WEBVTT

00:04.570 --> 00:18.170
در کنار تو جلوی آینه دراز میکشم
با سرانگشتان سرخابی

00:21.350 --> 00:35.320
دست هایم ناباورانه لرزیدند و لب هایت را پس زدند

00:37.470 --> 00:45.970
آن روز با تو عهدی بستم

00:45.970 --> 00:55.050
و امروز هیچ کدام به یادش نمی آوریم

00:55.050 --> 01:01.990
چرا بالی ندارم تا در آسمان شناور شوم

01:01.990 --> 01:09.660
مانند باد، مانند ابر ؟

01:09.660 --> 01:16.270
چرا بالی ندارم تا در سیاهی
بی انتهای شب غرق شوم

01:16.270 --> 01:30.670
مانند ستاره ها، مانند ماه، آه

01:31.200 --> 01:55.640
Forums.AnimWorld.net

01:31.830 --> 01:36.830
اپیزود یازدهم: ایبلیس، قسمت1، دیدارگران غروب

01:32.200 --> 01:56.190
Blood winE

01:33.200 --> 01:55.360
Production

01:34.200 --> 01:54.460
: ترجمه و ویرایش

01:35.200 --> 01:54.760
Vereasa

01:51.570 --> 01:54.570
ترور؟ مطمئنی؟

01:54.570 --> 01:57.370
...مدتی هست که گروهی از خون آشام ها

01:57.370 --> 02:00.940
توطئه چینی می کنن تا در حین سفرهای خارجی شما رو ترور کنن...

02:00.940 --> 02:04.880
سفر بعدی شما به کارتاگه موقعیت خوبی برای اونا فراهم می کنه، ضمن اینکه به امپرتوری نزدیکتر هستین

02:04.880 --> 02:07.880
و گروه آنها در این منطقه شدید فعال هستن

02:07.880 --> 02:11.390
به شدت توصیه می کنم که برنامه های این سفر رو متوقف و فورا به خانه برگردین

02:11.390 --> 02:14.590
از نگرانیت ممنونم برادر، ولی نمی تونم اینکارو بکنم

02:14.590 --> 02:17.730
...حادثه  ای که عموی ما در رم باعثش شد

02:17.730 --> 02:24.370
شاهزاده رو به شدت نگران کرده، که همچنین نا آرامی رو به میان مردم آورده

02:24.370 --> 02:29.910
در این سفر که من جانشین اعلیحضرت هستم، برای آرام کردن اوضاع هست و اطمینان حاصل کردن

02:29.910 --> 02:34.100
هردو خوب می دونیم، اگر این ملاقات لغو بشه اثرات مخربی خواهد داشت

02:40.880 --> 02:42.550
!بانوی من

02:42.550 --> 02:44.860
یک موج آتش در مرز دیوارهای واتیکان حمله کرده

02:44.860 --> 02:47.620
خواهر استر به اونجا حرکت کرده

02:47.620 --> 02:49.320
یک آتش؟ میزان خرابی؟

02:50.200 --> 02:51.200
هنوز مطمئن نیستیم

02:51.800 --> 02:53.130
!همونجا وایسا

03:04.010 --> 03:05.440
تو کی هستی!؟

03:07.810 --> 03:11.450
!بهت گفتم تکون نخور ترن! اگه نافرمانی کنی زجرت می دم

03:11.450 --> 03:12.980
یک خون آشام!؟

03:12.980 --> 03:15.820
!حرف نزن تا وقتی بهت اجازه ندادم

03:15.820 --> 03:18.090
یا اینکه کاری می کنم تا دیگه هرگز حرف نزنی

03:18.090 --> 03:21.110
چطور جرات می کنی با فرستاده ی امپراتوری اینطوری صحبت کنی!؟

03:23.130 --> 03:26.130
گفتی فرستاده ی امپراتوری؟

03:26.130 --> 03:28.600
...صبر کن، یعنی کسایی که تو رو فرستادن

03:35.110 --> 03:36.370
!لعنت به تو ترن

03:37.870 --> 03:41.040
!لعنتی، می دونستم تصمیم درستی نیست، می دونستم

03:55.190 --> 03:58.460
!همونطور که فکر می کردم، هرگز نباید به واتیکان اعتماد می کردیم

03:59.300 --> 04:00.460
!صبر کن، برگرد

04:01.160 --> 04:02.890
!تیراندازی نکن

04:05.240 --> 04:09.570
هدف فرار کرد، دستور توقف تیراندازی انجام میشه

04:09.570 --> 04:10.900
!همونجا وایسا

04:14.380 --> 04:16.680
بانو کاترینا، صدمه دیدین؟

04:16.680 --> 04:17.810
نه

04:42.870 --> 04:44.200
ایان

04:46.210 --> 04:49.580
...رادو، تو اینجایی

04:51.650 --> 04:56.290
ایان، زخمی شدی!؟
 چه اتفاقی افتاد؟ باهاشون ملاقات کردی؟

04:56.290 --> 05:01.320
البته که نه، تو که میشناسیشون، به محض دیدنم گلوله ی نقره بهم شلیک کردن

05:01.320 --> 05:02.520
نقره؟

05:09.100 --> 05:11.070
...یکم درد داره

05:18.110 --> 05:20.410
تحمل کن، تواراش

05:29.820 --> 05:31.310
تکون نخور

05:49.110 --> 05:53.510
...تا من وارد شدم آتش سوزی شد... پس ترن ها فکر کردن من

05:53.510 --> 05:56.110
صحبت نکن

05:56.110 --> 06:01.110
...اگر به خاطر دستور علیاحضرت نبود، همه شون رو می کشتم

06:18.740 --> 06:22.210
از تلاشتون در رابطه با حادثه ی ونیز ممنونم

06:22.210 --> 06:26.580
همکاری امیدوار کننده ای بود، که همچنین پیوندها رو با امپراتوری محکم تر کرد

06:26.580 --> 06:28.680
...همش این نیست

06:28.680 --> 06:32.750
ینظر میاد قراره پنجره ی دیگری از امید به روی امپراتوری باز بشه

06:32.750 --> 06:34.050
ها؟

06:34.050 --> 06:39.420
دیشب یک نفر قصد داشت پیغامی برسونه، احتمالا فرستاده ی امپراتوری بود

06:39.420 --> 06:41.890
فرستاده ی امپراتوری؟

06:41.890 --> 06:43.690
یعنی از طرف ملکه؟

06:49.970 --> 06:53.070
تعداد زیادی آدم مصنوعی برای همکاری با امپراتوری در کارتاگه هستن

06:53.070 --> 06:56.810
ساختمان های اونا بنظر پایگاه میان

06:56.810 --> 07:00.440
آدم های در کار همیشه چنین مکان هایی رو برای در امان بودن از عملیات شیطانی پیشنهاد می کنن

07:02.650 --> 07:07.350
ما مشکوکیم که تجاوزگر دیشب یه جایی اون بیرون مخفی شده

07:07.350 --> 07:11.790
آره، خواهر کیت این رو گفته، مگه نه؟

07:11.790 --> 07:15.690
...خب اگه کنجکاوی که بدونی، ولی ربطی به قضیه نداره

07:15.690 --> 07:19.730
استر، همینجا بمون و گوش به زنگ باش-
ولی چرا نمی تونم  باهات بیام؟-

07:21.360 --> 07:25.900
بانو کاترینا تو رو به عنوان مامور اطلاع رسانی می خواد نه مامور اجرایی

07:25.900 --> 07:29.110
داری می ری یک خون آشام رو دستگیر کنی، مگه نه!؟

07:29.110 --> 07:31.140
نه نمی خوام دستگیرش کنم

07:31.140 --> 07:33.410
پس قراره چیکارش کنی!؟

07:33.410 --> 07:38.720
متاسفم، تا وقتی مطئنم نیستم نمی تونم چیزی بگم، بهم اعتماد کن

07:38.720 --> 07:43.150
!پدر، داری می ری دنبال یک خون آشام، حتما درگیری پیش میاد

07:43.150 --> 07:48.090
در پنج ماه گذشته برای چنین موقعیتی آموزش دیدم، می تونم از پس خودم بر بیام

07:48.090 --> 07:50.920
-بزار بیام، بهم احتیاج داری-
 !استر-

08:00.540 --> 08:06.130
اینها هیچ ربطی به قضیه نداره،  اگه بهت احتیاج داشتم، تماس می گیرم
 متوحه شدی؟

08:08.850 --> 08:11.080
برج کنترل کارتاگه

08:11.080 --> 08:17.490
ارتباط از کشتی جنگی ارل راگل، از بخش بازرسی واتیکان

08:17.490 --> 08:20.420
بزودی در فرودگاه شما فرود میایم

08:22.890 --> 08:29.230
چرک نکرده، بنظر میاد باکتری های خون دارن فعال میشن

08:29.230 --> 08:32.500
...هرگز فکر نکردم زخم به این کوچک زمین گیرم کنه

08:32.500 --> 08:35.300
!مثل یک ترن بی مصرف شدم

08:37.170 --> 08:40.740
...برای ما متوسلاها، نقره مثل سم می مونه

08:40.740 --> 08:43.230
باید دست از کار بکشی و استراحت کنی

08:46.080 --> 08:49.820
حالا چی ایان؟ ملاقات با شکست مواجه شد، گزینه های زیادی نداریم

08:49.820 --> 08:52.620
وقتی زخمت خوب شد باید به امپراتوری برگردی

08:52.620 --> 08:56.860
ما نجیب زاده های امپراتوری هستیم، دستور علیاحضرت حکم قانون مطلق رو داره

08:56.860 --> 09:00.020
پس وظیفه دارم تا دوباره تلاش کنم

09:13.080 --> 09:15.680
اگر چنین تصمیمی گرفتی، پس باید بهت اخطار کنم

09:15.680 --> 09:16.780
چی رو؟

09:16.780 --> 09:21.890
آتش سوزی... احتمالش هست که کار سخت گیر های امپراتوری بوده باشه

09:21.890 --> 09:24.350
سخت گیرها!؟

09:24.350 --> 09:29.090
هر حکومتی از مرکز ضربه می خوره، دسته ای هستن که با فرمان امپراتوری مخالف هستن

09:29.090 --> 09:34.430
احتمالش زیاده که آتش از عمد با ورود تو شروع شده

09:34.430 --> 09:38.740
در اینصورت، خواسته ی علیاحضرت باید انجام بشه

09:38.740 --> 09:42.410
!با این وجود، این سخت گیرها به اندازه ی تو از ترن ها متنفرن

09:42.410 --> 09:44.530
!مطمئنا با احساسات اونا همدردی می کنی

09:46.810 --> 09:50.080
ما به امپراتوری خدمت می کنیم که با قوانین مطلق سروکار داره

09:50.080 --> 09:52.520
نمی تونم از قانون ها سرپیچی کنم

09:52.520 --> 09:56.620
این بحث به خیانت ختم می شه

09:56.620 --> 09:59.190
پس چیز دیگه ای ندارم بگم

09:59.190 --> 10:01.490
راستی، تشنه نیستی؟

10:01.490 --> 10:03.860
...اوه، چرا خیلی

10:03.860 --> 10:05.260
می رم واست آماده کنم

10:06.900 --> 10:09.800
...با درود، ما از طرف کاردینال مدیچی به اینجا اومدیم

10:09.800 --> 10:14.200
تا سو قصد برای جان شما رو پی گیری کنیم...

10:14.200 --> 10:17.310
اولین بار هست که از نزدیک همدیگه رو ملاقات می کنیم، بانوی من

10:17.310 --> 10:22.350
من برادر پترو هستم، ریئس بخش بازرسی

10:22.350 --> 10:27.420
همراه من خواهر پائولا هستن، به عنوان معاون فرماندهی

10:27.420 --> 10:32.160
...بسیار عالی، مشعوف شده توسط شوالیه ی نابود گر و بانوی مرگ

10:32.160 --> 10:35.060
!برادرم عزیزم خیلی نگرانه، مگه نه

10:35.060 --> 10:36.690
شگفت انگیزه

10:36.690 --> 10:43.370
قابل درکه
 ولی سه کشتی جنگی هوایی حتی برای نمایش... کاملا غیرضروریه

10:43.370 --> 10:45.800
...متاسفانه، سو قصد به شما

10:45.800 --> 10:48.200
دعوت به جنگ جدی علیه واتیکان به حساب میاد

10:48.200 --> 10:51.740
به عقیده ی من باید از تمام نیروی بخش بازرسی برای حل و فصل موقعیت استفاده کنیم

10:51.740 --> 10:55.510
ما مخفیگاه احتمالی خون آشام رو پیدا کردیم

10:55.510 --> 10:57.710
نیروها فورا آماده فعالیت می شن

10:57.710 --> 10:59.750
این اطلاعات رو از کجا آوردین؟

10:59.750 --> 11:01.990
من رو ببخشین، ولی نمی تونم پاسخ بدم

11:01.990 --> 11:05.320
بانو کاترینا، امنیت شما مهمترین ماموریت ماست

11:05.320 --> 11:08.090
لطفا مدت کوتاهی در سفارت باشین

11:17.930 --> 11:21.770
چه زود برگشتی رادو، شکر رو که فراموش نکردی؟

11:21.770 --> 11:23.430
...نمی خوام بد خلقی کنم، ولی

11:56.840 --> 11:57.900
...تو

12:04.550 --> 12:06.070
!ترن لعنتی

12:22.830 --> 12:24.090
کافیه

12:31.040 --> 12:33.110
ایان، صدمه دیدی؟

12:33.110 --> 12:35.510
!نگران من نباش

12:35.510 --> 12:37.450
!بی فایده ست با واتیکان گفتگو کنیم

12:37.450 --> 12:39.450
!معلوم شد چطوری پاسخ می دن

12:39.450 --> 12:41.710
آره، گمونم حق با توئه

12:45.190 --> 12:47.290
آهسته اون خنجر رو بنداز

12:47.290 --> 12:48.790
...پدر

12:48.790 --> 12:52.930
ترن، اومدی ما رو بازداشت کنی!؟

12:52.930 --> 12:58.370
نباید زود قضاوت کنی، اوضاع همیشه طوری که می بینی نیست
برو پیش دوستت

13:09.980 --> 13:13.920
تو عمدا از دستوراتم سرپیچی کردی

13:13.920 --> 13:16.410
...متاسفم پدر

13:19.220 --> 13:25.130
...فکر کردم به کمی کمک نیاز داری

13:25.130 --> 13:30.570
نه، تو خودخواهی کردی و سر از خود تصمیم گرفتی
دفعه دیگه حواست رو جمع کن

13:30.570 --> 13:32.070
بله پدر

13:32.070 --> 13:34.100
معذرت می خوام

13:34.100 --> 13:36.570
هردوی شما از نجیب زاده های امپراتوری هستین، درست؟

13:36.570 --> 13:42.040
من ابل نایترود هستم، مامور ویژه از وزارت امور مقدسات

13:42.040 --> 13:47.980
به دستور مافوقم، کاردینال کاترینا اسفورزا، اومدم تا از شماها محافظت کنم

13:47.980 --> 13:50.520
چی!؟

13:50.520 --> 13:53.560
من ایان فورتونا هستم، نجیب زاده مولدوا

13:53.560 --> 13:56.330
کنت ممفیس، امپراتوری نژاد راستین

13:56.330 --> 13:58.800
مسئول رساندن فرمان امپراتوری به شما هستم

13:58.800 --> 14:04.300
من رادو باروان هستم، بارون لاکسور، بازرس امپراتوری
 خواسته ی ما، ملاقات با مافوق شماست

14:04.300 --> 14:05.570
!که اینطور

14:05.570 --> 14:09.570
از آنجایی که ورود شما به اینجا برای رساندن پیام امپراتوری هست

14:09.570 --> 14:14.840
پس باید حادثه ی دیشب رو دعوت واتیکان به سر میز گفتگو حساب کنیم؟

14:14.840 --> 14:20.880
بله، چنین قصدی داشتیم
 هرچند، نمیشه به شماها اعتماد کرد

14:20.880 --> 14:25.890
دیشب با شلیک گلوله جوابم رو دادین، و امروز بدون اجازه وارد اقامتگاه شدین و اول ما رو تهدید می کنین

14:25.890 --> 14:30.880
نه نه، حق با شماست... اون کاملا اقدام نادرست از جانب ما بود، باور کن

14:34.100 --> 14:36.190
!همه! بخوابین رو زمین

14:52.320 --> 14:54.420
جریان چیه!؟

14:54.420 --> 14:57.420
اونا از بخش بازرسی هستن-
 دارن چیکار می کنن؟-

14:57.420 --> 15:01.290
نه، استر برگرد
 الان روز روشنه

15:01.290 --> 15:05.800
پنجره ها در برابر نور محافظت می شن، نگران نباش

15:05.800 --> 15:10.000
از اینجا می تونیم به نقطه ی کور کننده ی خورشید تا دلمون می خواد خیره بشیم و اتفاقی نمی افته

15:10.000 --> 15:13.900
گرچه اگر با این وضع یک قدم بیرون بزاریم، در چشم به هم زدن کشته می شیم

15:16.710 --> 15:20.310
راه خروج دیگه ای اینجا هست که دور از نور آفتاب باشه؟

15:20.310 --> 15:23.380
یک تونل زیرزمینی هست که به غار ساحلی منتهی می شه

15:23.380 --> 15:25.720
یک قایق اونجا هست که برای فرار آماده شده

15:25.720 --> 15:28.780
!نه رادو، نمی شه بهشون اعتماد کرد

15:28.780 --> 15:30.990
- عالیجناب، قول می دم

15:30.990 --> 15:33.620
!ساکت! موعظه خونی نکن

15:33.620 --> 15:38.390
با دروغ رضایتت رو جلب می کنن، بعد که بی دفاع شدی بهت رحم نمی کنن

15:38.390 --> 15:40.730
!ترن ها اینطوری هستن، سعی نکن انکار کنی

15:40.730 --> 15:43.100
!ایان

15:43.100 --> 15:50.600
وقت واسه این حرف ها نداریم، باور دارم که قابل اعتماد هستن
پس باید به من ایمان داشته باشی

15:57.850 --> 16:00.020
بهت ایمان دارم

16:00.020 --> 16:02.790
نمی خوام دستپاچه بشین، ولی زمان داره به سرعت میره

16:02.790 --> 16:07.020
خواهر استر شما رو  پیش کاردینال اسفورزا می بره

16:07.020 --> 16:11.790
ها؟ من؟ پس تو چطور!؟

16:11.790 --> 16:14.360
من اینجا می مونم تا اونا رو معطل کنم

16:14.360 --> 16:16.800
!نمی تونی تنهایی از پسش بر بیای

16:16.800 --> 16:22.360
خواهر لطفا به دستوراتم گوش بده، ازشون محافظت کن، زندگی شون به تو بستگی داره

16:30.210 --> 16:33.650
!متوجهم! مراقبت خودت باش، پدر نایترود

16:45.060 --> 16:49.770
پدر، شما اینجا چیکار می کنین!؟

16:49.770 --> 16:53.600
!هاه، روز به این قشنگی، می خواستم برم کمی شنا کنم

16:53.600 --> 16:55.400
دوست دارین به من ملحق شین؟

16:55.400 --> 16:59.510
آیا درست می گم که اونجا ایستادی تا ما رو معطل کنی؟

16:59.510 --> 17:02.410
!حتی سربازان خداوند به تمرین نیاز دارن، خانوم

17:02.410 --> 17:06.850
!خیلی ها موافق هستن که شنا کردن برای کشتن باکتری ها مفیده

17:08.120 --> 17:10.110
دستگیرش کنین-
 اطاعت-

17:20.700 --> 17:23.930
حرومزاده-
 یه جا بایست-

17:23.930 --> 17:26.130
!معاون، صبر کن

17:27.470 --> 17:28.840
!ریئس

17:32.940 --> 17:36.180
شاید به ظاهرش نخوره،  اما این مرد یک مامور اجرایی

17:36.180 --> 17:40.920
من باهاش صحبت می کنم، تو بهتره از وقت استفاده کنی و عمارت رو بگردی، زودباش

17:40.920 --> 17:41.910
!بله ریئس

17:44.390 --> 17:46.190
تو کی هستی؟

17:46.190 --> 17:50.730
چون با ادب پرسیدی، من ابل نایترود از وزارت امور مقدسات هستم

17:50.730 --> 17:54.630
حالا می شه بپرسم شما کی هستی؟

17:54.630 --> 17:58.200
من نام های زیادی دارم، اول از همه رئیس بخش بازرسی

17:58.200 --> 18:02.470
می تونی برادر پترو صدام کنی، شوالیه ی نابودی

18:02.470 --> 18:05.940
...در حال حاضر، بدنبال مسئول سو قصد دیشب هستم

18:05.940 --> 18:08.440
در رابطه با حمله ای که به کاردینال اسفورزا انجام شد...

18:08.440 --> 18:13.780
اگر واقعا از اعضای وفادار واتیکان هستی، فورا بیا پایین و در این ماموریت مقدس به ما کمک کن

18:13.780 --> 18:15.550
من و تو یک هدف داریم اما دستورات کاملا متفاوت

18:15.550 --> 18:19.460
...پس از شما درخواست می کنم که ساختمان رو ترک کنید

18:19.460 --> 18:23.860
تا من به ماموریتم بدون جنگ و جدل و گروگان گیری ادامه بدم...

18:23.860 --> 18:27.120
!متحدها باید بجنگن، پس حریف باید شکست بخوره
 هر طور راحتی

18:33.940 --> 18:37.610
!خداوند من رو راهنمایی می کنه، شمشیرم همراهیم می کنه

18:37.610 --> 18:41.480
!بدینگونه، با کمک خداوند، پیروز خواهم شد

18:41.480 --> 18:45.180
!اگر هنوزم می خوای مانع من باشی، پس چاره ی دیگه ای ندارم

18:45.180 --> 18:49.740
!اما آماده ی مرگ خودت باش، مامور اجرایی

18:59.460 --> 19:01.660
!یک تشکر بهت بدهکارم نایترود

19:01.660 --> 19:06.660
همیشه دوست داشتم با یک مامور اجرایی بجنگم، و تو آرزوم رو برآورده کردی

19:13.610 --> 19:14.780
!حالا! دستگیرش کنین

19:14.780 --> 19:16.980
!تکون نخور

19:16.980 --> 19:21.020
این یک نبرد بین ما دو تاست، هیچکس غیر از من حق ریختن خون اون رو نداره

19:21.020 --> 19:23.580
!اگر دخالت کنید، می میرین، به همین سادگی

19:25.320 --> 19:32.060
!از این سرسختی تحت تاثیر قرار گرفتم، ولی بهتر نیست تمامش کنیم
 اینطوری چیزی عایدمون نمی شه

19:32.060 --> 19:35.730
!مرد عاقلی هستی، اگه قبول کنی کسی فکر نمی کنه جا زدی

19:35.730 --> 19:38.230
اینقدر ازم ترسیدی نایترو؟-
 ها؟-

19:38.230 --> 19:40.730
!دارم میام برات-
 !صبر کن-

19:43.170 --> 19:45.140
!خشم خداوند رو احساس کن

19:50.380 --> 19:52.180
!بجای فرار کردن مبارزه کن

19:52.180 --> 19:55.820
!شاید بهتر باشه استراحت کنیم پترو، می خوای بعد از ناهار ادامه بدیم

19:55.820 --> 20:00.410
!آخرین وعده غذا رو صرف کردی، وقت خداحافظی رسیده

20:17.970 --> 20:20.640
تواراش، زخمت درد می کنه؟

20:20.640 --> 20:24.310
حالم خوبه، بهتره ادامه بدیم

20:32.760 --> 20:36.520
چه اتفاقی برای پدر نایترود افتاد؟
 یعنی موفق شد؟

20:46.470 --> 20:48.730
یک لحظه صبر کن، می شه صحبت کنیم!؟

20:51.110 --> 20:52.130
!...پترو

21:07.860 --> 21:10.390
!تمام شد-
 !کارتون عالی بود رئیس-

21:10.390 --> 21:11.590
همم

21:14.200 --> 21:16.200
هیچکس نمی تونه از این ارتفاع جان سالم بدر ببره

21:16.200 --> 21:19.800
!حقش بود، آدم احمق

21:19.800 --> 21:21.470
!ساکت

21:21.470 --> 21:26.440
نفر بعدی که حرف بدی درباره پدر نایترود بزنه به سرنوشت اون دچار می شه

21:26.440 --> 21:31.850
اون مردی بود که زندگی اش رو وقف خداوند و کلیسا کرد

21:31.850 --> 21:34.550
هرچند، عاقبت ماموریتش به یک نبرد در خور اون منجر شد و سزاوار احترام هست

21:34.550 --> 21:38.290
برای اون دعا می کنیم، باشد که در بهش ابدی به آرامش برسد

21:38.290 --> 21:43.050
اما قبل از اون، باید خون آشام نفرین شده که قصد کشتن کاردینال رو داشت بگیریم و نابود کنیم

21:44.200 --> 22:08.640
Forums.AnimWorld.net

21:45.200 --> 22:09.190
Blood winE

21:46.200 --> 22:08.360
Production

21:47.200 --> 22:07.460
: ترجمه و ویرایش

21:48.200 --> 22:07.760
Vereasa

22:03.240 --> 22:10.310
می دانم همیشه این طور نمی ماند

22:10.310 --> 22:14.620
اما چه زیباست

22:14.620 --> 22:18.190
چشم هایت، دست هایت و لبخند گرمت

22:18.190 --> 22:21.820
اینها گنج من هستند

22:21.820 --> 22:26.060
چه سخت است از یاد بردن آن

22:26.060 --> 22:28.860
ای کاش راهی بود

22:28.860 --> 22:31.800
سردرگم نباش

22:31.800 --> 22:36.900
بازمیگردم و می گشایم

22:36.900 --> 22:42.580
بالهای شکسته ام را ... که هنوز آنقدری توان دارند تا اقیانوس را زیر پا بگذارم

22:42.580 --> 22:49.580
بالهای شکسته ام ... تا کجا باید بروم شناور در باد

22:49.580 --> 22:53.120
بالاتر و بالاتر در نور
*بالهای شکسته ام*

22:53.120 --> 22:56.760
آنقدری توان دارند تا اقیانوس را زیر پا بگذارم

22:56.760 --> 23:03.930
بالهای شکسته ام ... تا کجا باید بروم شناور در باد

23:03.930 --> 23:13.240
سرتاسر آسمان، به پرواز ادامه بده

23:18.480 --> 23:24.210
این قطرات باران نیست که از آسمان می بارد

23:35.530 --> 23:40.770
Next time- Episode 13:
The Ibelis II. "Betrayal Blaze"

23:40.770 --> 23:44.000
Let thine eyes be not diverted.
=DS= 2006
