WEBVTT

00:00.460 --> 00:01.550
‫شیدا کوروها...

00:01.890 --> 00:05.980
‫من دوستت دارم!

00:10.000 --> 00:11.090
‫این یه خوابه...

00:11.090 --> 00:12.910
‫نه، بس کن! به یادت نیار!

00:12.910 --> 00:14.210
‫هیچ اتفاقی نیافتاد!

00:14.210 --> 00:15.430
‫آره! همینطوری باهاش کنار میام!

00:15.930 --> 00:18.300
‫من بهت محتاجم!

00:19.220 --> 00:20.240
‫نخیر.

00:20.620 --> 00:24.170
‫خب... برای تغییر، نقش سوپر استار، شیریتوری
‫رو بازی میکنم!

00:24.420 --> 00:27.530
‫آ... آنزای مایا رو بازی میکنم.

00:27.530 --> 00:29.140
‫بعدی یا...یا...

00:29.340 --> 00:30.120
‫نه.

00:31.370 --> 00:34.700
‫احمق! احمق! من چه احمقی‌ام!

00:34.700 --> 00:38.700
‫فکر کردم که احتمال موفقیتم بعد از شکست
‫آبه، صد در صده؟!

00:38.700 --> 00:43.240
‫اصلا به این فکر کرده بودم که امکان داره
‫کورو درخواستم رو رد کنه؟! اینقدر از خود راضی بودم؟!

00:44.890 --> 00:48.680
‫اه! هاروی احمق! هاروی احمق!

00:48.680 --> 00:50.620
‫خودت هم میدونی که همش تقصیر توئه!

00:50.620 --> 00:55.280
‫اگه همون موقع اولی که بهت اعتراف کرده بودم،
‫درخواستم رو قبول میکردی، این اتفاق نمی‌افتاد!

00:56.920 --> 00:58.850
‫بیش از حد ازش انتقام گرفتم.

00:59.150 --> 01:02.450
‫منظورم اینه که اولش، در مورد انتقام گرفتن
‫فکر میکردم...

01:02.660 --> 01:07.440
‫ولی نقشه کشیده بودم که تا اون موقع، اگه بهم
‫اعتراف کرد بهش جواب مثبت بدم.

01:08.020 --> 01:09.710
‫من خیلی درمونده ام، مگه نه؟

01:10.350 --> 01:11.960
‫چه کار کنم؟

01:15.010 --> 01:17.170
‫ولی... نمیتونم به همین راحتی ببازم.

01:21.700 --> 01:23.420
‫چون دوستش دارم.

01:24.010 --> 01:25.360
‫سو-چان...

01:26.490 --> 01:28.310
‫تو واقعا فوق العاده به نظر میرسیدی.

01:30.870 --> 01:32.120
‫سو-چان...

01:32.730 --> 01:33.680
‫شیرو...

01:33.680 --> 01:36.110
‫من عاشقت بودم.

01:36.110 --> 01:39.340
<i>‫بودم... ‫بودم... ‫بودم... ‫بودم..</i>

01:43.390 --> 01:45.210
‫سو-چان، ای احمق!

01:45.560 --> 01:47.120
‫من خیلی تلاش کردم!

01:47.120 --> 01:50.790
‫همونطور که گفتم، من تو رو عاشق خودم کردم،
‫ولی با این حال... با این حال...

01:51.170 --> 01:53.050
‫سو-چان، خائن عوضی!

01:53.050 --> 01:56.410
‫چرا باید بعد از اینکه بهم گفتی که دوستم
‫داری، بری سراغ یه دختر دیگه؟!

01:56.410 --> 01:58.240
‫احمق! احمق! احمق!

01:58.570 --> 01:59.960
‫سو-چان، تو یه احمقی.

02:00.730 --> 02:02.300
‫ولی من دوستت دارم.

02:02.300 --> 02:05.920
‫بعد از یه نمایش آنچنانی، جلوی همه سرنگون شدم!

02:05.920 --> 02:09.600
‫حالا چه کار کنم؟ اصلا چطوری 
‫توی مدرسه پیدام بشه؟!

02:10.760 --> 02:13.940
‫اگه اون بازنده دور و برش نبود، این
‫اتفاق نمی‌افتاد...

02:13.940 --> 02:16.390
‫درسه. تقصیر سو-چان نیست.

02:16.390 --> 02:18.240
‫همش تقصیر اون خونه خراب کن ریزه میزه اس!

02:34.000 --> 02:39.880
‫اوساماکه: جایی که دوست دوران بچگی نمی‌بازه

02:39.880 --> 02:49.880
‫ مترجمین: mmli_sm و PulSeDeaD

02:39.880 --> 02:49.880
‫کاری از تیم ترجمه انیمه لیست
‫AnimDL.ir | @AnimeList_ir

03:52.430 --> 03:53.830
‫صبح بخیر.

03:54.070 --> 03:54.780
‫اوه؟

04:00.030 --> 04:02.790
‫خب، بعد از همه این اتفاقات، فکر نکنم
‫ تو مقصر باشی.

04:05.070 --> 04:08.350
<i>‫مارو سوئه‌هارو-کون از کلاس 2-بی،</i>

04:08.350 --> 04:10.290
<i>‫لطفا به دفتر مدرسه مراجعه کنید.</i>

04:10.970 --> 04:12.580
‫ها؟ برا چی؟

04:12.580 --> 04:15.680
‫سریعتر از اون که فکرش رو میکردم میخوان
‫دعوات کنن.

04:16.090 --> 04:20.360
‫هی، تتسوهیکو، واقعا الان داری بهم احساس بدی
‫میدی.

04:20.360 --> 04:23.400
‫هی، شرمنده. هنوز اونجایی؟

04:23.400 --> 04:24.200
‫هی.

04:24.200 --> 04:26.560
‫میشه یه قرار رو بندازی عقب؟

04:26.560 --> 04:28.910
‫آره. آره، عالیه، ممنون.

04:29.130 --> 04:30.980
‫تتسوهیکو، این دیگه کی بود؟

04:30.980 --> 04:32.400
‫چی؟ یه کانال تلویزیونی.

04:32.540 --> 04:34.830
‫تلویزیون؟! چرا؟

04:34.830 --> 04:37.980
‫یه ویدیو از جشنواره فرهنگی‌مون رو توی
‫وی‌تیوب آپلود کردم،

04:37.980 --> 04:40.090
‫و توی سه روز، بیشتر از یه میلیون بازدید خورد.

04:40.090 --> 04:40.660
‫ها؟

04:40.900 --> 04:41.540
‫این.

04:41.550 --> 04:46.260
<b>‫بازیگر کودک نامدار</b>

04:41.550 --> 04:46.260
<b>‫!! ‫مارو-چان</b>

04:41.870 --> 04:46.060
<i>‫بازیگر کودک نامدار، مارو-چان، حالا توی دبیرستان
‫رقص معروفش رو به نمایش میذاره.</i>

04:46.260 --> 04:48.320
<i>‫بعد از اینکه به راحتی بازیگر جوان، آبه میتسورو رو
‫شکست داد،</i>

04:48.320 --> 04:51.470
<i>‫عشقش رو به رمان نویس برنده جایزه آکوتامی، یعنی
‫کاچی شیروکوسا اعتراف میکنه؟!</i>

04:51.470 --> 04:54.480
<b></b>‫بازدید

04:51.470 --> 04:54.480
<b></b>‫کامنت

04:51.470 --> 04:54.480
<b>‫بازیگر کودک نامدار، مارو-چان، حالا توی دبیرستان
‫رقص معروفش رو به نمایش میذاره.</b>

04:51.470 --> 04:54.480
‫#اعتراف

04:51.470 --> 04:54.480
‫#افسانه

04:52.960 --> 04:54.480
‫آفرین، سوئه‌هارو.

04:54.940 --> 04:58.200
‫تو حالا به پسری معروف شدی، که
‫یه میلیون بار جواب رد به سینه اش زدن.

04:58.200 --> 04:59.440
‫این چیز خوبی نیست!

04:59.440 --> 05:03.450
<i>‫اوه، راستی، این به یه بحث مهم تو برنامه های تلویزیونی
‫تبدیل شده.</i>

05:03.440 --> 05:19.340
<b>‫موضوع</b>

05:03.440 --> 05:19.340
<b>‫بازیگر کودک نابغه ‫مارو-چان</b>

05:03.760 --> 05:06.850
<i>‫اینکه ببینیم که بازیگر کودک نامدار، مارو-چان،
‫بعد از اینکه</i>

05:06.850 --> 05:09.710
<i>‫
‫از صحنه نمایش غیبش زد، توی مدرسه چطور بنظر میرسه،
‫موضوع بزرگیه.</i>

05:09.710 --> 05:12.710
<i>‫ولی طوری که ما به این موضوع نگاه میکنیم...
‫در مورد لذت های دوران بلوغه.</i>

05:13.140 --> 05:15.190
<i>‫شیدا-سان واقعا خوشگله.</i>

05:15.190 --> 05:16.870
<i>‫بنظرتون ما میتونیم اون رو به استودیو
‫دعوت کنیم؟</i>

05:16.870 --> 05:19.330
<i>‫من هم میخوام که جواب "نه" رو ازش بشنونم.</i>

05:19.500 --> 05:20.840
‫ه-ها؟

05:23.560 --> 05:27.600
‫تتسوهیکو، لعنتی! خبرش تو کل
‫کشور پخش شده!

05:27.790 --> 05:29.910
‫مگه چه عیبی داره؟

05:29.910 --> 05:33.770
‫پس فکر کردی چرا توی پشت صحنه 
‫داشتم بهت کمک میکردم؟

05:33.770 --> 05:37.440
‫حرومزاده! فکر میکردم که به طور نامعمولی
‫داری بهم کمک میکنی! پس دلیلش این بود؟!

05:37.440 --> 05:41.410
‫معلومه! اگه من سودی نبرم پس چرا باید
‫بهت کمک کنم؟!

05:41.410 --> 05:44.050
‫بابت این همه سود چرب تبلیغات
‫ازت ممنونم!

05:44.050 --> 05:47.030
‫دهنت سرویس، کثافت بی همه چیز!

05:48.630 --> 05:52.380
‫هاروی احمق! الان دیگه حتی نمیتونم
‫اون بیرون راه برم!

05:52.380 --> 05:55.110
‫سو-چان، بهتره که مسئولیت این کارت رو به عهده بگیری.

05:56.080 --> 05:57.830
‫سوئه‌هارو-اونی‌چان!

06:03.480 --> 06:05.550
‫سوئه‌هارو-اونی‌چان!

06:06.370 --> 06:07.900
‫هی، اون...

06:07.900 --> 06:10.770
‫...همون بازیگره نیست که الان شدیدا مشهوره؟!

06:10.770 --> 06:14.250
‫موموساکا ماریا از "خواهر کوچولوی فوق العاده"؟

06:14.250 --> 06:18.560
‫سوئه‌هارو-اونی‌چان، منم! موموی تو!

06:18.800 --> 06:20.060
‫عه...

06:20.550 --> 06:22.690
‫مومو، باید یاد بگیری که افتاده تر باشی.

06:22.690 --> 06:25.950
‫ولی توی این همه سال خیلی دلم برات تنگ شده بود!

06:27.840 --> 06:29.940
‫خیلی وقت گذشته، آره؟

06:29.940 --> 06:32.480
‫اوه. راستی، کار هات رو دیدم.

06:32.480 --> 06:36.680
‫بعنوان بازیگر نقش اول "خواهر کوچولوی فوق العاده" عالی بودی.

06:36.680 --> 06:38.410
‫جدی میگی؟ خیلی خوشحال شدم!

06:38.630 --> 06:40.460
‫سو-چان، ایشون کی باشن؟

06:40.460 --> 06:43.630
‫هارو، فکر کنم منم یه توضیحی برای این اتفاق بخوام.

06:44.280 --> 06:49.140
‫اوه، من شما دو تا رو توی اون فیلم دیدم.
‫شما دخترهای تو دوران گذشته‌ی اون هستین.

06:49.330 --> 06:50.350
‫چی؟

06:50.700 --> 06:54.520
‫منظورم اینه که، تو همون دختری هستی که
‫اونی‌چان قبلا دوستش داشت

06:54.520 --> 06:57.050
‫و تو هم دختری که درخواستش رو رد کردی، درست میگم؟

06:58.020 --> 07:00.620
‫سوئه‌هارو-اونی‌چان

07:00.620 --> 07:04.550
‫یه کاری میکنم که همه دخترهای دوران گذشته ات
‫رو فراموش کنی!

07:04.810 --> 07:06.300
‫اوه، جدی؟

07:06.300 --> 07:09.910
‫سو-چان، پس من یه دختر تو دوران گذشته توئم،
آره؟

07:09.910 --> 07:13.920
‫هارو، وقتی که یه جایگزین از راه میرسه،
‫من رو دور میندازی؟

07:13.920 --> 07:15.000
‫که اینطور.

07:15.000 --> 07:17.670
‫ا-اون فقط یه دختر از طرف آژانسمونه!

07:17.670 --> 07:20.720
‫من داداش بزرگ اون بودم، واسه همین ازش
‫مراقبت میکردم.

07:20.720 --> 07:22.270
‫آره، دقیقا!

07:22.270 --> 07:26.590
‫اون بهم بازیگری، و برقراری ارتباط با بازیگرای اصلی
‫رو یاد داد،

07:26.590 --> 07:29.420
‫و همچنین، کلی از چیز های... دیگه.

07:29.420 --> 07:30.770
‫چیزهای دیگه؟

07:30.930 --> 07:33.050
‫بله، چیزهای دیگه.

07:33.050 --> 07:35.690
‫ولی بعدش یه دفعه بازنشست شد...

07:35.690 --> 07:38.530
‫واسه همین وقتی اون ویدیو رو دیدم،
‫نتونستم جلوی خودم رو بگیرم.

07:38.530 --> 07:41.730
‫باشه، مومو، فهمیدم. حالا ولم کن!

07:41.920 --> 07:44.930
‫تو الان دیگه مشهور شدی! اگه کسی تو رو اینطوری
‫ببینه، توی دردسر می‌افتی!

07:44.930 --> 07:48.290
‫اونی‌چان، تا وقتی که با تو باشم،
‫اهمیتی نمیدم.

07:48.290 --> 07:49.150
‫بالاخره...

07:49.400 --> 07:53.670
‫سوئه‌هارو-اونی‌چان عشق اول منه.

07:53.670 --> 07:55.860
‫چی؟!

07:56.220 --> 07:59.320
‫سوئه‌هارو، امروز صبح دیوانه واری بود، مگه نه؟

07:59.320 --> 08:02.790
‫دیوانه وار برای توصیفش کافی نیست!
‫فکر میکنی تقصیر کی بود؟!

08:02.790 --> 08:04.940
‫باشه، میدونم.

08:04.940 --> 08:07.550
‫واسه همین به ناهارت رو من حساب کردم.

08:09.610 --> 08:11.150
‫رفیق، این خیلی خوبه!

08:11.150 --> 08:11.920
‫جدی؟

08:11.920 --> 08:13.340
‫خیلی خوبه! خیلی خوبه!

08:13.520 --> 08:15.180
‫چقدر اون احمقه.

08:15.180 --> 08:17.810
‫بعد از گذشت این همه اتفاق، با یه پیتزا
‫اون رو میبخشه؟

08:18.260 --> 08:21.900
<i>‫آخه، نمیتونم اونقدر ها از دست تتسوهیکو عصبانی باشم.</i>

08:21.900 --> 08:25.750
<i>‫اگه تصمیم بگیرم که به بازیگری برگردم، اون ویدیو
‫تبدیل به یه پل ترقی عالی میشه.</i>

08:26.020 --> 08:30.530
<i>‫احتمالا بخاطر این که بهم کمک کنه
‫این کار رو کرده.</i>

08:30.810 --> 08:31.670
‫خب...

08:32.040 --> 08:35.610
‫راستی چطوری این پیتزا رو گیر آوردی؟

08:35.610 --> 08:37.130
‫اوه، پیتزا...

08:37.360 --> 08:38.820
‫کار من بود!

08:40.300 --> 08:41.840
‫سلام!

08:44.690 --> 08:46.750
‫آخ! واسه چی این کار رو میکنی؟!

08:46.750 --> 08:47.990
‫خفه شو.

08:47.990 --> 08:50.570
‫مارو-سنپای، از دیدنت خوشحالم!

08:50.570 --> 08:51.870
‫این کارت منه.

08:51.870 --> 08:53.250
‫اوه، ممنون.

08:53.260 --> 08:57.760
<b>‫همه کاره</b>

08:53.260 --> 08:57.760
‫رنا‫ساگی‫آ

08:53.590 --> 08:54.700
‫"همه کاره"؟

08:54.700 --> 08:57.750
‫بله! من آساگی رنا هستم، سال اولی هستم!

08:58.350 --> 09:03.020
‫تستو-سنپای بهم میگه "رنا"،
‫واسه همین تو هم میتونی من رو به همین اسم صدا کنی!

09:03.500 --> 09:04.640
‫خب، رنا...

09:04.980 --> 09:07.980
‫تو دقیقا به عنوان همه کاره، چه کار میکنی؟

09:08.280 --> 09:11.360
‫هر کاری که بخوای، بستگی به مقداری
‫پولی که میدی.

09:11.650 --> 09:12.640
‫هر کاری؟

09:13.100 --> 09:14.280
‫یعنی... حتی کارهای سک...

09:14.280 --> 09:15.620
‫نه کار های سکسی نداریم.

09:16.920 --> 09:19.540
‫تو این دنیا هیچ امید و آرزویی نیست؟!

09:19.540 --> 09:22.310
‫تتسو-سنپای، این پسره چشه؟

09:22.310 --> 09:23.990
‫خیلی بامزه اس!

09:23.990 --> 09:25.000
‫احمقه، مگه نه؟

09:25.340 --> 09:28.550
‫خب، فکر میکنم که به عنوان یه آدم، خیلی
‫بامزه اس،

09:28.550 --> 09:30.430
‫ولی برای یه دختر، آشغاله.

09:30.430 --> 09:33.150
‫اوه، لازم نیست نگران "کار های سکسی" باشی.

09:33.150 --> 09:35.290
‫همش حرفه. دل و جراتش رو نداره.

09:35.290 --> 09:37.610
‫پس واسه همین امیدوار بود که پول، جواب چیزی که 
‫میخواد باشه.

09:37.930 --> 09:41.160
‫رنا داری به من، درست مثل یه آدم حقیر
‫نگاه میکنی، آره؟

09:41.160 --> 09:42.710
‫اصلا مارو-پایسن.
‫(جابجا شدن کلمات سنپای)

09:42.710 --> 09:44.630
‫من بهت کاملا احترام میذارم.

09:44.630 --> 09:48.060
‫با صدا شدن به اسم "پایسن" احساس احترام
‫نکردم!

09:48.060 --> 09:50.110
‫درسته!

09:50.110 --> 09:53.590
‫بنظرم اینکه تو یجورایی منحرفی، احمقانه اس.

09:53.590 --> 09:56.530
‫آره، اینجا به طور واضح دارم مسخره میشم.

09:56.530 --> 10:00.150
‫یه دختر جوونتر با سینه های بزرگ، بعد از اینکه برای
‫اولین بار همدیگه رو دیدیم، با حقارت به من نگاه میکنه.

10:00.150 --> 10:02.250
‫وایسا ببینم، این چیز خوبی نیست؟

10:02.250 --> 10:04.810
‫هاروی احمق، از من برای تایید حرفت درخواست نکن.

10:04.810 --> 10:06.770
‫این یه توهین جنسی بود!

10:06.770 --> 10:08.790
‫شما ها واقعا هیچ رحمی ندارین...

10:09.430 --> 10:12.050
‫حالا ولش کن، شما دو تا همدیگه رو از کجا میشناسین؟

10:12.390 --> 10:14.170
‫ما به یه مدرسه راهنمایی میرفتیم.

10:14.170 --> 10:16.410
‫گاهی اوقات ازش استفاده میکنم، چون داشتنش
‫خیلی مفیده.

10:17.100 --> 10:20.830
‫و اون میگه که فکر میکنه، تو کم کم داری
‫بوی پول خوبی میدی.

10:20.830 --> 10:24.670
‫اصرار کرد که تو رو ببینه، واسه همین منم
‫مزد معرفیش به تو رو با یه پیتزا گرفتم.

10:25.100 --> 10:26.970
‫تو فوق العاده ای.

10:26.970 --> 10:30.330
‫واسه معذرت خواهی از من پیتزا گرفتی،
‫ولی حتی پولش رو هم ندادی؟

10:30.330 --> 10:32.860
‫راستش درحال حاضر، تحت تاثیر
‫قرار گرفتم.

10:32.860 --> 10:35.160
‫تحسین کردن کافیه. داری خجالتم میدی.

10:35.160 --> 10:37.950
‫یه ذره هم ازت تعریف نکردم. کثافت!

10:37.950 --> 10:42.420
‫میدونین، رو راست باشم، شماها به نظر نمیرسه
‫که اصلا با هم کنار بیاین.

10:42.420 --> 10:44.420
‫واسه چی با همدیگه دوستین؟

10:44.600 --> 10:46.130
‫ها؟ خب، چونکه...

10:46.340 --> 10:48.340
‫س-س-سو-چان!

10:48.340 --> 10:50.340
‫اوه، شیرو، تویی...

10:50.700 --> 10:52.620
‫چه خبر؟ همه چیز مرتبه؟

10:52.620 --> 10:55.300
‫اوه... آره... موضوع اینه که...

10:55.450 --> 10:56.840
‫هی، نگاه کنین!

10:57.100 --> 11:00.270
‫موضوع چیه؟ یه پیشرفت رابطه جدید؟
‫کاچی-سان داره بهش نزدیک میشه؟

11:00.270 --> 11:01.940
‫گناهکار!

11:01.940 --> 11:05.290
‫اون بخاطر داشتن یه دوست دوران بچگی که
‫بهش قولی داده، گناهکاره!

11:04.530 --> 11:06.220
‫ایرادی نداره، گودو!

11:06.220 --> 11:10.240
‫مارو احمقه، به خاطر همین نفهمید 
‫دوست بچگیش کاچی-سان بوده!

11:10.240 --> 11:12.010
‫تعجبی نداره که الان دختره ازش متنفره!

11:12.010 --> 11:13.470
‫خدایا شکرت که انقدر احمقه!

11:14.030 --> 11:16.700
‫شیروکوسا-سان، اشکالی نداره.

11:16.880 --> 11:17.950
‫میکو...

11:19.780 --> 11:20.580
‫سو-چان!

11:20.910 --> 11:22.540
‫بـ‌ - بله؟

11:22.940 --> 11:24.480
‫لطفا باهام قرار بذار!

11:24.920 --> 11:25.710
‫هان؟

11:26.240 --> 11:29.770
‫اون الان عشقش رو... به من اعتراف کرد؟

11:26.810 --> 11:29.750
<i>اون الان عشقش رو... به من اعتراف کرد؟</i>

11:29.770 --> 11:30.770
‫جدا؟!

11:30.770 --> 11:33.230
‫منطورش این نبود که "باهام قرار بذار."

11:33.230 --> 11:36.490
‫منظورش اینه که "باهام بیا". نه شیروکوسا-سان؟

11:36.490 --> 11:39.710
‫ها؟! اه، آره. درسته! منظورم اون نبود...

11:40.000 --> 11:44.550
‫انگار بابای شیروکوسا-سان میشناستت، مارو-سان.

11:44.550 --> 11:48.280
‫آره، از همه‌ی اسپانسر هام باهام
‫بهتر بود.

11:48.280 --> 11:53.080
‫انگار بابای شیروکوسا-سان تو تمام
‫این سال‌ها، درباره ات کنجکاو بوده،

11:53.080 --> 11:56.580
‫و گفته که دوست داره شخصاً باهات احوال‌پرسی کنه.

11:56.580 --> 11:57.700
‫درسته؟

11:57.700 --> 11:58.940
‫د-درسته!

11:59.170 --> 12:02.020
‫به خاطر همین امیدوار بودم که
‫به زودی خونه‌ی من بیای.

12:02.020 --> 12:07.200
‫البته که ازت نمی‌خوام باهام قرار بذاری، اونم
‫وسط کلاس!

12:07.200 --> 12:09.170
‫درباره‌ی این موضوع برات سوء تفاهم نشه!

12:09.430 --> 12:11.120
‫آره، فکر نکنم.

12:12.180 --> 12:15.540
‫کاچی، تو از چیزی که فکر می‌کردم خیلی به درد نخور تری.

12:16.300 --> 12:21.210
‫کای-کون، چیزی نیست که بخوای دربارش
‫ازم معذرت بخوای؟

12:21.330 --> 12:22.170
‫هان؟

12:22.360 --> 12:25.480
‫منظورم بدون اجازه آپلود کردن اون فیلمه!

12:25.740 --> 12:29.160
‫اما تو خیلی کم توی فیلمی، اونطوری نیست که بهت آسیبی برسه.

12:29.460 --> 12:31.390
‫چرا باید عذرخواهی کنم؟

12:31.390 --> 12:32.170
‫هان؟!

12:32.170 --> 12:36.390
‫ت-تو... منظورم... تو شیطانی!

12:36.730 --> 12:38.120
‫شیرو، نکن.

12:38.120 --> 12:40.720
‫خودم بعدا به حساب تتسوهیکو میرسم.

12:40.720 --> 12:42.700
‫به خاطر من انقد بهش سخت نگیر.

12:42.700 --> 12:44.620
‫س-سو-چان...

12:44.810 --> 12:47.890
‫خب، اگه تو ازم بخوای،

12:47.890 --> 12:50.120
‫ فکر کنم بتونم این دفعه رو گذشت کنم.

12:50.120 --> 12:54.090
‫و حالا تو و کاچی منو بخشیدید.

12:54.090 --> 12:55.870
‫حدس بزنید شیدا-چان...

12:56.220 --> 12:57.620
‫من چی؟

12:58.870 --> 13:00.490
‫اه، شیدا-سان.

13:00.490 --> 13:03.300
‫الان دختری که به سو-چان جواب رد داده چی می‌خواد؟

13:02.800 --> 13:03.840
<b><i>‫رد شده</i></b>

13:03.840 --> 13:05.290
‫باشه، گوش کن...

13:05.290 --> 13:08.290
‫چیزی که من گفتم اشتباه بود؟

13:11.840 --> 13:15.720
‫ام، من... منظورم اینه که، ام...

13:18.680 --> 13:20.360
‫چی شده، سو-چان؟

13:20.720 --> 13:21.880
‫حالت خوبه؟

13:24.280 --> 13:25.000
‫نه.

13:29.680 --> 13:32.230
‫اوه، پایسن وحشی شد.

13:32.230 --> 13:33.420
‫وای.

13:33.420 --> 13:35.700
‫فکر کنم احمقی مثل این
‫بعد از رد شدن درخواستش جلوی کل مدرسه،

13:35.700 --> 13:37.900
‫حتی این شوک رو هم نمیتونه کنترل کنه.

13:47.970 --> 13:49.880
‫سو-چانِ بیچاره.

13:50.530 --> 13:52.000
‫نگران نباش.

13:52.000 --> 13:54.820
‫من اندازه‌ی شیدا-سان باهات بی‌رحم نیستم.

13:58.260 --> 14:00.360
‫من این چهره رو دوست دارم، شیدا-سان.

14:00.360 --> 14:02.200
‫برای یک خونه‌خراب‌کن مناسبه.

14:02.610 --> 14:03.680
‫هارو...

14:03.680 --> 14:06.090
‫شیدا-سان، می‌بینی که چه اتفاقی داره میفته.

14:06.090 --> 14:08.860
‫میشه از سو-چان یک مدت دور بمونی؟

14:08.860 --> 14:09.950
‫ا- اما...

14:10.140 --> 14:12.650
‫تو باهاش این کارو کردی.

14:13.610 --> 14:15.000
‫تو خودتم می‌دونی،

14:15.000 --> 14:18.160
‫اگه یک بار دیگه سو-چان رو اذیت کنی
‫از شرت خلاص میشم،

14:18.160 --> 14:23.920
‫حتی اگه مجبور بشم از دانش ممنوعه‌ای استفاده کنم که
‫آدما توی تاریکی پنهانش کردن.

14:40.060 --> 14:45.070
اوساماکه: جایی که دوست دوران بچگی نمی‌بازه

14:40.060 --> 14:45.070
‫\hقسمت چهارم 
‫موموساکا ماریا حمله می‌کنه

14:40.060 --> 14:45.070
‫و من پیروز میشم.

14:48.070 --> 14:50.530
‫تتسوهیکو،  مطبوعات چطور پیش میرن؟

14:50.880 --> 14:53.800
<i>‫خوبه. هیچکس رو‌به‌روی خونه‌ات نیست.</i>

14:54.030 --> 14:55.020
‫خوبه.

14:56.910 --> 15:04.130
<b>‫کای تتسوهیکو</b>

14:57.150 --> 15:00.980
<i>‫و تو تلویزیون و اینترنت همه چیز خیلی آروم شده، این ترسناکه.</i>

15:01.250 --> 15:04.120
<i>‫حس می‌کنم یه چیزی پشت این قضیه هست.</i>

15:04.120 --> 15:05.460
‫نه، امکان نداره.

15:06.120 --> 15:08.620
<i>‫هیچکس خونه شیدا-چان هم نیست.</i>

15:08.620 --> 15:11.080
<i>‫به هر حال، اونجا هم توقف می‌کنم و وضعیتش رو بررسی می‌کنم.</i>

15:11.360 --> 15:13.560
‫حتما بهم بگو حالش چطوره.

15:13.560 --> 15:17.180
‫از مدرسه خیلی زود رفت. به خاطر همین هیچ
‫نظری ندارم که چه اتفاقی داره میفته.

15:17.180 --> 15:19.180
<b>‫کای تتسوهیکو</b>

15:17.180 --> 15:19.190
<i>‫سعی نکردی که باهاش تماس بگیری؟</i>

15:19.670 --> 15:23.460
<i>بعدش هم، مگه این وظیفه تو نیست که
شیدا-سان رو آروم کنی؟</i>

15:23.760 --> 15:26.400
<i>‫بعد از اتفاقی که افتاد، ازش متنفر شدی؟</i>

15:26.610 --> 15:27.610
‫نه، اینطوری نیست.

15:28.000 --> 15:31.630
‫منظورم اینه، کاری که کورو با من کرد،

15:31.630 --> 15:34.430
‫کاری بود که می‌خواستم با شیرو بکنم.

15:34.430 --> 15:36.070
‫بلایی که حقم بود به سرم اومد.

15:36.510 --> 15:39.540
‫اینطوری نیست که ازش عصبانی باشم یا
‫ازش متنفر باشم یا چیزی.

15:39.540 --> 15:44.500
<b>‫کای تتسوهیکو</b>

15:39.900 --> 15:43.370
‫در واقع، احساس گناه می‌کنم و ترسیدم.

15:43.370 --> 15:44.510
<i>‫چون که بهت خیانت کرد؟</i>

15:44.920 --> 15:46.960
‫فکر نمی‌کنم که بهم خیانت کرده.

15:47.450 --> 15:52.430
‫چیزی که منو میترسونه اینه که
‫من احمق‌تر از چیزیم که بفهمم اون الان چه حسی داره.

15:52.770 --> 15:56.000
‫فکر کردم که از وقتی که از همه بهش نزدیک تر بودم، میفهمیدم،

15:56.000 --> 15:57.290
‫اما نه.

15:58.150 --> 16:00.250
‫چی کار باید می‌کردم؟

16:07.270 --> 16:08.360
‫شنیدی.

16:11.270 --> 16:13.900
‫خب؟ چیکار میخوای بکنی؟

16:26.330 --> 16:28.360
‫پسر، من گشنمه.

16:30.050 --> 16:31.140
‫قفل نیست؟

16:33.020 --> 16:35.410
‫به خونه خوش اومدی، سوئه‌هارو-اونی‌چان!

16:40.590 --> 16:42.140
‫اونی‌-چان!

16:42.140 --> 16:43.160
‫بیا دیگه!

16:43.160 --> 16:44.230
‫هی!

16:44.440 --> 16:46.190
‫چرا درو قفل و زنجیر می‌کنی؟!

16:46.430 --> 16:48.660
‫می‌دونم که باید خسته باشی، اونی-چان!

16:48.890 --> 16:51.100
‫صبر کن، صبر کن! گوش میدی؟

16:51.340 --> 16:54.150
‫دوست داری شام بخوری یا دوش بگیری؟

16:54.150 --> 16:55.580
‫یا که دوست داری... من؟

16:55.730 --> 16:59.580
‫اوه، آره، اگه ازم اونو میخوای، جواب من مشخصه آـــ

16:59.580 --> 17:01.360
‫صبر کن! این درست نیست!

17:01.360 --> 17:03.170
‫چند دقیقه صبر کن، مومو!

17:03.170 --> 17:07.200
‫گوش کن، مومو! خیلی چیزا هست که الان دوست دارم بگم، اما اول...

17:07.200 --> 17:09.290
‫کلید‌های خونمو از کجا آوردی؟!

17:12.080 --> 17:14.610
‫سعی نکن که الکی بخندی!

17:14.610 --> 17:17.520
‫اگه می‌خوای خودتو بزنی به احمقیت، همین الان برو بیرون!

17:17.520 --> 17:21.310
‫اوه، الان یادم اومد! کلید از آسمون افتاد!

17:21.310 --> 17:24.520
‫گمونم از بس که آدم خوبیم کلید اومد پیش من.

17:24.660 --> 17:26.200
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت!

17:26.200 --> 17:28.610
‫فکر کنم ایرادی نداشته باشه اگه کلیدا رو بهت قرض بدم.

17:30.660 --> 17:31.750
‫اوه، من...

17:32.720 --> 17:35.900
‫بیا، حالا، اونی-چان. شام حاضره.

17:36.130 --> 17:39.610
‫امروز همه‌ی تلاشمو کردم! بیا باهم بخوریم!

17:41.570 --> 17:44.280
‫مومو، واقعا اینو خودت درست کردی؟

17:44.280 --> 17:47.800
‫آره! خیلی وقت پیش از مادرت بازجویی کردم،

17:47.800 --> 17:50.740
‫که بفهمم چه غذاهایی دوست داری!

17:59.140 --> 18:01.660
‫که اینطور. ممنونم.

18:06.450 --> 18:07.770
‫راستی، مومو...

18:08.100 --> 18:09.720
‫تو یکی از کسایی هستی که مطبوعات رو
فراری دادی

18:09.720 --> 18:12.280
‫و خبرای آنلاین رو آروم کردی، نه؟

18:12.700 --> 18:15.230
‫آره، کاری که باید می‌کردم رو کردم.

18:15.580 --> 18:16.940
‫تو منو نجات دادی.

18:17.240 --> 18:22.170
‫ اما چیزی که شگفت‌زدم می‌کنه اینه که
‫حالا بقدری نفوذ داری که این کار رو بکنی.

18:22.170 --> 18:26.740
‫جداً باور کردن اینکه اون بچه‌ی دردسرساز حالا انقدر محبوب شده سخته.

18:26.740 --> 18:30.790
‫بیخیال، اونی-چان. اون روزها رو فراموش کن.

18:30.790 --> 18:32.400
‫انگار میشه فراموش کرد.

18:32.400 --> 18:34.130
‫خیلی منو تحمل کردی.

18:34.370 --> 18:37.020
‫خاطرات زیادی رو زنده می‌کنه. نه؟

18:37.980 --> 18:41.910
‫به لطف تو تونستم این کارا رو بکنم.

18:41.910 --> 18:45.370
‫واقعا از صمیم قلبم ممنونم.

18:45.370 --> 18:46.840
‫متوجه شدی که؟

18:47.170 --> 18:51.360
‫همیشه وقتی که انقد مهربانانه رفتار می‌کنی، یک انگیزه پنهان وجود داره.

18:51.730 --> 18:55.820
‫پس، حالا میخوام بدونم که چرا
‫به خونه من اومدی.

18:56.130 --> 18:57.950
‫می‌خواستم باهات صحبت کنم،

18:57.950 --> 19:01.780
‫جایی که هیچکس مزاحممون نشه.

19:02.310 --> 19:04.740
‫من بعدا فهمیدم چرا خودت رو از بازیگری
‫بازنشسته کردی.

19:04.920 --> 19:08.420
‫می‌تونستم هر وقت که می‌خواستم بیام ببینمت،

19:08.420 --> 19:11.490
‫اما این دست و اون دست میکردم.

19:11.490 --> 19:15.330
‫مطمئن نبودم که باید این کار رو بکنم، و جراتش رو نداشتم.

19:15.810 --> 19:18.550
‫منطورم اینه، جوری که از هم جدا شدیم...

19:22.930 --> 19:25.810
‫به خاطر همین نتونستم بدون انگیزه درست این کارو کنم.

19:25.810 --> 19:28.000
‫و اون ویدیو انگیزت بود؟

19:29.220 --> 19:31.950
‫وقتی اون ویدیو رو دیدم، خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.

19:31.950 --> 19:36.220
‫تو واقعا مثل همون سوئه‌هارو-اونی‌چانی بودی که همیشه عاشقش بودم.

19:36.220 --> 19:43.170
‫و اینکه قانع شدم تو تنها کسی هستی که میتونه منو نجات بده.

19:43.170 --> 19:47.190
‫نجاتت بده؟ مومو، اتفاقی برات افتاده؟

19:47.450 --> 19:50.980
کسی میخواسته مچت رو بگیره و
ازت درخواست های کثیف داشته؟

19:53.330 --> 19:53.460
‫رئیس و مدیرعامل

19:53.460 --> 19:53.580
‫رئیس و مدیرعامل

19:53.580 --> 19:53.710
‫رئیس و مدیرعامل

19:53.710 --> 19:57.800
‫رئیس و مدیرعامل

19:53.750 --> 19:57.800
‫رئیس و مدیرعامل هاردی‌پرو... هاردی‌شون؟

19:58.410 --> 20:00.090
‫یک ثانیه صبر کن.

20:00.090 --> 20:03.190
عمه نینا مگه رئیس آژانس نبود؟

20:03.190 --> 20:04.510
‫کِی تغییر کرد؟

20:04.840 --> 20:07.740
‫در واقع، اون پارسال مریض شد.

20:07.740 --> 20:12.910
‫سریع حالش خوب شد، ولی گفتش میخواد از بقیه عمرش لذت ببره.

20:12.910 --> 20:15.160
‫به خاطر همین همه چیز رو سپرد به پسرش، شون-سان.

20:15.160 --> 20:17.880
‫و حالا داره دور دنیا رو با شوهرش سفر می‌کنه.

20:17.880 --> 20:20.410
‫وای، بهش میاد.

20:20.410 --> 20:23.250
‫همیشه جوری بود که هر کاری که هوس می‌کرد رو انجام می‌داد.

20:23.480 --> 20:25.620
‫اما چون که حالش خوبه، به نظرم می‌تونیم دوباره ببینیمش.

20:26.010 --> 20:28.840
‫شون-سان  ویدیو رو دید و ازم خواست که،

20:28.840 --> 20:32.690
‫باهات صحبت کنم برگردی سر کارت.

20:32.690 --> 20:35.330
‫البته که خودمم قصد داشتم این کار رو بکنم...

20:35.330 --> 20:37.420
‫رئیس و مدیرعامل

20:35.600 --> 20:37.430
‫شون-سان، هان؟

20:37.430 --> 20:39.470
‫هیچوقت دربارش نشنیده بودم.

20:39.470 --> 20:41.660
عمه نینا هیچوقت حرفی ازش نزده بود

20:41.660 --> 20:44.900
‫فکر کنم هیچوقت با خانوادش نتونست کنار بیاد.

20:44.900 --> 20:46.440
نظرت در موردش چیه؟

20:46.440 --> 20:48.870
‫اون قطعا با لیاقته.

20:48.870 --> 20:51.000
‫دیگه چی؟ درباره شخصیتش؟

20:51.000 --> 20:55.510
‫فکر کنم بهترین کار اینه خودت ببینیش.

20:55.510 --> 20:57.530
‫می‌خوای حداقل باهاش ملاقات کنی؟

20:57.520 --> 21:00.230
‫رئیس و مدیرعامل

20:58.580 --> 21:00.240
‫خب...

21:00.640 --> 21:03.130
‫هان؟ کارت دومی هم هست.

21:03.130 --> 21:06.460
‫اشکالی نداره اگه کارت دوم رو برای کوروها-سان بدی به من؟

21:06.790 --> 21:09.700
‫کورو؟ صبر کن، منظورت اینه که مدیرعامل...

21:09.910 --> 21:14.410
‫آره. اون از کوروها-سان هم بعد از دیدن ویدیو خوشش اومد.

21:14.410 --> 21:16.550
‫اون می‌خواد که دوتاتون باهم بیاید.

21:16.540 --> 21:18.540
‫رئیس و مدیرعامل

21:21.190 --> 21:22.880
‫هی، سوئه‌هارو!

21:22.880 --> 21:24.630
‫این رو چرا پشت در گذاشتی؟!

21:24.820 --> 21:26.400
‫بازش کن!

21:26.400 --> 21:28.180
‫اوه، میدوری، تویی.

21:28.180 --> 21:30.020
‫میبینم که مثل همیشه سمجی.

21:30.020 --> 21:32.840
‫با یک دختر که نیستی، نه؟!

21:33.830 --> 21:36.580
‫زنجیر رو باز می‌کنم، باشه؟ اول بذار اینو ببندم.

21:39.370 --> 21:41.970
‫سوئه‌هارو! چرا انقد طولش میدی؟

21:43.510 --> 21:46.240
‫اه، باید سریع درو باز می‌کردی.

21:46.690 --> 21:48.950
‫آئویی-چان و آکانه هم؟

21:48.950 --> 21:51.710
‫چرا تو این ساعت شما سه تا اینجایید؟

21:51.880 --> 21:55.450
‫خودت می‌دونی چرا! کورو-نی عقلشو از دست داده!

21:56.260 --> 21:58.970
‫عقلش رو از دست داده؟ کورو؟ منظورت چیه؟

21:59.210 --> 22:02.320
‫لطفا با آرامش گوش کن، هارو-نیسان.

22:02.600 --> 22:06.000
‫کورو-نی ظاهرا دچار فراموشی شده.

22:07.950 --> 22:10.040
‫فراموشی؟!

22:11.000 --> 22:21.000
‫ مترجمین: mmli_sm و PulSeDeaD

22:11.000 --> 22:21.000
‫کاری از تیم ترجمه انیمه لیست
‫AnimDL.ir | @AnimeList_ir
