1
00:00:15,891 --> 00:00:20,020
‫یادته قدیما با گرگم‌به‌هوا
‫بهت تمرین می‌دادم، کیوئیچیرو؟

2
00:00:20,103 --> 00:00:23,482
‫از شدت ذوق و یادآوری خاطرات،
‫اشک تو چشام جمع شده!

3
00:00:23,565 --> 00:00:27,486
‫کنار پسر ارشد عزیزم، داماد مطمئنمم
‫اینجاست!

4
00:00:27,569 --> 00:00:29,696
‫مگه از این خوشبخت‌ترم می‌شه؟

5
00:00:29,780 --> 00:00:32,574
‫نمی‌تونم صبر کنم تا به تو هم نشون بدم.

6
00:00:32,658 --> 00:00:33,909
‫ری!

7
00:00:33,992 --> 00:00:37,704
‫وقتی خونواده‌مون دوباره یکی بشه،
‫همه با هم می‌ریم کمپ، چشمه آب‌گرم،

8
00:00:37,788 --> 00:00:40,832
‫بازی می‌کنیم، سلف‌سرویس غذا می‌خوریم،
‫سینما می‌ریم، پینگ‌پنگ می‌زنیم،

9
00:00:40,916 --> 00:00:42,793
‫می‌ریم شهربازی و پاسور بازی می‌کنیم!

10
00:00:42,876 --> 00:00:44,878
‫قراره کلی بهمون خوش بگذره!

11
00:00:45,546 --> 00:00:48,340
‫تایو، وقتشه بریم
‫اون مردک رو سر جاش بنشونیم.

12
00:00:49,132 --> 00:00:51,260
‫ضربات فیزیکی روش جواب نمی‌ده.

13
00:00:51,343 --> 00:00:52,344
<i>‫ولی...</i>

14
00:00:52,427 --> 00:00:56,515
<i>‫وقتی تارام به عصاره گل
‫توی تنت آغشته شدن،</i>

15
00:00:56,598 --> 00:00:58,100
<i>‫تونستن بدنش رو
‫بشکافن.</i>

16
00:00:58,183 --> 00:01:00,727
‫مشتات بهش می‌رسن.

17
00:01:03,814 --> 00:01:06,775
‫چی شد؟ به این زودی جا زدی؟

18
00:01:06,858 --> 00:01:10,195
‫اگه ان‌قدر بی‌انگیزه‌ای،
‫پس فکر کنم باید باهات خداحاف...

19
00:01:28,922 --> 00:01:33,844
‫خانواده یوزاکورا

490
00:01:35,844 --> 00:01:41,844
ترجمه و بومی‌سازی: ساب‌یار

491
00:01:35,844 --> 00:01:41,844
subyar.com

20
00:02:52,172 --> 00:02:54,049
{\an8}‫به‌به، عجب منظره دلچسبی!

21
00:02:54,132 --> 00:02:56,218
{\an8}‫جلسه جاسوس‌های رتبه طلایی

22
00:02:56,301 --> 00:02:58,261
‫کی به پدرزن خودش مشت می‌زنه؟

23
00:02:59,096 --> 00:03:00,847
‫عجب پسر پررو و تخسی هستی!

24
00:03:00,931 --> 00:03:02,766
‫دمت گرم، تایو.

25
00:03:02,849 --> 00:03:04,685
‫یه خرده باهات بازی می‌کنم.

26
00:03:06,186 --> 00:03:07,187
‫چه سرعتی!

27
00:03:07,771 --> 00:03:09,231
‫واکنشات خیلی کنده.

28
00:03:09,314 --> 00:03:10,691
‫۱۰ نمره منفی.

29
00:03:14,695 --> 00:03:17,030
‫حرکات اولیه‌ت هم خیلی تابلوئه.

30
00:03:17,114 --> 00:03:18,949
‫۱۵ نمره منفی.

31
00:03:24,287 --> 00:03:26,581
‫یائه از فاصله نزدیک بی‌فایدست.

32
00:03:26,665 --> 00:03:28,333
‫۲۵ نمره منفی.

33
00:03:36,299 --> 00:03:39,219
‫چاقوت رو جای تابلویی قایم کردی.

34
00:03:39,302 --> 00:03:41,138
‫۱۰ نمره منفی.

35
00:03:41,221 --> 00:03:43,473
‫رو هوا هم خیلی کند عمل می‌کنی.

36
00:03:43,557 --> 00:03:45,142
‫۱۰ نمره منفی.

37
00:03:45,225 --> 00:03:48,395
‫اگه می‌خواستی یائه رو بکشی بیرون،
‫باید شمشیر رو برمی‌داشتی.

38
00:03:48,478 --> 00:03:50,939
‫اگه می‌خوای کسی که ازت سرتره رو
‫از پا دربیاری،

39
00:03:51,022 --> 00:03:53,859
‫باید پی کشتنش رو هم به تنت بمالی.

40
00:03:53,942 --> 00:03:56,194
‫۳۰ نمره منفی.

41
00:03:56,278 --> 00:04:00,073
‫نمره‌ت شد صفر. اونم از ۱۰۰!

42
00:04:00,157 --> 00:04:02,492
‫هنوز خیلی باید مشق کنی.

43
00:04:07,914 --> 00:04:10,667
‫حالا به منم نمره بده، بابا.

44
00:04:12,461 --> 00:04:17,591
‫چون همیشه تقریباً بی‌نقصی،
‫می‌خوام دقیق بهت نمره بدم.

45
00:04:17,674 --> 00:04:18,842
‫واسه همین...

46
00:04:18,925 --> 00:04:21,052
‫یه روز دیگه سر فرصت به حسابت می‌رسم.

47
00:04:25,474 --> 00:04:26,892
‫وای!

48
00:04:33,356 --> 00:04:35,358
<i>‫باز سر و کله این هیولاها پیدا
‫شد!</i>

49
00:04:35,442 --> 00:04:37,652
‫راستش من یه نابغه‌ام.

50
00:04:37,736 --> 00:04:41,239
‫کنار هوش و مهارت رزمیم،
‫شانس خیلی بالایی هم دارم.

51
00:04:41,323 --> 00:04:43,909
‫هرچند بیشتر کارا رو
‫تنهایی هم می‌تونم پیش ببرم،

52
00:04:43,992 --> 00:04:47,704
‫ولی هرچی مهره‌های بیشتری زیر دستم باشه،
‫کارم راحت‌تره.

53
00:04:47,788 --> 00:04:49,873
‫واسه همین این فسقلی‌ها رو ساختم.

54
00:04:49,956 --> 00:04:54,294
<i>‫از بدن تسوبومی استفاده کردم تا
‫دسته‌دسته به دنیا بیارتشون...</i>

55
00:04:54,377 --> 00:04:56,004
<i>‫داداش‌های کوچولوی
‫سربه‌راهم.</i>

56
00:04:56,087 --> 00:04:59,966
‫قدرتمند، چابک و باطراوت،
‫پر از میوه و بار،

57
00:05:00,050 --> 00:05:02,677
‫اون‌قدر عزیز که باید اسمشونو می‌ذاشتم...

58
00:05:02,761 --> 00:05:05,430
‫گیلاس‌های سیاه.

59
00:05:05,514 --> 00:05:06,890
‫عالی نیست به نظرت؟

60
00:05:10,393 --> 00:05:13,522
‫گیلاس‌های سیاه خیلی بیشتری تو راهن.

61
00:05:13,605 --> 00:05:17,192
‫سومینین‌های خالص بیشتر و بیشتر
‫برای اضافه‌شدن به مجموعه‌م.

62
00:05:17,275 --> 00:05:21,488
‫ری دوباره زنده می‌شه
‫و خونواده یوزاکورا جون دوباره می‌گیره.

63
00:05:22,656 --> 00:05:27,035
<i>‫شما بچه‌ها تموم این مدت
‫با درد و حسرت زندگی کردین.</i>

64
00:05:27,869 --> 00:05:31,289
‫واسه همین به عنوان پدرتون،
‫بهتون نشون می‌دم که...

65
00:05:34,960 --> 00:05:37,420
‫عشق همیشه پیروزه!

66
00:05:38,713 --> 00:05:40,465
‫چه اراجیفی.

67
00:05:42,217 --> 00:05:43,426
‫تایو!

68
00:05:50,517 --> 00:05:53,562
<i>‫فهمیدم. از فرصت رم‌کردن
‫گیلاس‌های سیاه</i>

69
00:05:53,645 --> 00:05:56,273
<i>‫و داغون‌شدن زمین سوءاستفاده
‫کردی و...</i>

70
00:05:56,356 --> 00:05:59,985
<i>‫با سخت‌سازی صاف اومدی سراغ
‫خودم؟</i>

71
00:06:03,864 --> 00:06:05,198
‫جالبه.

72
00:06:09,536 --> 00:06:14,541
‫موتسومی برای محافظت از خونواده
‫عزمش رو جزم کرده باهات بجنگه.

73
00:06:14,624 --> 00:06:15,917
‫پس منم...

74
00:06:16,001 --> 00:06:19,963
‫برای محافظت از خونواده باهات می‌جنگم!

75
00:06:21,339 --> 00:06:23,758
‫تنها حسنت همین جنمته، نه؟

76
00:06:23,842 --> 00:06:25,468
‫۵ نمره بهت می‌دم.

77
00:06:25,552 --> 00:06:28,346
‫همین‌طور قوی و قوی‌تر شو!

78
00:06:29,931 --> 00:06:32,183
‫پسر عزیزم!

79
00:06:37,522 --> 00:06:39,941
‫هر بار می‌بینمش می‌ره رو مخم.

80
00:06:40,025 --> 00:06:42,777
‫انگار فوتابا و بقیه هم
‫مال خودشونو ترکوندن.

81
00:06:42,861 --> 00:06:46,239
‫ظاهراً تا هسته بازسازیشون سالمه،
‫دوباره زنده می‌شن.

82
00:06:46,323 --> 00:06:50,076
‫البته اگه دود بشن برن هوا،
‫در هر حال کارشون تمومه.

83
00:06:53,413 --> 00:06:55,790
‫بی‌معطلی بریم پیش موتسومی و بقیه.

84
00:06:59,085 --> 00:07:00,253
‫کای.

85
00:07:00,337 --> 00:07:03,214
‫الان بیشتر از ۱۰ دقیقه‌ست که
‫از موتسومی دورم،

86
00:07:03,298 --> 00:07:04,758
‫واسه همین اعصابم بدجور کیریه.

87
00:07:04,841 --> 00:07:05,842
‫قطع می‌کنم.

88
00:07:05,925 --> 00:07:09,304
<i>‫کای؟ رئیس انجمن
‫جاسوس‌ها؟</i>

89
00:07:09,387 --> 00:07:12,557
<i>‫کیوئیچیرو، اصلاً نمی‌دونم از
‫کجا شروع کنم</i>

90
00:07:12,641 --> 00:07:14,893
<i>‫تا بگم چقدر این حرفت چرت و
‫بی‌منطقه.</i>

91
00:07:15,894 --> 00:07:17,854
‫شیون بهم قضیه رو گفت.

92
00:07:18,521 --> 00:07:21,983
‫می‌خوام دربارش باهات حرف بزنم،
‫همین الان پاشو بیا انجمن.

93
00:07:22,067 --> 00:07:24,402
<i>‫به موتسومی ربطی
‫داره؟</i>

94
00:07:24,486 --> 00:07:27,906
‫جداً برات همه‌چی
‫به موتسومی ختم می‌شه، نه؟

95
00:07:29,032 --> 00:07:31,951
‫ربط که داره، اونم چه جورم.

96
00:07:32,035 --> 00:07:33,370
<i>‫الان خودمو می‌رسونم.</i>

97
00:07:35,997 --> 00:07:40,835
‫تنقلات‌فروشی مادربزرگ

98
00:07:42,420 --> 00:07:43,838
‫به، بالاخره اومدین.

99
00:07:43,922 --> 00:07:46,299
‫داری رو زمین می‌کشیم! رو زمین...

100
00:07:50,762 --> 00:07:52,972
‫این قضیه اصلاً ربطی به من نداره، مگه نه؟

101
00:07:53,056 --> 00:07:55,100
‫من خودم خواستم بیای.

102
00:07:55,183 --> 00:07:56,184
‫چی؟

103
00:07:56,267 --> 00:07:57,727
‫جفتتون روبه‌راهین؟

104
00:07:57,811 --> 00:08:01,106
‫خب، به جز اینکه دررفت.
‫موتسومی و بقیه چطورن؟

105
00:08:01,189 --> 00:08:02,190
‫حالشون خوبه.

106
00:08:02,273 --> 00:08:04,859
‫گفتن تازه رسیدن خونه.

107
00:08:04,943 --> 00:08:06,986
‫بهتر نیست حالا بریم تو؟

108
00:08:07,070 --> 00:08:10,323
‫گرچه هنوز منتظر دو تای دیگه‌ایم
‫از رتبه‌طلاها.

109
00:08:14,536 --> 00:08:16,579
‫دور سینه، ۱۳۵ سانتی‌متر.

110
00:08:16,663 --> 00:08:18,623
‫می‌بینم که حسابی هیکل به هم زدی.

111
00:08:20,875 --> 00:08:22,544
‫خواهش می‌کنم بهم دست نزنید!

112
00:08:22,627 --> 00:08:24,754
‫آقای ریو!

113
00:08:27,048 --> 00:08:29,008
‫عجب جوون رشید و تنومندی!

114
00:08:29,092 --> 00:08:31,219
‫واقعاً نگین درخشان دنیای جاسوسی هستی.

115
00:08:31,302 --> 00:08:33,722
‫این شد یه سوژه داغ. هی، شین...

116
00:08:33,805 --> 00:08:35,682
{\an8}‫الکساندر ریو سردبیر مجله روز جاسوس

117
00:08:35,765 --> 00:08:37,475
‫پایه‌ای عکست پوستر وسط مجله بشه؟

118
00:08:37,559 --> 00:08:39,936
‫صد بارم بگی، عمراً قبول کنم!

119
00:08:40,019 --> 00:08:43,940
<i>‫رگبار ضربات داداش شینزو رو خورد
‫و حتی یه خراشم برنداشت؟</i>

120
00:08:44,023 --> 00:08:47,193
‫فوتابا کوچولو!

121
00:08:47,277 --> 00:08:50,238
‫آخه چرا فرار می‌کنی؟

122
00:08:50,321 --> 00:08:52,032
‫عروسک خیمه‌شب‌بازی نیستم که، می‌دونی.

123
00:08:52,115 --> 00:08:54,409
‫قرار نیست سر هر چیزی بغلت کنم، شورا.

124
00:08:54,492 --> 00:08:55,869
{\an8}‫ولی بالاخره بعد این‌همه وقت دور
‫همیم،

125
00:08:55,952 --> 00:08:57,162
{\an8}‫شورا مدیرعامل گروه آشورا

126
00:08:57,245 --> 00:08:59,622
‫پس بیا به یاد قدیما یه‌کم بچلونمت!

127
00:08:59,706 --> 00:09:00,999
‫مسخره نشو.

128
00:09:01,082 --> 00:09:03,293
‫زود باش، باید بریم سر جلسه.

129
00:09:04,586 --> 00:09:06,421
<i>‫قهر</i>

130
00:09:09,382 --> 00:09:11,509
‫باشه، باشه، هرچی تو بگی.

131
00:09:11,593 --> 00:09:14,512
‫واسه یه رفیق فابریک قدیمی،
‫خیلی ناز داری.

132
00:09:16,139 --> 00:09:18,933
‫فوتابا کوچولو! می‌تونم بغلت کنم؟

133
00:09:19,017 --> 00:09:20,018
‫نخیر.

134
00:09:20,101 --> 00:09:22,687
‫- چی؟ چرا آخه؟
‫- آها!

135
00:09:22,771 --> 00:09:24,522
‫پس تو تایو کوچولو هستی؟

136
00:09:24,606 --> 00:09:26,149
‫خوشبختم!

137
00:09:26,232 --> 00:09:28,777
‫اهل عشق‌وحال و رابطه‌های پنهونی هستی؟

138
00:09:28,860 --> 00:09:29,986
‫هان؟ رابطه‌ی...؟!

139
00:09:31,237 --> 00:09:33,907
‫به‌ندرت پیش میاد هر ده تامون جمع بشیم.

140
00:09:33,990 --> 00:09:35,617
‫راست می‌گی، رسماً معجزه‌ست، نه؟

141
00:09:36,284 --> 00:09:39,204
‫خیلی خب،
‫جلسه رتبه‌طلایی‌ها از الان شروع می‌شه.

142
00:09:40,038 --> 00:09:42,248
‫اول از همه،
‫لطفاً یه نگاه به این ویدیو بندازین.

143
00:09:42,749 --> 00:09:45,543
‫این دارک‌تیوبه، یه سایت ویدیو تو دارک‌وب.

144
00:09:45,627 --> 00:09:46,795
{\an8}‫بلعیدن جاسوس‌های مزاحم

145
00:09:46,878 --> 00:09:48,588
{\an8}‫این چند ساعت پیش آپلود شده.

146
00:09:48,671 --> 00:09:49,672
{\an8}‫کانال مومو

147
00:09:49,756 --> 00:09:51,424
{\an8}‫بچه‌های گلم،
‫چطورین؟

148
00:09:51,508 --> 00:09:53,009
{\an8}‫باباتونه!

149
00:09:54,302 --> 00:09:57,472
‫می‌خواستم ببینین چقدر سخت تلاش می‌کنم،

150
00:09:57,555 --> 00:10:00,183
‫واسه همین یه چنل واسه خودم زدم!

151
00:10:00,266 --> 00:10:01,935
<i>‫کود امروز تشکیل شده
‫از...</i>

152
00:10:02,018 --> 00:10:06,189
<i>‫۱۰۰ تا از رتبه‌های نقره‌ای و
‫برنزی انجمن جاسوسان!</i>

153
00:10:06,272 --> 00:10:08,691
<i>‫هیچ‌کس واسه اعضای دنیای
‫زیرزمینی عزاداری نمی‌کنه،</i>

154
00:10:08,775 --> 00:10:10,401
<i>‫مهم نیست چندتاشون خورده
‫بشن.</i>

155
00:10:10,485 --> 00:10:12,237
<i>‫ببین چقدر دوستدار محیط
‫زیسته!</i>

156
00:10:13,279 --> 00:10:16,950
<i>‫عملیاتم رو گسترش می‌دم
‫تا مادرتون رو دوباره زنده کنم.</i>

157
00:10:17,033 --> 00:10:18,034
‫بازدیدها

158
00:10:18,118 --> 00:10:19,202
<i>‫همین الان سابسکرایب
‫کنین!</i>

159
00:10:23,748 --> 00:10:28,211
‫از همه‌جا آدما دارن غیب می‌شن،
‫از جمله خود همین انجمن.

160
00:10:28,294 --> 00:10:29,295
{\an8}‫همه‌شون رو قتل‌عام کن!!

161
00:10:29,379 --> 00:10:32,090
{\an8}‫علاوه بر این، رفتار عجیب مجرم...

162
00:10:32,173 --> 00:10:34,134
{\an8}‫که جرم و انگیزه‌ش رو جار می‌زنه.

163
00:10:34,217 --> 00:10:36,970
<i>‫مطمئناً نه‌تنها تو دنیای
‫زیرزمینی شناخته می‌شه،</i>

164
00:10:37,053 --> 00:10:39,639
<i>‫بلکه برای کله‌گنده‌های جامعه
‫رسمی هم تابلو شده.</i>

165
00:10:39,722 --> 00:10:41,182
‫چندش. بمیر دقیقاً

166
00:10:41,266 --> 00:10:44,769
‫و این وحشی‌گری، کار شوهر سرشناس
‫رهبر نهم یوزاکوراست.

167
00:10:44,853 --> 00:10:45,854
‫اون خونواده سمیه

168
00:10:46,521 --> 00:10:48,690
<i>‫وجهه خانواده یوزاکورا خراب
‫شده،</i>

169
00:10:48,773 --> 00:10:50,608
<i>‫و خبرش مثل بمب همه‌جا
‫پیچیده.</i>

170
00:10:51,151 --> 00:10:54,445
‫و حالا این درخواست کتبی، مشترکاً

171
00:10:54,529 --> 00:10:57,991
‫از طرف دولت، پلیس
‫و بعضی از اعضای همین انجمن ارائه شده:

172
00:10:58,074 --> 00:10:59,742
‫طرح پاکسازی خانواده یوزاکورا

173
00:11:01,828 --> 00:11:04,998
<i>‫اخراج خانواده یوزاکورا از انجمن
‫جاسوسان.</i>

174
00:11:06,791 --> 00:11:08,918
‫موضوع بحث امروزمون همینه.

175
00:11:09,002 --> 00:11:10,753
‫اخراج؟

176
00:11:10,837 --> 00:11:12,881
‫آره، قضیه خیلی روشنه.

177
00:11:13,882 --> 00:11:17,260
<i>‫پدری که مشخصاً به خاطر
‫خونواده‌ش داره آشوب به پا می‌کنه.</i>

178
00:11:17,343 --> 00:11:19,095
<i>‫دم‌خور شدن با خانواده
‫یوزاکورا</i>

179
00:11:19,179 --> 00:11:21,264
<i>‫همیشه خطر اون مرد رو به دنبال
‫داره.</i>

180
00:11:22,015 --> 00:11:24,851
‫خانواده یوزاکورا به‌نوعی خودش یه سازمان
‫جاسوسیه.

181
00:11:25,727 --> 00:11:29,022
‫«هر خانواده خودش باید گندکاری‌های
‫سازمانش رو جمع کنه.»

182
00:11:29,105 --> 00:11:30,982
‫قانون سیستم ما همینه.

183
00:11:31,566 --> 00:11:34,402
‫به محض اینکه رأی اکثریت موافق باشه،

184
00:11:34,485 --> 00:11:38,698
‫همه دارایی‌های مشترک رو مسدود
‫و سلاح‌های امانی رو توقیف می‌کنیم.

185
00:11:38,781 --> 00:11:40,241
‫صبر کن، به همین مفتی؟

186
00:11:40,325 --> 00:11:41,326
‫عجب، چه جالب.

187
00:11:41,409 --> 00:11:44,454
‫عجب نمایش باحالی! من رأیم به اخراجه.

188
00:11:44,537 --> 00:11:45,622
‫آقای ریو!

189
00:11:45,705 --> 00:11:47,749
‫ببخشید منو، شین.

190
00:11:47,832 --> 00:11:50,293
‫معلومه که همه‌تونو از ته دل دوست دارم.

191
00:11:50,376 --> 00:11:53,046
‫اما اصل کار یه جاسوس، اطلاعاتشه.

192
00:11:53,129 --> 00:11:55,673
‫رسوایی یه خانواده سرشناس جاسوس،

193
00:11:55,757 --> 00:11:58,551
‫دعوای خانوادگی، یه سوژه نابه!

194
00:11:58,635 --> 00:12:02,931
‫به عنوان سردبیر نشریه زرد شماره یک
‫دنیای جاسوسی،

195
00:12:03,014 --> 00:12:07,352
‫و به عنوان یه جاسوس رتبه طلایی،
‫نمی‌دونین چقدر حال کردم.

196
00:12:07,435 --> 00:12:09,187
‫اصلاً نگران هیچی نباش!

197
00:12:09,270 --> 00:12:12,774
‫یوزاکوراها بدون انجمن هم
‫کامل از پس کاراشون برمیان،

198
00:12:12,857 --> 00:12:16,527
‫تازه اگه به مشکلم بخورین،
‫اونم واسه خودش خیلی جذا...

199
00:12:16,611 --> 00:12:20,323
‫اگه به فوتابا و خونواده‌ش چپ نگاه کنی،
‫می‌کشمت.

200
00:12:20,406 --> 00:12:22,742
‫مگه مقصر اصلی مومو یوزاکورا نیست؟

201
00:12:22,825 --> 00:12:25,328
‫این اصلاً ربطی به فوتابا و بقیه نداره.

202
00:12:25,411 --> 00:12:27,580
{\an8}‫یه همچین درخواست مسخره‌ای...

203
00:12:27,664 --> 00:12:29,290
{\an8}‫صددرصد باهاش مخالفم!

204
00:12:29,374 --> 00:12:33,378
‫واویلا، چقدر احساساتی!
‫ویتامین به تنت می‌رسه اصلاً؟

205
00:12:33,461 --> 00:12:35,129
‫شورا، بس کن.

206
00:12:35,213 --> 00:12:36,714
‫اینجا وسط جلسه‌ایم.

207
00:12:36,798 --> 00:12:39,968
‫درسته که پای شماها رو هم کشیدیم وسط.

208
00:12:40,051 --> 00:12:42,095
‫اگه بخوای بلوا راه بندازی، درست نیس...

209
00:12:42,178 --> 00:12:43,972
‫تو یکی خفه شو، فوتابا.

210
00:12:44,055 --> 00:12:47,058
‫هر غلطی که دلم بخواد می‌کنم.

211
00:12:47,141 --> 00:12:48,309
‫اصلاً هرچی.

212
00:12:48,810 --> 00:12:51,688
‫نمی‌ذارم هیچ‌کس جلومو بگیره، حتی تو،
‫فوتابا.

213
00:12:51,771 --> 00:12:54,649
‫باز این اخلاق گندت زد بالا.

214
00:12:54,732 --> 00:12:56,025
‫خیلی خب، باشه.

215
00:12:56,109 --> 00:12:58,611
‫خیلی وقته دست‌به‌یقه نشدیم. بیا ببینم!

216
00:12:58,695 --> 00:13:00,405
<i>‫جلسه تبدیل به دوئل
‫شد؟</i>

217
00:13:00,488 --> 00:13:02,490
‫هی، آبجی، بی‌خیال شو دیگه، باشه؟

218
00:13:02,573 --> 00:13:04,993
<i>‫می‌دونستم این‌طوری
‫می‌شه.</i>

219
00:13:05,076 --> 00:13:06,953
<i>‫ولی این فقط نوک کوه
‫یخه.</i>

220
00:13:07,036 --> 00:13:11,124
<i>‫اینا بین رتبه‌طلایی‌ها عاقل‌تر
‫و سر‌به‌راه‌ترن.</i>

221
00:13:11,207 --> 00:13:13,668
<i>‫هنوز جلسه رو کاملاً به هم
‫نریختن.</i>

222
00:13:13,751 --> 00:13:15,878
<i>‫مصیبت اصلی این مرده.</i>

223
00:13:15,962 --> 00:13:19,590
‫انجمن جاسوسان بخواد تصمیم بگیره
‫با یوزاکوراها چیکار کنه؟

224
00:13:20,633 --> 00:13:22,176
‫چه جوک خنده‌داری.

225
00:13:23,136 --> 00:13:28,683
‫یکی دونستن یوزاکوراها با اون مرتیکه،
‫حماقت محضه.

226
00:13:28,766 --> 00:13:32,186
‫مطمئنم شماها فقط می‌خواین
‫از این ماجرا واسه خودتون تفریح بسازین،

227
00:13:32,270 --> 00:13:34,939
‫ولی من اصلاً قصد ندارم
‫با سازتون برقصم.

228
00:13:35,023 --> 00:13:38,026
‫اگه بی‌خود و بی‌جهت
‫از اخراج یوزاکوراها دفاع کنین،

229
00:13:38,109 --> 00:13:41,404
‫کاری می‌کنم تاوانشو پس بدین.

230
00:13:41,487 --> 00:13:43,573
‫من با این حرفت مشکلی ندارم.

231
00:13:43,656 --> 00:13:45,533
‫ولی اگه الان این جلسه رو به هم بزنی،

232
00:13:45,616 --> 00:13:48,244
‫فقط جایگاه یوزاکوراها خراب‌تر می‌شه.

233
00:13:48,327 --> 00:13:50,455
‫به درک.

234
00:13:50,538 --> 00:13:54,208
‫یوزاکوراها حتی اگه از سازمانی برن،
‫آخ هم نمی‌گن.

235
00:13:54,292 --> 00:13:56,377
‫تمومش کن، کیوئیچیرو.

236
00:13:56,961 --> 00:13:58,337
‫داداش.

237
00:14:00,631 --> 00:14:02,633
‫بس کن، کیوئیچیرو.

238
00:14:08,264 --> 00:14:10,683
‫می‌فهمم واسه چی جوش آوردی، کیوئیچیرو.

239
00:14:10,767 --> 00:14:12,894
‫دقیقاً واسه همینه که می‌خوام خونسرد باشی.

240
00:14:12,977 --> 00:14:16,647
<i>‫به همین راحتی
‫تارای داداش رو پاره کرد.</i>

241
00:14:16,731 --> 00:14:18,107
<i>‫اونم همه‌شون رو
‫یهویی!</i>

242
00:14:18,191 --> 00:14:19,817
‫دمت گرم، کارت درسته.

243
00:14:20,401 --> 00:14:23,905
<i>‫تارهای عنکبوت فولادیم
‫رو...</i>

244
00:14:23,988 --> 00:14:25,281
<i>‫فقط با یه ضربه لت‌وپار
‫کردی.</i>

245
00:14:25,907 --> 00:14:28,034
‫کار نادریه که فقط از پس تو برمیاد،

246
00:14:28,117 --> 00:14:30,953
‫اونم به لطف حس ششم و
‫ادراک فوق‌العاده‌ته.

247
00:14:31,037 --> 00:14:33,414
‫حالا که این‌قدر همه‌چیو خوب می‌بینی،

248
00:14:33,498 --> 00:14:36,084
‫لابد خوب می‌فهمی که این جلسه
‫چقدر مضحک و مسخره‌ست.

249
00:14:36,834 --> 00:14:39,504
‫اگه با دونستن این قضیه جلوم دربیای،

250
00:14:39,587 --> 00:14:42,965
‫حتی به تو هم رحم نمی‌کنم، کای.

251
00:14:45,510 --> 00:14:46,511
‫هوم.

252
00:14:54,852 --> 00:14:56,229
‫هی، کای!

253
00:14:56,312 --> 00:14:57,522
‫دستات پوسته پوسته شده.

254
00:14:58,856 --> 00:15:01,359
‫تارات بیشتر از همیشه
‫تو پوستت فرو رفتن...

255
00:15:01,442 --> 00:15:05,613
‫این یعنی آروم از تارات کار کشیدی
‫تا هوای خونواده کنارت رو داشته باشی.

256
00:15:06,697 --> 00:15:09,408
<i>‫حتی قبل مأموریت بیشتر ادکلن
‫زدی...</i>

257
00:15:09,492 --> 00:15:12,537
<i>‫همون ادکلن ترنجی که موتسومی
‫دوست داره...</i>

258
00:15:13,037 --> 00:15:15,581
<i>‫همونی که می‌زنی تا آرومش
‫کنی.</i>

259
00:15:16,415 --> 00:15:20,211
<i>‫بیشتر از همیشه هم
‫دست تو موهات کشیدی...</i>

260
00:15:20,294 --> 00:15:24,590
<i>‫چون به عنوان داداش بزرگه مصممی
‫جلوی مصیبت‌های خونواده خونسرد بمونی.</i>

261
00:15:27,844 --> 00:15:29,887
‫عصبانیتت از این بی‌عدالتی رو درک می‌کنم.

262
00:15:30,596 --> 00:15:33,975
‫اینم خوب می‌دونم که یوزاکوراها
‫با این چیزا ضعیف نمی‌شن.

263
00:15:34,058 --> 00:15:36,352
‫ولی با راه انداختن یه شر بی‌خودی،

264
00:15:37,061 --> 00:15:40,940
‫حیفه که همه زحماتت هدر بره، کیوئیچیرو.

265
00:15:52,618 --> 00:15:55,663
‫ضدحال. بیاین جلسه رو ادامه بدیم.

266
00:15:55,746 --> 00:15:56,873
‫ممنون.

267
00:15:59,667 --> 00:16:04,130
<i>‫عجب. داداش کیوئیچیرو وقتی قاطی
‫کنه دیگه کسی جلودارش نیست،</i>

268
00:16:04,213 --> 00:16:06,465
<i>‫ولی اون فقط با چند تا کلمه
‫آرومش کرد!</i>

269
00:16:08,176 --> 00:16:11,012
‫منم برای کوتاه اومدن، یه پیشنهادی دارم.

270
00:16:11,637 --> 00:16:14,056
‫دستگیری مومو که برنامه خودمون بود،

271
00:16:14,140 --> 00:16:16,475
‫ولی می‌خوام دهن بقیه رو ببندم.

272
00:16:17,226 --> 00:16:19,854
‫ما مومو رو تو کوتاه‌ترین زمان ممکن
‫دستگیر می‌کنیم.

273
00:16:19,937 --> 00:16:24,066
‫اون‌وقت دیگه کسی تو کار خانواده یوزاکورا
‫دخالت نمی‌کنه.

274
00:16:24,150 --> 00:16:28,029
‫کوتاه‌ترین زمان، ها؟ دقیقاً چقدر؟

275
00:16:29,322 --> 00:16:31,782
‫سه ماه؟ خب، مطمئنم حداقلش--

276
00:16:31,866 --> 00:16:33,618
‫ظرف سه روز.

277
00:16:34,202 --> 00:16:37,622
<i>‫ظرف سه روز مومو یوزاکورا رو
‫بازداشت می‌کنیم.</i>

278
00:16:37,705 --> 00:16:39,582
<i>‫دیگه با این مشکلی ندارین،
‫نه؟</i>

279
00:16:39,665 --> 00:16:43,002
‫داداش، هرجور حساب کنی وقت خیلی کمه--

280
00:16:43,085 --> 00:16:44,670
<i>‫خیلی جالب شد!</i>

281
00:16:44,754 --> 00:16:46,422
‫ببینم چطور از پسش برمیای!

282
00:16:46,505 --> 00:16:48,382
<i>‫اگه از پسش بربیای که
‫معرکه‌ست،</i>

283
00:16:48,466 --> 00:16:50,301
{\an8}‫اگه خراب کنی هم اخراجت
‫می‌کنیم،

284
00:16:50,384 --> 00:16:51,385
{\an8}‫دنودایمائو جی

285
00:16:51,469 --> 00:16:53,846
{\an8}‫اون‌وقت می‌شینم
‫هارددیسک‌های شیون رو هک می‌کنم!

286
00:16:53,930 --> 00:16:55,014
{\an8}‫من پایه‌ام!

287
00:16:55,097 --> 00:16:56,098
{\an8}‫دکتر موزو

288
00:16:56,182 --> 00:16:59,268
{\an8}‫حالا که دستت گرمه،
‫داده‌های تحقیقاتی نانائو رو هم کِش برو.

289
00:16:59,352 --> 00:17:02,939
{\an8}‫آخه می‌دونی، رابطه‌ش رو باهام قطع
‫کرده...

290
00:17:03,022 --> 00:17:07,652
{\an8}‫ فوران، حتماً خیالت راحت
‫شد که یوزاکوراها قسر در رفتن.

291
00:17:07,735 --> 00:17:09,820
{\an8}‫آخه شنیدم استاد کنگو
‫هستی.

292
00:17:09,904 --> 00:17:10,988
{\an8}‫فوران

293
00:17:11,072 --> 00:17:13,449
{\an8}‫نمی‌ذارم احساسات شخصیم مانع کارم
‫بشن.

294
00:17:13,532 --> 00:17:16,202
{\an8}‫کوسوموس آکیزاکورا

295
00:17:16,285 --> 00:17:18,621
‫فوتابا، مطمئنی با این قضیه مشکلی نداری؟

296
00:17:18,704 --> 00:17:20,081
‫مشکلی ندارم.

297
00:17:20,164 --> 00:17:21,540
‫پس منم حرفی ندارم.

298
00:17:22,541 --> 00:17:25,628
‫عالیه! پس قضیه حل شد، نه؟

299
00:17:26,379 --> 00:17:28,756
‫در رابطه با اون درخواست هم،
‫تصمیم‌گیری رو عقب می‌ندازم،

300
00:17:28,839 --> 00:17:31,842
‫تا مهلت سه روزه دستگیری مومو یوزاکورا.

301
00:17:32,343 --> 00:17:33,553
‫پیام جدید

302
00:17:33,636 --> 00:17:36,514
<i>‫به‌به! خوش به حالتون
‫بچه‌ها!</i>

303
00:17:36,597 --> 00:17:39,809
<i>‫لطف کرده خودش اومده
‫سراغمون.</i>

304
00:17:39,892 --> 00:17:43,229
<i>‫یه پیام محرمانه‌ست، مخصوص ما
‫رتبه‌طلایی‌ها.</i>

305
00:17:43,312 --> 00:17:44,397
{\an8}‫عذرخواهی از خونواده‌ام.

306
00:17:44,480 --> 00:17:46,440
{\an8}‫تقدیم به اعضای خونواده
‫عزیزم...

307
00:17:46,524 --> 00:17:49,694
{\an8}‫بابت کاری که کردم واقعاً
‫شرمنده‌ام.

308
00:17:50,444 --> 00:17:54,657
{\an8}‫فقط می‌خواستم با استریم
‫کردن، عشقم رو به خونواده‌م نشون بدم،

309
00:17:54,740 --> 00:17:57,660
{\an8}‫اما کی فکرشو می‌کرد واسه
‫کل خانواده یوزاکورا گرون تموم بشه؟

310
00:17:57,743 --> 00:17:59,203
<i>‫داره گریه می‌کنه.</i>

311
00:17:59,287 --> 00:18:01,706
‫مثل همیشه رد داده.

312
00:18:01,789 --> 00:18:03,958
<i>‫چندتا از جاسوسایی که خفه‌شون
‫کردم،</i>

313
00:18:04,041 --> 00:18:07,545
<i>‫از درخواست اخراج خانواده
‫یوزاکورا بهم گفتن.</i>

314
00:18:09,964 --> 00:18:12,967
<i>‫من تمام این کارا رو واسه
‫خونواده‌م کردم،</i>

315
00:18:13,050 --> 00:18:16,804
<i>‫ولی اگه قراره واسه‌شون دردسر
‫بشه، نقشه‌م نتیجه عکس داده.</i>

316
00:18:16,887 --> 00:18:21,183
<i>‫جاسوسای رتبه طلایی، من منم،
‫بچه‌هامم بچه‌های خودمن.</i>

317
00:18:21,267 --> 00:18:25,646
<i>‫خواهش می‌کنم فوراً دست از سرکوب
‫ناعادلانه یوزاکوراهای فعلی بردارین!</i>

318
00:18:28,024 --> 00:18:30,318
<i>‫وگرنه می‌کشمتون.</i>

319
00:18:31,861 --> 00:18:34,238
<i>‫همیشه از این آدما وجود
‫داشتن،</i>

320
00:18:34,322 --> 00:18:37,908
<i>‫کسایی که تلاش می‌کردن مانع
‫خانواده یوزاکورا بشن.</i>

321
00:18:37,992 --> 00:18:39,493
<i>‫حتی تو همین لحظه هم،</i>

322
00:18:39,577 --> 00:18:42,413
<i>‫فکر می‌کنین از یه جای امن
‫دارین این ویدیو رو می‌بینین،</i>

323
00:18:42,496 --> 00:18:45,166
<i>‫اما منم شما رو
‫می‌بینم.</i>

324
00:18:45,249 --> 00:18:48,669
<i>‫اون روز، من دوباره متولد
‫شدم.</i>

325
00:18:48,753 --> 00:18:53,257
<i>‫دیگه هیچ جای امنی واسه
‫هیچ‌کدومتون نمونده.</i>

326
00:18:53,341 --> 00:18:54,967
‫هوم.

327
00:18:55,051 --> 00:18:58,012
<i>‫عمراً بذارم دستتون</i>

328
00:18:58,095 --> 00:19:00,556
<i>‫به بچه‌های من برسه.</i>

329
00:19:10,232 --> 00:19:12,818
<i>‫«داداش‌های کوچیکم» با مقدار
‫زیادی سومینین،</i>

330
00:19:12,902 --> 00:19:15,905
<i>‫فشرده شدن و تبدیل به
‫یه گلوله انرژی شدن.</i>

331
00:19:15,988 --> 00:19:17,448
<i>‫به عبارتی، یه بمب.</i>

332
00:19:18,449 --> 00:19:22,953
<i>‫واسه تنبیه انجمن جاسوسا که قصد
‫اخراج خانواده یوزاکورا رو داشت،</i>

333
00:19:23,037 --> 00:19:25,790
<i>‫این بمب‌ها رو تو
‫مقر انجمن کار گذاشتم.</i>

334
00:19:25,873 --> 00:19:28,584
<i>‫انفجار حدود یک ساعت دیگه رخ
‫می‌ده.</i>

335
00:19:28,668 --> 00:19:31,462
<i>‫با این اندازه،
‫همه‌چیز تو شعاع ۱۰۰ متری</i>

336
00:19:31,545 --> 00:19:34,006
<i>‫پودر می‌شه و اثری ازش نمی‌مونه.
‫همین.</i>

337
00:19:35,174 --> 00:19:39,970
<i>‫این یکیو محض نمونه همین‌جا
‫می‌ترکونم.</i>

338
00:19:40,054 --> 00:19:41,681
<i>‫تا زمانی که این ویدیو پخش
‫بشه،</i>

339
00:19:41,764 --> 00:19:45,393
<i>‫همین بمب‌ها از قبل
‫داخل انجمن کار گذاشته شدن.</i>

340
00:19:45,476 --> 00:19:47,520
‫همین الانشم داخل انجمنن؟

341
00:19:47,603 --> 00:19:50,272
‫منم. اوضاع امنیتی روبه‌راهه؟

342
00:19:50,356 --> 00:19:52,525
<i>‫چیزی شده، رئیس؟</i>

343
00:19:52,608 --> 00:19:55,361
‫اینجا که همه‌چی روبه‌راهه.

344
00:19:55,444 --> 00:19:56,445
‫رئیس

345
00:19:56,529 --> 00:19:59,323
‫به هر حال، بعداً باید
‫بازم منو ببری پیک بزنیم!

346
00:20:00,866 --> 00:20:04,036
<i>‫داداش‌های کوچیکم خیلی
‫کاربلدن.</i>

347
00:20:04,120 --> 00:20:08,374
<i>‫شک دارم چار تا رتبه‌طلایی
‫معمولی بتونن از پسشون بربیان.</i>

348
00:20:11,544 --> 00:20:15,256
<i>‫منتظر تماس بعدیم
‫باشین.</i>

349
00:20:15,339 --> 00:20:16,841
<i>‫تا دیدار بعد.</i>

350
00:20:22,012 --> 00:20:25,433
<i>‫اینکه عذرخواهی نبود، تهدید
‫بود!</i>

351
00:20:27,143 --> 00:20:29,437
‫«رتبه‌طلایی‌های معمولی»، ها؟

352
00:20:29,520 --> 00:20:32,273
‫دلم می‌خواد همین الان تیکه‌تیکه‌ش کنم.

353
00:20:32,356 --> 00:20:36,444
‫چه تصادفی. خودمم می‌خواستم
‫یه محبتی بهش نشون بدم.

354
00:20:36,527 --> 00:20:39,363
‫تیکه‌تیکه چیه، بیاین صد تیکه‌ش کنیم!

355
00:20:39,447 --> 00:20:41,532
‫درست مثل اسمش.

356
00:20:41,615 --> 00:20:44,243
‫چطور می‌تونی این‌قدر خشن حرف بزنی، شورا؟

357
00:20:44,326 --> 00:20:46,412
‫عاشقشم.

358
00:20:47,079 --> 00:20:48,372
‫همگی آروم باشین.

359
00:20:49,165 --> 00:20:51,917
‫اولویت اولمون، اطمینان از امنیت انجمنه.

360
00:20:52,543 --> 00:20:54,420
{\an8}‫بیاین این قضیه رو مخفی نگه داریم،

361
00:20:54,503 --> 00:20:56,881
{\an8}‫تا دشمن نتونه از هرج‌ومرج سوءاستفاده
‫کنه.

362
00:21:00,634 --> 00:21:01,635
‫یه سوراخ؟

363
00:21:01,719 --> 00:21:04,805
‫سرتاسر شهر، راه‌های
‫ورود به انجمن وجود داره.

364
00:21:06,265 --> 00:21:08,434
‫من اول می‌رم داخل، باشه؟

365
00:21:10,728 --> 00:21:14,356
<i>‫انجمن تو یه فضای خیلی وسیع
‫زیر شهر کشیده شده.</i>

366
00:21:14,440 --> 00:21:16,275
<i>‫پشت دیواری تو ایستگاه
‫مترو.</i>

367
00:21:16,358 --> 00:21:17,359
‫کلینیک جاسوسی

368
00:21:17,443 --> 00:21:20,196
<i>‫درست زیر آسانسور یه فروشگاه
‫بزرگ.</i>

369
00:21:20,279 --> 00:21:21,822
<i>‫دریچه‌های فاضلاب سرتاسر
‫شهر.</i>

370
00:21:22,865 --> 00:21:26,619
<i>‫به عبارتی، انجمن درست
‫زیر جامعه عادی قرار گرفته.</i>

371
00:21:27,286 --> 00:21:30,122
<i>‫اگه تو انجمن بمب کار گذاشته
‫باشه...</i>

372
00:21:30,706 --> 00:21:34,210
<i>‫این یه حمله کوره که کل جامعه رو
‫درگیر می‌کنه.</i>

373
00:21:34,293 --> 00:21:37,171
‫اگه جلوشو نگیریم، نه‌تنها تلفات می‌دیم...

374
00:21:37,254 --> 00:21:39,799
‫بلکه آبروی این صنف هم می‌ره و...

375
00:21:39,882 --> 00:21:42,301
‫موجودیت انجمن به خطر می‌افته.

376
00:21:42,384 --> 00:21:44,970
‫پس منظورش از تنبیه اینه، هان؟

377
00:21:45,054 --> 00:21:47,014
‫عجب ذات لجن و مزخرفی داره.

378
00:21:47,097 --> 00:21:48,974
‫تعجبی نداره که بابای توئه، کیو.

379
00:21:49,058 --> 00:21:50,059
‫دلت مرگ می‌خواد؟

380
00:21:50,142 --> 00:21:52,520
‫هیچ گزارشی از نفوذ مهاجم نداشتیم.

381
00:21:53,395 --> 00:21:57,274
<i>‫اگه با اون قیافه کسی متوجه‌شون
‫نشده،</i>

382
00:21:57,358 --> 00:21:59,109
<i>‫یعنی می‌تونن تغییر چهره
‫بدن.</i>

383
00:21:59,819 --> 00:22:02,780
<i>‫اگه در پوشش کارمند یا جاسوس
‫می‌خوان از بمب‌ها محافظت کنن،</i>

384
00:22:02,863 --> 00:22:06,200
<i>‫اگه به حال خودشون رهاشون کنیم،
‫گرفتنشون راحت‌تر می‌شه.</i>

385
00:22:06,283 --> 00:22:08,869
‫واسه همین می‌ذارم هر جور دلشون می‌خواد
‫رفت‌وآمد کنن.

386
00:22:08,953 --> 00:22:12,915
‫هر فرد مشکوکی دیدین، فوراً حمله کنین
‫و بگیرینش.

387
00:22:23,801 --> 00:22:26,554
‫رتبه‌بندی پاداش‌های این ماه

388
00:22:35,229 --> 00:22:37,231
‫۵۷ دقیقه باقی مونده.

389
00:22:37,314 --> 00:22:40,067
‫عملیات نفوذ به انجمن،
‫از همین الان شروع می‌شه.

492
00:22:42,067 --> 00:22:48,067
ترجمه و بومی‌سازی: ساب‌یار

493
00:22:42,067 --> 00:22:48,067
subyar.com

390
00:24:10,991 --> 00:24:15,913
‫اهداف قسمت بعد
