WEBVTT

00:04.670 --> 00:18.010
با نغمه ای غمناک از پنجره بیرون را می نگرم

00:21.680 --> 00:30.090
جامه می آرایم و برایت می رقصم

00:30.090 --> 00:35.150
دیوانه شده ام؟ به من بگو

00:37.570 --> 00:46.010
یک روز باد مرا با خود خواهد برد

00:46.010 --> 00:55.180
روزی که هنوز در خاطر نداریم

00:55.180 --> 01:02.120
چرا بالی ندارم تا در آسمان شناور شوم

01:02.120 --> 01:09.730
مانند باد، مانند ابر ؟

01:09.730 --> 01:16.340
چرا بالی ندارم تا در سیاهی
بی انتهای شب غرق شوم

01:16.340 --> 01:30.680
مانند ستاره ها، مانند ماه، آه

01:31.200 --> 01:55.640
Forums.AnimWorld.net

01:31.830 --> 01:36.830
اپیزود پانزدهم: ارباب های شب، قسمت 1، بازگشت فرستاده

01:32.200 --> 01:56.190
Blood winE

01:33.200 --> 01:55.360
Production

01:34.200 --> 01:54.460
: ترجمه و ویرایش

01:35.200 --> 01:54.760
Vereasa

01:42.190 --> 01:46.960
هرگز فکر نمی کردم روزی بتونم بایزنتیوم رو ببینم
 ...چه با شکوه

01:46.960 --> 01:52.170
خوشحالم که این رو می شنوم
 میگن ا اگه از بایزنتیوم خسته بشی، پس می خوای از چی لذت ببری

01:52.170 --> 01:54.330
!آره، دلیلش معلمومه

01:56.740 --> 02:02.050
...اون دیوار معروف لاپیس لازولیه که جلوی نور خوررشید رو می گیره

02:02.050 --> 02:02.980
درسته

02:02.980 --> 02:06.820
ذره های رقیق مه مانند، برای بازتاب اشعه ی فرابنفش

02:06.820 --> 02:10.750
که امکان رفت و آمد در روز روشن رو برای ما فراهم می کنن

02:10.750 --> 02:16.230
بالاخره برگشتم، هرگز فکر نمی کردم اینقدر زمان زیادی از خونه دور بشم

02:16.230 --> 02:20.800
بعد از ماجراهایی که با هم پشت سر گذاشتیم، گمونم خوش شانس هستیم که به اینجا رسیدیم

02:20.800 --> 02:22.320
حق با توئه

02:24.270 --> 02:25.900
ارباب جوان

02:25.900 --> 02:30.710
ما در حال عبور از دیوار و وارد شدن به پایتخت هستیم
 به خونه خوش آمدین

02:30.710 --> 02:33.980
میمار، نمی دونم چطوری از همه ی کمک هات قدردانی کنم

02:33.980 --> 02:39.720
نیاز به تشکر نیست سرورم، بعد از دریافت پیام شما، خوشحالیم که به بایزنتیوم برگشتین

02:39.720 --> 02:44.250
خوشحالم که می تونم قسمت کوچکی از محبت های دوشز مولدوا رو که

02:44.250 --> 02:48.160
سالها پیش به من کردن جبران کنم، با این وجود تا همیشه مدیون ایشون هستم

02:48.160 --> 02:51.660
!نظر لطف شماست که این رو می گین

02:51.660 --> 02:57.770
چرا برای مدتی پیش ما نمی مونین؟ مطمئنم مادربزرگ از دیدنتون خوشحال می شن

02:57.770 --> 03:04.110
از پیشنهادتون سپاسگزارم، ولی کمی از برنامه ها عقب افتادیم
 باید کشتی رو تخلیه کنیم

03:04.110 --> 03:06.980
که اینطور، خیلی بد شد

03:06.980 --> 03:09.310
امیدوارم که من رو ببخشین

03:09.310 --> 03:14.550
!چی می گین، اگه کسی باید معذرت خواهی کنه، اون من هستم

03:14.550 --> 03:19.660
بخاطر دردسری که بهت دادیم معذرت می خوام

03:19.660 --> 03:23.460
ارباب جوان، شما از آخرین ملاقات تغییر کردین

03:23.460 --> 03:24.560
جدی؟

03:24.560 --> 03:30.630
شما... چطوری بگم، با وقارتر بنظر میاین

03:30.630 --> 03:35.040
...شاید درست می گی، وقتی پیش ترنس بودم خیلی اتفاقات افتادن

03:41.080 --> 03:44.050
!نگاه کن، داریم از دیوار عبور می کنیم

03:44.050 --> 03:46.380
!آره، همینطوره

04:14.780 --> 04:17.750
!همینطوری پیداش کردم
 حالش خوبه؟

04:20.520 --> 04:23.550
فکر می کنی مست کرده باشه؟

04:23.550 --> 04:26.320
اینبار دیگه چی شده!؟

04:26.320 --> 04:29.430
...عصبانی نشو، خیلی گرسنه بودم

04:29.430 --> 04:33.560
...بعد کمی از پس مانده ی غذاها تو آشپزخونه پیدا کردم

04:36.070 --> 04:39.040
...بعد یکهو دل پیچه ی شدیدی گرفتم

04:39.040 --> 04:42.540
!باید خودت رو جمع و جور کنی، پدر

04:42.540 --> 04:44.810
...بس کن دیگه

04:44.810 --> 04:47.480
!بچه بازی رو تمومش کن

04:47.480 --> 04:49.510
...اوه، استر

04:49.510 --> 04:55.850
...آخرین خواسته ام رو براورده کن اگر زمانم تو این دنیا تمام شده

04:55.850 --> 05:00.080
...من رو روی یک تپه نزدیک دریا دفن کن

05:03.060 --> 05:07.390
...و بیاد داشته باش... که از اونجا مراقب تو خواهم بود

05:15.770 --> 05:19.540
!گفتم این لوس بازی رو تمومش کن دیگه

05:19.540 --> 05:23.850
باید همه چی رو اینقدر بزرگش کنی!؟

05:23.850 --> 05:27.080
!واقعا که
 !خواهش می کنم استر

05:27.080 --> 05:31.690
!ااه.. اینقدر نق نزن دیگه، آدم بزرگ نما

05:31.690 --> 05:35.990
خیلی خب، خودت رو از رو زمین جمع کن تا یکم دارو واست پیدا کنم

05:35.990 --> 05:38.590
...متاسفم که باعث دردسر شدم

05:40.160 --> 05:42.830
خب اگه اشکال نداره همینجا شما رو پیاده کنیم

05:42.830 --> 05:47.170
ممنونم، به سلامت

05:47.170 --> 05:50.570
...ارباب جوان

05:50.570 --> 05:54.880
آمم.. خوب مراقب باشین

05:54.880 --> 05:56.350
!باشه

05:59.520 --> 06:05.690
همه ی اینا... باغ و ساختمان ها و کاخ ها، همه مال مادربزرگت هستن؟

06:05.690 --> 06:07.760
!آره، همه ش

06:07.760 --> 06:11.730
مادربزرگم، میرکا فورتونا، دوشز مولدوا ست

06:11.730 --> 06:14.130
و رئیس شورای محرمانه امپراتوری

06:19.070 --> 06:22.170
باید خبر حضورت در اینجا رو به مادربزرگم برسونم

06:22.170 --> 06:25.080
اون می تونه ترتیب یک ملاقات با ملکه رو بده

06:25.080 --> 06:28.910
تا یکی دو روز دیگه می تونی علیاحضرت رو خودت ببینی

06:28.910 --> 06:30.080
...این یعنی

06:30.080 --> 06:35.550
خطر رفع می شه و به پایان سفرمون می رسیم

06:35.550 --> 06:36.820
!خدا رو شکر، امیدوارم

06:36.820 --> 06:41.090
...راستش این ماموریت اینقدر خطرناک بوده که بی خوابی گرفتم

06:47.130 --> 06:49.270
...گوش کن استر

06:49.270 --> 06:51.570
بله؟

06:51.570 --> 06:59.510
...چی می شه... اگه واست مسئله ای نیست... می دونی

06:59.510 --> 07:06.380
...بعد از پایان ماموریتت... همینجا بمونی

07:06.380 --> 07:10.980
-اینجا تو امپراتوری، پیش من، چون من فکر میکنم

07:13.620 --> 07:16.830
!یکی کمک کنه! دارم غرق می شم

07:16.830 --> 07:19.900
معلوم هست داری چیکار می کنی!؟

07:19.900 --> 07:24.060
!خیلی خب بیا، دستم رو بگیر، اینجا

07:30.070 --> 07:32.110
بابت این همه دردسر متاسفم

07:32.110 --> 07:34.380
اشکالی نداره

07:34.380 --> 07:37.780
اینجا توسط ماشین ها اداره می شه، نگران نباش

07:37.780 --> 07:40.050
پس ازشون یک دست لباس اضافی بگیر

07:40.050 --> 07:42.240
...چه سیاست مدار هایی هستیم

07:52.630 --> 07:56.960
!مادربزرگ! سلام، ایان هستم، برگشتم

08:07.410 --> 08:11.710
این دیگه چیه؟ چطور اتفاق افتاده!؟

08:11.710 --> 08:14.110
!اوه نه! مادربزرگ

08:16.550 --> 08:21.720
مادربزرگ کجایین!؟
 !مادربزرگ

08:32.770 --> 08:34.290
!مادربزرگ

08:46.280 --> 08:48.980
!هیولاهای لعنتی

09:17.410 --> 09:20.440
...به سرعت یک متوسلا حرکت می کنه

09:42.710 --> 09:44.810
عالیجناب! حالتون خوبه!؟

09:44.810 --> 09:46.270
!استر

09:49.680 --> 09:55.480
...استر، مادربزرگم
 ...اونا کشتنش

09:59.490 --> 10:01.480
!عالیجناب
 !استر

10:33.320 --> 10:37.960
خدای من، چه اتفاقی افتاد؟-
 این-

10:37.960 --> 10:42.900
بمب، اینها به کمربند هاشون وصل شده بودن

10:44.870 --> 10:47.440
عالیجناب، صدمه دیدین؟

10:47.440 --> 10:50.470
نه، من خوبم

10:50.470 --> 10:53.700
...فقط اینکه... باورم نمی شه مادربزرگم

11:07.260 --> 11:10.830
ما تنها نیستیم، توسط افراد مسلح محاصره شدیم

11:10.830 --> 11:11.990
ها؟

11:21.800 --> 11:24.810
ینیسری ها-
 اون دیگه چیه؟-

11:24.810 --> 11:27.610
نیروهای خود علیاحضرت

11:30.250 --> 11:34.580
!اوه، لرد بایبارز

11:34.580 --> 11:37.050
!خداروشکر که اومدین

11:37.050 --> 11:39.950
...مادربزرگم
 ...خونمون

11:41.190 --> 11:45.630
!ایان فورتونا، کنت ممفیس و فرستاده ی امپراتوری

11:45.630 --> 11:48.630
به درخواست علیاحضرت آگاستا ورادیکا فرمانروای امپراتوری نژاد راستین

11:48.630 --> 11:51.930
شما رو بازداشت می کنم

11:51.930 --> 11:54.300
شما متهم به قتل میرکا فورتونا هستین

11:54.300 --> 11:57.010
!و نابود کردن ملک ایشون

11:57.010 --> 12:00.740
!فورا تسلیم شو

12:00.740 --> 12:02.980
چطور جرات می کنی به من تهمت بزنی!؟

12:02.980 --> 12:08.180
این احمقانه ست! اون هیولاها قبل از رسیدن من همه رو قتل عام کرده بودن

12:08.180 --> 12:12.890
واقعا؟ پس این هیولاها الان کجان!؟

12:12.890 --> 12:17.460
!عجیب نیست؟ تو فرستاده ی امپراتوری از طرف علیاحضرت هستی

12:17.460 --> 12:23.770
ولی بجای ارائه ی فوری گزارشت، مثل یک دزد یا بهتر بگم، قاتل، وارد شهر شدی

12:23.770 --> 12:27.300
چرا بعد از ورودت به سرعت نزد علیاحضرت نیومدی؟

12:27.300 --> 12:30.340
...خب نمی تونستم

12:30.340 --> 12:34.740
...دلایل خودم رو دارم

12:34.740 --> 12:37.380
ماسفانه باید بگم ازت انتظار خیلی بیشتری می ره

12:37.380 --> 12:41.950
!آهسته با ما بیا، وگرنه سوگند می خورم هیمنجا بکشمت

12:41.950 --> 12:43.890
من رو بکشی!؟

12:43.890 --> 12:47.890
چطور جرات می کنی اونجا وایسی و تهدیدم کنی!؟

12:47.890 --> 12:52.400
...بعد از اینکه نجیب زاده ی مولدوا رو نابود کردی

12:52.400 --> 12:54.400
!دیگه کافیه، ای پست فطرت

12:54.400 --> 12:55.530
!عالیجناب

12:55.530 --> 12:57.160
!بهانه دستشون نده

13:09.050 --> 13:10.850
خجالت آوره

13:10.850 --> 13:15.650
با صدها سال تمرین و آموزش شاید بتونی شمشیرزن خوبی بشی

13:20.020 --> 13:24.890
مهلتت تمام شد، مرد کوچک
 !باختی

13:24.890 --> 13:27.230
مانند یک نجیب زاده با افتخار بمیر

13:27.230 --> 13:29.760
!نه، اینکارو نکن-
 استر، عقب بایست-

13:36.210 --> 13:37.810
!زودباش، باید بریم

13:37.810 --> 13:39.040
فرار کنیم!؟

13:39.040 --> 13:42.770
می خوای قبل از اثبات بی گناهیت بمیری!؟

13:45.010 --> 13:48.650
...حرکت هوشمندانه ای بود

13:48.650 --> 13:52.610
تا می تونی از بازی لذت ببر

13:59.360 --> 14:02.270
خوش آمدین بانوی من
خوشحالم که میبینمتون

14:02.270 --> 14:03.500
همم

14:03.500 --> 14:09.340
امروز دیرتر از معمول برگشتین، امیدوارم اتفاق بدی در کاخ نیافتاده باشه

14:09.340 --> 14:11.870
درست قبل از اومدنم ملکه من رو احظار کردن

14:11.870 --> 14:17.180
آیا فرضم درسته که ملکه درباره ی همکاری شما با ترن ها احظارتون کرده بود؟

14:17.180 --> 14:21.350
درسته شیندال، با این سن هنوزم خیلی باهوشی

14:21.350 --> 14:25.190
بزودی فرستاده ها از واتیکان به بایزنتیوم می رسن

14:25.190 --> 14:28.890
علیاحضرت بطور خصوصی ازم درخواست کردن تا مراقب اونا باشم

14:28.890 --> 14:32.530
ولی چیزی هست که کسی نمی دونه
 علیاحضرت چند ماه پیش ...کسی رو به اونجا فرستاده

14:32.530 --> 14:34.900
تا مقدمات رو آماده کنه...

14:34.900 --> 14:39.240
این مامور ملکه قراره فرستاده ها رو به سلامت تا اینجا همراهی کنه

14:39.240 --> 14:41.570
کار من نگهداری از اوناست

14:41.570 --> 14:46.310
بنظر عجیب میاد! ملکه نگفت جریان این همه احتیاط چیه؟

14:46.310 --> 14:47.610
هیچ توضیحی نداد

14:47.610 --> 14:56.050
ولی، این شما بودی که اولین ارتباط رو بین واتیکان و امپراتوری برقرار کرد
 چرا باید این رو از شما مخفی کنه؟

14:56.050 --> 15:02.750
از کجا بدونم، شاید فکر کرده دختر ظریفی مثل من نمی تونه چنین اطلاعاتی رو هضم کنه

15:05.130 --> 15:08.630
شیندال، امشب قراره مهمون بیاد؟

15:08.630 --> 15:10.370
...نه

15:10.370 --> 15:11.830
که اینطور

15:19.640 --> 15:21.740
پدر، صدمه دیدی!؟

15:21.740 --> 15:23.980
!هیچکس از جاش تکون نخوره

15:23.980 --> 15:27.650
!من آستاروشه آزرا، دوشز اودسا هستم

15:27.650 --> 15:31.950
-شما به ملک من تجاوز کردین، امیدوارم برای کارتون دلیل

15:32.990 --> 15:38.130
!آمم، سلام! خوشحالم دوباره می بینمت آستا

15:38.130 --> 15:39.590
!اوه نه

15:45.000 --> 15:47.400
!شیندال، سه تا غذا بیشتر برای مهمونا آماده کن

15:47.400 --> 15:49.170
!بله بانوی من

15:51.710 --> 15:55.380
!خیلی خب، بهتره بهم بگی جریان چیه

15:55.380 --> 16:00.510
ازت انتظار یک توضیح ساده دارم، باشه تواراش!؟

16:12.030 --> 16:15.160
...اوه... خیلی لذت بخشه

16:15.160 --> 16:20.370
رنگ این آب خیلی عجیبه
 چنین چیزی تابحال ندیدم، خیلی سفیده

16:20.370 --> 16:24.370
این فرمول سری خانوادگی حمام ماست

16:24.370 --> 16:29.980
صمغ مر و گل همیشه بهار حل شده در شیر خامه ای خرگوش دریایی

16:29.980 --> 16:33.250
زمانی که خیلی خسته ای این آرام کننده ست

16:33.250 --> 16:36.390
!با- بانوی من

16:36.390 --> 16:41.890
!معذرت می خوام! با اجازه تون من فورا از اینجا می رم

16:41.890 --> 16:44.260
نه اشکالی نداره-
 ها؟-

16:44.260 --> 16:50.470
!اینجا رو خونه ی خودت بدون، ترن یا متوسلا فرقی نداره
 تو مهمان من هستی

16:50.470 --> 16:52.660
راحت باش، لذت ببر

16:55.810 --> 16:58.470
ممنون بانوی من

16:58.470 --> 17:01.010
خب، اسمت چی بود؟

17:01.010 --> 17:03.710
استر بلانچت، خانوم

17:03.710 --> 17:09.850
!پس وزارت امور مقدسات تو و پدر نایترود رو با هم همکار کرده
 تصور می کنم خیلی باهاش مراوده داری

17:09.850 --> 17:13.410
اوه نه... یعنی... آره

17:16.160 --> 17:24.470
بانوی من... دوست دارم بدونم شما چطور با پدر نایترود آشنا شدین

17:24.470 --> 17:27.370
...نه اینکه به من مربوط باشه، فقط میخواستم

17:27.370 --> 17:28.540
شما با هم رابطه دارین؟

17:28.540 --> 17:33.110
اوه نه، به هیچ وجه
 ...فقط بنظر میاد

17:33.110 --> 17:36.480
بزار اینطوری بگم، من خیلی بهش مدیونم

17:36.480 --> 17:41.720
من در حال ماموریت بودم، در دنیای بیرون
 و اونجا بود که اون به کمکم اومد

17:41.720 --> 17:46.720
صادقانه بگم، اگه بخاطر اون نبود، الان معلوم نبود چه وضعیتی داشتم

17:46.720 --> 17:49.260
واسه همین بود که ما رو اینجا راه دادین؟

17:49.260 --> 17:54.500
آره، ولی دلیل دیگه ای هم هست
 امروز ملکه بهم گفت که ...فرستاده های واتیکان

17:54.500 --> 17:58.230
بزودی به اینجا میان و به محافظت نیاز دارن

17:58.230 --> 18:00.940
ملکه این رو گفتن؟-
 آره-

18:00.940 --> 18:08.340
یعنی، ملکه خبر داشتن که چنین چیزی اتفاق میفته و برای رسیدن ما اقدامات احتیاطی انجام دادن

18:08.340 --> 18:10.380
من که از این چیزی سر در نمیارم

18:10.380 --> 18:15.580
اما ملکه از هر چیزی که تو امپراتوری اتفاق بیفته خبر دارن

18:15.580 --> 18:20.590
شاید اون وضعیت خطرناک شما پیش بینی کرده بود، فرقی نمی کنه

18:20.590 --> 18:26.830
برای ما متوسلاها، اون ملکه ی ابدی و مثل یک مادر می مونه

18:26.830 --> 18:34.100
از گذشته به حال، از حال تا ابد، اون فرمانراوی مطلقه و حرف اون مثل قانون می مونه

18:38.310 --> 18:44.350
به دستور اون من با جانم از شما محافظت می کنم
 به عنوان یک نجیب زاده از خانه ی امپراتوری این وظیفه ی منه

18:44.350 --> 18:48.450
بیا، بهتر قبل از اینکه سرگیجه بگیری از حمام دربیای

18:48.450 --> 18:50.420
!باشه

18:54.990 --> 18:57.160
اون زخم یک نبرده؟

18:57.160 --> 19:02.330
ببخشید که می پرسم، ولی شگفت آوره که از چنین زخمی جون سالم بدر بردی

19:02.330 --> 19:07.240
اوه، این؟ از بعد از تولد این علامت رو داشتم

19:07.240 --> 19:08.600
ماه گرفتگی؟

19:12.270 --> 19:14.900
چه ستاره ی زیبایی

19:22.590 --> 19:27.390
پس هنوز نتونستین کنت ممفیس و فرستاده های واتیکان رو پیدا کنین؟

19:27.390 --> 19:31.330
نه علیاحضرت، داریم سرتاسر مناطق شهری رو رفت و برگشت جستجو می کنیم

19:31.330 --> 19:34.460
بهتون اطمینان می دم بزودی پیداشون می کنیم

19:34.460 --> 19:38.600
مهم نیست، همه چیز طبق نقشه پیش می ره

19:38.600 --> 19:41.970
بنظر خسته میای، برو و استراحت کن

19:49.950 --> 19:53.620
می دونم اونجایی، کی هستی؟

19:53.620 --> 19:58.250
بنظر میومد نمی شد طبق روال عادی با شما ملاقات کنیم، پس من از راه دیگه ای اومدم

19:58.250 --> 20:02.320
از اینکه بی خبر اومدم معذرت می خوام

20:02.320 --> 20:05.360
یک ترن؟ چی میخوای؟

20:05.360 --> 20:11.170
من پدر ابل نایترود از وزارت امور مقدسات هستم

20:11.170 --> 20:17.610
!که اینطور، پس پیغام من به سلامت به دستتون رسید
 اما قبل از اینکه بریم سر اصل مطلب

20:17.610 --> 20:19.840
...شاید بهتر باشه در مورد حادثه ای که

20:19.840 --> 20:26.480
در کاخ دوشز مولدوا پیش اومد توضیح بدین، مطمئنم داستان شما واضح تره

20:26.480 --> 20:32.590
قبل از اون، دوست داریم در مور یک مسئله من رو روشین کنین

20:32.590 --> 20:34.660
بانوی من، شما واقعا کی هستی؟

20:34.660 --> 20:36.330
چی؟

20:36.330 --> 20:38.090
این دیگه چه پرسشی بود؟

20:38.090 --> 20:44.430
من فرمانروای امپراتوری هستم
  آگاستا ورادیکا

20:44.430 --> 20:49.440
واقعا؟ باید باور کنم که شما ملکه هستین؟

20:49.440 --> 20:57.280
این یک شوخیه؟
 انگار نه، تو واقعا کی هستی، کشیش؟

20:57.280 --> 20:59.220
!علیاحضرت

20:59.220 --> 21:02.480
...وجود یک تجاوزگر در کاخ گزارش شده

21:06.460 --> 21:08.320
تو کی هستی!؟

21:11.530 --> 21:12.460
!نمی تونی ازم فرار کنی

21:12.460 --> 21:14.160
!کافیه بایبارز

21:16.100 --> 21:18.500
!نمی خوام آسیبی بهش برسه

21:39.590 --> 21:42.610
یعنی ممکنه، یعنی اون...!؟

21:44.200 --> 22:08.640
Forums.AnimWorld.net

21:45.200 --> 22:09.190
Blood winE

21:46.200 --> 22:08.360
Production

21:47.200 --> 22:07.460
: ترجمه و ویرایش

21:48.200 --> 22:07.760
Vereasa

22:03.410 --> 22:10.480
می دانم همیشه این طور نمی ماند

22:10.480 --> 22:14.790
اما چه زیباست

22:14.790 --> 22:18.360
چشم هایت، دست هایت و لبخند گرمت

22:18.360 --> 22:21.990
اینها گنج من هستند

22:21.990 --> 22:26.230
چه سخت است از یاد بردن آن

22:26.230 --> 22:29.030
ای کاش راهی بود

22:29.030 --> 22:31.970
سردرگم نباش

22:31.970 --> 22:37.070
بازمیگردم و می گشایم

22:37.070 --> 22:42.750
بالهای شکسته ام را ... که هنوز آنقدری توان دارند تا اقیانوس را زیر پا بگذارم

22:42.750 --> 22:49.750
بالهای شکسته ام ... تا کجا باید بروم شناور در باد

22:49.750 --> 22:53.290
بالاتر و بالاتر در نور
*بالهای شکسته ام*

22:53.290 --> 22:56.930
آنقدری توان دارند تا اقیانوس را زیر پا بگذارم

22:56.930 --> 23:04.100
بالهای شکسته ام ... تا کجا باید بروم شناور در باد

23:04.100 --> 23:13.410
سرتاسر آسمان، به پرواز ادامه بده

23:18.650 --> 23:24.380
این قطرات باران نیست که از آسمان می بارد

23:35.600 --> 23:41.140
Next time- Episode 16:
The Night Lords II. "Twilight of the Capital"

23:41.140 --> 23:44.470
Be sure not to miss it!
=DS= 2006
