WEBVTT

00:00.590 --> 00:02.730
‫فراموشی؟

00:02.730 --> 00:05.480
‫دقیقا اون چه قدر حافظه اش رو از دست داده؟

00:05.660 --> 00:08.320
‫کورو-نی وعده غذاییش رو بصورت معمولی میخوره!

00:08.320 --> 00:10.250
‫بصورت معمولی میخوره؟!

00:10.250 --> 00:12.400
‫و همینه که خیلی عجیبه!

00:12.400 --> 00:14.640
‫هنوز هم روی ساشیمی عسل میریزه دیگه، آره؟

00:14.640 --> 00:16.490
‫نه، نمیریزه.

00:16.490 --> 00:18.350
‫روی برنج سفیدش خامه میریزه؟

00:18.350 --> 00:20.250
‫متاسفانه، نه.

00:20.560 --> 00:23.340
‫هارو-نی و دوری-نی طبق معمول نا امیدند.

00:23.340 --> 00:25.870
‫این مکالمه هم به جایی ختم نمیشه.

00:27.940 --> 00:31.210
‫سوئه‌هارو-اونی‌چان، انگار داره بهت خوش میگذره.

00:31.210 --> 00:32.140
‫امکان نداره!

00:32.140 --> 00:35.330
‫کورو-نی حرفت رو زده زمین، اونوقت تو میری و
‫یه زن دیگه رو میاری اینجا؟!

00:35.640 --> 00:37.410
‫هارو-نیسان...

00:37.410 --> 00:39.170
‫چه کار غیر اخلاقی ای. تو رو اشتباه قضاوت کردم.

00:39.170 --> 00:40.720
‫سوء تفاهم شده بابا!

00:40.720 --> 00:43.940
‫ما جفتمون بازیگر کودک بودیم. اسمش موموساکا ماریائه.

00:43.940 --> 00:47.310
‫موموساکا ماریا؟ همون بازیگر "خواهر کوچولوی فوق العاده"؟

00:47.470 --> 00:49.010
‫این ها کی ان؟

00:49.300 --> 00:52.640
‫خواهرای کوچیکتر کوروها هستن، همون دختری که
‫امروز دیدیش.

00:53.050 --> 00:56.650
‫اون ها همسایمونن، واسه همین همیشه مثل خواهرای کوچیک
‫خودم میمونن.

00:56.850 --> 00:58.110
‫اوه...

00:58.390 --> 01:00.450
‫بزرگه، دختر دومیه، میدوری.

01:00.450 --> 01:03.520
‫سوم راهنمایی. یکم خشنه ولی ورزشکاره.

01:03.790 --> 01:05.690
‫در سطح ملی تنیس بازی میکنه.

01:05.690 --> 01:07.070
‫حالا حتما لازم نبود بگی من خشنم.

01:07.410 --> 01:10.480
‫ایشون دختر سومیه، آئوی-چان. دانش آموز اول راهنمایی.

01:10.480 --> 01:13.420
‫خجالتیه، ولی مهربونه. عملا یه فرشته اس.

01:13.420 --> 01:16.180
‫هارو-نیسان، بیش از حد از من تعریف کردی.

01:16.540 --> 01:18.620
‫اون هم کوچیک ترینشون، آکانه هست.

01:18.620 --> 01:20.750
‫دانش آموز اول راهنمایی و خواهر دوقلوی آئوی.

01:21.030 --> 01:24.070
‫یه نابغه اس و سطح یک گواهینامه جهانی ریاضی روگذرونده.

01:24.070 --> 01:26.160
‫همچین چیز بزرگی نیست.

01:26.410 --> 01:30.230
‫به همراه کوروها، اون ها به "خواهران رنگارنگ" معروفن.

01:30.230 --> 01:33.260
‫پس عملا مثل خواهرای من هم میمونن، آره؟

01:33.260 --> 01:36.830
‫اگه بخواین، میتونین من رو "مومو-نیسان" صدا بزنین.

01:38.050 --> 01:38.730
‫آخ!

01:38.730 --> 01:39.810
‫بس کن.

01:39.810 --> 01:44.130
‫ولی سوئه‌هارو-اونی‌چان فقط باید داداش بزرگ خودم باشه.

01:45.920 --> 01:49.320
‫بنظرت یکم زیادی بهش نچسبیدی؟

01:49.320 --> 01:51.340
‫حسودیت میشه؟

01:51.340 --> 01:52.880
‫نه، حسودیم نمیشه.

01:52.880 --> 01:56.890
‫خلاصه، من هیچوقت تو رو مومو-نیسان صدا نمیزنم!

01:56.890 --> 01:58.330
‫واقعا؟

01:58.330 --> 02:01.270
‫اونوقت من داشتم به این فکر میکردم که یه عکس
‫از خودمون رو

02:01.270 --> 02:03.420
‫توی فضای مجازی آپلود کنم، تا دیدار با شما رو جشن بگیرم.

02:04.400 --> 02:06.310
‫مطمئن باش که کلی توجه بهت جلب میشه!

02:06.310 --> 02:08.180
‫میتونی پیش دوستات پز بدی!

02:08.180 --> 02:10.710
‫هه! فکر نکن که میتونی من رو با این چیزها خر کنی!

02:10.710 --> 02:14.410
‫ولی من فقط میخواستم که باهمدیگه دوست باشیم.

02:14.410 --> 02:17.270
‫خب، این به این معنی نیست که من شخصا دارم به تو جواب
‫رد میدم.

02:17.430 --> 02:18.930
‫اوه، خوبه!

02:18.930 --> 02:21.610
‫تو آدم ساده ای هستی، میدوری-چان! این ویژگی رو دوست دارم!

02:21.610 --> 02:23.360
‫بذار حقیقت معلوم بشه.

02:25.290 --> 02:27.310
‫سر به سر من نذار!

02:27.310 --> 02:30.330
‫ببین، مومو، تو که همسایه مون نیستی.

02:30.330 --> 02:31.820
‫بهتره بری خونه.

02:31.820 --> 02:34.810
‫ولی ناراحت نمیشم اگه شب رو اینجا بمونم.

02:35.200 --> 02:37.180
‫سوئه‌هارو، ای...

02:37.180 --> 02:38.800
‫میدوری، آروم باش!

02:38.800 --> 02:40.900
‫لعنتی، مومو از قصد داری این کار ها رو میکنی!

02:40.900 --> 02:42.560
‫منظورت چیه؟

02:42.560 --> 02:43.380
‫خودت رو به حماقت نزن!

02:43.380 --> 02:45.310
‫میخوای من رو تنبیه کنی؟

02:45.310 --> 02:50.340
‫با بازی کردن نقش دکتر، همونی که 6 سال پیش
‫عاشقش بودی؟

02:50.340 --> 02:51.820
‫سوئه‌هارو!

02:51.820 --> 02:53.740
‫هارو-نیسان چه آدم منحرفیه.

02:53.740 --> 02:55.020
‫هارو-نی یه هرزه اس.

02:55.020 --> 02:56.520
‫مومو!

02:56.520 --> 02:58.450
‫فقط داشتم شوخی میکردم.

03:12.000 --> 03:17.920
‫اوساماکه: جایی که دوست دوران بچگی، نمی‌بازه

03:18.160 --> 03:28.160
‫ مترجمین: mmli_sm و PulSeDeaD

03:18.160 --> 03:28.160
کاری از تیم ترجمه انیمه لیست
‫AnimDL.ir | @AnimeList_ir

04:29.440 --> 04:33.730
‫انگار یه کار فوری برات پیش اومده، واسه همین
‫امروز میرم خونه،

04:33.730 --> 04:38.640
‫ولی لطفا برگشتن به کار نمایش رو درنظر بگیر، سوئه‌هارو-اونی‌چان!

04:41.780 --> 04:43.700
‫بهت گفته بودم!

04:43.700 --> 04:48.190
‫تمام حافظه کورو، از وقتی که به تو اعتراف کرد و جواب منفی شنید

04:48.190 --> 04:51.170
‫تا موقع جشنواره فرهنگی، کاملا از بین رفته!

04:51.170 --> 04:51.930
‫چی...

04:51.930 --> 04:53.380
‫وایسا ببینم، میدوری.

04:53.380 --> 04:56.760
‫از کجا میدونی که کورو به من اعتراف کرد و جواب نه شنید؟

04:57.790 --> 05:00.120
‫خب، معلومه که کورو-نی به من نگفته!

05:00.120 --> 05:03.190
‫ولی از طرز رفتار این چیز هاش معلومه دیگه، میدونی؟

05:03.540 --> 05:05.790
‫هیچوقت فکرش رو هم نمیکردم که میدوری، اینقدر پر بینش باشه.

05:05.790 --> 05:09.370
‫ببخشید؟! میدونی که من یه دخترم!
‫این جور چیزها رو میتونم تشخیص بدم!

05:09.370 --> 05:11.970
‫پس میتونی یکم بیشتر شبیه دختر ها رفتار کنی.

05:14.520 --> 05:18.140
‫باشه، ببخشید. تو خیلی دختری.

05:18.140 --> 05:20.210
‫همم. خودت که میدونی.

05:20.650 --> 05:24.810
‫کجا رو داری نگاه میکنی، منحرف؟!

05:24.810 --> 05:25.670
‫تسلیمم! تسلیمم!

05:26.200 --> 05:30.380
‫ولی خب جدی، کورو-نی رو میخوای چه کار کنی، سوئه‌هارو؟

05:31.410 --> 05:32.720
‫هی، چه مرگت شده؟

05:32.900 --> 05:35.730
‫دوری-نی داره به همه اتفاقاتی که افتاده فکر میکنه،

05:35.730 --> 05:39.020
‫شکی نیست که هارو-نی هم خیلی استرس داره.

05:39.020 --> 05:40.440
‫فشار آوردن بهش خطرناکه.

05:40.660 --> 05:43.500
‫اول از همه، با توجه به اینکه از کورو-نی جواب نه شنیده،

05:43.500 --> 05:44.560
‫بهتره که بستری بشه.

05:45.770 --> 05:49.290
‫و مهم تر از همه، ویدیوی اون آپلود شده و بیشتر از
‫یه میلیون بازدید خورده.

05:49.290 --> 05:50.070
‫این در حد خودکشیه.

05:50.810 --> 05:55.050
‫اگه بهش بگی که اون به قدری به کورو-نی فشار آورده
‫که حافظه اش رو از دست داده،

05:55.050 --> 05:57.580
‫چاره ای جز سپّوکو براش باقی نمیمونه.
‫(نوعی خودکشی ژاپنی با دریدن شکم)

05:59.550 --> 06:00.830
‫هارو-نیسان؟!

06:00.990 --> 06:03.680
‫ببخشید، هارو-نی. قصدم این نبود.

06:06.380 --> 06:07.250
‫آخ.

06:07.880 --> 06:10.330
‫از اونجایی که تو کوچیک تری، عذرخواهی کافیه.

06:10.330 --> 06:12.510
‫وظیفه آدم بزرگتر از تو اینه که لبخند بزنه و فراموش کنه.

06:13.020 --> 06:14.270
‫هارو-نی...

06:14.270 --> 06:16.140
‫این دیالوگ کی بود؟

06:16.370 --> 06:18.610
‫ما-چان-سان، مار اسیدی.

06:18.610 --> 06:21.160
‫اون رو میشناسی؟! همون که تو یه سریال بازی میکرد یا چی؟!

06:21.160 --> 06:23.300
‫من طرفدارشم!

06:23.300 --> 06:26.160
‫شنیدم که قراره آهنگ جدیدش خیلی پرشور باشه!

06:26.160 --> 06:27.250
‫چیزی درباره اش میدونی؟

06:27.250 --> 06:30.030
‫نه، از وقتی که بازنشست شدم، هیچ تماسی باهاش نداشتم.

06:30.170 --> 06:36.490
‫هارو-نیسان، کورو نسان گفته که صبح میاد پیشت،
‫چون میخواد باهات حرف بزنه.

06:37.310 --> 06:39.210
‫سوئه‌هارو، سعی نکن که از دستش در بری.

06:39.210 --> 06:40.560
‫باشه، مشکلی نیست.

06:41.730 --> 06:44.420
‫هارو-نی، میخوای به کار نمایش برگردی؟

06:44.420 --> 06:47.610
‫کی این رو گفته؟ هنوز تصمیمم رو نگرفتم.

06:48.670 --> 06:53.120
‫اگه به کار نمایش بر میگشتی، خیلی بهت افتخار میکردم،

06:53.120 --> 06:54.760
‫ولی ناراحت هم میشدم.

06:55.740 --> 06:57.980
‫البته، سعی نمیکردم که جلوت رو بگیرم.

06:58.170 --> 06:59.300
‫آکانه...

06:59.680 --> 07:01.810
‫اگه یه حرف باشه که بتونم بگم، اینه که...

07:02.710 --> 07:06.300
‫هرچیزی که انتخاب کنی، عشق یا کار نمایش،

07:06.300 --> 07:09.740
‫با ذهنیت منفی فرار کردن از عشق، انتخابش نکن.‍

07:09.740 --> 07:12.720
‫ازت میخوام که با یه ذهنیت مثبت، این انتخاب رو بکنی.

07:12.720 --> 07:16.450
‫این تبدیل به یکی از بزرگترین تصمیمات زندگیت میشه.

07:17.950 --> 07:19.780
‫ممنون، آکانه.

07:22.630 --> 07:25.130
‫هارو-نی... د-دستام...

07:34.160 --> 07:35.550
‫هارو. صبح بخیر.

07:35.920 --> 07:38.460
‫سلام، صبح بخیر.

07:39.650 --> 07:42.080
‫کورو، چه قدر یادت مونده؟

07:42.080 --> 07:44.130
‫آخرین چیزی که یادته، چیه؟

07:44.130 --> 07:46.390
‫قبل از تعطیلات تابستون شروع شد.

07:46.900 --> 07:51.170
‫همه چیز رو تا وقتی که تصمیم گرفتم که به تو
‫اعتراف کنم، یادم میاد.

07:51.170 --> 07:54.240
‫اون ویدیو رو دیدم، و اصلا روحم هم خبر نداره که چرا اون کار رو کردم

07:54.240 --> 07:56.490
‫با وجود این که میدونم که دوستت دارم.

07:56.820 --> 07:58.510
‫تو چی فکر میکنی، هارو؟

07:58.510 --> 08:01.960
‫حتی بعد از کاری مزخرفی که کردم، باز هم
‫از من خوشت میاد؟

08:01.960 --> 08:03.960
‫من هنوز...

08:04.400 --> 08:05.460
‫نه.

08:07.170 --> 08:09.960
‫مشکلی نیست هارو. نمیخواد چیز دیگه ای بگی.

08:09.960 --> 08:13.130
‫میدونم که خیلی بد بهت صدمه زدم.

08:14.080 --> 08:14.960
‫متاسفم...

08:15.620 --> 08:16.630
‫کورو...

08:17.010 --> 08:19.270
‫ولی میخوام جبران کنم.

08:22.560 --> 08:25.060
‫ببخشید... ولی منظورم این نبود که...

08:26.660 --> 08:28.350
‫پس کارم اینقدر بد بوده.

08:30.000 --> 08:31.980
‫مهم نیست. چیزی نیست.

08:32.420 --> 08:35.050
‫هنوز که میتونم بهت نزدیک باشه، آره؟

08:35.050 --> 08:37.230
‫معلومه! اصلا چرا باید این سوال رو بکنی؟

08:37.510 --> 08:41.270
‫میخوام کسی باشم که دوباره بتونی بهش اعتماد کنی.

08:41.270 --> 08:42.900
‫اینطوری ها که میگی نیست!

08:42.900 --> 08:45.840
‫من نمیخوام همه مشکلات رو سر تو خالی کنم!

08:45.840 --> 08:49.710
‫مطمئنم که دلیل جواب نه دادنت بهم این بود که، داشتم
‫دوباره یه کار احمقانه انجام میدادم.

08:50.690 --> 08:51.650
‫پس...

08:52.610 --> 08:54.330
‫هارو، بیا از اول شروع کنیم.

08:54.500 --> 08:56.010
‫از اول؟

08:56.010 --> 08:59.570
‫بنظر من، ما از سوراخ اشتباهی شروع به بستن دکمه ها کردیم.
‫(شروع بدی داشتیم)

08:59.840 --> 09:04.070
‫اگه از سوراخ پیرهن اول شروع کنیم، مشکلی دیگه ای نخواهیم داشت.

09:04.350 --> 09:05.430
‫اشتباه میگم؟

09:05.700 --> 09:07.300
‫نه، اشتباه نمیگی.

09:07.810 --> 09:10.100
‫کورو، بهتره که ازت درخواست کنم.

09:10.100 --> 09:11.740
‫لطفا طرف من بمون.

09:11.740 --> 09:14.040
‫مطمئنم که که از این ضربه روحیت هم عبور میکنیم!

09:15.420 --> 09:16.460
‫ممنون.

09:23.740 --> 09:24.660
‫سو-چان...

09:24.660 --> 09:26.750
‫سلام، شیرو. چه خبر؟

09:31.970 --> 09:35.800
‫احتمالا مطبوعات جلوی در مدرسه منتظر تو باشن.

09:35.800 --> 09:38.180
‫ولی شیدا-سان که مشکلی نداره، مگه نه؟

09:39.500 --> 09:42.650
‫شیرو، رفتار تو با کورو خیلی غیر دوستانه اس.

09:42.910 --> 09:45.160
‫نمیخوام زورتون کنم که با همدیگه دوست باشین.

09:45.160 --> 09:47.900
‫ولی این که اون رو از قلم بندازی، کار جالبی نیست.

09:49.270 --> 09:51.520
<i>‫فکر میکردم که دارم کار درست رو میکنم.</i>

09:51.770 --> 09:52.470
‫هی...

09:53.130 --> 09:56.400
‫شیدا-سان دیروز زود از مدرسه رفت.

09:56.400 --> 09:57.490
‫الان حالش خوبه؟

09:58.830 --> 10:02.160
‫راستش بنظر میرسه که یکم دچار فراموشی شده باشه.

10:02.560 --> 10:04.320
‫فراموشی؟

10:05.360 --> 10:06.900
‫فعلا که اینطوریه.

10:07.080 --> 10:08.240
‫اهم!

10:08.240 --> 10:12.210
‫هارو، حالا بنظر میرسه با کاچی-سان بیش از حد 
‫دوست شده باشی.

10:12.210 --> 10:13.120
‫چه خبره؟

10:15.100 --> 10:17.210
‫در مورد دابطه ما کجکاوی؟

10:17.210 --> 10:19.220
‫خب آره. یه کوچولو.

10:21.530 --> 10:25.730
‫فکر نکنم که شیدا-سان واقعا حافظه اش
‫رو از دست داده باشه.

10:25.730 --> 10:28.080
‫ها؟ چرا اینطور فکر میکنی؟

10:28.080 --> 10:29.460
‫بصیرت زنانه اس دیگه.

10:31.930 --> 10:33.530
‫شیرو، این رو بسپارش به من.

10:33.900 --> 10:35.690
‫یه فکر خوب دارم.

10:36.030 --> 10:41.030
‫ اوساماکه: کمدی رمانتیکی که دوست دوران بچگی، نمی‌بازه

10:36.030 --> 10:41.030
<b>‫\hقسمت پنجم: 
‫دختری که حافظه اش رو از دست داده /
‫ تله سوسیس اختاپوس</b>

10:36.030 --> 10:41.030
‫پچ پچ

10:36.030 --> 10:41.030
‫آها!

10:44.740 --> 10:46.000
‫اتاق کتابخانه

10:45.120 --> 10:48.630
‫از اینکه من رو به یه ناهار خصوصی با خودت
‫دعوت کردی، خیلی خوشحالم.

10:48.830 --> 10:52.750
‫کورو، راستش امروز بنتو درست کردم.
‫(خوراک قابل حمل ژاپنی)

10:53.360 --> 10:56.270
‫میدوری بهم گفت که حس چشاییت تغییر کرده.

10:56.840 --> 10:58.370
‫میخوای یه گاز امتحان کنی؟

10:59.200 --> 11:01.310
‫کورو قبلا یه بار تجربه فراموشی داشت.

11:01.310 --> 11:04.600
‫عه، سوسیس اختاپوس! چه بامزه ان!

11:06.900 --> 11:08.680
‫نمیتونم!

11:09.160 --> 11:12.560
<i>‫پس مگه این که یه اتفاق به قدری بود بوده که
‫باعث فراموشی شده باشه،</i>

11:12.560 --> 11:14.410
<i>‫حس چشایی اون نباید تغییر کرده باشه.</i>

11:14.410 --> 11:19.220
<i>‫خودشه، امکان نداره که بتونه یه سوسیس اختاپوس
‫رو بخوره!</i>

11:19.220 --> 11:20.620
‫باشه. یکی میخورم.

11:21.680 --> 11:25.070
‫نمیدونم چرا، ولی انگار امروز خیلی
‫خوشمزه به نظر میاد.

11:25.410 --> 11:27.660
‫باشه، بهم غذا بده.

11:29.610 --> 11:32.670
‫چرا بدون باز کردن دهنت گفتی 
‫"بهم غذا بده"؟

11:32.670 --> 11:35.230
‫با کار‌هایی که خواهر بزرگترت می‌کنه مشکل داری؟

11:35.620 --> 11:38.640
‫اگه الان بیام نزدیک‌تر، فرار می‌کنی. نه؟

11:38.860 --> 11:41.440
‫عه، نه... باشه، آره، این کار رو میکنم.

11:41.440 --> 11:44.270
‫پس اگه تو بیای نزدیک‌تر به من چی میشه؟

11:44.270 --> 11:46.600
‫فهمیدم. تو برعکسش کردی.

11:46.600 --> 11:50.060
‫پس حالا که فهمیدی، میتونی بهم غذا بدی.

11:50.060 --> 11:53.730
‫دوباره، چرا بهم میگی بهت غذا بدم وقتی دهنت رو باز نکردی؟

11:56.610 --> 11:59.970
‫بذار روراست باشم باهات. تو خیلی قرمز شدی.
‫این داره منو خجالت‌زده می‌کنه.

12:02.490 --> 12:05.240
‫آشغال! آشغال! آشغال!

12:04.660 --> 12:08.110
‫آخ، آخ، آخ! منو ببخش، کوروها-اونی‌چان!

12:11.830 --> 12:13.260
‫کامل باز کن.

12:15.080 --> 12:17.370
‫اگه برای شروع این کار رو کرده بودی...

12:17.550 --> 12:19.720
‫هان؟ کورو، الان چی گفتی؟

12:19.720 --> 12:23.390
‫خفه شو!  نمی‌خواستم تو بشنوی صدامو، به هر حال!

12:23.390 --> 12:27.640
‫باشه... خوبه پس.

12:28.170 --> 12:29.260
‫داره میاد.

12:35.130 --> 12:36.430
‫امم، خوبه!

12:36.750 --> 12:38.820
<i>‫اون واقعا فراموشی گرفته.</i>

12:39.330 --> 12:43.330
‫خلاصه، این درسته که داری به آژانس قدیمیت برمیگردی؟

12:43.330 --> 12:45.480
‫اوه، اونا درباره اش بهت گفتن؟

12:45.480 --> 12:46.790
‫تقریبا فراموش کرده بودم. ایناهاش.

12:47.030 --> 12:49.740
‫رئیس و مدیرعامل

12:47.620 --> 12:49.740
رئیس آژانس اون فیلم رو دیده

12:50.030 --> 12:52.170
‫و به تو علاقه‌مند شده.

12:52.490 --> 12:54.670
‫اون می‌خواد تو همراهم بیای.

12:54.670 --> 12:55.630
‫داری برمی‌گردی؟

12:56.220 --> 12:57.440
‫هنوز نمی‌تونم تصمیم بگیرم.

12:57.860 --> 13:00.580
‫پس فهمیدم که شاید منم برم و باهاش صحبت کنم.

13:02.240 --> 13:04.330
‫تو مخالف برگشتن منی؟

13:04.550 --> 13:06.630
‫اگر من باید یکیشو انتخاب می‌کردم، آره.

13:06.630 --> 13:10.790
‫چون من دیدم که چقدر درد رو پشت سر گذاشتی.

13:10.790 --> 13:13.950
‫اما تو خیلی خوب توی اون ویدیو رقصیدی.

13:14.580 --> 13:16.510
‫ممنونم ازت، کورو.

13:16.510 --> 13:17.700
‫من؟

13:19.950 --> 13:23.770
<i>‫این توصیه‌ی تو بود که کمکم کرد برگردم.</i>

13:24.250 --> 13:26.560
<i>‫بدون اون، هیچوقت نمی‌تونستم موفق شم.</i>

13:27.420 --> 13:31.700
<i>‫و حالا هنوز هیچی ازش رو یادت نمیاد.</i>

13:31.700 --> 13:32.670
‫هارو؟

13:37.430 --> 13:40.450
<i>‫من ناراحتم که همه خاطراتت رو از دست دادی.</i>

13:44.870 --> 13:46.710
‫ممنونم ازت، هارو.

13:46.710 --> 13:49.050
‫اون اشک ها به خاطر منن، آره؟

13:49.340 --> 13:50.220
‫کورو..

13:50.610 --> 13:52.720
‫خواهر بزرگت خیلی خوشحاله.

13:53.330 --> 13:56.580
‫هارو... منم باهات به آژانس میام.

13:56.930 --> 13:59.120
‫به شغل بازیگری و نمایش علاقه داری؟

13:59.120 --> 14:03.470
‫نه، اما می‌خوام تو هر تصمیمی که می‌گیری، همراهت باشم.

14:03.830 --> 14:04.760
‫باشه.

14:05.290 --> 14:06.880
‫واه، صبر کن!

14:06.880 --> 14:08.100
‫بزار برم تو!

14:08.500 --> 14:09.680
‫کاچی!

14:09.680 --> 14:10.590
‫سو-چان!

14:10.590 --> 14:12.340
‫این درسته که دارین درباره‌ی برگشتن بحث می‌کنید؟

14:12.590 --> 14:15.070
‫صبر کن، وقتی همین الان گفتمش، چطوری فهمیدی؟

14:16.080 --> 14:17.040
‫اون.

14:17.310 --> 14:19.650
‫کاچی از رینا خواست این کار رو بکنه.

14:19.970 --> 14:20.760
‫چی؟

14:21.330 --> 14:22.760
‫منو ترسوندی، خانم.

14:22.760 --> 14:24.650
‫کای-کون، تو بهش گفتی.

14:24.650 --> 14:26.630
‫خب اگه گفته باشم چی؟ هان؟

14:26.810 --> 14:28.460
‫ازت متنفرم!

14:28.740 --> 14:31.830
‫اصلا از این که دخترا ازت متنفر شن نمیترسی، نه؟

14:31.830 --> 14:34.730
‫خب، دخترایی که ازم خوششون نمیاد، برام مهم نیستن.

14:36.160 --> 14:39.320
‫شیرو. میتونی از این کار راضی باشی؟

14:39.320 --> 14:40.360
‫سو-چان...

14:40.360 --> 14:42.890
‫لعنت، دردم اومد، سوئه‌هارو.

14:42.890 --> 14:46.490
‫چی؟ این موضوع رو عوض کرد، باید ازم ممنون باشی تتسوهیکو.

14:46.690 --> 14:50.750
‫چی گفتی؟ من همین الان به خاطر هیچی کتک خوردم.

14:47.500 --> 14:50.010
‫چرا تو هم ناهارت رو نمیاری اینجا، کاچی-سان؟

14:50.010 --> 14:52.250
‫این یک مدت طول می‌کشه.

14:50.750 --> 14:52.440
‫تو کسی هستی که دعوا می‌کنی.

14:52.450 --> 14:53.950
<b>‫20 دقیقه بعد</b>

14:55.970 --> 15:01.790
‫کاچی، هدف تو اینه که سوئه‌هارو تو داستانی که نوشتی،
نقش اول رو بازی کنه، آره؟

15:01.790 --> 15:03.890
‫درسته. خب که چی؟

15:03.890 --> 15:07.120
‫پس تو طرفدار بازگشتش به شغل بازیگری هستی؟

15:07.350 --> 15:08.900
‫البته که هستم.

15:08.900 --> 15:11.440
‫میخوام سو-چان رو دوباره درحال بازی ببینم.

15:11.440 --> 15:12.880
‫با خودت تناقض نداری؟

15:13.070 --> 15:16.600
‫حاشیه رفتن کافیه. می‌خوای به چی برسی؟

15:16.600 --> 15:20.690
‫هه... این برات خیلی واضحه.

15:21.320 --> 15:22.780
‫کانال اولترامارین؟

15:22.770 --> 15:29.860
<b>‫"کانال اولترامارین "</b>

15:23.010 --> 15:26.820
‫داشتم فکر می‌کردم که با باشگاه سرگرمی چی کار کنیم،

15:26.820 --> 15:29.850
‫و این یکی از راه هاییه که می‌خوام برم.

15:29.860 --> 15:33.370
<b>‫"راه انداختن کانال وی‌تیوبِ اولترامارین
‫برای باشگاه سرگرمی، "
‫" پست کردن ویدیو "
‫" تولید تبلیغات تجاری، سریال و غیره "</b>

15:30.090 --> 15:33.360
‫و موضوع اینه که ما هرکاری که باحاله می‌کنیم؟

15:33.360 --> 15:36.680
‫پس باشگاه سرگرمی می‌خواد به ویتوبرز تبدیل بشه؟

15:36.680 --> 15:40.190
‫این بخشی ازشه، نه کُلش.

15:40.630 --> 15:43.880
‫داری برنامه‌ریزی می‌کنی که عضو یک آژانس بازیگری بشی؟

15:43.880 --> 15:46.020
‫اگه برگردم، برنامه همینه. آره.

15:46.020 --> 15:49.560
‫اگه سرت با این کار همیشگی خیلی شلوغ بشه،
‫مدرسه رو ول میکنی؟

15:50.500 --> 15:51.720
‫می‌بینی؟

15:51.720 --> 15:55.840
‫نباید وقتی هنوز دبیرستانی هستی، از چیزایی که دبیرستانی‌ها دارن لذت ببری؟

15:55.840 --> 15:57.080
‫این چیزیه که بهش فکر می‌کردم.

15:57.520 --> 16:00.040
‫می‌تونی به عنوان یک بزرگسال وارد شغل بازیگری بشی،

16:00.040 --> 16:01.830
‫ولی تنها فرصت تو برای بودن توی دبیرستان
‫همین الانه.

16:01.830 --> 16:02.880
‫درسته...

16:03.320 --> 16:04.310
‫و کاچی...

16:04.640 --> 16:08.000
‫اگه میخوای که سوئه‌هارو، ستاره داستانی که
‫نوشتی باشه،

16:08.000 --> 16:10.420
‫لازم نیست حتما تو فیلم یا سریال تلویزیونی باشه.

16:10.420 --> 16:13.050
‫میتونی تو کانال اولترامارین خودمون درستش کنی.

16:13.360 --> 16:15.280
‫دنبال شهرت من هستی؟

16:15.520 --> 16:18.060
‫آره، البته که همینه.

16:18.060 --> 16:21.880
‫اما بیشتر از اون، به یکی که می‌تونه برنامه‌ریزی و داستان بنویسه نیاز داریم.

16:21.880 --> 16:26.880
‫حس میکنم که تو تنها کسی هستی که میتونه
‫از سوئه‌هارو بهترین ها رو بسازه.

16:27.450 --> 16:28.580
‫اشتباه می‌کنم؟

16:28.810 --> 16:31.150
‫فکر می‌کنی من کی هستم؟

16:31.150 --> 16:35.550
‫هیچکس نمی‌تونه مثل من بهترین چیز ها رو تو سو-چان
‫بسازه.

16:35.550 --> 16:40.180
‫حس می‌کنم فقط داری آسون ترین بخش های این کار رو
‫بهمون میگی.

16:40.660 --> 16:46.110
‫صادقانه بگم، آدمی نیستی که درباره‌ی انجام دادن کارای
‫باحال با ما صحبت کنی.

16:46.110 --> 16:48.560
‫یه دلیل مهم تر برای این کار هست، نه؟

16:49.970 --> 16:53.890
‫تحسین برانگیزه، شیدا-چان. نمیگم نیست.

16:54.350 --> 16:57.490
‫اما به این معنی نیست که هرچیزی که گفتم دروغه.

16:57.490 --> 16:58.870
‫بهت قول میدم.

17:00.380 --> 17:02.320
‫پس بیشتر سوال نمی‌کنیم.

17:02.610 --> 17:03.790
‫سو-چان...

17:04.000 --> 17:07.860
‫تتسوهیکو بیشتر از چیزی که می‌خواد بهمون نمیگه. حتی اگر بپرسیم.

17:09.490 --> 17:14.150
‫و با اینکه بدم میاد اعتراف کنم، این واقعا به نظرم سرگرم کننده میاد.

17:14.150 --> 17:19.100
‫انگار برای سلطه بر جهان، شب و روز تو پایگاه های مخفی کار می‌کنیم.

17:19.100 --> 17:20.550
‫این دقیقا چیزیه که به من میخوره.

17:20.800 --> 17:24.300
‫پس من ، تو و شیرو اولین اعضا هستیم؟

17:24.440 --> 17:26.950
‫نه. شیدا-چان هم هست.

17:29.010 --> 17:32.340
‫تتسوهیکو، بذار من این برنامه رو ببرم خونه.

17:32.340 --> 17:36.450
‫بعد از اینکه با آژانس صحبت کردم، تصمیم می‌‌گیرم که
‫برگردم یا این کار رو با تو انجام بدم.

17:36.450 --> 17:37.520
‫قبول؟

17:37.520 --> 17:41.810
‫باشه، ولی در این صورت سوئه‌هارو، منم با خودت به آژانس ببر.

17:41.810 --> 17:43.740
‫هان؟ چرا تو؟

17:45.890 --> 17:46.700
‫لطفا.

17:48.520 --> 17:51.030
‫باشه، خیلی خب، خیلی خب.

17:51.030 --> 17:52.710
‫فقط اینطوری نباش.

17:53.040 --> 17:56.040
‫می‌دونم. فقط میخوام این‌بار همراهت بیام.

17:56.330 --> 17:57.770
‫منم می‌خوام بیام.

17:58.030 --> 18:01.270
‫منم می‌خوام باهاتون باشم و بشنوم درباره‌ی چی بحث میشه.

18:01.270 --> 18:01.920
‫می‌تونم؟

18:02.180 --> 18:03.230
‫خیلی خب.

18:04.640 --> 18:08.100
<b>‫"کانال اولترامارین "</b>

18:05.000 --> 18:07.870
<i>‫شغل بازیگری یا زندگی روزمره...</i>

18:11.140 --> 18:15.120
<i>‫درست می‌گفتی آکانه. باید به بهش مثبت نگاه کنم.</i>

18:18.730 --> 18:20.670
‫هاردی پرو...

18:20.670 --> 18:24.160
‫این جاییه که منو تو اولین بار همو دیدیم.

18:24.650 --> 18:26.110
‫اسمت چیه؟

18:26.530 --> 18:27.960
‫بمیر، آشغال.

18:28.460 --> 18:32.750
‫با همه بد حرف می‌زدی و هیچوقت سعی نمی‌کردی باهاشون کنار بیای.
‫تو واقعا شیطون بودی.

18:33.270 --> 18:35.510
‫اما با گذشت زمان فهمیدم  که،

18:35.510 --> 18:38.560
‫کارهایی که برای به دردسر انداختن من کردی،
‫باورنکردنی بود.

18:38.890 --> 18:42.400
‫باعث شد فکر کنم، " صبر کن. شاید واقعا خیلی استعداد داره؟ "

18:42.400 --> 18:45.840
‫از اون به بعد، تنها چیزی که دوست داشتم، بازیگری تو بود.

18:46.420 --> 18:49.090
<i>‫تو حالت عادی حوصله سر بر بودی.</i>

18:49.090 --> 18:51.560
<i>‫اما وقتی بازی می‌کردی، تغییر می‌کردی.</i>

18:51.830 --> 18:56.640
<i>‫استعدادت مخصوص سرگرم کردن مردم بود.</i>

18:56.640 --> 18:58.970
<i>‫برای همین همیشه فکر می‌کردم،</i>

18:58.970 --> 19:01.760
<i>‫"استعدادش خیلی خالصه."</i>

19:02.500 --> 19:05.590
‫کاری کن که بهت ایمان بیارم، سوئه‌هارو-اونی‌چان.

19:06.510 --> 19:07.610
‫چیزی گفتی؟

19:07.610 --> 19:09.310
‫نه. هیچی!

19:15.290 --> 19:17.500
‫خب، ما هممون اینجاییم.

19:17.500 --> 19:18.420
‫بریم.

19:21.080 --> 19:24.270
‫وای! شخصِ مارو-چان! خوبه!

19:24.270 --> 19:27.100
‫تو هاله‌ی خاصی داری. آوه آره!

19:27.100 --> 19:29.680
‫نمی‌دونم چیه، ولی پیداش می‌کنم.

19:29.680 --> 19:33.540
‫نه رئیس، شما کسی هستین که هاله پرشوری داره.

19:33.540 --> 19:36.310
‫شما باید مظهر شیک پوشی باشید!

19:36.310 --> 19:37.040
‫واقعا؟

19:37.040 --> 19:37.660
‫هارو...

19:37.660 --> 19:38.660
‫سو-چان...

19:38.820 --> 19:41.770
‫این سوئه‌هارو-اونی‌چانِ منه!‌ عالیه!

19:44.380 --> 19:47.450
‫خب چی میگی، مارو-چان؟ می‌خوای برگردی؟

19:47.450 --> 19:48.810
‫می‌خوای، درسته؟

19:48.810 --> 19:52.040
‫خب، راستش... من تو انتخاب کردن مشکل دارم.

19:52.040 --> 19:53.660
‫باید با مدرسه تعادل داشته باشه.

19:53.660 --> 19:55.500
‫درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

19:55.500 --> 19:57.670
‫الان وقت اینه که پولدار بشی!

19:57.670 --> 20:00.400
‫لازم نیست که نگران مدرسه رفتن باشی.

20:00.400 --> 20:01.430
‫درسته؟

20:01.430 --> 20:03.300
‫خب، منظورم اینه که، ام...

20:04.220 --> 20:07.600
‫شیدا-چان، میخوای اولین بازیت رو انجام بدی. نه؟

20:07.600 --> 20:08.730
‫نمی‌خوای؟

20:08.730 --> 20:10.760
‫آم، درباره‌ی اون...

20:10.760 --> 20:13.340
‫نمی‌خوای بگی که نمی‌خوای. نه؟

20:16.320 --> 20:19.770
‫بله. امروز اومدم اینجا که پیشنهاد شما رو رد کنم.

20:23.150 --> 20:26.810
‫شیدا-چان، اگر الان با مارو-چان بازی کنی،

20:26.810 --> 20:28.840
‫می‌تونی توی سه سال، صد میلیون پول در بیاری.

20:30.070 --> 20:33.030
‫و مارو-چان، میتونی تو سه سال سیصد میلیون درآمد داشته باشی.

20:33.030 --> 20:36.910
‫اگه اون‌طوری که من برنامه‌ریزی می‌کنم پیش بره، اون مقادیر کاملا امکان پذیرن.

20:36.910 --> 20:38.080
‫سیصد میلیون...

20:38.710 --> 20:41.080
‫تتسوهیکو! اگه اونقدر می‌تونم پول دربیارم،

20:41.080 --> 20:44.000
‫میشه از رینا بخوام کارای منحرفانه انجام بده و اونم نه نمیاره. درسته؟!

20:44.000 --> 20:47.700
‫این حقیقت که ذهنت سمت این موضوع رفت، حال بهم زنه، حتی منم شوکه شدم.

20:47.700 --> 20:48.560
‫هارو...

20:48.850 --> 20:50.100
‫سو-چان...

20:50.680 --> 20:55.600
‫نگران نباش. من بهت همه چیز رو از اول آموزش میدم.

20:57.350 --> 21:03.160
‫راستش، من یک حامی مالی بزرگ دارم که میخواد مارو-چان ستاره‌ی تبلیغ تجاریش باشه.

21:03.160 --> 21:05.420
‫با اونا اینجا بعدا ملاقات میشه.

21:05.420 --> 21:08.230
‫ازت می‌خوام که باهاشون ملاقات کنی و یک سلامی ‌بکنی.

21:08.230 --> 21:12.910
‫و اگه تو هم توی تبلیغ هستی، شیداچان، این حتی خبر بزرگتری میشه!

21:12.910 --> 21:16.590
‫انجامش میدی شیدا-چان، نه؟
‫داریم درباره‌ی صد میلیون حرف می‌زنیم.

21:16.590 --> 21:20.160
‫خب... من واقعا از پیشنهاد شما ممنونم،

21:20.520 --> 21:21.520
‫ولی متاسفم.

21:21.520 --> 21:23.860
‫همین الان نگفتی که ممنونی؟

21:23.860 --> 21:26.000
‫پس دلیل انجام ندادنش چیه؟

21:26.270 --> 21:29.290
‫میگم که... پول مهمه،

21:29.290 --> 21:30.900
‫اما اولویت های من کسایی هستن که نزدیکمن...

21:30.900 --> 21:35.080
‫با پول، می‌تونی زندگی تمام نزدیکانت رو راحت تر کنی.

21:35.080 --> 21:37.310
‫نمی‌خوای از پدرمادرت به خوبی نگهداری کنی؟

21:37.310 --> 21:40.210
‫البته که می‌خوام، ولی...

21:40.210 --> 21:42.640
‫پس انجامش بده. وارد تجارت بازیگری شو.

21:43.130 --> 21:43.970
‫هی...

21:43.240 --> 21:45.790
‫همون‌طور که بارها بهتون گفتم،

21:45.790 --> 21:47.600
‫امروز اومدم اینجا که پیشنهادتون رو رد کنم....

21:47.600 --> 21:50.870
‫شیدا-چان، تو اصلا سرگرم‌کننده نیستی.

21:50.870 --> 21:52.960
شاید پدر مادرت تو رو خوب تربیت نکردن؟

22:06.330 --> 22:08.990
‫جرات نداری دوستِ دوران بچگی من رو مسخره کنی.

22:10.340 --> 22:20.340
‫ مترجمین: mmli_sm و PulSeDeaD

22:10.340 --> 22:20.340
کاری از تیم ترجمه انیمه لیست
‫AnimDL.ir | @AnimeList_ir
