم ولی...

19:45.610 --> 19:49.110
‫رفتن و گفتن این حرف توسط خودم یعنی اعتراف به شکست.

19:49.460 --> 19:50.820
‫...جوابش بود.

19:51.040 --> 19:55.580
‫پس، تو نقش آدم بده رو بازی کردی که اون رو
‫اذیت کنی تا اون هم عصبانیتش رو روی تو متمرکز کنه.

19:55.580 --> 19:59.290
‫و درعین حال، کاچی به سوئه‌هارو نزدیک بشه، آره؟

19:59.290 --> 20:00.020
‫درسته.

20:00.540 --> 20:02.860
‫چرا خودتو اذیت می‌کنی وقتی چیزی قرار نیست گیرت بیاد؟

20:02.860 --> 20:04.360
‫اما میاد!

20:04.360 --> 20:04.920
‫هان؟

20:05.450 --> 20:09.880
‫من طرفدار پروپاقرص بازیگر کودک نابغه، سوئه‌هارو هستم.

20:10.310 --> 20:14.430
‫اگه این باعث میشه که که به بازیگری برگرده،
‫برام مهم نیست که ازم متنفر بشه.

20:16.500 --> 20:17.940
‫سنپای...

20:19.320 --> 20:21.330
‫لعنتی، تو چه پسر خوبی هستی.

20:21.520 --> 20:24.260
‫اما تو از این ویژگی من متنفری، نه؟

20:24.260 --> 20:26.280
‫آره، درسته.

20:26.570 --> 20:29.830
‫متنفرم از این همه اعتماد به نفسی که داری.

20:31.680 --> 20:34.140
‫خب، کاچی که خیلی قویه،

20:34.140 --> 20:38.010
‫اما این‌که شیدا-چان تو یک ماه و نیم پسره رو عاشق خودش کرد
‫یکم ترسناکه.

20:38.210 --> 20:41.110
‫پس شیدا-چان برنده شد آخرش؟

20:41.500 --> 20:44.650
‫حقیقتا به نظرم همشون باختن.

20:50.780 --> 20:56.540
‫هاروی احمق! هاروی احمق!  هاروی احمق!  هاروی احمق!

20:56.970 --> 20:59.190
‫هاروی احمق!

20:59.440 --> 21:01.660
‫حتما الان مثل سگ پشیمون شده.

21:01.660 --> 21:02.190
‫آره؟

21:02.590 --> 21:06.550
‫سوئه‌هارو رو خیلی دوست داشت، فقط نتونست اون 
رو ببخشه

21:06.550 --> 21:09.380
‫چون درست وقتی که همه چیز داشت عین نقشه پیش میرفت، پسره به درخواست
‫شیدا گفت نه.

21:09.730 --> 21:12.180
‫واسه همین اون هم بهش جواب منفی داد
‫تا تسویه حساب کنه.

21:12.180 --> 21:15.440
‫اما اون هنوز دوستش داره، و الانم داره تو
‫پشیمونی غرق میشه!

21:16.450 --> 21:20.020
‫همشون تلاش کردن یکی دوسشون داشته باشه
‫که بتونن درخواستش رو رد کنن،

21:20.020 --> 21:22.500
‫و حالا هیچ‌کدومشون با اونی که می‌خواست نیست.

21:23.050 --> 21:25.020
‫چه پایان احمقانه‌ای.

21:25.020 --> 21:27.490
‫احساسات قابل کنترل نیستن.

21:28.120 --> 21:32.930
‫شرط می‌بندم شیدا-سان و شیروکوسا-چان هر دوتاشون
‫قلب پاک و فداکاری دارن.

21:33.180 --> 21:35.140
اینقدر خسته ات کرد که منحرف شدی؟

21:36.260 --> 21:39.910
‫اما به گمونم این جوریه که عشق اول اتفاق میفته.

21:40.390 --> 21:44.390
‫آره، این عشق اول توئه.

21:44.690 --> 21:48.820
‫آخه چرا؟ آخه چرا؟ آخه چرا؟

21:48.820 --> 21:49.710
‫چرا...

21:50.200 --> 21:53.910
‫آخه چرا؟!

21:53.910 --> 21:55.910
[بعد از تیتراژ ادامه دارد]

21:58.910 --> 22:08.910
‫ مترجمین: mmli_sm و PulSeDeaD

21:58.910 --> 22:08.910
کاری از تیم ترجمه انیمه لیست
‫AnimDL.ir | @AnimeList_ir

23:31.720 --> 23:32.810
‫این...

23:33.420 --> 23:34.880
‫اونی-چان نیست؟!
