WEBVTT

00:01.600 --> 00:03.870
در قرن 21در ژاپن

00:03.870 --> 00:08.170
خانواده ی خون آشامی زندگی میکردن

00:08.170 --> 00:11.340
اونا با مخفیانه خوردن خون انسان ها زندگی میکردن

00:11.340 --> 00:13.940
البته خون خیلی کمی از انسانها رو میخوردن

00:13.940 --> 00:14.280
خانواده ی ماکا خون کمی رو از انسانها میخوردن

00:14.280 --> 00:18.980
اما دختر بزرکشون کارین رازی داره که نمیخواد دیگران از اون با خبر بشن

00:19.650 --> 00:22.950
اون خون آشامی غیر نرمالیه که

00:22.950 --> 00:24.850
به طور معمول خون انسان ها رو نمیخوره

00:25.390 --> 00:25.850
نه,به جای خون آشام اون یه تولیدکننده ی خون خون آشام بود

00:25.850 --> 00:28.760
خون آشام تولید کننده ی خون
اوه,نه اون خون تولید میکنه

00:28.760 --> 00:30.950
سازنده ی خون خون آشام

00:31.990 --> 00:34.090
!!چقدر شرم آور

02:14.460 --> 02:16.360
خوشمزه بود

02:18.400 --> 02:20.370
خوشمزه بود,هاه؟

02:22.000 --> 02:25.560
هیچکس تو خونه تا حالا بهم همچین چیزی نگفته بود

02:26.410 --> 02:30.250
از این حرفش خوشحال شدم
!نه-این طور نیست

02:30.250 --> 02:33.050
!من نمیخوام یه داستان رمانتیک کمدی رو شروع کنم

02:33.050 --> 02:35.720
این کار رو فقط برای جلوگیری از خون دماغم میکنم

02:35.720 --> 02:38.580
!اوه,خدای من

02:38.790 --> 02:43.720
ترجمه از:ساشلی
http://forums.animworld.net/index.php

02:44.790 --> 02:47.730
امروز غذا چی آوردی؟

02:48.760 --> 02:50.300
!لعنتی

02:50.300 --> 02:52.500
...همش به فکر غذا درست کردن بودم که

02:52.500 --> 02:55.960
اصلا یادم رفتش که چه شکلی باید بهش بدم

02:58.410 --> 03:01.840
...دفعه ی پیش,اوسویی-کون بدونه اینکه من بدونم غذا رو گرفته بود

03:01.840 --> 03:04.210
اما یه اتفاق که دوبار نمیفته

03:04.610 --> 03:06.650
...چیکار کنم

03:06.650 --> 03:09.550
کارین,بیا بریم غذا بخوریم
کارین؟

03:09.550 --> 03:11.520
بزارم تو قفسه اش؟

03:11.520 --> 03:14.280
نه,اگه نره سراغش که زحمتم به هدر میره

03:14.460 --> 03:17.520
بزارم پشت در خونه شون؟
الان دیگه خیلی دیر شده؟

03:17.890 --> 03:20.530
آه!چیکار کنم!؟

03:20.530 --> 03:22.120
چی رو؟

03:22.460 --> 03:25.590
باید راهی پیدا کنم تا ظرف غذا رو به اوسویی-کون بدم

03:27.940 --> 03:32.100
!ما-ماکی
برای اوسویی-کون؟ظرف غذا؟

03:33.510 --> 03:36.810
!آه,عاشق شدی؟
!نه

03:44.090 --> 03:45.790
خدای من.برای چی این کار رو کردی؟

03:45.790 --> 03:48.220
خب آخه تو حرفای عجیب غریبی رو داشتی میزدی

03:48.220 --> 03:52.590
اما برای کسی که تا حالا تجربه ی عشقی نداشته

03:52.590 --> 03:55.120
...میخواد به یه پسر ظرف غذا بده

03:55.430 --> 03:57.870
هی,واقعا عاشق شدی؟

03:57.870 --> 04:00.640
چرا-چرا همش همین به ذهنت میرسه؟

04:00.640 --> 04:03.610
خب,تو وقتی از زیر کلاس در میرفتی

04:03.610 --> 04:06.570
اوسویی-کون میومد دنبالت,درسته؟

04:06.570 --> 04:09.640
از اون موقع تا حالا فکرش و میکردم که باید یه خبرایی باشه

04:09.640 --> 04:11.510
...خب- اون

04:11.510 --> 04:13.140
...خب- اون

04:13.450 --> 04:16.650
خب,اوسویی-کون فقط به من کمک کرد

04:16.650 --> 04:20.820
چی؟
خب,من همیشه از کم خونی غش میکنم

04:22.190 --> 04:24.560
مثله همیشه,آره؟

04:24.560 --> 04:26.560
آره

04:26.560 --> 04:29.800
...اون موقع اوسویی-کون بهم کمک کرد

04:29.800 --> 04:32.270
بخاطر همینم میخوام به عنوان تشکر این ظرف غذا رو بهش بدم

04:32.430 --> 04:34.840
اَه,همش همین بود

04:34.840 --> 04:36.800
برای گمراه کردن ماکی,انگار خودمم یه بهونه

04:36.800 --> 04:38.930
! دستم اومد که غذا رو به اوسویی-کون بدم

04:39.240 --> 04:41.170
!ماکی,ممنونم

04:42.040 --> 04:44.710
اما,یکم بد شد

04:46.410 --> 04:49.550
میدونی,تو همیشه نسبت به پسرا ذهنیت بدی داری

04:49.550 --> 04:51.710
به پسرا ذهنیت بدی داری
!دختر خون دماغی

04:53.760 --> 04:56.160
خب,البته

04:56.160 --> 04:58.290
زیاد مهم نیست

04:58.290 --> 05:01.230
خیلی راحت میری بهش یه ممنونم میگی
آه,راست میگی

05:01.230 --> 05:03.250
آه,همین کار رو میکنم

05:04.370 --> 05:05.700
هاه؟

05:05.700 --> 05:08.600
اوه,راستی یادم رفت بهت بگم

05:08.600 --> 05:11.440
اوسویی-کون چند دقیقه پیش از کلاس رفت بیرون

05:11.440 --> 05:13.600
...زودتر میگفتی

05:13.640 --> 05:15.510
کتابخونه

05:20.680 --> 05:23.080
از اون شب به بعد بود که مامان اخلاقش یه جور دیگه شد

05:23.750 --> 05:25.410
خاطرات یه احمق

05:25.590 --> 05:28.650
!اوه,خدای من!چقدر احمقانه بود

05:31.360 --> 05:33.920
!خب!حالا وقته شستن لباساست

05:44.410 --> 05:46.740
!خب,من میرم دیگه

05:46.740 --> 05:50.070
حتما یه کار خوب دیگه پیدا میکنم

05:52.110 --> 05:55.570
اون خیلی شاد و پر انرژی شده

05:57.050 --> 05:59.650
...قبلا همیشه ناراحت بود

06:00.660 --> 06:03.490
و سعی میکرد پیش من لبخند بزنه

06:04.590 --> 06:07.860
خب البته,من دوست دارم که اون همیشه خوشحال باشه

06:07.960 --> 06:10.860
اما یه جورایی هم حس میکنم نمیتونم بپذیرمش

06:11.900 --> 06:14.000
...اون روز خود ماکا بود

06:14.000 --> 06:17.560
...اون جای دندونا روی گردن مامانم ماله ماکا است

06:17.610 --> 06:19.840
افسانه ی خون آشام

06:20.540 --> 06:24.570
خب,مطمئنم اومدنم به اینجا پایان
 دادن به فکرهای احمقانه ایه که میکنم

06:30.890 --> 06:33.790
خون آشام ها از خفاش ها برای درست کردن حصاری استفاده میکنن که

06:33.790 --> 06:36.690
خونه و قلمروشون رو کسی پیدا نکنه

06:37.560 --> 06:40.830
اون حصار حتی بهترین شکارچی رو هم میتونه گیج کنه

06:40.830 --> 06:44.290
و میتونه از ورود هر بیگانه ای هم جلوگیری کنه

06:44.900 --> 06:46.370
...حالا که دارم فکرش و میکنم

06:46.370 --> 06:50.240
اون روز نتونستم خونه ی ماکا رو پیدا کنم

06:51.340 --> 06:54.640
...بعدشم اون جای دندون رو گردن مامان هم

06:54.910 --> 06:57.570
ماکا...یه خون آشامه؟

06:58.850 --> 07:00.640
اوه,پس اینجایید

07:01.350 --> 07:03.040
!ما-کا

07:04.990 --> 07:07.620
...انتظارش و نداشتم که تو کتابخونه باشی

07:07.620 --> 07:09.490
بخاطر همینم خیلی دنبالت گشتم

07:09.490 --> 07:11.750
...باید یه چیزی رو مطمئن میشدم

07:11.830 --> 07:14.950
خب؟چیزی لازم داری؟

07:16.600 --> 07:19.230
آروم باش
درسته

07:19.230 --> 07:23.360
خیلی راحت بهش بده
اینطوری خوشحالش میکنی

07:23.910 --> 07:26.870
..اگه هنوز غذا نخوردید

07:26.870 --> 07:29.340
بخاطر کمکی که در روزهای پیش بهم کردید

07:29.380 --> 07:30.810
افسانه ی خون آشام

07:34.020 --> 07:35.680
...اوه,نه!این

07:35.680 --> 07:39.950
چیزی نیست
بله,چیزی نیست

07:41.690 --> 07:44.950
متاسف-متاسفم که مزاحمتون شدم

07:45.160 --> 07:46.750
!هی

07:48.160 --> 07:48.900
عجیبه

07:48.900 --> 07:51.530
بعد از اینکه اینو دید فرار کرد

07:51.530 --> 07:52.560
افسانه ی خون آشام

07:55.570 --> 07:57.640
چی-چیکار کنم؟

07:57.640 --> 08:00.710
اگه اوسویی-کون بفهمه که

08:00.710 --> 08:03.180
من یه خون آشامم...چی؟

08:04.850 --> 08:07.550
کارین,اینکه به مردم میخوای حمله کنی

08:07.550 --> 08:10.240
به معنی اینه که دیگه بزرگ شدی

08:10.420 --> 08:12.480
مطمئن شو که کسی به هویتت پی نبره

08:12.550 --> 08:16.290
چرا؟چرا باید به صورت راز نگهش دارم؟

08:16.290 --> 08:17.690
چقدر احمقی

08:17.690 --> 08:22.220
انسان ها هرگز هیولاهایی مثله ما رو نمیپذیرن

08:22.400 --> 08:24.930
مگه داستان اجدادمون رو فراموش کردی که

08:24.930 --> 08:26.630
چه شکلی از کشورشون بیرونشون کردن؟

08:26.970 --> 08:28.440
اگه کسی رازت و فهمید
ما حافظه اش و پاک میکنیم

08:28.440 --> 08:31.270
اهمیتی هم نداره اون کیه

08:31.340 --> 08:32.910
فهمیدی؟

08:32.910 --> 08:36.210
پس در این صورت
حافظه ی اوسویی-کون

08:38.950 --> 08:42.810
نه هنوز که مطمئن نیستم فهمیده

08:42.880 --> 08:45.850
من تصمیم گرفتم که اوسویی کون رو خوشحال کنم

08:45.850 --> 08:48.050
تا دیگه خون دماغ نشم

08:59.000 --> 09:02.300
...اگه ماکا...واقعا یه خون آشام باشه

09:02.800 --> 09:04.540
چقدر امروز گرمه

09:04.540 --> 09:07.510
اما نور آفتاب خیلی خوبه

09:09.010 --> 09:12.150
تو تو آفتاب خون دماغ میشی اما بازم آفتاب و دوست داری,کارین

09:12.150 --> 09:14.250
اینطور فکر میکنی؟

09:14.250 --> 09:18.180
!نگاه کن!نگاه کن
اینو خواهرم بهم داد

09:18.290 --> 09:20.750
!واو,چقدر قشنگه

09:25.160 --> 09:27.390
به نظر میرسه کلی سیر برامون آوردن

09:33.730 --> 09:35.730
!ک-کمک

09:37.000 --> 09:40.570
...اون باید تو آب ضعیف باشه که

09:47.380 --> 09:49.350
...هر چی بیشتر نگاش میکنم

09:49.450 --> 09:51.520
اصلا شبیه یه

09:51.520 --> 09:53.580
خون آشام نیست

09:54.090 --> 09:55.610
...اما

09:55.990 --> 09:58.980
چجوری اتفاقی رو که برای مامان افتاد و توضیح بدم

10:07.200 --> 10:10.760
فکر کنم باید از خودش بپرسم

10:12.310 --> 10:13.900
چی شده؟

10:14.040 --> 10:17.110
اوسویی-کون یه جور خیلی ترسناکی این بر رو داره نگاه میکنه

10:17.110 --> 10:20.380
هاه؟نفهمیده بودی
چی رو؟

10:20.920 --> 10:25.290
اوسویی-کون تازگیا خیلی به تو خیره میشه

10:25.290 --> 10:28.920
...وقتی میای مدرسه,یا سر کلاس

10:28.920 --> 10:31.650
نگاهش خیلی مشتاقانه است

10:32.190 --> 10:34.260
هی!شاید عشق باشه؟

10:34.260 --> 10:36.560
حداقل اینه که اوسویی-کون

10:36.560 --> 10:39.300
ازت متنفر نیست,کارین

10:39.300 --> 10:42.130
...اون یه چیزایی فهمیده

10:42.840 --> 10:44.830
که من چیم...

10:44.970 --> 10:47.580
ماکا,میتونم باهات حرف بزنم؟
!متاسفم,ماکی

10:47.580 --> 10:50.270
!کاری دارم باید برم
!زودتر میرم

10:52.550 --> 10:55.250
کارین...زیاد با پسرها میونه ی خوبی نداره

10:55.250 --> 10:57.850
اگه میخوای بهش نزدیک بشی

10:57.850 --> 11:00.010
باید بیشتر حواست و جمع کنی,اوسویی-کون

11:05.030 --> 11:08.090
آخرشم نتونستم هیچی از ماکا بپرسم

11:08.630 --> 11:11.530
حس میکنم که خیلی جلوی من محتاط رفتار میکنه

11:15.570 --> 11:18.370
چه لباس عجیب غریبی اون دختر پوشیده

11:19.670 --> 11:21.300
اونی-چان

11:24.810 --> 11:27.250
اونی-چان شما سوالاتی رو در ذهنتون دارید که میخواید

11:27.250 --> 11:29.180
هر جور شده براشون جوابی رو پیدا کنید,درست میگم؟

11:30.850 --> 11:33.520
..اون هیچکار بدی رو نمیکنه

11:33.520 --> 11:36.350
پس لزومی نداره خیلی بهش فشار بیاری...

11:37.190 --> 11:39.390
هی,داری درباره ی چی حرف میزنی؟

11:39.390 --> 11:41.530
یه هشدار

11:41.530 --> 11:44.160
وگرنه مجبورم ذهنت رو پاک کنم

11:44.500 --> 11:46.500
حتی اگرم تو حقیقت رو فهمیدی

11:46.500 --> 11:49.700
میخوای با اونی-چان چیکار کنی؟

12:05.620 --> 12:07.590
من بهت هشدار داده بودم

12:07.590 --> 12:10.960
اگه به اونی-چان فشار بیاری من,حافظه ات رو از بین میبرم

12:10.960 --> 12:14.190
!صبر کن
!من نمیفهمم

12:14.400 --> 12:16.520
فرقی نداره

12:21.670 --> 12:23.140
آوچ

12:23.540 --> 12:26.370
چی؟ما-مامان؟

12:26.370 --> 12:30.040
!دیرت میشه ها
!زود باش آماده شو

12:30.780 --> 12:32.580
فقط خواب بود؟

12:32.880 --> 12:35.180
امروزم مامان اینجوریه,هاه؟

12:41.360 --> 12:43.320
صبح-صبح بخیر,ماکا

12:43.320 --> 12:45.720
...صبح بخی...صبح بخی....صبح بخی

12:45.960 --> 12:47.660
!صبح بخیر

12:49.100 --> 12:51.260
درمانگاه

12:52.070 --> 12:54.230
حالت چطوره,ماکا-سان؟

12:54.640 --> 12:57.970
دیگه مشتری شدیا
متاسفم

12:58.470 --> 13:01.000
اشکالی نداره
خوب استراحت کن

13:04.450 --> 13:06.610
...اگه بخوام اینطوری از دستش فرار کنم

13:06.610 --> 13:08.920
بیشتر بهم مظنون میشه

13:08.920 --> 13:12.820
...اما وقتی کنارشم فشار خونم میره بالا

13:13.050 --> 13:15.890
...امروزم نتونستم غذا رو بهش بدم

13:16.090 --> 13:20.620
فردا برای خوشحال کردنش سعی بیشتری رو میکنم

13:26.830 --> 13:29.570
...حالم از صبح بهتر شده

13:29.570 --> 13:32.540
اما خونم داره به حد خودش میرسه

13:32.540 --> 13:35.280
روت حساب میکنم,آنجو

13:35.280 --> 13:37.270
فرستاده شه

13:39.910 --> 13:42.020
هی,متاسفم که منتظرت گذاشتم

13:42.020 --> 13:45.050
اِه؟چیزی میخواید؟

13:45.050 --> 13:47.180
فقط چند لحظه باهام بیا

13:48.760 --> 13:51.230
خیلی پری هیکلی

13:51.230 --> 13:53.920
!نه!ولم کن

13:53.990 --> 13:57.200
!نه!هی
زودباش,انقدر وحشی بازی در نیار
داری چیکار میکنی!؟

13:57.200 --> 13:59.400
حال میکنی,باور کن
!ولم کن

13:59.400 --> 14:01.460
!نه,نکن

14:08.210 --> 14:10.140
!ولم کن
!آوچ

14:10.140 --> 14:12.880
داری چیکار میکنی!؟
بالاخره پیدات کردم

14:12.880 --> 14:15.650
داشتم دنبالت میگشتم,ماکا
اوسویی-کون؟

14:15.650 --> 14:18.590
!ولم کن
آشغال اومد حالگیری کرد

14:18.590 --> 14:20.920
!نکبت
!چی؟

14:22.090 --> 14:24.680
!ماما
...ای بابا

14:25.230 --> 14:27.160
خوبی,ماکا؟

14:27.160 --> 14:30.330
!من خیلی ترسیدم
!فکر کردم دیگه کارم تمومه!واقعا

14:30.330 --> 14:33.170
!واقعا خیلی ترسیده بودم

14:33.170 --> 14:35.160
یه چیزهایی عجیبه

14:35.270 --> 14:39.000
...وقتی یه دختر رو پسر میاد اینطوری اذیتش میکنه این شکلی می لرزه

14:39.370 --> 14:41.170
..پس این غیرممکنه که ماکا یه خون آشام باشه

14:41.280 --> 14:43.880
...و یا کسی باشه

14:43.880 --> 14:45.900
مردهای مسن و تیغ بزنه؟

14:46.510 --> 14:49.250
اونوقت من چیکار کردم بی خودی بهش مشکوک شدم و

14:49.250 --> 14:51.120
هی تعقیبش کردم

14:51.120 --> 14:53.850
واقعا که آدم مزخرفی بودم,نه؟

14:54.190 --> 14:57.420
اوسویی-کون؟
!متاسفم!تقصیر من بود

14:57.560 --> 15:00.620
چرا-چرا معذرت خواهی میکنید؟

15:00.900 --> 15:03.200
شما الان منو نجات دادید

15:03.200 --> 15:06.000
!زود باشید,واقعا خجالت آوره که یه پسر این کار رو کنه

15:06.170 --> 15:08.400
من معذرت خواهی میکنم چون میدونم که کار اشتباهی رو کردم

15:08.400 --> 15:11.630
پس هیچ جای خجالت آوری نیست
...اوسویی-کون

15:15.310 --> 15:19.270
ماکا؟هوی!چی شده,ماکا؟

15:19.910 --> 15:21.210
!هوی

15:22.720 --> 15:24.550
اونی-چان

15:26.090 --> 15:29.650
!تو,همون دختر
خیلی وقته که دارم نگاهت میکنم

15:29.890 --> 15:33.760
تو شاید ارزش امتحان رو داشته باشی

15:33.760 --> 15:35.850
ارزش امتحان؟چی رو؟

15:38.830 --> 15:40.390
گرمه

15:41.370 --> 15:43.960
بدنم داره آتیش میگیره

15:44.370 --> 15:48.170
من چرا اینجام؟

15:48.810 --> 15:51.840
...درسته... چون کنار اوسویی-کون بودم فشار خونم

15:51.980 --> 15:55.970
...فشار خونم رفت بالا
اما چرا اینجام؟

15:56.650 --> 15:58.920
...اگه به خون اوسویی-کون حمله کنم

15:58.920 --> 16:00.720
چرا گازش نمیگیرم؟

16:02.760 --> 16:05.320
موندم چرا نمیتونم

16:13.500 --> 16:17.000
میتونم حسش کنم
غریزه ام داره به کار میفته

16:17.000 --> 16:18.970
مزه ی ناراحتی

16:18.970 --> 16:21.170
دیگه نمیتونم

16:21.280 --> 16:25.010
آنجو,ترتیبش و میده

16:25.850 --> 16:28.610
!لعنت به اون مدیر لعنتی بیاد

16:29.250 --> 16:33.120
منظورش چی بود که من خانواده دارم؟

16:33.120 --> 16:35.850
!آشغال داره با احساس من بازی میکنه

16:38.960 --> 16:41.020
تو دیگه چته؟

16:52.040 --> 16:55.610
ماکا.تو واقعا یه خون آشامی؟

16:55.610 --> 16:57.910
...پس اون

17:03.650 --> 17:05.550
پس اینطوره

17:05.550 --> 17:08.210
چرا اوسویی-کون...اینجاست؟

17:09.020 --> 17:11.630
!اون منو دید
!اون دید که دارم گاز میگیرم

17:11.630 --> 17:13.320
!اون همه چیز رو دید

17:31.780 --> 17:33.310
...همه چیز تموم شد

17:33.310 --> 17:35.220
....همه تمام تلاششون رو برای محافظت از

17:35.220 --> 17:37.550
..از...از

17:42.390 --> 17:44.080
دندون نیش

17:45.160 --> 17:47.030
!نگاهم نکن

17:47.030 --> 17:49.100
!اون دید!اون همه چیز رو دید

17:49.100 --> 17:50.760
!اون گاز گرفتن منو دید
!دندونامم دید

17:50.760 --> 17:53.600
!اون همه چیز رو دید!آنجو
!ماکا

17:53.600 --> 17:55.870
!پاکش کن!آنجو
اینجایی,مگه نه؟

17:55.870 --> 17:58.770
!هی آنجو,زود باش
!زودباش,پاکش کن

17:58.770 --> 18:02.770
!حافظه ی اوسویی-کون و راز بین ببر
!همین الان پاکش کن

18:03.210 --> 18:06.150
داره صدات میکنه
بهتر نیست بری؟

18:07.750 --> 18:10.080
...من اصلا نمیفهمم داری درباره ی چی حرف میزنی

18:10.080 --> 18:12.710
اما میشه انقدر از دستم فرار نکنی؟

18:30.240 --> 18:32.000
گریه کردنت رو تموم کردی؟

18:33.540 --> 18:36.840
آره
بیا,دماغت رو بگیر

18:38.780 --> 18:43.270
ماکا,تو یه خون آشامی,درسته؟
آره

18:43.580 --> 18:46.520
که اینطور
...خواهش میکنم

18:46.590 --> 18:49.250
...در این باره...به هیچکس نگو

18:49.890 --> 18:51.990
...اگه کسی به هویت من پی ببره

18:51.990 --> 18:54.090
...من...دیگه نمیتونم

18:54.090 --> 18:56.530
...توی این شهر...بیشتر از این بمونم

18:57.000 --> 18:58.600
...اگه این اتفاق بیفته

18:58.600 --> 19:01.940
نمیتونم به صورت پدرم
کسی که بخاطر نجات من خودش رو سوزند نگاه کنم

19:01.940 --> 19:05.700
نمیتونم به آنجو و بقیه که خیلی تلاش کردن تا راز من مخفی بمونه نگاه کنم

19:06.410 --> 19:09.900
!دیگه نمیتونم...به زندگیم ادامه بدم

19:12.280 --> 19:14.410
زود باش,بلند شو

19:15.620 --> 19:17.450
...ماکا,من واقعا شبیه کسی هستم که

19:17.450 --> 19:20.890
رازهای دیگران رو فاش میکنه؟

19:20.890 --> 19:23.560
اما تو از این کار متنفری,درسته؟

19:23.560 --> 19:26.530
...از یه هیولا شبیه من

19:26.690 --> 19:28.530
تو میخوای منو از شهر بیرون بندازی

19:28.530 --> 19:31.990
یا نابودم کنی,درسته؟
!احمق

19:32.400 --> 19:35.370
!من انقدر پست نیستم
من همچین کاری رو نمیکنم

19:35.370 --> 19:39.510
!گوش کن,اهمیتی نداره تو چه هیولایی یا انسانی هستی

19:39.510 --> 19:42.040
کسایی که میخوان تو رو از خونه ات بیرونت کنن

19:42.040 --> 19:44.100
تنها یه آشغالن,فهمیدی یه آشغال

19:44.310 --> 19:46.640
!منو با اینجور آدما مقایسه نکن

19:46.810 --> 19:48.420
...اوسویی-کون

19:48.420 --> 19:52.980
برای این نمیخواستم بدونم تو یه خون آشامی یا نه

19:57.720 --> 20:00.350
!شیش,آروم باش

20:01.660 --> 20:04.830
چرا من اینجام؟

20:07.600 --> 20:10.040
!آه,ولش کن

20:10.040 --> 20:12.670
!وقتشه که برم یه پسر خوب برای خودم پیدا کنم

20:15.780 --> 20:18.440
!دقیقا مثله همون وقتیه که مامان اونطوری شده بود

20:19.350 --> 20:22.650
..پس یعنی اگه یه خون آشام تو رو گاز بگیره

20:24.520 --> 20:26.950
!آنجو

20:28.020 --> 20:30.350
این دختر,یکی از شماهاست؟

20:30.420 --> 20:33.690
اون خواهرم,آنجو
خواهرت؟

20:33.690 --> 20:36.000
اصلا شباهت ندارن
چیزی گفتی؟

20:36.000 --> 20:37.900
آه,نه

20:37.900 --> 20:40.570
راستش و بخوای این دختر بودش که منو آورد اینجا

20:40.570 --> 20:42.630
آنجو کرد؟

20:49.510 --> 20:52.050
آه,قلقلکم داره میاد
وایسونش

20:52.050 --> 20:54.210
...خدای من,آنجو

20:54.380 --> 20:56.520
اوه,راستی,ماکا

20:56.520 --> 20:59.010
آه,بله؟

20:59.450 --> 21:01.610
خیلی اتفاقها افتاد نتونستم سوالی رو بپرسم

21:01.720 --> 21:04.420
...مردمی که تو گازشون میگیری

21:09.630 --> 21:11.460
...انگار

21:11.700 --> 21:14.460
مسئله از اینیم که هست پیچیده تر شده؟

21:15.000 --> 21:17.940
خواهرم رو بهم بده,پسر جون

21:17.940 --> 21:20.500
!اون-اونی-چان
