WEBVTT

00:04.900 --> 00:18.610
در کنار تو جلوی آینه دراز میکشم
با سرانگشتان سرخابی

00:21.580 --> 00:35.550
دست هایم ناباورانه لرزیدند و لب هایت را پس زدند

00:37.700 --> 00:46.170
آن روز با تو عهدی بستم

00:46.170 --> 00:55.280
و امروز هیچ کدام به یادش نمی آوریم

00:55.280 --> 01:02.360
چرا بالی ندارم تا در آسمان شناور شوم

01:02.360 --> 01:10.060
مانند باد، مانند ابر ؟

01:10.060 --> 01:19.210
چرا بالی ندارم تا در سیاهی
بی انتهای شب غرق شوم

01:19.210 --> 01:29.740
مانند ستاره ها، مانند ماه، آه

01:31.200 --> 01:55.640
Forums.AnimWorld.net

01:31.830 --> 01:36.830
اپیزود سوم: ستاره‌ی اندوه قسمت1، شهر خون

01:32.200 --> 01:56.190
Blood winE

01:33.200 --> 01:55.360
Production

01:34.200 --> 01:54.460
: ترجمه و ویرایش

01:35.200 --> 01:54.760
Vereasa

02:07.180 --> 02:08.810
استر

02:10.850 --> 02:14.850
خبر رسیده که ورین آروم و قرار نداره

02:16.190 --> 02:17.960
... که اینطور

02:29.710 --> 02:34.110
مرگ رادکون قرار بود اتفاق بیفته

02:42.650 --> 02:46.990
قوی باش، تو ستاره ی ایستوان هستی، استر

02:57.400 --> 02:59.560
... اسقف

03:02.840 --> 03:09.840
استر، خداوند داره به تو یه هدیه ی مخصوص میده
 این ستاره نشانه ی امید از طرف خداونده

03:10.610 --> 03:13.950
این ستاره یه هدیه ست اسقف لورا؟

03:15.690 --> 03:22.690
خداوند به این شهر کوچیک نگاه کرد و دید که به یه ستاره نیاز داره، واسه همین تو رو فرستاد

03:22.690 --> 03:26.600
بهم قول بده تا همیشه واسه ی استوان مثل نور باشی

03:26.600 --> 03:29.570
حتی اگه توسط تاریکی که بر شهر حاکمه وسوسه بشی

03:29.570 --> 03:34.800
و منم قول میدم که همیشه مراقبت باشم، ستاره ی عزیزم

03:34.800 --> 03:36.770
! باشه

03:40.240 --> 03:42.880
!متاسفم اسقف لورا

03:42.880 --> 03:46.850
... لطفا بخاطر این کار من رو ببخش

03:46.850 --> 03:49.220
! بهم قدرت انجام دادنش رو بده

04:16.110 --> 04:19.240
... کاشکی استقبال گرمتری ازم میشد

04:21.050 --> 04:28.120
!از اون خواهری که قرار بود بیاد استقبالم خبری نیست، چه سفری شود

04:43.070 --> 04:44.810
درست میبینم؟

04:44.810 --> 04:48.250
قسم میخورم شنیده بودم این شهر مثل "مروارید دانوب" میمونه

04:48.250 --> 04:52.820
شنیدم قدمت اون مروارید به قبل از آرماگدون برمیگرده

04:52.820 --> 04:57.290
همه چیز تغییر کرده، مروارید حالا بیشتر شبیه سنگ کنار جاده ست

04:57.290 --> 04:59.760
اینم نتیجه ی غفلت کردن

04:59.760 --> 05:03.830
این شهر پادشاهی ایستوان یک منطقه ی نظامیه

05:03.830 --> 05:06.730
... بین واتیکان در غرب و امپراطوری در شرق

05:06.730 --> 05:10.400
یک فضای خالی بین دنیای انسان و خونآشام، اصولا

05:10.400 --> 05:16.570
اگر کسی دخالت کنه، تعادل دو منطقه به هم میخوره

05:16.570 --> 05:19.580
فرض میکنم که میدونی این شامل چه چیز مهمی میشه؟

05:19.580 --> 05:26.020
بله... من باید دنبال ستاره بگردم تا جلوی اون اتفاق رو بگیرم

05:26.020 --> 05:29.380
من گوش به زنگم اگه احتیاج به کمک داشتی
 ارتباط کیت قطع میشه

05:31.150 --> 05:34.260
... خب، گمونم  باید

05:34.260 --> 05:37.820
!فهمیدم! ولخرجی میکنم و تاکسی میگیرم

05:40.030 --> 05:42.700
چهار دینار؟

05:42.700 --> 05:45.940
چهار دینار، دوباره!؟

05:45.940 --> 05:53.930
اوه خدایاااا، آخه چه گناهی به درگاهت کردم که انقدر فقیرم!!!؟

06:30.680 --> 06:33.010
برگرد اینجا

06:34.450 --> 06:36.620
پدر توپ رو بنداز

06:36.620 --> 06:39.750
آره، اینطرف

07:23.430 --> 07:26.100
! همگی آماده باش

07:31.470 --> 07:34.940
عالیجناب، امیدوارم از سفرتون به امپراتوری لذت برده باشین

07:34.940 --> 07:36.650
بله

07:36.650 --> 07:39.880
کلنل رادکون نتونست بیاد

07:39.880 --> 07:45.820
عالیجناب، باید به اطلاعتون برسونم که کلنل رادکون با شلیک گلوله به قتل رسیده

07:45.820 --> 07:47.450
واقعا اینطوریه!؟

07:53.600 --> 07:56.270
! عالینجاب

07:56.270 --> 07:59.670
! یه مضنون رو دستگیر کردیم

07:59.670 --> 08:07.040
صبر کنید، اشتباه شده، من مجرم نیستم... فقط یه کشیش ساده از واتیکان هستم

08:11.050 --> 08:13.520
خیلی خب، بیارینش

08:13.520 --> 08:15.590
! بله قربان -
 چی!؟ -

08:15.590 --> 08:18.880
!! ولی قربان، من هیچ کار خلافی نکردم

09:03.500 --> 09:06.090
همسرم ماریا

09:11.940 --> 09:16.580
با احترام باید خدمتتون عرض کنم، حتما یک اشتباهی شده

09:16.580 --> 09:19.280
...من فقط یک کشیش ساده هستم

09:19.280 --> 09:23.290
ابل نایترود، کشیش مسافر از واتیکان
 برای یک ماموریت به اینجا اومدم

09:23.290 --> 09:26.260
تا در کلیسای سن ماتیاس اقامت داشته باشم

09:26.260 --> 09:30.760
اگه مایلید میتونین هویتم رو از واتیکان بررسی کنید

09:30.760 --> 09:36.200
نیازی نیست، حرفت رو باور میکنم، میدونم یک کشیش واتیکان چه شکلیه

09:36.200 --> 09:42.170
از روی بخشندگی آوردمت اینجا، باید بدونی تو این شهر واسه کشیش قوانینی وجود داره

09:42.170 --> 09:43.540
قوانین؟

09:43.540 --> 09:49.310
کاملا درسته، نفر قبلی جونش رو از دست داد چون قوانین رو نقض کرد

09:51.310 --> 09:57.650
باید جایگاه خودت رو درک کنی، تو و اون کلیسا تحت فرمان من هستید

09:57.650 --> 10:03.560
من تا حدی ماموریت تو رو تحمل میکنم، همون طور که تو تا حدی متوسلا و خود من رو تحمل میکنی

10:03.560 --> 10:08.630
درسته که با هم تفاوت هایی داریم، ولی همه مون فرزندان خداوند هستیم

10:08.630 --> 10:11.870
!... فرزندان خداوند

10:11.870 --> 10:15.000
... آره، همسرم هم عادت داشت چنین چیزایی بگه

10:18.880 --> 10:22.310
من قوانین رو فقط یکبار توضیح میدم، پدر

10:22.310 --> 10:25.340
من از کلیسا و خادمانش متنفرم

10:26.180 --> 10:32.590
هرچند، واسه کنترل کردن ترنس های این شهر، کلیسا باید به کارش ادامه بده

10:32.590 --> 10:36.630
حضور تو در اینجا به این هدف امید زیادی میده

10:36.630 --> 10:41.600
...این رسما مهمترین هدف من بوده ولی متاسفانه هیچ امیدی نیست

10:41.600 --> 10:45.600
که بخوای از من انتظارش رو داشته باشی

10:45.600 --> 10:47.640
حرفام واضحه؟

10:47.640 --> 10:49.610
عالیجناب

10:49.610 --> 10:51.070
چی شده؟

10:51.070 --> 10:56.180
یک همراه از کلیسای سن ماتیاس اینجاست میگه دنبال پدر نایترود اومده

10:56.180 --> 10:58.440
الان میایم

11:00.450 --> 11:06.050
ببین منو چه جهنم دره ای فرستادن

11:31.480 --> 11:37.480
من خواهر استر بلانچت هستم، برای همراهی پدر نایترود به سن ماتیاس اومدم

11:44.160 --> 11:47.060
! آمم، خوشحالم که میبینمتون، خواهر استر

11:47.060 --> 11:52.130
منم از دیدنتون خوشحالم، پدر نایترود، واسه رفتن آماده اید!؟

12:07.280 --> 12:10.380
کشیش رو تحت نظر بگیرید

12:20.630 --> 12:21.830
وضعیت چطوره دیتریک؟

12:21.830 --> 12:25.500
کارم با سخت افزار تمام شده
 دارم نرم افزار رو چک میکنم

12:25.500 --> 12:27.040
زیاد طول نمیکشه

12:27.040 --> 12:28.440
خوبه

12:30.910 --> 12:33.140
شنیدم چه اتفاقی برای کلنل رادکن افتاد

12:33.140 --> 12:38.580
یک تلاش بی نتیجه از ترنس
 بزودی بهش رسیدگی میکنم

12:39.950 --> 12:41.350
البته

12:41.350 --> 12:45.620
مطمئنم احساسات خودت رو به عنوان یک ترن داری

12:45.620 --> 12:48.960
ولی نگران نباش، بهت پاداش میرسه

12:48.960 --> 12:53.500
ستاره رو که نمی تونم بدون تو به زندگی برگردونم

12:53.500 --> 12:55.630
امپراتوری پیشنهاد رو بررسی کرد؟

12:55.630 --> 12:58.100
اونا مثل همیشه لجبازن

12:58.100 --> 13:01.940
ظاهرا تحت هیچ شرایطی از قیام ما حمایت نمی کنن

13:01.940 --> 13:07.810
ولی اگه طبق نقشه حرکت کنیم، بالاخره باهامون راه میان

13:07.810 --> 13:09.610
... به جز یه مورد

13:09.610 --> 13:11.110
چی؟

13:11.110 --> 13:17.020
یک کشیش واتیکان امروز اومده بود اینجا احتمالش هست که خبر داشه باشن

13:26.900 --> 13:31.360
! ببخشید اگه نونش کمی مونده س پدر، فقط همین ها رو داشتیم

13:33.200 --> 13:38.570
! نه نه، نیازی به معذرت خواهی نیست خواهر
 بدمزه ترین غذا هم جواب یک معده ی خالی رو میده

13:41.410 --> 13:43.080
! نه نه نه نه! منظورم رو اشتباه نگیرید

13:43.080 --> 13:46.080
! منظورم این نبود که آشپزیتون بده، اصلا اینطور نیست

13:46.080 --> 13:50.320
فقط منظورم این بود که برای یک کشیش بی پولی مثل من هر غذایی جای شکر داره

13:50.320 --> 13:52.820
... آخه امروز واسه ناهار پول کافی نداشتم

13:52.820 --> 13:56.990
! اوه... متاسفم، خیلی دیر اومدم دنبالتون

13:56.990 --> 13:59.460
مثل اسقف سرتون شلوغه، درسته؟

14:10.310 --> 14:13.410
کشیش قبل از من؟

14:13.410 --> 14:15.880
اسقف لورا ویتز

14:15.880 --> 14:21.320
همه ترکش کردن، اون آروم، مهربون و همیشه مراقبم بود، مثل یک مادر واقعی

14:21.320 --> 14:24.310
چند وقته تو سن متیاس هستی؟

14:25.220 --> 14:28.520
از وقتی که یادم میاد

14:28.520 --> 14:34.400
هرگز پدر و مادرم رو نشناختم، پدرم وقتی بچه بودم ترکم کرد

14:34.400 --> 14:40.140
اما اسقف لورا منو زیر بال و پرش گرفت و مثل بچه ی خودش بزرگ کرد

14:40.140 --> 14:46.230
... خیلی دوستش داشتم، میگفت همیشه پیشم میمونه ولی الان

14:51.150 --> 14:53.750
! هرگز جای بخشایش نداره

14:53.750 --> 14:59.060
اینطور که معلومه، ایستوان به عنوان یک شهر بیطرف تحت کنترل مارکی قرار داره

14:59.060 --> 15:00.760
وانمود  کرده که قوانین واتیکان رو اجرا میکنه

15:00.760 --> 15:04.930
درحالیکه مجلس قانونگذاری دولت رو مثل موم تو چنگش داره

15:04.930 --> 15:13.040
اما نادیده گرفتن موقعیت شهر یک بی احترامی به ما به حساب میاد

15:13.040 --> 15:17.940
خب برادر، شما چه پیشنهادی دارین؟

15:17.940 --> 15:21.140
اعلیحضرت، شماها رو برای همین اینجا جمع کردم

15:21.140 --> 15:25.680
فقط یک راه وجود داره تا ایستوان رو از امپراتوری شرق نجات بدیم

15:25.680 --> 15:29.920
ازتون میخوام ارتش نظامی رو با هم متحد کنید تا ایستوان رو پس بگیریم

15:29.920 --> 15:32.690
! به هر قیمتی که شده

15:32.690 --> 15:35.590
اگر بخواهیم ارتش را متحد کنیم، اول به مدرک قطعی نیاز داریم

15:35.590 --> 15:40.400
که مارکی قدرت کامل شهر رو در اختیار داره

15:40.400 --> 15:44.800
هر وقت بخوایم میتونیم به ایستوان حمله کنیم

15:44.800 --> 15:48.340
اما این چیزی به جز اعلام جنگ علیه امپراتوری نیست

15:48.340 --> 15:51.310
من تمام اقدامات نظامی رو حمایت میکنم

15:51.310 --> 15:57.180
اما فقط در صورتیکه مدرک محکم داشته باشیم که مارکی قصد فتح ایستوان رو داره

15:57.180 --> 15:59.650
... باید با احتیاط عمل کنیم

15:59.650 --> 16:02.720
... حرف من رو به یاد داشته باشید اگه امروز جلوی مارکی رو نگیریم

16:02.720 --> 16:07.620
فردا درحال جنگیدن با دسته ی خون آشام هاش در جلوی دروازه های واتیکان خواهیم بود

16:07.620 --> 16:09.750
باید همین الان حمله کنیم

16:22.040 --> 16:27.310
... این همه غذا و هنوز نتونستن این شکم رو ساکت کنن

16:33.920 --> 16:39.660
جولا نیروی نظامی رو برای پیدا کردن قاتل کلنل رادکن قرار داده

16:39.660 --> 16:43.660
اما نگران نباش استر، اونا هیچ مدرکی علیه تو ندارن که جرمت رو ثابت کنن

16:43.660 --> 16:45.460
پس جولا نفر بعدیه؟

16:45.460 --> 16:46.800
مطمئنی واسه این کار آماده ای؟

16:46.800 --> 16:50.470
! بله، تمام روز خودم رو آماده کردم

16:50.470 --> 16:55.670
خیلی خب، مثل رادکن انجامش بده، سریع و بی سر و صدا

17:00.380 --> 17:03.040
... نمیفهمم... استر

17:06.080 --> 17:09.540
تو کسی رو کشتی؟ ...

17:11.850 --> 17:14.080
!! یکی باید انتقام اسقف لورا رو میگرفت

17:15.730 --> 17:19.360
این هیچ ربطی به شما نداره پدر، دخالت نکنید

17:19.360 --> 17:21.530
و شما؟

17:21.530 --> 17:23.270
من دیتریک بانلوگره هستم

17:23.270 --> 17:26.070
... جولا خانواده ش رو کشت

17:26.070 --> 17:29.610
اون میدونه چه احساسی داره وقتی یک هیولا خانواده ت رو ازت بگیره

17:29.610 --> 17:33.580
اون داره کمکم میکنه، اگه بخاطر اون نبود هرگز نمیتونستم رادکن رو بکشم

17:33.580 --> 17:35.380
... که اینطور

17:35.380 --> 17:40.380
استر،بزار من جولا رو بکشم
من هنوزم میتونم بهش نزدیک بشم

17:40.380 --> 17:43.920
! نه! نیازی نیست دست تو هم به خون آلوده بشه

17:43.920 --> 17:46.290
این کار رو خودم شروع کردم، خودمم تمومش میکنم

17:46.290 --> 17:48.050
! با هردوتون هستم، صبر کنید

17:49.130 --> 17:50.890
این درست نیست

17:50.890 --> 17:52.530
! سعی نکن جلوی ما رو بگیری

17:52.530 --> 17:54.400
نمیتونین این راه رو ادامه بدین

17:54.400 --> 17:55.930
... پدر خواهش میکنم

17:55.930 --> 17:59.940
میدونم شماها چه احساسی دارین، از دست دادن کسی که دوستش دارین هرگز آسون نیست

17:59.940 --> 18:03.710
همچنین میدونم چه احساسی داره وقتی میخوایم عدالت در موردشون اجرا بشه

18:03.710 --> 18:09.250
...با این حال نه تنها انتقام چیزی رو حل نمیکنه، بلکه باعث درد و رنج بیشتر میشه، یه چرخه‌ی بی انتها

18:09.250 --> 18:13.520
به کسایی فکر کنین که از دستشون دادین، چه احساسی بهشون دست میده

18:13.520 --> 18:17.510
!...ترجیح نمیدادن که یک شمع روشن کنین تا اینکه تاریکی رو نفرین کنین

18:19.060 --> 18:22.150
...سخنرانی خوبی بود پدر

18:37.640 --> 18:39.900
! شلیک کنید

18:49.250 --> 18:51.550
!! دیتریک... نه

18:58.290 --> 19:00.850
کاری از دستت بر نمیومد

19:05.840 --> 19:08.600
مارکی دستور مرگش رو داده بود

19:18.980 --> 19:20.950
! بس کن استر

19:22.320 --> 19:25.620
! نه... بزار برم پدر، یکی باید انتقامش رو بگیره

19:25.620 --> 19:27.650
! نه

19:28.190 --> 19:32.360
! دیتریک... همش بخاطر من بود

19:32.360 --> 19:38.270
! همش تقصیره منه! دیتریک، متاسفم! متاسفم

19:46.540 --> 19:48.310
! استر بلانچت

19:48.310 --> 19:52.540
به دستور مارکی، شما به جرم قتل کلنل رادکن بازداشت هستید

19:56.650 --> 19:58.920
... ص- صبر کنید! شما نمیتونید

19:58.920 --> 20:00.420
نزدیک نشین قربان

20:00.420 --> 20:01.290
! استر

20:01.290 --> 20:02.220
!! هی

20:02.220 --> 20:09.060
چیزی نیست، پدر. من یه نفر رو کشتم، باید مجازات بشم

20:09.060 --> 20:11.130
... خواهر

20:11.130 --> 20:16.830
نگران نباش، بالاخره دوباره میرم پیش اسقف لورا

20:18.740 --> 20:20.180
! استر نه، دست نگهدارین

20:20.180 --> 20:21.580
! کاپیتان، خواهش میکنم

20:21.580 --> 20:25.340
! اگه میخواین استر رو ببرین، من رو هم دستگیر کنید

20:32.190 --> 20:35.860
پدر... آخه چرا؟

20:35.860 --> 20:39.820
این که دیگه پرسیدن نداره

20:43.300 --> 20:47.000
خوب... چون من دوستت هستم

20:49.910 --> 20:52.410
! آماده

20:52.410 --> 20:54.640
! آتیشش بزنید

21:13.530 --> 21:17.590
!!! نه

21:34.200 --> 21:58.640
Forums.AnimWorld.net

21:35.200 --> 21:59.190
Blood winE

21:36.200 --> 21:58.360
Production

21:37.200 --> 21:57.460
: ترجمه و ویرایش

21:38.200 --> 21:57.760
Vereasa

21:39.920 --> 21:42.860
... بزودی ماریا، بزودی

22:03.340 --> 22:10.550
می دانم همیشه این طور نمی ماند

22:10.550 --> 22:14.890
اما چه زیباست

22:14.890 --> 22:18.390
چشم هایت، دست هایت و لبخند گرمت

22:18.390 --> 22:21.860
اینها گنج من هستند

22:21.860 --> 22:26.200
چه سخت است از یاد بردن آن

22:26.200 --> 22:29.030
ای کاش راهی بود

22:29.030 --> 22:32.000
سردرگم نباش

22:32.000 --> 22:37.110
بازمیگردم و  می گشایم

22:37.110 --> 22:42.880
بالهای شکسته ام را ... که هنوز آنقدری توان دارند تا اقیانوس را زیر پا بگذارم

22:42.880 --> 22:49.790
بالهای شکسته ام ... تا کجا باید بروم شناور در باد

22:49.790 --> 22:53.230
بالاتر و بالاتر در نور
*بالهای شکسته ام*

22:53.230 --> 22:57.130
آنقدری توان دارند تا اقیانوس را زیر پا بگذارم

22:57.130 --> 23:04.140
بالهای شکسته ام ... تا کجا باید بروم شناور در باد

23:04.140 --> 23:13.040
سرتاسر آسمان، به پرواز ادامه بده

23:18.720 --> 23:24.820
این قطرات باران نیست که از آسمان می بارد

23:35.630 --> 23:41.610
Next time... Episode 4:
"The Star of Sorrow (II. Hunters' Banquet)"

23:41.610 --> 23:44.580
Let thine eyes be not diverted.
/ subtitles ripped by =DS= 2005 /
